شناسایی راههای تأمین منابع مالی کارآفرینان اجتماعی- قسمت ۱۸

اگرچه تحلیلگران(دیلسون،۱۹۹۵) نشان دادند که تعداد اشکال غیرمعمول در بخش غیرانتفاعی با سرعت نسبت به سایر نقاط اقتصادی افزایش می یابد. یکی از دلایل، سنتی بودن اتحادیه سازمان های غیرانتفاعی است(آنهیر و سیبل،۲۰۰۱). دلیل دیگر سهم بیشتر شغل های ایجاد شده نسبت به ائتلاف کارهای موجود در سازمان های غیرانتفاعی که به طور نامناسبی در سالهای اخیر رشد کرده است. این مشاغل تازه ایجاد شده کمتر با پرداخت بلند مدت و طرح امنیت اجتماعی گره خورده است(آنهیر،۲۰۰۳).
برخی از کارغیرمعمول به شدت در اطراف بخش شرکت های خصوصی ، از جمله شغلهای رسمی و بازار سیاه و فصلی، موقت و نمایندگی متمرکز شده است. نمونه برجسته از کارگران مهاجر در بخش کشاورزی، و مشاغل فصلی در صنعت خرده فروشی است. شایع ترین انواع کار غیر معمول به طور نامتناسبی در بخش غیرانتفاعی کار پاره وقت، کار موقت، خوداشتغالی، شغل دوم و چندگانه وجود دارد. البته برخی همپوشانی میان این دسته بندی ها شامل تغییرات در شرایط زمان و امنیت شغلی است(آنهیر،۲۰۰۳).
کار نیمه وقت
مفهوم کار پاره وقت را می توان به روشهای مختلفی تعریف کرد، این ممکن است شامل همه کارگرانی که به صورت پنهان از قانون و با هنجارهای عرفی توافق کرده اند شامل شود. این هنجارها در سراسر کشور در اغلب موارد مرز بین سی و چهل ساعت در هفته متفاوت است. کار نیمه وقت بر اطلاعاتی درباره کار منظم و مکرر در طول مدت قرار داد دلالت نمی کند. در اغلب کشورهای اکو، بخش خیریه دارای نسبت بالاتری از کار پاره وقت از بخش دولتی و شرکتهای خصوصی است، سهم بالاتر اشتغال در سازمان های غیرانتفاعی مربوط به زنان است(آنهیرو سیبل،۲۰۰۱). به طور مثال، گزارشی از بخش غیرانتفاعی آلمان سهم خود از مشاغل نیمه وقت را مربوط به کارکنان زن نسبت به بخشهای دیگر درآلمان و بازار کار دانست، و بخش خیریه نسبت به تغییرات تقاضای کار در طی دو دهه گذشته بیشتر واکنش نشان داده است(آنهیر،۲۰۰۳).
کار موقت
کار موقت مشکل تعریف می شود. مثلا اشکال مختلف(ثابت، قرارداد فصلی، گاه به گاه، اشتغال موقت از طریق سازمانهای تخصصی، و غیره وجود دارد، انعقاد قرار دادهای موقت می تواند به نفع کارمندان است. با این حال تقاضا برای کار موقت توسط کارفرمایان برای مطابقت با نوسانات فصلی، تقاضای های دوره ای زیاد است. عوامل تقاضا( وضعیت اقتصادی، بخش خدمات) بیشتر تحت تأثیر میزان اشتغال موقت از طرف عوامل عرضه(تنظیمات کارکنان، نرخ مشارکت زنان) قرار می گیرد(آنهیر،۲۰۰۳).
خوداشتغالی
خود اشتغالی متفاوت از کارآفرینی است. وضعیت خود اشتغالی اولا تابعی از سیستم های قانونی و مالی است که انگیزه آنها برای اتخاذ این وضعیت به جای کارمند است. خود اشتغالی در وضعیت اقتصادی(در کشورهای اکو) است. مهم نیست که کار برای یک شرکت خضوضی و یا موسسه است، کارکنان اغلب با هیچ و یا امنیت
اجتماعی کم رو به رو هستند، در کشورهایی مانند لهستان، اشتغال واقعی در موسسه ها بالاتر از کارکنان رسمی است، بسیاری از کسانی که در سازمانهای غیرانتفاعی کار می کنند دارای وضعیت مشاوره یا خود اشتغالی به منظور کاهش هزینه های مرتبط با امنیت اجتماعی و غیره است(آنهیر،۲۰۰۵).
حمایت شغلی
شکل نسبتا غیرمعمول از کار است برای افرادی که کار پیدا کردن در بازار کار برای آنها مشکل است، این به دلا یل مختلفی می تواند باشد، مثلا معلولیت، و یا بیکاری بلند مدت در سازمانهای ویژه ای با هدف ارائه فرصت های حمایت شغلی به وجود می آیند. در بسیاری از کشورها، موسسه در درجه اول، و بخش های دولتی و شرکت های کسب و کار، فرصتهایی را برای افرادی با معلولیت فیزیکی و حسی و دیگر معلولیت ها به وجود می آید، این شرکت ها تمایل به این کسب و کار دارند، اما این شامل ایجاد شغل و طرح های آموزش شغلی که نوعا با حمایت دولت در پاسخ به مشکلات بیکاری برای افرادی که در جستجوی کار در زمان رکود اقتصادی و تعدیل ساختاری در وضعیت مبهم اقتصادی بوجود می آید شامل نمی شود. شواهدی در دست است که بریتانیا یکی از معدود کشورهایی است که تعدادی کارگران واجد شرایط برای حمایت شغلی هستند، بنابر این بریتانیا فرصتهای شغلی را برای حمایت شغلی هم از دولت و هم کسب و کار برای پاسخگویی به این نیازها هستند(آنهیر،۲۰۰۵).
شغل دوم و چندگانه
تخقیقاتی در آمریکا و اروپا نشان می دهد که وجود چند شغله به طور فزاینده ای شایع است، در این زمینه انگلستان کشوری است که نسبتا این شغل بالا ست. شواهد بسیاری نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از افراد، یک کار فرعی درکنار کار اصلی خود در این موسسه ها دارند، این عمل در اقتصاد های در حال گذر و کشورهای در حال توسعه که شامل فعل و انفعالات پیچیده، در میان اشتغال از نظر دستمزد، امنیت اجتماعی، و الگوهای زندگی حرفه ای هستند، وجود دراد. در کشورهای اکو قسمتی از دارندگان شغلی، در گروهای ۵۵-۶۵ سال بعد از بازنشتگی و کار منظم طولانی مدت به دنبال یک فرصت سرمایه گذاری از جمله در یک موسسه هستند، و همچنین یک روند رو به روشد از افراد بازنشته با حقوق بازنشتگی کم به دنبال مشاغل نیمه وقت برای درآمد بالا در ایالات متحده و انگلستان وجود دارد، در هر دو مورد، یک خط باریک نسبتا دقیقی بین زندگی کاری فعال و بازنشتگی وجود دارد(آنهیر،۲۰۰۵).
ب: کار بدون مزد یا داوطلبانه
داوطلبانه رایج ترین شکل کار در موسسه ها است. داوطلبانه به معنی دادن زمان برای کمک به دیگران بدون دریافت پول است. این تعریف اولیه از داطلبانه توسط بخش مستقل استفاده می شود. تعریف مطالعه مقایسه ای داوطلبانه در اروپا برای اولین بار توسط(اسمیت۱۹۹۷) مطرح شد، شناسایی داوطلبانه به عنوان گذاشتن زمان آزاد و بدون حقوق برای سازمان با توجه به هدف بهره مندی مردم برای یک علت خاص مناسب می باشد(آنهیر،۲۰۰۵).
روشی که داوطلبانه تعریف می شود دارای پیامد های گسترده برای دامنه و مقیاس آشکار از این شکل کار است.. کار داوطلبانه به عنوان کاری بدون پرداخت پول با الزام قانونی برای افراد خارج از زندگی خانوادگی خود داوطلب است این تعریف اشاره به چهار تمایز دارد:
اول، یک حد فاصل بین کار پرداخت شده و داوطالبانه وجود دارد. در واقع، در مواردی ممکن است پاداشی را به عنوان پول دریافت کنید. بنابراین این مرز بین کار پرداخت شده و کار داوطلبانه ممکن است با هم تداخل داشته باشد.
دوم، این تعریف تمایز بین کار خانه و داوطلبانه فراهم می کند. خانه و خانواده یک شکل کار بدون مزد و داوطلبانه است. بنابراین این مسائل داوطلبانه را جدا می کند. ولی هنوز هم مرزی از موارد خدمات ارائه شده برای زندگی بستگان نزدیک به خانه خود داولب است.
سوم، با توجه به تعریف، افراد دیگر باید از نتیجه داوطالبانه بهره مند شوند.
چهارم، افرادی که از نظر قانونی موظف به ارائه خدمات داوطلبانه از مددکاران اجتماعی به عنوان بخشی از فعالیت های داوطلبانه در نظر گرفته شده است حتی اگر آنها پول کافی دریافت نکند(آنهیر،۲۰۰۵)
فعالیت های داوطلبانه در شکل های مختلف در بسیاری از زمینه ها و مناطق شکل می گیرد. کار داوطلبانه در ابعاد مختلف شکل می گیرد. تعجی ندارد که مفهوم داوطلبانه آنچه که یک داوطلب انجام می دهد در سراسر کشور و در مناطق مختلف و از جنبه های فرهنگی و تاریخی متفاوت است، قبل از پرداختن به جنبه های اقتصادی یک نگاه مختصر به برخی از عوامل جامعه شناسای در شکل دادن به معنا و الگوی داوطلبانه می پردازیم. بدیهی است که مفهوم داوطلبانه در بریتانیا و آمریکا و فرانسه، ایتالیا و سوئد دارای سابقه های مختلف و معنای متفاوتی از نظر فرهنگ و سیاست وجود دارد(آنهیر،۲۰۰۳).
دراسترالیا یا بریتانیا، داوطلبانه ارتباط نزدیک به مفهوم بخش داوطلبانه است- بخش جامعه جدا از بخش کسب و کار و بخش های قانونی دولت و ادارات دولتی دیده می شود- این مفهوم داوطلبانه ریشه در مفاهیم جامعه خود سازمان خارج از محدوده دولت است، جامعه مدنی و عمل داوطلبانه نیز در تفکر فلسفه روشنفکری طنین انداز است. کار داوطلبانه را می توان در کار دموکراسی الکسی دوتوکویل در آمریکا دانست. برای توکویل، اقدام داوطلبانه و بخش داوطالبانه اساس حکومت دموکراسی بود. ارتباط بین ارده گرایی و دموکراسی عمیقا در فرهنگ آمریکایی و سیاسی خود این کشور حک شده است(آنهیر،۲۰۰۳).
در کشورهای دیگر، با این حال، مفهوم مختلف داوطلبانه تأکید بر خدمات اجتماعی برای کالاهای عمومی نسبت به شمول اجتماعی و دوموکراسی دارد. واژه آلمانی دفتر افتخاری نزدیک به این است. در قرن نوزدهم، نوسازی دولت های عمومی و توسعه کارآمد، خدمات مدنی و حرفه ای در یک دولت استبدادی تحت اصلاح طلب لورنز فول استبن نقش خاصی را به داوطلبانه اختصاص داده بود. دفتر داوطلبانه به معنای امانتداری انجمن ها و بنیادها براساس دامنه رشد شهری طبقه بندی شده است(آنهیر،۲۰۰۳).
شبکه وسیعی از انجمن ها و بنیادهای نو ظهور در اواسط و اواخر قرن نوزدهم، اغلب شامل کارکنان پرداختی بوند، اما اجرا و مدیریت توسط افراد داوطلب انجام می شود، بر عکس در ایلات متحده، مفهوم آلمانی از ارده به عنوان یک سیستمی از افسران افتخاری در یک جامعه استبدادی بر اساس نهادهای دموکراتیک ملی و محلی توسعه نیافته بود. این جنبه داوطلبانه با مراقبت از فقرا، دیدن از بیماران، و یا کمک به مدرسه شروع شد.
در برخی از سطوح تمایز میان کار داوطلبانه و کار پرداختی ساده تر می باشد، تفاوت روشن در داوطلبانه بودن بر خلاف کارکنان می باشد(آنهیر،۲۰۰۵).
حتی اگر تفاوت در نوع شکل کار به طور فزاینده ای مشخص باشد. در نتیجه موقعیت متوسطی بین کار بدون مزد و کار پرداخت شده در بازار کار وجود دارد. مثلا داوطلبانه، به ویژه هنگامی که در هیئت مدیره خدمت می کنند که غالبا مربوط به هزینه های پرداخت شده است و در برخی موارد پاداشی را در یافت می کنند، مثلا موسسه های بزرگی در آلمان مزایایی مانند بهداشت و بیمه حوادث به داوطلبان پرداخت می شود. و برخی از سازمان ها حقوق بازنشتگی را برای کسانی را که به عنوان داوطلب در خارج از کشور هستند در نظر می گیرند(آنهیر،۲۰۰۵).
کار داوطلبانه می تواند به عنوان “کار بدون پرداخت پول یا تعهدات قانونی ارئه شده برای افراد خارج از خانواده داوطلب” تعریف شده است(آنهیر،۲۰۰۵:۲۱۹). اما لزوما هیچ قرارداد رسمی بین داوطلب و سازمانی که برای آن کار می کند وجود ندارد. رید و سلبی(۲۰۰۲) نشان دادند که داوطلبان به طور قابل توجهی در جنبه های مهم اجتماعی، اقتصادی و روانی متفاوت از افراد غیرداوطلب هستند. و همچنین فری و گاتی(۱۹۹۹) در۶۹۱ نمونه نشان دادند که داوطلبان در تعادل انگیزه ذاتی/ خارجی دچار تغییر می شوند وقتی که آنها پاداش مالی دریافت می کردند: ارائه دادن به داوطلبان پاداش مالی کوچک و کاهش زمان انجام وظایف داوطلبانه داوطلبان افزایش یافتند تنها زمانی که تعدد پرداخت افزایش یافت.
از نقطه نظر بازاریابی، درک کامل تصمیم فردی که بخواهد داوطلب شود سودمند است. این تقریبا تکرار است که درک منافع فرد داوطلب بالاتر از هزینه های آن است( در شرایط زمانی که داوطلبان به عنوان سرمایه گذاری خوب به نظر می رسد(منچیک و ویزبورد،۱۹۸۷:۱۶۱)[۷۷].
چینمان و واندرسمن(۱۹۹۹) منافع و هزینه های گروه های داطلبان را در چهار گروه بررسی کردند: منافع /هزینه های اصولی، منافع/هزینه های اجتماعی ، منافع/هزینه ارتباط با ماموریت سازمانی، منافع/هزینه های ویژه)چنمن و واندرسمن،ff1999:48)[78]. تا آنجایی که به منافع مربوط می شود منافع ارتباط با ماموریت و منافع اجتماعی مهم تر به نظر می رسد در حالی که اهمیت نسبی هزینه ها واضح نیست.
هندی و همکاران(۲۰۰۰:۴۸)، منافع درک شده را درون منافع شخصی گروه بندی می کند(Bp) و منافع اجتماعی(Bs)، در حالی که که همه هزینه ها(K) خصوصی در نظر گرفته می شود. برای کسی که به داوطلب می شود شرایط زیر باید نگه داشته شود:
Bp+Bs>K
یا
K-Bp<Bs
با درک هزینه های خالص شخصی(K-Bp) منافع اجتماعی به عنوان منعکس کننده ابزارداوطلب برای تبدیل شدن داوطلب بالقوه به یک داوطلب است، یا نسبت به منافع اجتماعی برای تبدیل شدن به یک داوطلب تصمیم گیری نمی کند.
ساندین و همکاران(۲۰۰۷) سه عامل مهم را برای داوطلب شدن می دانند، زمان، علاقه، و سلامت(ساندین وهمکاران،۲۰۰۷:۲۹۰)[۷۹] در حالی که عوامل دیگر(مراقبت از امکانات و تجهیزات کودکان، بازپرداخت هزینه،در دسترس بودن اطلاعات، و جود یک برنامه داوطلبانه کارفرما و یا تطابق مهارت ها) عملا تمایل غیرداوطلبان را برای داوطلب شدن افزایش نمی دهد.
برای جلوگیری از ناامید شدن داوطلبان، و محدود بودن استقلال مورد انتظار و یا انتظار نوعی قدردانی ابدی نیاز به یک توان مدیریت حرفه ای می باشد. این شامل سرمایه گذاری برای جذب داوطلبان و طراحی انتظارات وظایف داوطلبان است(ساندین وهمکاران،۲۰۰۷:۲۸۰).
ارزش داوطلبانه
یک دلیلی که وجود دارد این که به کار داوطلبانه پرداخت نمی شود پس هیچ ارزشی ندارد، وجود ندارد، زمان صرف شده در کار داوطلبانه را نمی توان به غیر از این در نظر گرفت و در نتیجه هزینه فرصتی است که به وجود می آید. کار داوطلبانه و همچنین نتایج این منافع، ارزشی است که باید با هزینه های تعادل رقابتی برابر باشد. از انجا که در گذشته موقعیت کار داوطلبانه معرفی نشده، محاسبه هزینه ها و منافع آن به درستی بسیار دشوار است.این نتایج در مورد تفسیر صحیح از شکل ساخته شده در دسترس عموم را پیچیده می کند.
با این وجود ارزش کار پنهان داوطلبانه مهم است(پوسنت و جان،۱۹۹۶).
حرکت تجزیه و تحلیل از یک تعادل کاملا رقابتی، که در آن سه اصل اقتصاد خرد، ناشی از شرایط بهبنگی که درآمد حاشیه ای باید با هزینه های حاشیه ای برابر باشد عبارتند از:
قیمت: برابر است با ارزش حاشیه ای خروجی برای مصرف کننده؛
دستمزد: برابر با ارزش محصول نهایی کار؛

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir