عشق و عاشقی

در وصف کروبیان، خبری از ابوعبدالله‌الصادق (ع) وارد است که ترجمه‌ی آن چنین است:
کروبیان، گروهی از شیعیان ما هستند، از آفرینندگان نخست، که خدای آنها را در پشت عرش قرار داد و اگر نور یکی از آنان را بر اهل زمین قسمت کنند، آنان را کفایت کند و بعد فرمود که موسی (ع) موقعی که از پروردگار خود، خواسته‌ی خود بخواست، خدای به یکی از کروبیان امر کرد و او نیز بر کوه تجلّی کرد و کوه را ویران و پراکنده ساخت ((تعلیقات دیوان مجیر).
معنی بیت: تلاش کن تا مونس و انیس فرشتگان مقرب گردی که چون عقل‌اند و نفس ندارند و صاحب تدبیر و تعلق و تصرفی نیستند تا در اثر این همدمی، با اسرار خداوندی آشنا و محرم درگاه او گردی.
21)بد بود انصاف چون اغیار دارد ملک دل رد بود سیماب چون خورشید سازد کیمیا
سیماب: جیوه را گویند و معرب آن ریبق باشد و جزو اعظم اکسیر است، بلکه روح اکسیر و روح جمیع اجساد است و به معنی خیره و بی‌حیا هم آمده است (برهان).
کیمیا: به معنی مکر و حیله باشد و عملی است مشهور نزد اهل صنعت که به سبب امتزاج روح و نفس، اجساد ناقصه را به مرتبه ی کمال رسانند یعنی قلعی و مس را نقره و طلا کنند و چون این عمل خالی از حیله و مکری نیست از این جهت به این نام خوانند و نظر پیر و مرشد کامل را نیز گویند و عشق و عاشقی را کیمیا و کیمیاگری گویند و ارزیز را نیز گفته اند که به عربی رصاص خوانند (برهان).
مصرع اول در نسخه‌ی بدل چنین است: بد بود اغیار چون انصاف دارد ملک دل
که در این صورت معنی چنین خواهد بود: چون انصاف و عدل در دل جا باز کرده و ملک دل را تصرف کند؛ دیگر چیزهای دیگر و غیر، محملی نخواهد داشت.
اشکال وارد بر این معنی این است که بد بودن اغیار را مشروط به اختیار ملک دل توسط انصاف کرده است که علی‌القاعده اغیار بدون شرط و همواره بد است، چه ملک دل در اختیار انصاف باشد و چه نباشد.
معنی بیت: وقتی که ولایت دل در تسلط اغیار است، عدلی که حکم می‌راند مطلوب و عدل واقعی نخواهد بود، زیرا که اغیار عادلان نیستند و انصاف از آنان انتظار نمی‌رود و همچنین وقتی خورشید با درخشش خود کیمیاگری می‌کند دیگر جیوه و درخشش آن فروغی نخواهد داشت.
22)مرد معنی شو نه مرد صورت ایرا در نهاد دارد از الوان سیاهی مشک و سبزی گندنا
نهاد: طبع و سرشت
مشک: ماده ایست معطر، مأخوذ از کیسه‌ای مشکین به اندازه ی تخم مرغی یا نارنجی کوچک، مستقر در زیر پوست شکم و مجاور عضو تناسلی جنس نر از آهوی ختایی… که در عطر سازی و معطر کردن برخی مشروبات الکلی گران قیمت به کار می‌رود (نقل با تلخیص از معین).
مشک سیاه رنگ است و مشکی به معنی سیاه منسوب به آن است (فرهنگ اشارات).
گندنا: بر وزن کربلا؛ معروف است و آن سبزیی باشد خوردنی (برهان).
توضیح: ظاهراً مشک سیاه ولی باطناً خوشبو و گران قیمت است ولی ظاهر تره سبز ولی در عوض تلخ و بدمزه است.
و با توجه به خاصیتهای مشک و گندنا، به نظر می‌رسد که شاعر هنر چندانی به کار نبرده است.
معنی بیت: اهل معرفت و معنویت باش نه اهل ظاهر و تظاهر؛ چرا که طبیعتاً از رنگها، نصیب مشک که خوشبو و ارزشمند است سیاهی، و نصیب گندنا و تره که تلخ و بدمزه است سبزی است. به عبارت دیگر شاعر می‌گوید که صورت و ظاهر را رها کن و به معنا و باطن بیندیش.
23)ماجرا طوطی نکوتر بر زبان راند ز کبک گرچه دایم کبک در خرقه‌ست و طوطی در قبا

                                                    .