علمی : شناسایی راههای تأمین منابع مالی کارآفرینان اجتماعی- قسمت ۱۷

خصوصیات فردی:سخاوت مندی،کمال گرا، شهرت طلب شخصیت شاد و اجتماعی
بیمارستان های خیریه
نهاد های مذهبی
پایگاه اقتصادی و اجتماعی: درآمد، سطح تحصیلات ودانشگاهی وحوزوی، پایگاه شغلی
کتابخانه
یتم خانه
کارآفرینی اجتماعی، شناخت نیازهای اقشارآسیب پذیر، احساس مسئولیت در قبال جامعه وجدان اجتماعی
پروشگاه
سایرفعالیت های خیریه
بازخورد
منبع: (جنی فر،۲۰۰۴ به نقل از سالارزهی،۱۳۹۰:۵۰)
مطالعات و شواهد نشان می دهد سنت حسنه وقف و سایر فعالیت های خیرخواهانه در کشورهای اسلامی تابعی از متغرهای مختلف است و در متن نظام ارزشی دین مبین اسلام، نوع دوستی، احساس مسئولیت در قبال کیفیت زندگی شهروندان فقیر و آسیب پذیر و تعهد اخلاقی و دینی برای رفع مشکلات مادی اقشار آسیب پذیر مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. در مجموع می توان عوامل مذهبی از قبیل تقوا و ایمان قوی، عوامل فردی از قبیل شخصیت مهربان، روحیه سخاوت مندی و پایگاه شغلی، سطح در آمد، میزان تحصیلات و شعور اجتماعی و سایر مولفه ها را از تعیین کننده های اقدامات خیریه از قبیل وقف دانست(شکوری،۱۳۸۶).
وقف و تأثیر آن بر توسعه و رفاه اجتماعی
در جوهره تعالیم اسلامی، تلاش و کسب روزی حلال نوعی عبادت تلقی شده است و سازوکارهای فقرزدایی و توزیع ثروت از قبیل پرداختن زکات، صدقه، توجه به معیشت فقرا و ایتام، احسان و نیکوکاری با اقشار آسیب پذیر و از همه مهم تر سنت حسنه وقف نشان از ظرفیت و پشوانه قوی فرهنگ اسلامی برای ارتقای توسعه اجتماعی در جوامع اسلامی است. تجربه وقف در کشورهای اسلامی نشان می دهد که موقوفات می توانند در تحقق اهداف مرتبط با توسعه اجتماعی ایفای نقش کنند. برای نمونه، خدمات شهری، آموزش و پرورش، و بهداشت و درمان از شاخص های توسعه هستند و گسترش فرهنگ وقف در زمینه های آموزش، بهداشت و رفاه اجتماعی تأثیر بسزایی در ارتقای توسعه اجتماعی دارد(سامی،۲۰۰۶)[۷۴]. در مالزی شواهد نشان می دهد که کاربردهای وقف علاوه بر مصادیق زیادی از کاربرد وقف در تأسیس شرکت های تعاونی مسکن، شرکت های صنعتی، تأسیس کتابخانه ها، آرمایشگاه و مراکز پژوهشی وجود دارد که تأثیر مستقیمی بر ارتقای رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی این کشور داشته است(آریف،۱۹۹۱)[۷۵].
بخش قابل توجهی از فعالیت های توسعه ای در کشورهای اسلامی که مبتنی بر منابع و دارایی های وقف شده است(صادگ،۲۰۰۲):
تأسیس نهاد های آموزشی نظر مدارس ابتدایی، دبیرستان ها و همچنین تأسیس دانشکده ها و مراکز آموزش عالی به طور نمونه در بنگلادش بیش از ۸۰۰ مؤسسه آموزشی برپایه وقف ساخته شده است،
وقف خانه های مراقبت و ایتام که محل نگهداری کودکان بی سرپرست و افراد فاقد سرپناه است و امکانات زندگی و تحصیل رایگان برای آنها فراهم می شود؛
تقریباً اکثریت مساجد در بنگلادش به عنوان مراکز فرهنگی و اجتماعی خدمات عام المنفعه را به مسلمانان عرضه می کنند و حدود ۱۲۰ هزار مسجد از طریق منابع وقف تأسیس شده است و فعالیتهای آموزشی در این مساجد و مکتب خانه های آموزش تعالیم اسلامی برپایه موقوفات اداره می شوند؛
کلینک ها و مراکز بهداشتی و درمانی از جمله فعالیت های خیریه مبتنی بر منابع موقوفات هستند. بنیاد همدرد مبتنی بر طب گیاهی در کراچی که الگوی موفق استفاده از ظرفیت کمک های مردمی و موقوفات است.همچنین این کلینک از حمایت های مالی دانشگاه کراچی و مؤسسات خیریه و امدادی پاکستان، هندوستان و بنگلادش برخوردار است و خدمات پزشکی را در اختیار اقشار آسیب پذیر قرار می دهد؛
فروشگاه مراکز تجاری وقف شده که منبع درآمد زایی و تأمین منابع مالی برای پروژه های عام المنفعه و پروژه های خیریه هستند؛
سایر منابع و دارایی ها نظیر املاک مسکونی، کشاورزی و سهام شرکت ها و کارخانجات که از سوی خیرین نیکوکار وقف مصالح جامعه اسلامی می شوند.
افزون براینها وقف می تواند به طور مؤثرتر برنامه های فقرزدایی را به روش های جدید و جامع تحقق بخشد. در سالهای اخیر وقف وجوه نقد در بسیاری از جوامع اسلامی رایج شده است و بعضی از سرمایه داران مسلمان، وجوه نقد مشخصی را به عنوان وام در اختیار متقاضیان وام قرار می دهند و بازگشت وام ها را صرف خدمات اجتماعی برای اقشار آسیب پذیر می کنند(کیزاکا،۱۹۹۵)[۷۶]. می توان با ترویج فرهنگ احسان و نیکوکاری و احیای سنت وقف، بخشی از نیازهای آموزشی، بهداشتی و رفاهی اقشار آسیب پذیر جامعه را برآورده ساخت و آهنگ رشد و توسعه اجتماعی کشور را شتاب بخشد(سالارزهی،۱۳۹۰).
۲-۲-۳-۲-۳ اهدای زمان)کار داوطلبانه(
سازمانهای اجتماعی تمایل به کار فشرده به جای سرمایه فشرده دارند. با توجه به خدماتی که درگیر آن هستند و زمینه ای که در آن عمل می کنند. بخش غیر انتفاعی شامل شکلهای متعدد بی شمار کار پرداختی و غیرپرداختی و کار معمول و غیرمعمول هستند. شکلهای وابسته به عوامل متعددی اقتصاد(توسعه یافته، انتقال، در حال توسعه)، صنعت یا رشته(خدمات بهداشتی و اجتماعی و فرهنگی، اموزشی، کمک های بشر دوستانه)، و موقغیت جغرافیایی(شهر، برون شهری، روستایی)، و نیز به اندازه و سن سازمان غیرانتفاعی بستگی دارد. به عنون مثال سازمان های غیرانتفاعی ممکن است به طور انحصاری در چرخه عمرسازمانی خود به کار داوطلبانه تکیه کنند و برای رشد سازمان شروع به پرداخت ترکیبی کنند، به طور معمول سازمان های غیرانتفاعی برای هردو توابع خدمات(مشاوره، مراقبت، جمع آوری پول) و نظارت(عضویت در هیئت امنا) از ترکیب کارکنان پرداختی و داوطلبانه خود استفاده می کنند. تفاوت های مهمی در ساختار و مشخصات اشتغال کارافرینان اجتماعی در کار پرداخت شده و داوطلبانه وجود دارد. البته در ابتدا تمایز کمتری دیده می شود. اغلب هزینه هایی که برخی هزینه های شرکت را جبران می کند، مثلا در برخی کشورها، اعضای هیئت مدیره که به طور افتخاری کار می کنند و یا پرداخت های مشابه برای به رسمیت شناختن خدماتی که ارائه می دهند پرداخت هایی به صورت نقدی و یا غیره دارند. نمایندگان سازمانها برای جنبه های مالی داوطلبی لازم است که به افزایش تعداد داوطلبان توجه کنند(آنهیر،۲۰۰۵).
در مقابل، هر کاری که دستمزدی کمتری از بازار داده شود شامل برخی داوطلبانه می شود، یعنی پاداشی داده نمی شود، بدون توجه به عوامل طبقه بندی آن کار پرداخت شده و یا داوطلبانه است: به طور خاص از دیدگاه اقتصادی، نقطه نرخ دستمزد تعادل، یعنی دستمزدی که در آن همه جویندگان کار را به اندازه کافی پیدا کنند و مشاغل موجود را پر کنند، بنابراین اشکال ترکیبی از کار پرداختی و کار داوطالبانه است. اساس کار عرضه نیروی کار با دستمزد پایین تر از نرخ دستمزد تعادل است. در اغلب موارد، در درجه اول به دلایل کاربردی، وجود قرار داد بین کارفرما و کارمند به عنوان یک نقطه مرجع برای تعیین شکل کار است، از آنجایی که نرخ دستمزد تعادل به خصوص در بخش های غیرانتفاعی و عمومی خیلی مشکل تعیین می شود. این جاست که یک تمایز وجود دارد، در حالی که کار پرداخت شده به طور معمول حل و فصل قرارداد کار و یا پوشش بدون حقوق و یا پرداخت کمتر از نرخ دستمزد تعادل است؛ آن کار غیر رسمی تلقی می شود که با یک قرداد بین کارفرما و کارمند بسته نمی شود(آنهیر،۲۰۰۵).
ترکیب کار پرداخت شده و پرداخت نشده با افزایش انعطاف پذیری و تکرار در بازار کشورهای توسعه یافته و اقتصادهای در حال تغییر رخ می دهد و پیدا کردن ترکیب جدیدی از دو نوع کار به نظر خلاق تر می رسد. از این رو امروزه تعیین حدود بین کار پرداخت شده و پرداخت نشده نسبت به ده های پیش کمتر مشخص می شود. از آنجا که کار داوطالبانه عمدتا برای موسسه هاست، موضوع کار پرداختی و داوطلبانه برای بخش غیرانتفاعی مناسب تر است. این فرض که تمایل برای کار داوطلبانه یا پول کمتر از نرخ تعادل باید براساس یک نوع انگیزه خاص و از خود گذشتگی برای مأموریت و اهداف سازمان باشد. در این استدلال داوطلبانه بودن بر اساس ارزشها و نگرش ها و باورها و اعتقادات است. داتشمندان علوم اجتماعی متوجه شدند که انگیزه های غیرپولی اساس نوعدوستی هستند یا آنها در واقع شامل اشکالی از حسابرسی هستند که در نهایت خودخواهی در طبیعت یا حداقل بخشی از آن است. در این زمینه محققان خطوط نظری دواطلبانه را در ارجاع شکلهای انضباتی توسعه دادند، به عنوان مثال، اقتصاددانان کارهای داوطلبانه را در تصمیم گیری های منطقی مربوط به مصرف، سرمایه گذاری، و مولفه های جستجو تفسیر کرده اند(آنهیر،۲۰۰۵).
جامعه شناسان، به نوبه خود، جنبه های سرمایه گذاری انسانی را با کارهای داوطلبانه که از نظر درک کار مولد که نیاز به سرمایه انسانی، رفتارهای جمعی نیازمند سرمایه اجتماعی، و رفتارهای اخلاقی که نیاز به سرمایه فرهنگی دارند، را در نظر گرفتن(ویلسون و میوسیک،۱۹۹۷). علاوه بر آن، محققان بر بخشی از تفاوت دستمزد در نیروی کار بازار که بر عوامل ساختاری و نهادی استدلال می کند تمرکز دارند، که عملا ممکن است توضیح تمایز باشد مربوط است. بعضی از موارد نشان می دهد که نرخ پایین تر از پرداخت و شرایط ضعیف در سازمانهای غیر انتفاعی رایج است. پس از مرور ادبیات در پرداخت و برخی از جنبه شاخص های دیگر از کیفیت کار(آلموند، کندال،۲۰۰۰a,b,c) نشان می دهد که اندازه و جهت هر افتراق بخش در پرداخت کار با کیفیت ترکیبی از عوامل مرتبط عبارتند از:
انتخاب نامناسب کارگران متعهد در بخش غیرانتفاعی؛ کارکنانی از جمله روحانی، مددکاراجتماعی، و یا پزشکانی که به عوامل خاص اختصاص دارد.
ترکیب تقابل از انگیزه های درونی و بیرونی توسط بخش؛ به ویزه اهمیت ارزش و تعهد در کار بر سازمانهای غیردولتی خاص و اینکه چگونه با انگیزه های اقتصادی در تعامل هستند.
توازن مختلف مزایای دستمزد و بدون دستمزد.
تقابل ساختار حرفه ای، و
مقدمات مختلف برای داد و ستد، به ویژه در رابطه با پرداخت و یگانگی تأثیر(آنهیر،۲۰۰۵).
برخی شواهد حاکی از حمایت های بسته متمایز از ویژگی های کیفیت کار در بخش خیریه است(شواهدی کهUK در تعدای از سطوح بررسی، از جمله اقتصاد گسترده، صنایع مرتبط، و دسته بندی های خاص مربوط به کارکنان). با این حال، شواهد تجربی نشان می دهد که دستمزد و شرایط متفاوت سیستماتیک در این بخش کمیاب است. به ویژه اطلاعاتی که در حسابهای متفاوت در اندازه سازمان، نوع صنعت و یا زمینه آن و انواع مشاغل و حرفه های درگیر آن طول می کشد. این امر تا حدی به دلیل آمار نیروی کار در دسترس است که فاقد تفکیک مناسب بین انواع خاصی از کار و پاداش است( به عنوان مثال، دستمزد، مزایای حاشیه) تا آن جایی که به نیروی کار پرداختی است مربوط می شود(آنهیر،۲۰۰۵).
براساس تجزیه و تحلیل سال ۱۹۹۰ در ایلات متحده، لیت(۲۰۰۰) نشان می دهد که تفاوت دستمزد بین بخش سودآور و غیرسودآور به احتمال زیاد باقی خواهد ماند. استینول، و سیمونز(۲۰۰۲) نشان داد که موسسات پرداختی برای مزایای جانبی کسب و کار دارند. آنها استدلال می کنند که کارمندان شرکت های خیریه سطح پایین تر دستمزد و مزایای حاشیه ای کمتر را به دلیلی که آنها انتخاب می کنند- به خاطر اعتقادشان- برای حمایت سازمان آن را می پذیرند. سازمان اهدای برخی از وقت انها را در سطوح پایین تر از نرخ باز نسبت به مهارتهای آنها می پذیرند(آنهیر،۲۰۰۵).
الف: کار با دستمزد
نوع معمول
کار معمولی، کاری است که به عنوان کار تمام وقت با قرارداد باز بین کارفرمایان و کارکنان، ساعات کار منظم، دستمزد مداوم، و با حقوق و برخی از امنیت کار تعریف می شود. اصطلاح کار دائم و همچنین بوسیله آنچه که کار معمولی پوشش داده می شود که به کار می رود. ویژگی مهم این نوع از اشکال در بخش غیرانتفاعی عبارتند از:
یک سطح معینی از دستمزد یا حقوق، در ارتباط با مفاهیم خاص کشور
حداقل امنیت اجتماعی در ارتباط با وضعیت اشتغال
نوعی از حاشیه سود اضافی با حقوق و دستمزد(آنهیر،۲۰۰۵).
نوع غیرمعمول
کار معمولی کار منظم است همچنین نقطه شروع برای مفهوم کار در بخش غیرانتفاعی. این نوع از اشکال به خاطر فرهنگ تحت سلطه نیروی کار صنعت برای دهه هایی در بخش غیرانتفاعی فراموش شده است. در فرانسه، آلمان، هلند و کشورهای اسکاندیناوی، و کمتر در ایلات متحده و بریتانیا، مفهوم کار منظم با سطح بالایی از امنیت شغلی به عنوان استاندارد برای مدت طولانی در بخش غیرانتفاعی برای تقویت دولت بود، به ویژه در رشته بهداشت و خدمات اجتماعی. ولی در دهه های گذشته از تدام و رشد غیرمعمول یا غیراستاندارد افزایش یافته است. کار غیرمعمول آسانتر تعریف می شود آنچه که نیست نسبت به آنچه که هست. اشکال متعدی را پوشش می دهد اشکالی که از استاندارهای اشتغال کامل و مدل متکفل جنگ جهانی دوم از اروپای غربی و آمریکا منحرف شده است. کار غیرمعمول شامل کار موقت، کارپاره وقت، ایجاد شغل و طرح های آموزشی، شغل دوم و متعدد، ترکیب اشتغال و خود اشتغالی است. اشکال غیرمعمول ظاهرا نه تنها در بخش غیرانتفاعی بلکه در بخش های دیگر نیز گسترده است(آنهیر،۲۰۰۵).

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.