شبکههای اجتماعی

مدیریت فرزند
6
مدیریت خانه
حال در زیر، به توضیح مقولات فرعی مرتبط با مقوله بالا پرداخته میشود:
4-3-4-2-1. مدیریت نیازهای عاطفی
احساس تنهایی و افزایش نیازهای عاطفیِ بعد از طلاق، صرفاً به این خاطر نیست که افراد همسران خود را از دست دادهاند، بلکه به این دلیل است که آنان پس از طلاق علاوه بر همسر، خانواده او، دوستان مشترک و حتی برخی از دوستان شخصی خودشان را نیز از دست دادهاند. علاوه بر این تغییرات ارتباطی عینی، افکار و ذهنیات آزاردهندهای نیز منجر به تشدید این وضعیت میگردد. اینکه زندگی بدون شریک چگونه خواهد شد؟ آیا شخص دیگری برای همراهی پیدا میشود یا بقیه عمر را به تنهایی باید بگذرانند؟ گاهی روبرو شدن با این ناشناختهها، بدتر از رابطه ناخوشایند قبلی است.
یافتههای تحقیق حاکی از آن است که فقدان شریکی که بتواند نیازهای عاطفی کنشگران را تأمین نماید، یکی از چالشهای اساسی افراد پس از طلاق است. مصاحبههای کیفی عمیق نشان میدهد، افراد در قبال نیازهای عاطفی خود، به شیوههای مختلفی واکنش نشان میدهند. برخی به سرعت بدنبال ازدواج مجدد هستند، برخی وارد روابط عاطفی با جنس مخالف در چارچوب دوستی میشوند، بعضی از افراد نیز به سرکوب نیازهای عاطفیشان پرداخته و یا با سرگرم کردن خود به فعالیتهای دیگر مانند کار، امور معنوی و غیره، سعی در کاهش این نیاز میکنند و در نهایت عدهای دیگر نیز با افزایش ارتباطات خود با دوستان، خانواده و فرزندان، به جبران تصنعی آن میپردازند.
سمانه، 28 ساله که 8 سال از طلاقش میگذرد، روایت خود از نیازهای عاطفی و عدم امکان برآورده شدن آنها را اینگونه میگوید:
“ببین من نه انگیزه داشتم کسی بیاد منو بگیره، چون اگرم کیس خوبی میومد من نمیتونستم ازدواج کنم چون بچهام رو ازم میگرفتن، منم بچهام برام خیلی مهمه و نه اهل اینم که دوست پسر داشته باشم و برم ولگردی؛ بخاطر همین از نظر عاطفی خیلی بهم فشار میومد… من الان در اوج جوونیام، تازه 28 سالمه؛ اون لحظههایی که نیاز داشتم واقعاً کسی با من باشه نبود؛ کسی رو نداشتم ازم تعریف کنه. میدونی این یه حس درونیه که آدم دوست داره تو یه سنی، جنس مخالفش در موردش نظر بده و ازش تعریف کنه.”
امیر، 28 ساله نیز میگوید:
“خانوادم همیشه مثل پروانه دور و برم بودن. برام هیچی کم نذاشتن. ولی این اواخر همیشه فقدان وجود یک رابطه عاطفی گرم رو حس میکنم.”
یلدا،‌ 29 ساله نیز فقدان عاطفی خود را اینگونه شرح میدهد:
“من الان احساس میکنم همه چیز دارم اما از طرفی هیچی ندارم. نمیدونم شاید بخاطر اینه که نیاز به کسی دارم که نیازهای عاطفیم رو تأمین کنه؛ خصوصاً وقتی میبینم واقعاً ممکنه یه روز تنها بشم و هیچکس رو نداشته باشم. دوست دارم مثل همه دوستام زندگیم یه هدفی داشته باشه، واسه خاطر یکی زندگی کنم، همدم و پشتیبانی داشته باشم.”
شبنم، 35 ساله نیز میگوید:
“مجبورم تحمل کنم اما مثل ده سال قبل نیاز عاطفی ندارم؛ الان به درس خوندن عادت کردم، میرم باشگاه، با دوستام بیشتر میرم بیرون، یک سالیام میشه که به چت معتاد شدم.”
از میان 36 پاسخگو، تنها 10 نفر در هنگام مصاحبه، ادعا کردهاند که بدلیل ازدواج یا حضور در روابط دوستی نسبتاً پایدار، نیازهای عاطفی خود را تأمین کردهاند؛ باقی افراد همانگونه که اشاره شد،‌ یا به سرکوب نیازهای عاطفی خود پرداختهاند و یا با سرگرم کردن خود به کار، امور معنوی، فرزندان، خانواده، حضور در شبکههای اجتماعی و گروههای دوستان و سایر فعالیتها و سرگرمیها و یا با درگیری در روابط گاهبهگاه و بیثبات بطور تصنعی به تخفیف این نیاز خود مبادرت کردهاند.
آرش، 31 ساله میگوید:
“به 6 ماه نکشید که دوباره ازدواج کردم و سعی کردم نیازهای عاطفیم رو با همسر جدیدم پر کنم.”
احسان، 34 ساله نیز میگوید:
“نیازهای عاطفیم رو سرکوب کردم؛ البته الان با یه دختری دوستم، اون بخشی از نیازهای عاطفیم رو تأمین میکنه.”
از سویی برخی از افراد، بدلیل تجارب تلخی که از ازدواج سابق خود به همراه دارند، به جنس مخالف و هرگونه ارتباطی با آنان بدبین میگردند و راه تنهایی و سرکوب نیازهای عاطفی را در پیش میگیرند.

                                                    .