شناسایی راههای تأمین منابع مالی کارآفرینان اجتماعی- قسمت ۱۵

اولین منابعی که کارآفرینان اجتماعی جهت تأمین وجوه مورد نیاز، به آن رجوع می کنند، منابع خصوصی است. برای این گروه محاسبات ریسک و بازده به مانند دیگر گروه ها دارای اولویت نخست نیست. این منبع ارزانترین منبع مالی در دسترس است. پس از صرف وجوه شخصی، کارآفرینان اجتماعی به دوستان و بستگان روی می آورند که ممکن است تمایل داشته باشند تا در کسب و کار آنها سرمایه گذاری کنند(اسلامی بیدگلی ،۱۳۸۴).
منابع شخصی می تواند از روش های زیر حاصل شوند:
پس اندازهای شخصی کارآفرین
فروش یا وثیقه گذاشتن اموالی مانند مسکن و اخذ وام های مصرفی از بانک(بت شکن،سیف الدینی،۱۳۸۹).
۲-۲-۳-۲-۲ نیکوکاری ریسک پذیر
سرمایه ریسک پذیر به سرمایه تأمین شده از سوی سرمایه گذاران خارجی برای تأمین سرمایه کسب و کارهای انتفاعی و کارآفرینی اشاره دارد. سرمایه گذاری های ریسک پذیر معمولا ریسک بالای دارند اما در عین حال پتانسیل بازگشت بالایی نیز دارند. سرمایه دار ریسک پذیر فردی است که چنین سرمایه گذاری های پر مخاطره ای را انجام می دهد(آراستی،۱۳۹۱).
بیش از این، کارآفرینی تجاری را از کارآفرینی اجتماعی فقط بر اساس نوع بازگشت یعنی بازگشت مالی در برابر بازگشت اجتماعی متمایز می کردند. پایه های فلسفی و عملی کارآفرینی در هر دو یکسان هستند. سرمایه ریسک پذیر نیز مفهوم مشابهی دارد: نیکوکاری ریسک پذیر. نیکوکاری ریسک پذیر به سرمایه ی نیکوکارانه برای مشاغل اجتماعی اشاره دارد و معمولا به تعلق گرفتن سرمایه جدید به کارآفرینان تجاری اطلاق می شود که بازگشت بالایی را در مشاغل خود تجربه کرده اند و با ریسک نسبتا بالایی به راحتی فعالیت می کنند. این اهداکنندگان به عنوان نیکوکاران ریسک پذیر شناخته می شوند. نیکوکاری، گفتگوی بین بخش های دولتی و خصوصی را امکان پذیر می سازد و بیان می کند که چگونه منابع جدید و گران بها را برای ارتقا مدارس، بهداشت و دیگر سیستم های خدماتی جهت رفع نیازهای اساسی انسان به کار گرفت و امیدوار بود که منجر به تغییرات دگرگون کننده ای شوند(آراستی،۱۳۹۱).
ریسک یک بنگاه اجتماعی برای نیکوکار ریسک پذیر بیشتر مربوط به توسعه کسب و کار و نیز مدیریت آن می شود. در تئوری، ریسک پذیرترین کسب و کار و در نتیجه با کمترین احتمال سرمایه گذاری، کسب و کاری است که در آن کارآفرین اجتماعی به تنهایی کار می کند و کسب و کار با کمترین ریسک و در نتیجه بیشترین احتمال سرمایه گذاری نیز کسب و کاری است که با به کارگیری ظرفیت معقول آن دایر و در حال خدمت رسانی به مشتری است و دارای تیم مدیریتی است. کارآفرین اجتماعی می تواند برای پیش بینی احتمال دریافت سرمایه از یک نیکوکار ریسک پذیر استفاده کند. داده های مربوط به سرمایه گذاران ریسک پذیر نشان می دهد که آنها قبل از سرمایه گذاری در یک بنگاه به دنبال چهار چیز هستند:
ویژگی های مطلوب کارآفرین، سرمایه گذارن ریسک پذیر به دنبال تحصیلات بالا هستند ولی نه لزوما کارآفرینان مسن تر یا با تجربه ی بیشتر
ویژگی مطلوب بنگاه، سرمایه گذاران ریسک پذیر به دنبال کسب و کارهایی هستند که به اندازه کافی برای ایجاد آتیه ای خوب توسعه یافته اند و از بخش رو به رشد اقتصاد محسوب می شوند.
درخواست خوب، سرمایه گذاران ریسک پذیر تمایل دارند روی پیشنهادات با کیفیت بالا و طرح تجاری قابل قبول سرمایه گذاری کنند که به مبلغ مناسبی از سرمایه نیاز داشته باشند.
مشاوره خوب، سرمایه گذاران ریسک پذیر نیاز دارند که کارافرینی که برای آنها سرمایه گذاری می کنند مشاوره های مالی، مدیریتی و فنی خوب دریافت کنند(آراستی،۱۳۹۱).
تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری در سازمان های اجتماعی
آیا هیچ نشانه ای از میزان نرخ بازگشت مورد نیاز وجود ندارد هنگامی که مدیران سازمان های اجتماعی تصمیم به سرمایه گذاری می گیرند؟ در این مورد تنها یک مطالعه تجربی وجود دارد(کاماث و اوبرست،۱۹۹۲)[۵۲]. در بررسی های بدست آمده از ۶۷ سازمان نسبتا بزرگ ایلات متحده(۱۹۸۹)، آنها به طور متوسط نرخ بازگشت مورد نیاز را در این جدول معرفی کردند. برای نمونه نرخ بازگشت مورد نیاز سازمان های اجتماعی پایین تر از نرخ بازگشت مورد نیاز از سازمان های انتفاعی می باشد، حداقل این ایده منطبق است که بازگشت مورد نیاز در حقوق صاحبان سهام پایین تر است برای سازمان های انتفاعی، و این واقعیت که سازمان های اجتماعی می تواند بدهی های غیر بازاری را جذب کند، به خصوص اگر آن می توان فرض کرد که لازم است هیچ تفاوت قابل توجهی در هزینه بدهی بازار بین دو شکل سازمانی وجود ندارد(کاماث و اوبسرت،۱۹۹۲؛۲۱۰).
جدول (۲-۴)میزان برگشتی مورد نیاز در تصمیمات سرمایه گذاری(در ۶۷ سازمان ایلات متحده،۱۹۸۹)
میزان بازگشت مورد نیاز(%)
سازمان های عمومی ۸٫۱۹
سازمان های غیر مذهبی ۹٫۷۵
سازمان های مذهبی ۱۰٫۳۶
سازمان های سودآور ۱۲٫۵۰
منبع:(کاماث و اوبسرت،۱۹۹۲؛۲۱۰)
ساختار سرمایه
واقعیت این است که برای سازمان های اجتماعی هزینه حقوق صاحبان سهام پایین تر از هزینه بدهی است که نشان دهنده این است که ساختار سرمایه ای که فقط شامل حقوق صاحبان سهام باشد کارآمدتر است. اما این نیز یک واقعیت است که تقریبا همه سازمان ها (اجتماعی) متعهد به بدهی هستند(ویدیگ و همکاران،۱۹۸۸؛۲۱).
تعداد زیادی از سازمان های اجتماعی معتبر: کمی بیش از ۵۰ درصد از ۲۲۷۶۶ سازمان اجتماعی در سال۱۹۹۹ (ورچرن و جگریس،۲۰۰۶)[۵۳] بدهی را نشان می دهد، و کمتر از ۲۰ درصد آنها دارای بدهی های مالی گوناگون هستند(اوراق قرضه معاف از مالیات، رهن، و پرداخت های دیگر)(ورسچیرن و جگریس،۲۰۰۶؛۳۲۰)، بیکن(۱۹۹۲) و بومن(۲۰۰۲)، در یررسی ۲۰۰ نمونه تصادفی انتخاب شده در سازمان های مستقل ایلات متحده(درسال۱۹۸۹)، و از ۱۳۹۳ سازمان اجتماعی ایالات متحده(۱۹۹۴-۱۹۹۱)، به ترتیب، دو نظریه ساختار سرمایه سازمان های غیرانتفاعی کلاسیک را مطرح کرد: نظریه تجارت استاتیک( با توجه به معافیت مالیاتی سرمایه گذار معادل مالیاتی سازمان انتفاعی) و نظریه سلسه مراتبی(ایده ای که ارزان ترین منابع از وجوه برای اولین باراز آن استفاده خواهد شد). نتیجه ها متفاوت هستند: بیکن(۱۹۹۲:۸۸) نتیچه می گیرد که نظریه سلسله مراتبی را به کار می برند(سازمان های اجتماعی) و معاوضه استاتیک….برای توصیف رفتار تامین مالی واقعی به نظر نمی رسد(سازمان های اجتماعی)(باکون،۱۹۹۲؛۸۸)[۵۴]. در حالی که بومن می گوید که “ظاهرا مدیران اجتماعی با استفاده از قانون تجارت استاتیک تصمیم گیری می کنند”(بوومن،۲۰۰۲؛۳۰۸).
احتمالا هیچ توجیهی در مورد ساختارسرمایه سازمان های اجتماعی وجود ندارد، سوال در مورد تئوری ساختار سرمایه سنتی، به عنوان اهداف و انگیزه بازیکنان کلیدی و سازمان هایی که تفاوت قابل ملاحظه در محیط سود آور دارند، وجود دارد. تئوری ساحتار سرمایه که خاص سازمان های اجتماعی باشد توسط جگرس و وقسچرن(۲۰۰۶:۳۱۲-۳۱۴) توضیح داده شده است. آنها سه گروه از دلایل را که میزان بدهی را در سازمان های اجتماعی توضیح می دهد، در نظر می گیرند. استدلال سلسله مراتب استاندار(میرس،۱۹۸۴)[۵۵]، سیاست های تامین مالی سازمان های اجتماعی این مفهوم را می رساند: اجتناب از اندازه بدهی که امکان دارد هزینه های کلی بدهی را به حداقل برساند، و توسل به بدهی تنها زمانی که سهام موجود(کمک های مالی، هدیه، یارانه ها ، حفظ درآمد،سهم) نیازهای مالی سازمان را تحت پوشش نمی دهد(جگریس،۲۰۰۸).
دلیل دوم ناشی از مشکلات بالقوه سازمان است. دلیل سوم بهره مند شدن از حقوق نظارت. کاهش متعاقب آن هزینه های عامل براساس قرارداد پاداش های مدیریتی مبتنی برانگیزه می باشد، در سازمان های انتفاعی به صورت روش استاندارد، و در سازمان های غیر انتفاعی کمتر قابل تصور است، اما صدور بدهی به عنوان یک راه غیر مستقیم عمده برای توانایی نظارت مدیران است که ممکن است این کار را انجام دهند(جانسون،۱۹۸۶)[۵۶]. باز پرداخت و تعهد پرداخت، و غربالگری همزمان توسط وام دهندگان را می توان برای محدود کردن اختیارات مدیریت آزمایش کرد. سازمان های اجتماعی با محدویت های حقوق صاحبان سهام روبه رو نیستند که دسترسی به بدهی(بازاری و غیر بازاری) را داشته باشند. این یکی از دلایل درست یا غلط سازمان های اجتماعی در نظر گرفته شده با “ریسک خوب” توسط وام دهندگان بالقوه و “ریسک بد” توسط دیگران. سازمان های اجتماعی به ناحق جزو ریسک بد در نظر گرفته شده اند و در معرض محدودیت های استقراض هستند(کالم و ریزو،۱۹۹۶)[۵۷]. این داستان مانند آینه ای است که تصویری از استدلال محدویت های تامین مالی در سازمان های انتفاعی را که توسط فازری و همکاران(۱۹۹۶) توضیح داده شده است (جگریس،۲۰۰۸).
جگریس و ورچرن(۲۰۰۶) بیش از این دو سوال مطرح کردند که چگونه می توان حضور بدهی را توضیح داد، و سازمان بدهی خود را به دوش بکشد، چگونه می توان میزان بدهی را درک می کنند؟ نتیجه گیری اول این است که مکانیزم حاکم بر تصمیم قرض گرفتن متفاوت از مکانیزم تعیین مقدار برای وام گرفتن است، پس از آنکه تصمیم به قرض گرفتن، گرفته شد. حجم، به عنوان مثال اثر مثبت بر تصمیم گیری استقراض دارد، اما ارتباط منفی با مقدار قرض گرفتن دارد(ورچرن و جگریس،۲۰۰۶؛۳۲۲).
نتایج مربوط به سه گروه دلایل را که در بالا به صورت ترکیبی توضیح داده شده است، احتمالا با توجه به پروکسی که تا به حال مورد استفاده قرار گرفته است. مشکلات بالقوه سازمان اثر افزایش بدهی سازمان در نظر گرفته می شود(به جز بر میزان بدهی مالی)، در حالی که با شدت کمتر محدودیت های حقوق صاحبان سهام کاهش میزان بدهی را، به جز در سطوح بسیار کم از محدودیت های حقوق صاحبان سهام در نظر گرفته شده است(جگریس،۲۰۰۸).
۲-۲-۳-۳ کمک های مالی
اغلب مشاغل اجتماعی و دیگر سازمانهای کارافرینی اجتماعی درآمریکا به حمایت های اهدایی متکی هستند. به طور مثال، کمک های اهدایی ۱۶ درصد درآمد سازمان های آموزشی غیرانتفاعی،۲۰ درصد درآمد خیریه های خدمات انسانی، ۴۴درصد درآمد موسسات هنری و ۸۴ درصد درآمد موسسات مذهبی را تشکیل می دهند. مشاغل محلی و کوچک بیشتر به حمایت های اهدایی متکی هستند، زیرا از کمک های دولتی و درآمد محروم اند. نتیجه کلی این است که بدون کمک های خیریه خصوصی ، بسیاری از خدمات مهم از بین می روند و بسیاری از نیازها نیز برآورده نخواهد شد. مسلم است که بخش دولتی نمی تواند و نمی خواهد قدم پیش بگذارد و تمام سرمایه ای را که شهروندان خصوصی در حال حاضر به موسسات و انجمن های خیریه سراسر کشور اهداء می کنند، تأمین نمایند. اهدایی های خیریه از چهار منبع اصلی حاصل می شوند: اشخاص، موسسات، ارثیه، شرکتها، و وقف. برای بسیاری از کارافرینان تعجب آور است که موسسات و شرکتها را به عنوان منابع اجتماعی کمک های اهدایی قبول کنند. در واقع، موسسات کمتر از ۱۲درصد و شرکتها حدود ۵ درصد از کل اهدایی ها را تأمین می کنند. از اینجا می توان دریافت که کارآفرینان اجتماعی نباید نقش افراد را در افزایش سرمایه نادیده بگیرند، اهدایی های خصوصی باید در هر اقدام جدی افزایش سرمایه در درجه اول اهمیت قرار بگیرند(آراستی،۱۳۹۱).
کمک های خیریه همچنین تحت تأثیر تغییر ثروت(ارزش پس انداز، سرمایه گذاری و اموال افراد) هستند. اقتصاددانان برآورد می کنند که ۱۰درصد افزایش در میزان ثروت افراد باعث افزایش۳ درصد اعانه ی آنها شده است. اغلب اقتصادانان معتقدند که ثروت، کمتر از درآمد بر صدقه ها تأثیر می گذارد، زیرا افراد پس اندازهای خود را برای تضمین یک منبع درآمد در آینده در بنگاه های اجتماعی حفظ می کنند(آراستی،۱۳۹۱).
۲-۲-۳-۳-۱ جمع آوری کمک های مالی
بدون شک تعداد زیادی از سازمان های اجتماعی فقط به دلیل این که هدیه دریافت می کنند، باقی می مانند، به صورت نقدی با جنسی. کار داوطلبانه، و یا کمک مالی(گریکا مارسیولو،۲۰۰۲؛آکرمن،۱۹۹۶؛۷۰۲)[۵۸] اما امکاناتی دیگر از قبیل وجود کمپین های تیلیغاتی تولید رایگان و یا کاهش قابل ملاحظه قیمت توسط سازمان های بازاریابی مشهور، استفاده از امکانات بدون هزینه، و یا کارکنانی از سازمان های انتفاعی که به نمایندگی در سازمان های اجتماعی کار می کنند. سه منبع کمک های مالی مانند اهداکنندگان: مقامات در تمام سطوح، افراد و سازمان های خصوصی(هم انتفاعی و هم اجتماعی)، کمک های مالی توسط مقامات، که به طور مشروط یارانه نامیده می شود. جذب اعانه ها را می توان به عنوان یک فعالیت بازاریابی برای سازمان های اجتماعی در نظر گرفت. هاگر و همکاران(۲۰۰۲)، نشان داند که سازمان اجتماعی آمریکا برای انجام وظایف به روش های مختلف به جمع آوری اعانه و یارانه می پردازد(هاگر و همکاران،۲۰۰۲:۳۱۲).
آنها روی این موضوع با کارکنان خاص و یا داوطلبان تمرکز می کنند، و یا با مشاوران خاص تمرکز می کنند، تعدای از اعضای سازمان را مسئول جمع آوری کمک های مالی می کنند و یا برون سپاری انجام می دهند، می شود گفت جمع آوری کمک های مالی یک حرفه است( از ۱۵۴۰ سازمان ایلات متحده در سال ۲۰۰۱ به دست آمده است)( هاگر و همکاران،۲۰۰۲:۳۲۰).
تعداد زیادی از کشورها پوشش می هند کمک های مالی را به عنوان مولفه اعانه اختصاص می یابد از درآمد مشمول مالیات اهدا کننده کسر می شود: بخشی از کمک های مالی توسط مقامات منتطقه، از طریق کاهش در میزان درآمدهای مالیاتی دریافت می شود(آنهیر،۲۰۰۵).
هاگر و همکاران سه حوزه جمع آوری کمکهای مالی از کارآفرینان اجتماعی را توصیف می کنند. اولین دامنه جمع اوری کمکهای مالی انجام شده به عنوان بخش رسمی یک سازمان غیرانتفاعی است، عملیات جمع آوری کمک های مالی و شامل کارکنان که تابع اولیه در سازمان هستند. دامنه دوم شامل کارکنان و داوطلبان که ممکن است در بعضی مواقع نقش اصلی را در جمع آور کمکهای مالی نداشته باشند. دامنه سوم شامل محیط نهادی خارجی است با توجه به جمع آوری کمک های مالی و حرفه ای شامل مشاوران جمع آوری کمک های مالی که بر اساس مزد برای خدمت تقاضای کمک مالی از طرف مشتری خود برای سازمان غیر انتفاعی و همچنین سایر منابع عمومی و شبکه های که کارافرینان اجتماعی می توانند از طریق قرعه کشی و یادگیری با توجه به جمع آوری کمکهای مالی انجام می دهند(لیونس و زاپال،۲۰۰۶)[۵۹].
حد مطلوب جمع آوری پول
بدون شک، شروع کمک های مالی موثر به دانش کاملی از ویژگی های اهدا کنندگان بالقوه مربوط می شود، بخش بندی مناسب “بازار اهداکننده” در جهت بهره وری به تلاش های جمع آوری کمک مالی سازمان مربوط می شود، و تفاوت درستی بین سیاست های مبارزات استخدام اهداکننده و توسعه فعالیت های اهدا کننده را نشان می دهد(سارگینت،۲۰۰۵:۲۱۴)[۶۰]. تعداد مقالات توصیفی که در رفتار کمک های مالی در دسترس هستند، بیشتر مربوط به آمریکاست: هیویت و براون(۱۷۰-۲۰۰۰:۱۶۸) این موضوع را در سال ۱۹۹۶ بررسی کردند، و نمونه های دیگری از مقالات با ارزش توسط بروکس(۲۰۰۵)، هاوینس و همکاران(۲۰۰۶)، جمز و شارپ(۲۰۰۷) و تینکلمن(۲۰۰۴)، و سارگینت و همکارنش(۲۰۰۶) که به طور خاص به این موضوع پرداخته اند. در نمونه های تایوانی بخش کمک های داوطلبانه یک ارتباط مثبت بین میزان کمک های مالی و میزان پاداش مورد انتظار در زندگی پس از مرگ را با توجه به مذهب(مسیحی ، بودایی، و ادیان محلی) را توصیف می کند(تاو و یح،۲۰۰۷:۷۸۲)[۶۱]. و همچنین اشاره کرده به داوطلبانه مذهبی و کمک های مذهبی که جایگزین یکدیگر است(تاو و یح،۲۰۰۷:۷۸۳).
از نقطه نظر اقتصادی، این فرض متعارف در رابطه با اهدا کنندگانی است که “نوعدوستی غیر خالص” دارند، به این معنا ارزش آنها، از نظر ابزاری، سه بخش است: ثروت؛ پیشرفت به علت کمک مالی؛ و نشان دادن در عمل(آندرونی،۱۹۹۰:۴۶۵)[۶۲]. علاوه بر ویژگیهای فردی اهداگنندگان بالقوه، رقابت در بازار اهداکنندگان میزان نهایی کمک های مالی یک سازمان را نیزافزایش می دهد(بیلودیو و اسلی وینسکی،۱۹۹۷)[۶۳].
۲-۲-۳-۳-۱ کمک های مالی توسط شرکت ها
سوال اصلی اینکه چرا شرکت ها و صاحبان آنها کمک مالی و یا حمایت مالی می کنند، هنوز هم موضوع حل نشده برای بسیاری از محقیقین است که هنوز هم در مورد ایجاد انگیزه همکاری های بشر دوستانه نمی توانند به توافق برسند. با پیچیده شدن مسائل اغلب می باید انگیزه های مختلفی در همان بنگاه و گاهی اوقات در همان مدیران وجود داشته باشد(گالاسکی ویکز و کالمن،۲۰۰۶:۱۸۵)[۶۴]. احتمالا یک انگیزه عمومی قوی و جود ندارد، انگیزه های به عواملی مانند شرایط، تنوع روانی از درگیری اجتماعی، و یا فرصت بستگی دارد. تصویر خوبی از این وجود دارد، هرچند که ممکن است برخی پاسخ های اجتماعی مطلوب برای مشکلات وجود داشته باشد، این موضوع به وسیله میجر و همکاران(۲۰۰۶) بررسی شده است. آنها بین ۹۹۸و۱۱۲۲شرکت هلندی (۱۹۹۵-۲۰۰۳) رفتار آنها را مورد بررسی قرار دادند. اکثریت زیادی از پاسخ دهندگان نشان دادند که آنها فقط یک انگیزه برای حمایت دارند. مهم ترین انگیزه ای که آنها برای حمایت مطرح کردند، مشارکت اجتماعی(۳۸درصد)، انگیزه تجاری( ۲۹درصد). این به ۵۶ درصد و ۷ درصد برای موسسه های خیریه تغییر یافته است(میجر و همکاران،۲۰۰۶:۲۰)[۶۵].
تاوچ کالاسکیویز و کلمن(۲۰۰۶:۱۸۵-۱۹۵)، به شش دسته انگیزه انسان دوستی شرکت های بزرگ(که کمک های مالی گسترده ای صرف می کنند) در بررسی های خود پی بردند، این دسته بندی ها را می توان در دو گروه منحصر به فردی جمع کرد: علاقه مندان کمک های مالی: به حداکثر رساندن ثروت سهامداران(موارد خاصی که از گروه های کالاسکیویز و کلمن(۱۹۵-۲۰۰۶:۱۸۸) پیروی می کنند): همکاری استراتژیک، همکاری تجاری، و همکاری های سیاسی و به حداکثررساندن سودمندی مدیریتی(از جمله پیگیری رفاه اجتماعی)( گالاسکی ویکز و کالمن،۲۰۰۶:۱۸۸).

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir