شناسایی راههای تأمین منابع مالی کارآفرینان اجتماعی- قسمت ۲۱

این روش، اغلب در پروژه های غیرانتفاعی کاربرد دارد و مشارکت کنندگان هیچ گونه انتظاری در قبال حمایت مالی ارائه شده ندارند. مواردی مانند راه اندازی نرم افزارهای متن باز که- طی آن امکان جمع آوری حمایت مالی قابل توجهی از سوی کاربران نرم افزار فراهم می شود- از این قبیل می باشند. کاربرد دیگر اهدا جمعی، مربوط به حمایت از فعالیت های خیریه می باشد، موسسات خیریه یکی از بهره برداران این روش می باشند. نکته حائز اهمیت در این مورد، قدرت و اثربخشی تعاملات در ایجاد هم افزایی جمعی، می باشد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
۲-تأمین مالی جمعی مبتنی بر پیچیدگی فرایند تأمین سرمایه
فرایند های پشتیبان تأمین مالی جمعی، زمانی که فراوانی جمعیت افزایش یابد(مانند سرمایه گذاری جمعی)، ممکن است با افزایش پیچیدگی مواجه گردد. به عنوان مثال عملیاتی مانند مدیریت«پرداخت خرد»، با افزایش تعداد پرداخت کننده، دچار چنین وضعیتی خواهد شد. از طرف دیگر مدیریت این فرایند، به تخصص و زمان ویژهای نیازمند است که برای مشارکت کنندگان، به خصوص غیر حرفه ای مشکل آفرین می باشد. مضاف بر اینکه صرف زمان مورد نیاز برای این امر- در مقایسه با منافع حاصل از منافع خرد سرمایه گذاری شده- مقرون به صرفه نمی باشد. از این رو حضور یک میانجی- نه به عنوان واسطه- بلکه در نقش یک«رابط» ضرورت می یابد. لکن این میانجی هیچ شباهتی با واسطه های موجود(به عنوان کارگزار) در روش های سنتی تأمین مالی(مانند بانک ها و موسسات مالی) ندارد. بلکه به عنوان یک تسهیل گر فرایند های فی مابین سرمایه گذار و متقاضی سرمایه عمل می کند. این میانجی، تحت عنوان«عامل تأمین مالی جمعی» شناخته می شود. بنابراین، تأمین مالی جمعی مبتنی بر این رویکرد می توان به دو دسته(۱)تأمین مالی-جمعی مستقیم و (۲) تأمین مالی جمعی با واسطه(رابط)، تقسیم کرد. عواملی مانند بانک ها و «شرکت های ارائه کننده خدمات پرداخت خرد« هیچ گونه مداخله ای در فرایند تأمین مالی جمعی نخواهد داشت، و صرفا عملیات(اجرایی) پرداخت، به واسطه این دو عامل صورت می گیرد. بدین معنا که پرداخت های حامیان، از طریق عملیات انتقال پول از(۱) حساب حامی نزد بانک و یا(۲)از کارت اعتباری وی، به حساب شخص متقاضی صورت می گیرد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
از مصادیق این روش می توان به عملکرد بانک آمرو اشاره کرد. این بانک از سال ۲۰۱۱ در کشور هلند، اقدام به راه اندازی سامانه ای تحت عنوان«سیدز» کرده است که به عنوان تسهیل گر فرایند های مابین سرمایه گذاران و کارآفرینان، در زمینه تأمین مالی جمعی ایفای نقش کند. راه اندازی این بستر در نتیجه مطالعات بانک آمرو در خصوص مشکلات کارافرینان بوده است. لذا با تأسیس سیدز به عنوان یک مرکز رشد، شرایطی فراهم شده است که در آن، کارآفرینان در محیط مجازی، طی فرایندی، درخواست بودجه خود را فراخوان می کنند. از سوی دیگر، سرمایه گذاران نیز به صورت جمعی، نسبت به تأمین بودجه در خواست شده، متعهد می شوند(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
ذینفعان سیدز، شامل(۱) کارافرینان، (۲) سرمایه گذاران و (۳) عامل میانجی می باشند.
شکل(۲-۴) ذینفعان تأمین مالی جمعی در سامانه سیدز
کارآفرینان
سرمایه گذاران
عامل
(رابط)
منبع :(کشتکار و هکاران،۱۳۹۱)
انگیزه های مشارکت در تأمین مالی جمعی
یکی از جنبه های بسیار مهم تأمین مالی جمعی، مسأله سود و زیانی که متوجه «تأمین کنندگان مالی» می شود، می باشد همه، این موارد را براساس گونه های پنج گانه تأمین مالی جمعی، دسته بندی کرده است.
اهدا جمعی: در این روش اهدا کنندگان، هیچ انتظاری در قبال مشارکت مالی خود ندارند؛ اما برخی موارد، تقدیر و انگیزش غیر مادی در عوض کمک مالی صورت می گیرد، این انگیزش ها می تواند شامل ارسال متن تشکر از سوی دریافت کنندگان حمایت مالی، ارسال دعوت نامه به ارائه کنندگان مالی جهت تماشای فیلم یا نتایج پروژه ای که ساخت آن با مشارکت جمعی اجرا شده است، و ارسال هدایای تبلیغاتی پروژه به مشارکت کنندگان، باشد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
حمایت جمعی: در این روش، مالک پروژه و حامیان، در خصوص نحوه منافع حاصل از اجرای پروژه با یکدیگر توافق می کنند. مالک متعهد به تحویل این منافع می باشد که اعلب در قالب خدمات بازاریابی و تبلیغات عمومی می باشد.
پیش فروش جمعی: در بسیاری از موارد، تأمین مالی جمعی در قالب پیش فروش یا پیش سفارش تولید یک خدمت-محصول(مانند کتاب، نرم افزار، محصول اختراعی، اجرای تئاترو….) انجام می شود. در این شرایط، در قبال مشارکت جمعیت، ارائه یک نسخه از محصول یا خدمت، به آن ها وعده داده می شود. تأمین مالی جمعی در این مورد یک «پیش خرید» محسوب می شود که با توجه به نقش عملیات خرید، مشمول مالیات فروش می گردد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
اعطای وام جمعی: منافع تعریف شده در این روش، شامل باز پرداخت اصل وام دریافتی، به علاوه بهره آن می باشد. این روش، جایگزین مناسبی برای وام های بلند مدت است که در آن، بار «تحمل خطر» به دوش اعطا کننده آن تحمیل می شد. لکن در این شرایط، خطر مذکور بین مشارکت کنندگان توزیع می شود.
سهام جمعی: این روش از «سرمایه گذاری خرد» به عنوان پیچیده ترین ابزار تأمین مالی جمعی شناخته می شود که در آن، مشارکت کنندگان، در منافع شرکتی که در آن سرمایه گذاری کرده اند، شریک می شوند. این منافع شامل(۱) سود سهام و هم چنین برخورداری از (۲) حق رای در هیات مدیره شرکت می باشد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
آنچه به عنوان آورده های حاصل روش های تأمین مالی جمعی تبیین شده است، در قالب انگیزه های مادی می گنجد. لکن مطالعات صورت گرفته در زمینه انگیزه مشارکت کنندگان در تأمین مالی جمعی گویای این است که انگیزه های مادی، در اولویت اول انگیزش قرار نمی گیرد. بر اساس، دیگر عوامل انگیزش که غیر مادی می باشند و جزء انگیزه های ذاتی محسوب می گردند، گسترده وسیعی را به خود اختصاص می دهند. برخی از این انگیزش ها شامل موارد زیر می شوند:
کسب هویت فردی به پشتوانه(موضوع و اهداف) پروژه (مانند احساس هویتی که یک خیر مدرسه ساز در نتیجه مشارکت در پروژه ساخت مدرسه به دست می آورد)
مشارکت در یک ماموریت مهم اجتماعی
رضایت مندی از عضویت در یک اجتماع و جمعیتی که دارای رویکرد و اولویت های مشابه هستند
کسب رضایتی که در پی مشاهده موفقیت پروژه و تحقق اهداف آن حاصل می شود
احساس لذت حاصل از همکاری و تعامل با تیم پروژه
لذت ناشی از مشارکت و نقش افرینی در نوآوری و اختراعات پیشگامان تکنولوزی و کسب و کار(مانند شرکت های دارای رتبه اول در دانش نوین اعم از نانو و …)
فرصتی برای توسعه شبکه ارتباطات شخصی(گسترش شبکه دوستان و آشنایان)
انتظار جذب بودجه برای پروژه هایی که خود فرد(ارائه کننده) در آینده فراخوان تأمین مالی می دهد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
۲-۲-۳-۴ کمک های دولتی
حمایت دولت از کارآفرینی اجتماعی
در حالی که دولت در حال حاضر فاقد یک رویکرد جامع و استراتژیک برای همکاری با کارآفرینان اجتماعی است، حوادث جدا شده محلی، منطقه ای وجود داشته است، و کارکنان منطقه از طریق پنچ روش ابتدایی با کارآفرینان اجتماعی کار می کنند. با استقبال از روش راهبردی تر، دولت می تواند به حرکت اساسی شاخص مسائل اجتماعی بسیار مهم کمک کند:
۱- تشویق نوآوری اجتماعی برای هر کارآفرین، دوره راه اندازی یک سازمان حیاتی است. نوآوران عمومی می تواند نوآوران اجتماعی را تشویق کند و به تحریک آزمایشی روش های جدید برای حل مشکلات اجتماعی کمک کند(نوآوری عمومی،۲۰۰۸)[۸۲].
۲- ایجاد یک محیط مناسب برای نوآوری اجتماعی و کارآفرینی، آنها غالبا با موانع غیرمنتظره در طول مسیر مواجه می شوند. نوآوران عمومی برخی موانع برای کارآفرینان اجتماعی بالا می برد. علاوه بر این، صرفا با وام اعتبار وجلب توجه به یک موضوع معین، و یا ابتکارات، آنها به حرکت کارافرینان اجتماعی کمک می کنند(نوآوری عمومی،۲۰۰۸).
۳- پاداش طرح های کارآفرینی اجتماعی برای عملکرد استثنایی: دسترسی به منابع قابل اعتماد کمک های مالی برای رشد و ماندگاری راه حل هایی که در کار ضروری است. با اتصال تصمیم گیری در مورد بودجه و عملکرد خرید، دولت می تواند با اطمینان کمک کند که راه حل هایی که کار و تاثیر رشد خود را حفظ خواهد کرد(نوآوری عمومی،۲۰۰۸).
۴- روش های مقیاس موفقیت: توسعه رسیدن یک راه حل ثابت که اغلب مهم هستند برای رسیدن به واقعه های تحول آفرین. دستیابی به رسمیت، پشتیبانی برای انتشار، و یا مقیاس کمک های مالی طرح های موفق بسیار دشوار است. دولت می تواند نقش اساسی در توسعه راه حل ها بازی کند که به دنبال چه کاری باشد و مقیاس راه حل ها را قادر می سازد(نوآوری عمومی،۲۰۰۸).
۵- تولید دانش: دولت خدماتی را در حال حاضر به عنوان یک منبع مهم از داده ها و استاندارد هایی است که به کارآفرینان کمک می کند. نوآوران عمومی نقش مهمی در تضمین تولید دانش می تواند داشته باشد، استانداردهای روشن تری تعیین شده و داده ها به راحتی در دسترس هستند(نوآوری عمومی،۲۰۰۸).
افراد، موسسات و شرکتها تنها سازمانهای نیستند که می توانند به بنگاه های اجتماعی کمک کنند؛ دولت ها هم می توانند این کار را انجام دهند. دولت ها به طور منظم سوبسید، پول و دیگر کمک های دولتی را در اختیار بنگاه های اجتماعی و دیگر سازمان های غیرانتفاعی قرار می دهند. همچنین دولت ها با مزایای مالیاتی از این بنگاه ها حمایت می کنند(آراستی و همکاران،۱۳۹۱).
به دلایل گوناگون دسترسی مناسب به منابع مالی، یکی از عوامل اصلی اثر گذار در زمینه تقویت کارآفرینی و روح نوآوری است. زیرا معولاً ایده های خلاق و نوآورانه در ذهن کارآفرینان و متخصصانی شکل می گیرد که فاقد منابع مالی کافی برای توسعه و تجاری سازی ایده هستند. اصولاً تأمین مالی فعالیت های نوآورانه از ویژگی های خاصی برخوردار است. سیاستگذاران می کوشند تا با سازکارهای مختلف این خلا را پوشش دهند.
۱- ساز و کارهای اعطای اعتبارات یارانه ای:
معمولاً شرکتها برای سرمایه گذاری در انواع خاصی از دارایی ها برای برخی فعالیتهای خاص یارانه هایی داده می شود. این ساز و کارها معمولاً اعطای اعتباراتی با نرخ بهره کمتر از بازار را فراهم می کند(عبده تبریزی،رادپور،۱۳۸۹).
اگر سازمان های اجتماعی واجد شرایط برای یارانه ها باشند، آنها باید با شرایط ضمنی قانون و مقررات یارانه ها تطابق داشته باشد. گاهی اوقات این ممکن است مستلزم نوعی معضل اخلاقی باشد، زمانی که شرایط در جهت(به طور کامل) ارزش های سازمانی نباشد، در حالی که پرداخت یارانه ها به قدرت و خروجی سازمان اجتماعی و توافق مورد نظر بستگی دارد. دو بعد از نوع شناسی مبتنی برانگیزه سیستم یارانه است بین سیستم های ثابت و سیستم های متغیر، سطح فعالیت سیستم های ثابت متفاوت و مستقل از سیستم های متغیر است. سیستم های تأمین مالی در سطح سازمان ثابت مشوق هایی برای کاهش هزینه های حاشیه ای ارائه می دهد، از درآمد حاشیه ای که صفر است. این را می توان به روش های مختلف انجام داد، به عنوان مثال با کاهش سطح تولید و یا سطح کیفیت، تا زمانی که معیارهای نظارتی شکاف ایجاد نکند(جگریس و همکاران،۲۰۰۲:۲۶۹).
سیستم های تامین مالی ثابت در سطح کلان سیستم پایان- بسته نامیده می شود. آنها بودجه را در سطح صنعت تشکیل می دهند پوشش می دهد، ساخت بودجه بندی برای مقامات آسان است، اما زندگی برای کمک هزینه ها مشکل است، مثلا از نقطه نظر آنها تا زمانی که تخصیص بودجه کلان انجام نشود درآمد دچار عدم قطعیت می شود. در سیستم های متغیر سازمانی، بودجه بستگی به مقدار تولید شده توسط سازمان بستگی دارد. مشوق هایی را برای تعادل بین درآمد حاشیه ای و هزینه های حاشیه ای انجام می شود، با اهدا یارانه سطح فعالیت تولید بالا می رود. بیشتر این سیستم ها پایان- باز خواند می شود، اما اگر از نوع پایان- بسته باشد، در سطح کلان، سطح فعالیت سازمانی نه تنهایی توسط خود سازمان تعیین خواهد شد که یارانه های سازمان را دریافت خواهند کرد بلکه توسط سازمان های دیگر نیز دریافت می شود. در چنین وضعیتی، افزایش سیستماتیک سطح تولید افزایش درآمد را تضمین نمی کند. این تنها در این مورد خواهد بود که اگر سطح فعالیت یک سازمان از سطح تولید کل ارائه دهندگان دیگر سریع تر رشد کند(جگریس و همکاران،۲۰۰۲:۲۷۲).
اهمیت دوم طرح های یارانه تمایز بین سیستم های مالی گذشته نگر و سیستم های آینده نگر است. در سیستم های گذسته نگر هزینه های سازمان(به طور کامل و یا تا حدی) با توجه به هزینه های واقعی یارانه در نظر گرفته می شود، و در نتیجه یک سیستم پشت به عقب است. این صراحتا یک مکانیزم موثر برای هزینه ها نیست. در سیستم های آینده نگر یارانه ها در هر واحد از فعالیت ها سیستم رو به جلو تعیین می شود. در این مفهوم بودجه ثابت در سطح سازمان می تواند به نام یک سیستم پرداخت کننده آینده نگر که در آن واحد های خود سازمان است تعیین شود. سیستم های آینده نگر یک بازده تشویقی است، که سود مالی ناشی از تفاوت بین یارانه در واحد فعالیت و هزینه هر واحد فعالیت در داخل سازمان می باشد، که سازمان را به گسترش فعالیت ها، افزایش ارئه کیفیت، و یا ارائه خدمات به مشتریان در برای نیاز مالی بزرگ قادر خواهد ساخت. از سوی دیگر، این ممکن است ریسک داشته باشد، سازمان فقط به پذیرش مشتریانی که هزینه های معامله آنها نسبتا کم است، نیاز به نوع کیفیت و قابلیت دسترسی و کنترل دارند، می کنند(جگریس و همکاران،۲۰۰۲:۲۶۹).

یک مطلب دیگر:
مقاله علمی با منبع :بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم- قسمت ۹

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir