پژوهش دانشگاهی – شناسایی راههای تأمین منابع مالی کارآفرینان اجتماعی- قسمت ۲۶

ارتقا مدل
مدل فرانشیز
مدل فرانشیز شرکت های اجتماعی را به وسیله نشان دادن همانند سازی و مقیاس چالش های غیرانتفاعی بهبود می بخشد. سازمان فرانشیز ” مدل سازمانی اجتماعی و فروش آن برای سازمان های غیرانتفاعی دیگر به عنوان کسب و کار خود است محقق می سازد”. فرانشیز به سازمان ها برای دستیابی به مقیاس اقتصاد و پایداری و یا سود کمک می کند. همچنین فرانشیز سازمان را قادر به تکرار، و در نتیجه، افزایش وسعت مقیاس، پوشش جغرافیایی، و یا عمق مقیاس حجم مشتریان می سازد. از این رو مدل فرانشیز افزایش مقیاس پذیری آن است.ارزش اقتصادی و اجتماعی از طریق تکرار ایجاد می کند. خرید فزانشیز یک سازمان غیرانتفاعی را قادر می سازد تا سرمایه گذاری ثابت انجام دهند،به جای اینکه نگران باشند که جه نوع کسب و کاری را شروع کنند و چگونه محصولات خود را به فروش برساند. چگونه به بازار وارد شوند. فرانشیز باعث می شود که یک شرکت اجتماعی به یک صنعت نفوذ کند و تخصص آن کسب و کار را پیدا کند و باعث ایجاد یک فرصت های تاثیرگذار اجتماعی شود و یک منبع جدید از درآمد را به دست آورد. فرانشیز می تواند باعث موفقیت و سرمایه گذاری های اجتماعی شود.
شکل( ۲-۱۶) مدل فرانشیز
اتصال ….
شرکت اجتاعی
فرانشیز ۱
شرکت اجتماعی
به هر اتصال مدل به
شرکت اجتماعی
فرانشیز۲
هرعملیاتی
شرکت اجتماعی
فرانشیز۳
مدل عملیاتی …..
منبع:(نیکولز۲۰۰۶:۲۲۷)
مدل مشارکت شرکت خصوصی و غیرانتفاعی
مدل مشارکت شرکت های اجتماعی خصوصی و غیرانتفاعی همکاری متقابل کسب و کار سودمند یا سرمایه گذاری مشترک سازمان انتفاعی و غیرانتفاعی است. ساختن روابط یکی از دلایلی است که به موجب آن هر شریک کمک کننده و دریافت کننده موفقیت سرمایه گذاری است. این همکاری باعث افزایش سرمایه گذاری های اجتماعی غیر انتفاعی با افزایش پایداری آن، و تاثیر اجتماعی آن، یا مستقیم توسط رسیدن به مشتریان بیشتر از طریق مدل کسب و کار و یا غیر مستقیم با تولید منابع مالی برای برنامه های اجتماعی می شود. مزایای شریک بخش خصوصی به بهبودی حسن نیت و تصویرعمومی، و افزایش وفاداری، و کاهش هزینه های عمومی است. نفوذ به بازار های جدید، جذب مصرف کنندگان اجتماعی آگاه بیشتر و غیره، که به فروش بالاتر و بیشتر می شود(نیکولز،۲۰۰۶؛ کیم التر،۲۰۰۶) .[۸۴],
شکل(۲-۱۷) مدل شرکت خصوصی و غیرانتفاعی
شرکت خصوصی
شرکت اجتماعی
………………………
اتصال دو مدل ……… …………… …………………
منبع:(نیکولز،۲۰۰۶:۲۲۹)
۲-۳-۲ مدل کروز سانتوز
چگونگی تأمین منابع مالی یکی از موضوع های راهبردی پیش روی کارآفرینی برای راه اندازی کسب و کار است. تمام سازمانها به خصوص کارآفرینان اجتماعی نیازمند سرمایه هستند. دسترسی به سرمایه موجب استفاده از فرصت های رشد در شرایط خوب اقتصادی می شود و در مواجه با شرایط بد اقتصادی امکان بقا و ادامه حیات کارآفرینان اجتماعی را فراهم می کند. یک مدیر اجتماعی در پروژه های کارآفرینی اجتماعی در سه بعد از ارائه منابع درگیر است. ۱- منابع مالی که شامل تأمین مالی و منطق بهره برداری،۲- منابع انسانی،، که ادغام سهامداران، ویژگی های آنها، آموزش و پتانسیل نوآوری و۳- منابع اجتماعی حاصل از سیاست های اجتماعی ،سازمان ها و شبکه های تعامل اجتماعی است. در یک مفهوم ایده آل این سه عامل به طور منسجم در اهداف کارآفرینی اجتماعی دخالت دارند(سانتوس،۲۰۱۲)[۸۵].
شکل(۲-۱۸)تأمین مالی کارافرینان اجتماعی
تأمین مالی ادغام سهامداران، ویژگیهای آنها سیاست های اجتماعی
منطق بهره برداری آموزش و پتانسیل نوآوری سازمان ها و شبکه های
تعامل اجتماعی
منابع مالی منابع انسانی منابع اجتماعی
کارافرینان اجتماعی
منبع:( سانتوس،۲۰۱۲)
نوآوری همواره محرک پیشرفت اقتصادی بوده است، امروزه سه دلیل را می توان بر شمرد که ثابت می کنند نوآوری برای شرکت ها و کشورها کاملا ضروری و اضطراری است:
تجارت آزاد و کاهش سریع هزینه های ارتباطات و حمل و نقل ایجاد می کند که بنگاه های اقتصادی به طور فزاینده ای بر قدرت رقابت خود با کشورهایی که هزینه های نیروی کار کمتری دارند و از نیروی کار ماهرتر و با تحصیلات عالی تری برخوردارند، بیفزایند.
علم و تکنولوژی، دنیای امروز ما را بیش از هر عصر و زمان دیگری، به سرعت تغییر می دهند، پیشرفت هایی که در تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، در مواد نو، بیوتکنوژی، انرژی های نو، سوخت های جایگزین و نانو تکنولوژی اتفاق می افتد، امواج سهمگینی از نوآوری به راه انداخته و فرصت های ذیقیمتی را برای کارآفرینان فراهم می اورند، به گونه ای که مزیت رقابتی انها را در مقابل دیگر رقبا افزایش می دهند.
ارتباطات وسیع جهانی که پدیده محیط های رسانه ای بیست و چهار ساعته و هفت روز هفته، از نمودهای عینی آن در قرن ۱۲ است، باعث شده تا ذائقه مصرف کنندگان به طور مدام تغییر کند(سانتوس،۲۰۱۲).
این عوامل، تمامی شرکت ها و کشورها را به این فکر واداشته است تا سختی برای این سوال بیایبند که چگونه می توان نوآوری را توسعه داد و بر نرخ رشد آن افزود؟
نوآوری را در یک تعریف ساده می توان« بهره برداری موفق از ایده های نوآوری بدان جهت حائز اهمیت است که می توان محصولات بهتر و خدمات برتری را رائه کند، مدل های بهبود یافته برای کسب و کار معرفی کند و فرایند های کارامدتری برای تولید در اختیار صاحبان کسب و کار قرار دهد. از دید اقتصاد کلان، نوآوری کلید دستیابی به بهروه وری بالاتر و رفاه و آسایش بیشتر برای عموم مردم جامعه است. برای تمام بخش های اقتصادی ما ضروری است تا به نواوری به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر بنگرند(همایونفر،۸۷).
برنامه ریزی نیروی انسانی به عنوان یکی از پیچیده ترین، فنی ترین و رقابتی ترین زمینه های فعالیت مدیران در کارکرد منابع انسانی در جهت پاسخگویی به انتظاات کارکنان و جامعه در سطح خرد و کلان به کار گرفته می شود. افزایش سطح آموزش افراد جامعه، تنوع تخصص ها، وسعت و پیچیدگی سازمان ها، تکنولوژی و تغییر سریع توقعات افراد از جمله متغیرهایی هستند که نقش مدیران نیروی انسانی را جهت تدوین برنامه های کارآمد پراهمیت ساخته اند. برنامه ریزی منابع انسانی فراگردی است که به واسطه آن سازمان تخمین می زند که برای دستیابی به اهداف خویش به چه تعداد نیروی کار، با چه نوع تخصص و مهارتهایی، برای چه مشاغلی و در چه زمانی نیاز دارد تا بدان طریق به گونه ای اثر بخش و کارآمد فعالیت نماید. برنامه ریزی منابع انسانی، فراگرد تجزیه و تحلیل نیازها به منابع انسانی در شرایط متغیر، و طراحی اقدامات و فعالیتهای لازم برای تأمین و رفع این نیازهاست(طاهری عطار،۸۷).
سرمایه اجتماعی سازمانی، یک دارایی است که هم برای سازمان( از طریق ایجاد ارزش برای سهامداران) و هم برای اعضای سازمان( از طریق ارتقای مهارت های کارکنان) مفید و سودمند است. محققان نشان داده اند ک سرمایه اجتماعی یک منبع با ارزش است زیرا افراد هنگامیکه یکدیگر را شناخته و درک نموده و به هم اعتماد داشته و با یکدیگر هویت می یابند به صورت کاراتر و موثرتری با هم کار می کنند(امیرخانی،۸۷).
۲-۳-۳ مدل واندا ویتینی و همکارانش

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.