شناسایی راههای تأمین منابع مالی کارآفرینان اجتماعی- قسمت ۲۰

چیزی ارزشمند به انجام دادن در اوقات فراغت
ملاقات با مردم
رضایت شخصی
در نهایت انگیزه تعهد:
اخلاقی، وظیفه دینی
کمک به جامعه محلی
بازپرداخت بدهی به جامعه
وظیفه سیاسی(آنهیر،۲۰۰۵).
البته این انگیزه ها به ندرت جدا از یکدیگر رخ می دهد. در واقع ترکیب های مختلفی از آن وجود دارد. عواملی که این انگیزه ها در محدوده گذشته بوجود می آید، اغلب با دین یا دینداری همراه است. علاوه بر آن بارکر(۱۹۹۳) نشان می دهد که گروه های جوان به طور خاص نشان می دهد که نگرش های مذهبی، اخلاقی در مقایسه با کسانی که بیش از سن پنجاه سال دارند کمتر به سمت داوطلب می روند. کارهای داوطلبانه به نظر می رسد یک پایه جدید از انگیزه و شاید سیگنال یک تغییر مداوم در سطح کلی و انواع فعالیت های داوطلبانه در دهه آینده پیدا می کند(آنهیر،۲۰۰۵).
۲-۲-۳-۳-۵ تامین مالی جمعی
مفهوم جمع سپاری
توماس فریدمن در کتاب معروفش «جهان صاف است» فریدمن(۲۰۰۷) تاکید میکند که «برون سپاری یکی از ده بولدوزری است که جهان را صاف و مسطح کرده است». در واقع با ظهور برون سپاری سازمان ها توانسته اند با انتقال برخی وظایف غیرمحوری خود به خارج از سازمان به کارایی و اثربخشی بالاتری دست یابند. با ظهور جمع سپاری این روش از اهمیت بیشتری برخوردار شده و راه مناسب تری را در اختیار بشر قرار داده تا به این نیروی کار ارزان و شایسته دست یابند(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
واژه «جمع سپاری» که اولین بار توسط جف هاو (۲۰۰۶) پیشنهاد شد، در واقع ترکیب دو واژه «جمعیت» با « برون سپاری» می باشد. جمع سپاری به معنای برون سپاری کار، فعالیت یا وظیفه ای به یک جمعیت انبوه (شبکه گسترده ای از افراد غیرمعین) از طریق یک فراخوان عمومی می باشد. آن در حالی است که در برون سپاری فعالیت یا وظیفه به یک گروه یا فرد معین سپرده می شد. جع سپاری برپایه یک فراخوان عمومی به یک جمع بزرگ و نامعلوم از افراد بنا شده است. وجه تمایز جمع سپاری با برون سپاری هم مربوط به این موضوع می باشد. جمع سپاری یک الگوی کسب و کار مبتنی بر وب است که در آن سعی می شود به واسطه یک فراخوان عمومی، از توان تعداد زیادی از افراد فعال در بستر وب برای کسب راه حل های نوآورانه به منظور حل یک مشکل و یا تولید یک محصول کمک گرفته شود(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱). در این مدل گاهی راه حل برتر در قالب یک فرآیند تکامل تدریجی و همکاری متقابل ایجاد شده و در برخی اوقات در یک فرآیند رقابتی راه حل بهتر بدست می آید. زمانی که این دو روش به طور توامان به کار گرفته می شوند بهترین حالت قابل تصور برای برای جمع سپاری پدید می آید. در واقع اعضای جمع مورد نظر از طریق دو مکانیزم (۱) تعاون (همکاری) و (۲) مسابقه (رقابت) در زمانی کوتاه، نتایجی فراتر از آن چه هر یک از افراد جمع به تنهایی می توانند ایجاد کنند، می آفرینند(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
در واقع در پشت ایده جمع سپاری دو فرضیه زیر نهفته است:
عملکرد یا خروجی جمعیت که از طریق تولید ایده ها و راه حل های زیاد و تکامل آن ها و در نهایت اجماع جمع روی راه نهایی حاصل می شود، بهتر از عملکرد و خروجی یک فرد خبره یا حرفه ای یا حدافل برابر آن می باشد.
هزینه جمع سپاری به یک جمعیت، کمتر از هزینه پول سپاری آن فعالیت به یک فرد حرفه ای یا خبره می باشد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
مزایای جمع سپاری
ظهور جمع سپاری، رشد آن در مدتی اندک و عملکرد موفق سازمان هایی که مبتنی بر این روش مدل کسب و کار یا مدل فعالیت خود را شکل داده اند خود نشان دهنده مزیت های قابل توجه جمع سپاری می باشد.
مزیت های این روش نوین در قالب شش مورد طبقه بندی شده است:
صرفه جویی در هزینه: در جمع سپاری، کار به جمعیتی از افراد غیر حرفه ای و شایسته- البته ممکن است افراد حرفه ای نیز در جمع حضور داشته باشند- برون سپاری می شود. فردی که کار را جمع سپاری کرده به طور معمول تنها ملزم به پرداخت پاداش به برنده می باشدو در برخی مدل های جمع سپاری نیز اساسا هیچ وجه مالی پرداخت نمی گردد. این امر موجب کاهش هزینه های نیروی کار در مقایسه با روش های سنتی مانند برون سپاری و یا انجام در داخل سازمان می شود (کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
کارایی زمانی بالا: از آنجا که در جمع سپاری کار به وسیله جمعیت بزرگی از افراد انجام و تکمیل شده و فعالیت ها در بستر وب انجام می شود، زمان انجام کار به شدت کاهش پیدا می کند. در بسیاری از موارد شرکت کنندگان در فرایند جمع سپاری، گروهی از مشتریان و مصرف کنندگان محصول می باشند و با توجه به شناخت دقیق از خواسته مشتری و سلائق گوناگون آن ها، می توانند ایده های کاربردی و نوآورانه ای را رائه دهند. همچنین این فرایند باعث تقویت روابط شرکت با مشتریان و مصرف کنندگان می شود(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
کیفیت بالا: مکانیزم مسابقه و تعاون موجود در جمع سپاری در کنار خرد جمعی انبوه مشارکت کنندگان با عث می شود که کیفیت خروجی جمع سپاری نیز از عیار بالایی برخوردار باشد. این کیفیت در مسائلی که نیاز به خلاقیت و نوآوری بیشتر دارد، نسبت به رویکرد های سنتی نمود قابل توجهی دارد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
امکان استفاده از پتانسیل افراد در سرتاسر جهان: در جمع سپاری امکان استفاده از توان و خلاقیت جمع کثیری از افراد در سرتاسر دنیا بدون در نظر گرفتن محدویت های جغرافیایی به وجود می آید. چنین امکانی موجب پدید آمدن سرمایه ای عظیم برای سازمان می شود. پر واضح است که این امکان در روش های سنتی موجود نمی باشد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
نتیجه گرایی و کاهش مخاطره: در فرایند جمع سپاری پاسخ های متعدی توسط جمعیت مشارکت کننده ارسال می شود و جمع سپار پس از ارزیابی، بهترین پاسخ را انتخاب می کند. در واقع قبل از پرداخت پاداش، جمع سپار از پاسخ و نتیجه حاصله و کیفیت آن اطلاع یافته و از تطابق ان با نیاز اعلام شده اطمینان حاصل می کند. لذا پرداخت هزینه تنها زمانی صورت خواهد گرفت که جمع سپار، نسبت به حصول نتیجه مورد نظر اطمینان یابد. این در حالی است که در روش سنتی مانند برون سپاری چنین اطمینانی حاصل نشده و هزینه کار باید طبق قرارداد و پیشرفت کار پرداخت شود. در نتیجه در فرآیند جمع سپاری وصول به نتیجه و کاهش مخاطره عدم تطابق پاسخ با نیاز اعلام شده، تا حد زیادی تضمین می شود(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
ارزش گذاری بر مبنای شایستگی خروجی و حذف رانت ها و اعتبارهای پوشالی: در فرایند جمع سپاری افراد بدون هیچ گونه اعتبار از پیش تعیین شده(مانند تحصیلات، سوابق کاری یا شهرت حرفه ای) به عنوان ارائه کننده در فرایند جمع سپاری مشارکت می کنند و جمع سپار نیز پاداش و ارزش را تنها به فردی که پاسخ مطلوب را ارائه کند اختصاص می دهد. در نتیجه مبنای ارزش گذاری را تنها و تنها بر مبنای کیفیت خروجی و نه بر اساس سوابق و شهرت افراد انجام می شود. لذا در فرآیند جمع سپاری غیر حرفه ای ها نیز می توانن با تلاش مناسب با حرفه ای ها رقابت کنند(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
مفهوم تامین مالی جمعی
واژه کرادفاندیگ از ترکیب دوعبارت «جمعیت» و «تامین مالی» تشکیل شده است و به معنای «تامین مالی جمعی» می باشد.این واژه، اولین بار در سال ۲۰۰۶ توسط مایکل سالیوان ارائه شد وی با راه اندازی یک ویدئو بلاگ تحت عنوان فانداولاگ، فضایی را فراهم کرد که در آن، صاحبان ایده به منظور جذب حمایت های مالی، به معرفی طرح های خود می پرداختند(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
تامین مالی جمعی یک روش ابتکاری است که در آن، مردم طی یک حرکت دسته جمعی به منظور تامین بودجه مورد نیاز برای راه اندازی یک پروژه جدید، حمایت از کسب و کارهای نوپا و همچنین مشارکت در فعالیت های خیریه، اقدام به جمع آوری سرمایه حاصل از تجمیع منابع مالی خرد یا متوسط می کنند. صاحبان این منابع، محدود به یک گروه معدود نبوده، بلکه از جمعیت انبوهی تشکیل می شوند(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱). تامین مالی جمعی همگرا کننده تخصیص اعتبارات در راستای کارآفرینی می باشد. رویکردی که از یک نظام ساسله مراتبی مسطح برخوردار است که در آن صاحبان سرمایه، به طور مستقیم و بدون واسطه به سوی متقاضیان سرمایه هدایت می شوند. از این رو مفهوم با تعبیر «بانکداری اجتماعی» نیز شناخته می شوند(هاو،۲۰۰۸)[۸۱]. در این روش به جای اینکه منابع مالی مورد نیاز، به شکل بلوک های بزرگ سرمایه و از تعداد اندکی سرمایه دار تامین گردد، از طریق استمداد از جمعیتی انبوه و با مشارکت مالی آن ها (ولو به مقدار اندک)، تامین می شود(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
کارکرد اولیه تامین مالی جمعی، تجمیع سرمایه های اندکی بود که در راستای اعطای تسهیلات برای فعالیت های سیاسی و انتخاباتی و هم چنین فعالیت های حوزه هنر به خدمت گرفته می شد. به عنوان مثال در حوزه هنر به منظور تکمیل آلبوم های موسیقی، توسعه فیلم های در حال ساخت و نظایر آن به کار می رفت. لکن شکل گیری دوره نوینی از تامین مالی جمعی سبب شده است تا دامنه اثر آن از محدوده اعتبارات خرد فراتر رفته و بلوک های بزرگ سرمایه را نیز در برمی گیرد؛ به نحوی که پتانسیل بالقوه ای از منابع بزرگ مالی را در راستای تقویت کارآفرینی و راه اندازی کسب و کارهای نو ایجاد می کند(هاو،۲۰۰۸).
آغاز دوره بلوغ تامین مالی جمعی و روند تکاملی آن در نتیجه بهره گیری از پتانسیل اینترنت حاصل شده است. در واقع به مدد ارتباطات بر خط و پیشرفت های حاصل از تکنولوژی وب است که این امکان برای مصرف کنندگان به وجود آمده است که ضمن تعامل با دیگر کاربران به ایجاد، تغییر و توسعه محتوا از طریق شبکه های اجتماعی بپردازند(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
به تبع این امکان و فعالیت فاصله زمانی جمع آوری سرمایه و ارتباط بین سرمایه داران و متقاضیان سرمایه کوتاه شده است. مضاف بر اینکه قابلیت به خدمت گرفتن «هوش جمعی تحت وب» نیز برای تامین مالی جمعی از طریق این امکان محقق شده است. این مهم در راستای قوام تصمیم گیری مشارکت کنندگان و تضمین نسبی موفقیت در امر سرمایه گذاری برای فرصت های انتخاب شده، نقش به سزایی داشته است. ؛ بدین معنا که بر خلاف الگوهای رایج تامین مالی که یک واسطه در نقش کارگزار و مبتنی بر یک مدل خطی و متمرکز تجمیع منابع مالی و سرمایه گزاری عمل می کند، در نظام تامین مالی جمعی تامین و مسیریابی منابع مالی به سوی فرصت های سرمایه گذاری و کارآفرینی، از یک مدل شبکه ای و توزیع شده تبعیت می کند. با این توصیف که کارآفرینان و سرمایه گذاران در یک بستر مشارکتی که نوع تکامل یافته ای از شبکه های اجتماعی است، به تعامل با یکدیکر می پردازند. در یک طرف این تعامل، مجموعه ای از فرصت های سرمایه گزاری در قالب ایده یا پروژه توسط کارآفرینان به منظور تامین مالی معرفی می شوند و در طرف دیگر، جمعی از سرمایه گذاران که با تکیه بر خرد جمعی و نظام ارزیابی مبتنی بر خرد جمعی شبکه ،ضمن تبادل آراء و ارزیابی میزان ریسک و سود هر یک از فرصت ها، به رتبه بندی و اولویت گذاری آن ها می پردازند. در نهایت جمعیت(سرمایه گذاران) با انتخاب خوش آتیه ترین و مطمئن ترین فرصت(های) معرفی شده، نسبت به تامین مالی مشارکت می کنند. این چرخه رتبه بندی و مشارکت تا زمانی که آن طرح(های) منتخب به مرحله تامین بودجه کامل نائل و از لیست فرصت های سرمایه گذلری خارج شود، ادامه می یابد. علاوه بر دو عامل ذکر شده در طرفین این تعامل، بازیگر سومی هم به نام «سازمان تامین مالی بودجه» وجود دارد. لکن این سازمان نه در نقش واسطه و کارگزار، بلکه در نقش ارائه کننده بستر مشارکتی که از مجموعه سیستم ها، زیر سیستم ها و فرآیندهای گردش اطلاعات و گردش کار تشکیل شده است، در نظام تامین مالی بودجه فعالیت می کند. این بستر همگرا کننده سرمایه گذارانی است که عزم حمایت و مشارکت در تامین مالی طرح ها و فرصت ها را دارند. مزیت دیگر توزیع شدگی در نظام تامین مالی جمعی کاهش هزینه های تامین مالی برای کارآفرین می باشد. چون ارتباط بین سرمایه گذار و کارآفرین مستقیم و از نوع «همتا به همتا» می باشد، در نتیجه هزینه ناشی از دریافت تسهیلات که به کارآفرین تحمیل می شود، فشار کمتری در مقایسه با تامین مالی توسط اشخاص حقوقی نظیر بانک یا شرکت سرمایه گذلری که در نقش یک واسطه بین ارائه کننده و دریافت کننده سرمایه هستند، خواهد داشت. همچنین، فاصله تاخیری درخواست سرمایه تا زمان اعطای آن، که به عنوان یکی از گلوگاه های کلیدی مرحله راه اندازی یک کسب و کار می باشد، به حداقل می رسد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
سرمایه گذاران، اعم از اینکه خود مصرف کننده محصولی که برای آن سرمایه گذاری کرده اند باشند یا نباشند، در هر دو حالت در فرآیند تجاری شدن ایده یا طرح انتخابی، ذینفع خواهند بود. سرمایه گذاران در زمره اولین گروهی می باشند که بی صبرانه منتظر به بازار رسیدن محصول مورد نظر و سودآوری آن هستند. لذا این استعداد به وجود می آید که در راستای توسعه محصول و سودآوری آن خدمات بیشتری ارائه کنند. مانند نوآوری در محصول، بازاریابی و نظایر آن که توسط مصرف کننده صورت می گیرد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱). استفاده اولیه از این روش، در حوزه حمایت از تولیدات هنری و فرهنگی بود سپس با ورود به عرصه کارآفرینی، این نوع از جمع سپاری تحت عنوان کرادفاندینگ شهرت یافته است(هاو،۲۰۰۸).
انواع تأمین مالی جمعی
۱-انواع تامین مالی جمعی بر اساس کارکرد
کارکرد های تامین مالی جمعی به چهار دسته تقسیم می گردند که در ادامه به شرح آن پرداخته می باشد.
حمایت جمعی
این روش، در راستای حمایت از بخش خصوصی به منظور پشتیبانی کسب و کارهای نوپا و یا در حال رشد به کارگرفته می شود. به طور معمول این نوع برای تامین مالی شرکت های کوچک و متوسط به کار می رود. مشارکت کنندگان در این نوع از تامین مالی جمعی، بخشی از سهامداران شرکت محسوب می شود که پس از عرضه سهام به سود بخشی از سهام داران شرکت محسوب می شوند که پس از عرضه سهام در بورس، به سود صنعت «سرمایه گذاری خطرپذیر» شناخته می شود. در این صنعت، سرمایه گذاران حرفه ای به امید کسب سودهای کلان، به سراغ آن دسته از فرصت هایی می روند که به دلیل بودن آتیه آن ها، با اقبال کمتری از سوی «سرمایه گذاران غیرحرفه ای» مواجه شده است. این فرصت ها اغلب شامل کسب و کارهای نوآورانه و مخاطره آمیز می باشد. مزیت این شکل از تامین مالی جمعی در این است که خرد جمعی ناشی از تعاملات ما بین جمعیت (مشارکت کنندگان) در بستر شبکه تحت وب، و همچنین امکان مشارکت انبوهی از سرمایه گذاران در هر یک از فرصت های سرمایه گذاری،باعث توزیع مخاطرات نهفته در فرصت های مبهم، بین جمعیت انبوه می شود. به تعبیر دیگر، ریسک سرمایه گذاری به کمترین میزان ممکن تقلیل یابد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
سرمایه گذاری جمعی
کاربرد این روش، در تأمین بودجه مورد نیاز برای راه اندازی یک پروژه می باشد. در مقابل سرمایه گذاری، درصدی ار درآمد پروژه، به جمعیت(سرمایه گذاران) تعلق می گیرد. از مصادیق مرتبط با روش سرمایه گذاری جمعی، می توان به شرکت«کیک استارتر» اشاره کرد که از جمله نوصیه های تجاری موقق در حوزه تأمین مالی جمعی می باشد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
اعطای وام جمعی
این شکل از تأمین مالی جمعی، مشابه«اعطای وام همتا به همتا» می باشد که در آن، دو طرف ارائه کننده و دریافت کننده وام، بدون واسطه با یکدیگر تعامل می کنند. اما تفاوت اعطای وام جمعی در این است که طرف ارائه کننده وام، بیش از یک نفر و انبوهی از جمعیت می باشد. در این روش، اعطای وام در دو شکل بلند مدت و کوتاه مدت صورت می گیرد(کشتکار و همکاران،۱۳۹۱).
اهداء جمعی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.