شرکت پذیرفته شده در بورس

لاتهم(2009) در مقاله ای با عنوان پاسخ استراتژیک شرکت های نرم افزاری تازه تاسیس به رکود اقتصادی، پاسخ استراتژیک 137 شرکت نرم افزاری تازه تاسیس (کوچک) و شرکت های پابرجا (بزرگ ) به رکود اقتصادی طی سال های 2001 تا 2003 را مورد مقایسه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که شرکت های نوپا بیشتر تمایل به دنبال کردن راهبرد های تولید درآ مد به عنوان ابزاری برای مقابله با رکود دارند در مقابل شرکت های بزرگ ترجیح می دهند از راهبردهای کاهش هزینه استفاده کنند. شرکت های کوچک سعی می کنند سرمایه گذاری خود را در فروش مستقیم، کانال های توزیع و همکار ی با فعالین بازار بیشتر کنند. این در حالی است که شرکت های بزرگ این گونه هزینه ها را کاهش می دهند.
Widget not in any sidebars

بریتانی کسلر (2008) به بررسی “استراتژی بازاریابی کارا در دروان رکود اقتصادی” با توجه به 4 پی بازاریابی می پردازد. وی ابتدا با تحلیل هرکدام از پی های بازاریابی به صورت مجزا به نقش و جایگاه آنها در رکود توجه نموده و با توجه به کارکرد هر کدام، نسخه ای را برای اجرا در دوران رکود تجویز می نماید. او در پایان با توجه به نتایج پژوهش به معرفی برندگان و بازندگان دوران رکود پرداخته و اعلام می نمایدکه بکارگیری استراتژی های قیمت، توزیع، محصول و ترفیع با توجه به موقعیت شرکت در رکود می تواند اثر زیادی بر عملکرد شرکت داشته باشد.
سرینیواسان و همکاران (2005) در مقاله ای با عنوان” تبدیل شرایط دشوار به مزیت : آیا بازاریابی فعال در دوران رکود عمل می کند؟” به بررسی اثر بازاریابی فعال بر عملکرد شرکت در دوران رکود اقتصادی می پردازد. در این پژوهش نویسندگان با معرفی مولفه هایی چون تاکید استرتژیک بر بازاریابی، فرهنگ کارآفرینی، منابع کمکی و شدت رکود به عنوان پیشایندهای بازاریابی فعال فرضیه هایی را مطرح کردند. جامعه این تحقیق مدیران ارشد بازاریابی 8 صنعت مختلف می باشند که به عنوان نمونه 4 صنعت اصلی(مهندسی، رایانه ارتباط از راه دور و تولید نور) انتخاب شدند.که 154 نفر از مدیران ارشد بازاریابی پاسخگو بودند. داده های این پژوهش با پرسشنامه ای جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS و بهره گیری از مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، نتیجه این تحقیق این بود که تاکید استراتژیک بر بازاریابی، فرهنگ کارآفرینی و منابع کمکی اثر مثبتی بر بازاریابی فعال داشته اند. در حالیکه شدت رکود تاثیر منفی بر عملکرد شرکت داشته است. در واقع وجود بازاریابی فعال باعث عملکرد برتر کسب وکار و تولید سود در دروان رکود می شود.در ادامه نتایج بیانگر آن است که همه شرکت ها نباید با یک رویکرد فعال دردوران رکود واکنش دهند و خیلی از شرکت ها هم اینگونه واکنش نمی دهند. آن شرکت های دارای تاکید استرتژیک بر بازاریابی پیش از این برنامه هایی ( مثل برندهای شناخته شده، محصولات متنوع، ارتباطات هدفمند، پشتیبانی کالا و خدمات و …)دارند که آنها را قادر می سازند تا از واکنش بازاریابی فعال در رکود بهره ببرند.
فرانسیس و دیزایی(2005) در مقاله ای با عنوان عوامل سازمانی و محیطی موثر در احیا شرکت های بحران زده، عوامل سازمانی و محیطی موثر در احیا شرکت های بحران زده ای که در فاصله سل های 1980 تا 1997 دچار رکود شده اند را مورد بررسی قرار دادند. جامعه آماری 97 شرکت تولید کننده ماشین آلات صنعتی و تجاری و تجهیزات کامپیوتری بودکه 49 شرکت در احیا موفق و 48 شرکت در احیا ناموفق بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عواملی چون اضطرار و شدت بحران کم، بهره وری بالا شرکت و دسترسی بالا به منابع و کاهش مخارج و فروش دارایی ها در بهبود شاخص های عملکردی و احیا شرکت موثر هستند. همچنین اندازه شرکت رابطه معنی داری با احیای شرکت نداشته است.
تان و سی(2004) در مقاله ای با عنوان راهبردهای احیا و پاسخ به بحران مالی آسیا: تولیدات سنعتی در سنگاپور به بررسی واکنش شرکت های بحران زده سنگاپوری به بحران مالی آسیا در سال های 1995 تا 1998 پرداختند. جامعه آماری این تحقیق شمامل 46 شرکت تولیدی بود که متاثر از بحران مالی شده بودند. نتایج تحقیقات آن ها نشان می دهد که شرکت های بحران زده ای که از راهبردهای تهاجمی( گسشترش قلمرو فعالیت) استفاده کرده اند که دارای منابع آزاد فراوان بوده، از لحاظ اندازه بزرگتر بوده و میدران ارشد آن ها علت وقوع بحران را به عوامل قابل کنترل نسبت داده است. اما آن دسته از شرکت های بحران زده ای که از راهبردهای تدافعی(کاهش قلمرو فعالیت) استفاده کرده اند که بحران شدیدتری را تجربه کرده، دارای منابع آزاد اندک بوده، از لحاظ اندازه کوچکتر بوده و مدیران ارشد آن ها علت وقوع بحران را به عوامل غیر قابل کنترل نسبت داده است.
اسوی هون آنگ و همکاران (2000) در مقاله ای با عنوان “بحران بازاریابی برای مصرف
کنندگان و کسب و کار” به تجزیه و تحلیل رفتار مصرف کنندگان از کشورهای مختلف آسیایی که بیانگر پایین آمدن اعتماد به نفس و محکم کردن کمربند در طول دوره رکود می باشد می پردازد. همچنین به بررسی بحران آسیایی و پس از آن به توصیف اثرات بحران روی رفتار مشتری و همچنین به اصلاحاتی که مشتریان آسیایی ایجاد کرده اند می پردازد؛ سپس به دنبال توصیف اثر بحران روی تجارت در منطقه و سرانجام به استراتژی های بازاریابی استفاده شده در پاسخ به بحران به وسیله کسب و کار می پردازد. نتیجه این است که استراتژی بازاریابی خاص در سراسر زمینه های مختلف رکود در آسیا موفق بوده است. این ها شامل نیاز به تمرکز بیشتر برای شناسای بخش های هدف دقیق تر، حذف هزینه ای غیر ضروری از طریق حذف خطوط و کانال های محصول حاشیه ای به منظور افزایش بهره وری به وسیله ی اعمال نفوذ در صرفه جویی منابع مانند روابط عمومی و تبلیغات و به درک و ایجاد خلق ارزش بیشتر برای مصرف کننده، هزینه های پایین تر چرخه عمر محصول و دادن اطلاعات بیشتر برای کاهش خطرات اجتماعی و مالی می باشد.
لیتنن(2000) در تحقیقی که بر روی 750 بنگاه فنلاندی در در رکود 1993-1989 انجام داد به این نتیجه رسید که رابطه معنی داری بین اقدامات تجدید ساختار و موفقیت بلند مدت بنگاه بحران زده وجود دارد. اقدامات کارایی محور چون بهبود کارایی بازاریابی، موفقیت بلند مدت بنگاه بحران زده را به دنبال دارد. اما اقدامات مالی چون تجدید ساختار بدهی، اجاره پس از فروش دارایی های ثابت و انتشار سهام باعث موفقیت بلند مدت شرکت بحران زده نمی شود. او اقدامات احیا را به دو گروه راهبرد های کسب و کار( کارایی محوری) و راهبردهای مالی( توقف بحران) طبقه بندی کرده است. اقدامات مالی به تجدید ساختار بدهی و فروش و واگذاری دارایی ها طبقه بندی می شود.
دیدی و وریس(1998) در پژوهشی به بررسی رابطه بین نوع راهبرد و عملکرد شرکت های تولیدی در دروان رکود اقتصادی پرداختند.بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت به جریان وجوه نقد به فروش را به عنوان شاخص های عملکرد در نظر گرفتند. نتایج تحقیقات آن ها نشان می دهد که در دروان رکود اقتصادی شرکت هایی که از راهبرد توسعه محصول و تولید ناب استفاده کرده اند، نرخ بازدهی حقوق صاحبان سهام بیشتری را تجربه کرده اند. همچنین برخی از شرکت های تولیدی با دنبال کردن راهبرد تولید محصول ارزان و گسترش قلمروی جغرافیایی توزیع محصولات توانسته اند خود را احیا کنند. این محققان به مدیران شرکت های بحران زده در اتخاذ راهبردکاهش هزینه هشدار داده اند و به این نتیجه رسیده اند که تاکید زیاد بر کاهش هزینه ها مخصوصا هزینه های تبلیغات و فروش نتیجه عکس داده و بهبود شاخص های عملکردی را دنبال نخواهد داشت.
2-3-2-پژوهش‏های داخلی
رحمان سرشت و همکاران(1392) در مقاله ای با عنوان “راهبردهای احیا و عملکرد تجاری در شرایط رکود اقتصادی” به بررسی الگوی رابطه بین راهبردهای احیا و عملکرد تجاری در شرایط رکود اقتصادی پرداختند. این پژوهش تبیینی توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری، مدیران -ارشد بیست شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بودند که طی سالهای 1385 تا 1391 ابتدا حداقل دوسال متوالی افت شاخص های درآمد خالص و بازده دارایی و متعاقب آن حداقل دو سال بهبود عملکرد )احیای موفق ( و یا دو سال متوالی کاهش عملکرد )احیای ناموفق ( را تجربه کرد ه اند . به منظور سنجش میزان پایایی و روایی سازه سوالات به ترتیب از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد . برای تحلیل داده های پرسشنامه از ضریب همبستگی اسپیرمن و ضریب همبستگی جزیی استفاده شد . نتایج نشان می دهد که بین راهبردهای سازماندهی مجدد بدهی، کاهش هزینه، کاهش دارایی عملیاتی، سرمایه گذاری در مجموعه دارایی ها، تغییر در عرضه محصول، تغییر بازار و عملکرد تجاری شرکتهای بحران زده رابطه معناداری وجود دارد. اما بین راهبرد واگذاری یا فروش مجموعه دارایی ها و عملکرد تجاری رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین تأثیر اندازه شرکت و کمک های دولت بر رابطه میان راهبردهای احیا و عملکرد تجاری مورد تأیید قرار نگرفت.
حسینی و همکاران(1390) در مقاله با عنوان “تجزیه و تحلیل استراتژی بازاریابی شرکت های خدماتی در دوران رکود ” به شناسایی عوامل و شاخص های استراتژی بازاریابی در شرکت های کرایه جرثقیل در دوره رکود نسبت به مشخص نمودن تأثیر هر کدام از آنها بر میزان فروش از دید مدیران اقدام نماید. جامعه آماری این تحقیق مدیران شرکت های موفق کرایه جرثقیل در استان تهران می باشند. بر این اساس رابطه عوامل هفت گانه مشهور خدمات)محصول، قیمت، مکان، توزیع، پرسنل، امکانات و دارای یهای فیزیکی و فرآیند( با میزان فروش شرکتها، هر کدام در قالب شاخص هایی و با استفاده از آزمون های تی استیودنت و تحلیل واریانس فریدمن مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت ارتباط سایر عوامل به جز عوامل پیشبرد فروش و توزیع با میزان فروش شرکت ها تأیید شد نتیجه دیگر اینکه شرکتهای موفق در طی دوره رکود به سمت کاهش فعالیت و کاهش هزینه نرفته اند بلکه از رکود به عنوان فرصت استفاده نموده و استراتژی توسعه و تمایز را مورد استفاده قرار داده اند.
معصوم زاده زواره(1390) در مقاله ای علمی ترویجی با عنوان “استراتژی موثر بازاریابی در بحران اقتصادی” ترکیب ها
ی مؤثر استراتژی های بازاریابی را برای یک بحران اقتصادی جستجو میکند و دو هدف کلیدی را پوشش میدهد: 1-بررسی اینکه که سازمانها چگونه با استفاده از استراتژی های بازاریابی که به کار گرفته اند به فشارهای ناشی از بحران اقتصادی واکنش نشان میدهند.2-تعیین اینکه که کدام یک از استراتژیهای بازاریابی می توانند بیشترین اثرگذاری را در بحران اقتصادی داشته باشد. همچنین تاکتیک ها و استراتژیهای بازاریابی گوناگونی مورد بررسی قرار داده که همه آنها میتوانند در دوران رکود و بحران اقتصادی مؤثر واقع شوند، البته اگر متناسب با بازار بوده و به طور مناسب توسط شرکتها اجرا شوند. نتیجه این پژوهش این است که با در نظر گرفتن اینکه کدام انتخاب استراتژی باید دنبال شود، بازاریابان باید تعیین کنند که آیا به یک استراتژی با نتیجه فوری ولی با قیمت پایینتر و کم ریسکتر نیاز دارند یا به یک استراتژی بلندمدت که نیازمند سرمایه گذاری بیشتر است ، ولی بازگشت قابل توجهی در طول زمان به همراه خواهد داشت.
درگی (1389) در مقاله ای تحت عنوان ” مدیریت بنگاههای اقتصادی ایران در شرایط رکود اقتصادی جهانی ” به بررسی و تبیین اداره شرکت ها در شرایط رکود پرداخته و بازاریابی را به عنوان عامل حیاتی و اساسی برای شرکت ها یاد می کند. وی ابتدا سناریوهای پیش رو در دوران رکود را برمی شمرد که عبارتند از: سناریوی اول: بهبود اوضاع جهانی ؛ سناریوی دوم: فروپاشی اما دارای توان بازسازی ؛ سناریوی سوم: توقف جهانی سازی ؛ سناریوی چهارم: یخ زدگی طولانی. وی سپس اعلام می دارد که صرف نظر از اینکه کدام سناریو را پیش رو خواهیم داشت، تصویری از شرایطی که به طور مشخص شرکتها در اقتصاد واقعی با آن ها روبرو می شوند در برگیرنده یک ،چند یا همه موارد ذیل خواهد بود: دسترسی دشوارتر به سرمایه ؛ بازارهای بورس ضعیف تر؛ کاهش جریان نقدینگی؛ از دست رفتن اعتبارات؛ تغییرات مکرر مواد اولیه؛ محافظه کاری مشتریان در همه ی بخش های زنجیره تامین؛ موج ادغام های سازمانی؛ دخالت بیشتر دولت ها؛ تغییر در رفتار مصرف کننده؛ تاثیر همه گیر بر صنایع. درپایان با توجه به سناریو ها و شرایط پیش روی بنگاههای اقتصادی توصیه هایی را برای عملکرد بهتر در دوران رکود ارائه می نماید و معتقد است که بسیاری از مدیران به دنبال این نکته هستند که تمام این بحث ها و خبر ها چه تاثیری روی شرکتشان دارد و کدام واحد یا بخش ها از شرکت را باید مورد توجه جدی قرار دهند
2-3-3- جدول 2-7- نمایانگر خلاصه ای از مجموعه مطالعات داخلی و خارجی صورت گرفته در بازاریابی در رکود اقتصادی می باشد.
جدول 2-7-خلاصهای از مرور ادبیّات پژوهش
ردیف
محقق
سال
عنوان
شرح مختصر تحقیق
1
رولاینز و همکاران
2014
تاثیر رکود اقتصادی بر بازاریابی

                                                    .