فايل دانشگاهی – سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۱۴

۵- ذکر اقوال مختلف در منظور و مفهوم آیه و نقد و بررسی هر یک از آنها؛
۶- بررسی اقوال مختلف در مورد مکی یا مدنی بودن آیات و سوره ها؛
۷- تطبیق آیات با مسائل و قواعد صرفی و نحوی و کلامی و ..، و رفع تناقض های موجود میان آیات با آنها؛
۸- تشخیص و تعیین “محذوفات” و “مقدرات” در بیان آیات؛
۹- بررسی روایات تفسیری و … .
بدیهی است که پرداختن به این مسائل و. امثال آنها تنها از عهده کسی برمی آید که با علوم مختلفی همچون صرف، نحو، بیان، قرائت، تاریخ، شان نزول، کلامی، فقه و اصول فقه، لغت، درایه، رجال و .. آشنا باشد تا بتواند از دیدگاه این علوم به قرآن نگاه کند.
اما در تدبّر تنها چیزی که لازم است، قلب سلیم و اندیشه پاک،است البته به شرطی که قبلا قرآن در قلب جای گرفته باشد. انسان با وجود قفل های دل نیز می تواند به تفسیر بپردازد اما برای تدبّر، باید همه آنها را از لوح دل، زدوده باشد.
آیت الله جوادی آملی در این مورد می فرماید:
“قرآن کریم، کتابی،است حق و برای هدایت همگان نازل شده و عموم جوامع بشری را به تدبّر در آن فرا می خواند، ولی بعضی از انسان ها بر اثر گناه، دلشان را بسته اند، که در این صورت، توفیق تدبّر در قرآن، نصیبشان نمی شود،[۱۹۶]
خدواند در این زمینه می فرماید:
“افلا یتدبّرون القرآن ام علی قلوب اقفالها” [۱۹۷].. اگر کسی دلش باز بود، توان تدبّر در قرآن را خواهد داشت و قرآن در آن نفوذ خواهد کرد …”
علامه مدرسی می گوید:
“برخی با استناد به روایات مربوط به “تفسیر به رای” فقط کسانی را لایق تدبّر می دانند که حظ عظیمی از علوم و فنون مختلف، داشته باشند، اما باید دانست که این پندار کاملا غیر منطقی بوده و خواهد بود، چرا که خداوند همه انسان ها را در هر سرزمین و در هر زمان، به تدبّر فرا خوانده و محال که او از یک سوی قرآن را به عنوان “بیان للناس” بستاید و از سوی دیگر انسان ها را از تدبّر در آن نهی نماید.[۱۹۸]
فرق میان تفسیر و تدبّر در مورد قرآن، درست مانند شیوه های مطالعه و تحقیق در آیات جهان هستی است. یعنی همان گونه که آیات قرآن را می شود به دو نوع تخصصی (تفسیر) و همگانی (تدبّر) مورد پژوهش و تحقیق قرار داد، در آیات جهان هستی نیز به دو نوع می تواند، تحقیق کرد.
به عنوان مثال، پدیده “آب” را در نظر می گیریم. گاهی ما آب را از دیدگاه علوم طبیعی و بوسیله ابزارهای مختلف علمی و تخصصی، مورد تحقیق قرار داده و عناصر ترکیبی آن را کشف می کنیم و نیز درجه انجماد ویا درجه جوش آن را پیدا می کنیم و همه ویژگی های مختلف آن را بررسی می کنیم و در قالب فرمول ها و مسائل علمی و تخصصی ارائه می دهیم.
بدیهی است که این گونه تحقیق، افراد و ابزار ویژه خود را می طلبد و هر کس نمی تواند، بدون طی مدارج علمی لازم، به این تحقیقات بپردازد. اما یک وقت، همین آب را به عنوان “آیه ای ” از آیات خدا که خداوند آن را برای همگان یک درس و عبرت، قرار داده، مورد مطالعه و تفکر قرار می دهیم، نکته ها و پیام ها و اشارات بی شمار آن را درمی یابیم.
از تک تک ویژگی های آن درس زندگی و پیام خودسازی می گیریم، از زلال بودن و شفافیت و بی رنگی و سیلان و جریان آن، عبرت ها و حکمت ها می آموزیم، از پاک بودن و پاک کننده بودن و تشنگی زدودن و حیات بخشیدن آن، عالی ترین تعلیمات اخلاقی و عرفانی را استنباط می کنیم و ..، بدیهی است که این گونه تحقیق و تفکر در “آب”، از عهده همگان ساخته و محتاج تخصص و ابزار خاصی نیست.
بنابراین همان گونه که یک دانشمند علوم طبیعی نمی تواند و حق ندارد، تحقیق در آیات جهان هستی را مخصوص خود کرده و دیگران را محروم کند، علمای علوم اسلامی و مفسران نیز نمی توانند تحقیق و تفکر در آیات قرآن را به خود اختصاص دهند و با این دلیل که تفکر و تدبّر در قرآن یک تخصص و ابزار و علوم مقدماتی خود را می طلبد، دیگران را از این سفره گسترده الهی، بی بهره سازند.
بسیارند کسانی که بیش از هفتاد یا هشتاد سال، به طور مداوم و پی در پی، جلسات و هئیات مختلف تفسیر و قرائت قرآن شرکت می کنند و در این مدت حتی یکبار نیز به خود جرات نداده اند که در آیات قدری تمرکز و تدبّر کنند و مستقیما (بدون وساطت مفسر) از آن پیام و نکته دریابند.
امروزه، حتی دانشجویان علوم قرآنی و طلاب علوم دینی نیز، که سزاورترین افراد به تدبّر و تفکر اند، در فهم قرآن، اغلب به اقوال مفسرین بسنده می کنند و چندان اهل تدبّر نیستند، چه رسد به سایر دانشجویان و جوانان در رشته ها و مشاغل دیگر!
.
۲- قرآن در “تفسیر” محکوم می باشد، یعنی مفسر علوم مختلف را حاکم بر قرآن قرار داده و از دیدگاه آن علوم به تفسیر می نگرد. در واقع مفسر نه از درون و خود قرآن بلکه از خارج و بیرون قرآن به سوی آن می رود. اگر در جایی، قسمتی از یک آیه با قواعد صرفی و نحوی یا کلامی و .. متناقض باشد، مفسر در صدد برمی آید که آیه را به انحناء مختلف با این قواعد علمی تطبیق دهد و از این طربق تناقض را برطرف کند.
از نظر مرحوم علامه طباطبائی بسیاری از تفاسیر در واقع “تطبیق”برمصداقند نه تفسیر، متکلمان آیات قرآن را بر طبق مسلمات پذیرفته شده در مذهب خاص خود تفسیر کردند، آیات موافق با اصول مذهب خود را اخذ کردند و آیات مخالف با آنها را تاویل نمودند، تا حدی که مناسب است تفسیر آنان “تطبیق” نامیده شود. فلاسفه نیز مثل آنان در ورطه تطبیق و تاویل افتادند و همه آیات مخالف با مسلمات ریاضیات، طبیعیات، الهیات و حکمت علمی و ..، را تاویل و تطبیق کردند، آنان حتی آیاتی را که با فرضیات علوم طبیعی مخالف بود، تاویل و توجیه کردند. محدثان و عرفا و متصوفه نیز در تفسیر قرآن راهی غیر از طریق معصومین (ع) برگزیدند.[۱۹۹]
۳- انسان در جریان تدبّر در آیات الهی، با چشمه های جوشان و لایتناهی حکمت و معرفت، روبرو می شود و با ذره ذره وجود خود، آیات قرآن را بی نیاز از هر علم دیگر می یابد، از تک تک کلمات و اشارات و لحن های آیات، نکته و مطلب و مفهوم برمی دارد و قوانین و قواعد حاکم در هستی را استنباط می نماید، در هر بار قرائت و تلاوت و اسماع، جنبه های معرفتی جدیدی از آیات قرآن، برای او مطرح می شود و در شرایط و موقعیت های مختلف، معانی و مصادیق جدیدی از آیات، برای او مکشوف می شود.
۴- تدبّر حصولی در مراحل اولیه خود، قدری ارادی است ، یعنی انسان باید در بیان آیات بیاندیشد و در ارتباط و تناسب آنها با هم، تدبّر کند و مفاهیم و مقاصد آنها را استنباط نماید، اما در مراحل بالاتر، انسان خود به خود در بیان آیات تدبّر می کند. مخصوصا در تدبّر حضوری، این غیر ارادی بودن در اوج و کمال خود می باشد.
۵- ، تدبّر رابطه کاملا مستقیم و تنگاتنگی با تلاوت و آموزش قرآن دارد. اما میان تفسیر و تلاوت و آموزش قرآن هیچ ارتباطی، ضروری و لازم نیست، به گونه که یک مفسر بدون اینکه حتی یکبار در طول عمر خود قرآن را تلاوت کند و تلاوت خود را استماع نماید، می تواند بهترین تفسیر را ارائه دهد.
۶- مطالب مفسران از آنجا که متکی به خارج قرآن اند، مملو از اقوال متناقض می باشند، مفسران بر اساس مذاهب و نحله های مختلف، قرآن را تفسیر کرده اند لذا اقوال آنان معرکه آراء مختلف و متناقض می باشد.
اما در تدبّر از آنجا که سخنگوی، فقط خدا و قرآن می باشد و شخص متدبّر کاملا دست خالی و بی غرض به سراغ قرآن می رود و برای فهم قرآن فقط از خود آن، استمداد می کند، هیچ تناقضی را نمی توان در میان آراء متدبّرانه پیدا کرد.

نتیجه گیری

قلب پاک وسالم قادربه فهم معارف دینی وحقایق قرانی والهی است هرقدرکه حجابهای قلب انسان کمترباشد به همان میزان نورمعانی قران دران بیشترخواهدتابیداگرچه باعلوم وفنون مختلف اشنا نباشدتدبرحق عموم مردم است زیرایکی ازاهداف نزول قران تدبرعمومی وهمگانی است (کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا ایاته) علامه طباطبایی تمامی تفسیرعظیم وگرانسنگ المیزان را بر اساس تدبر وفهم قران به قران نگاشته است و می فرماید اگرتمامی این تفسیر ملاحظه شود درفهم یک آیه به اصلی علمی فلسفی وحتی روایی استنادنشده است[۲۰۰]
فصل ششم

اصول ومبانی اموزش قران وراهکارها

اصول ومبانی اموزش قران وراهکارها

مقدمه

امروزه، هنگامی که «آموزش قرآن» مطرح میشود، تصویری از جلسات روخوانی، تجوید، حفظ، صوت و لحن، جلسات قرائت قرآن و … در ذهن ما نقش میبندد. در عرف ما آموزش قرآن عبارتست از توانایی روخوانی سورههای قرآن از روی مصحف، و همین که کسی بتواند هر جای قرآن را که باز میکند، براحتی و بدون غلط بخواند، در نظر ما مصداق شایستهای از «قرآن آموخته» محسوب میگردد. یا کلاس و جلسهای که در آن احکام و قواعد تجویدی یا نغمات موسیقی قرائت قرآن تدریس میگردد، در نظر ما نامکلاس و جلسه آموزش قرآن را براحتی میتوان به آن اطلاق نمود و …
سؤال اینست که آموزش قرآن در مکتب نبوی چه تعریفی داشته است و به چه جلسهای در فضای سیره نبوی میتوان نام «جلسه تعلیم قرآن» داد؟ «آموزش قرآن» در مکتب نبوی عبارتست از: «خواندن آیات توسط معلم قرآن و شنیدن و تکرار آنها توسط قرآنآموز تا جائیکه این امر منجر به انتقال آیات قرآن از قلب معلم به قلب متعلم گردد و متعلم نیز حامل آیات الهی گردد.[۲۰۱]

تشویق به حمل قران

رسول اکرم (ص) مسلمین را تشویق بسیار مینمود که به قرآن روی آورند و بکوشند که یکی پس از دیگری و در حدّ توان، آیات الهی را در قلبهای خود جای دهند. اصحاب که توصیفهای پیامبر اکرم (ص) را درباره ارزش و مقام حامل قرآن میشنیدند، مشتاقانه به دنبال کسب این کسوت فاخر بودند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «حمله القرآن المخصوصون برحمه الله، الملبسون نور الله، المعلّمون کلام الله، المقربون عند الله، مَن والا هم فقد و الی الله و من عاداهم فقد عادی الله»[۲۰۲] یعنی حاملان قرآن، مشمول رحمت خاص خداوند هستند، همانا که نور خدا را به تن کردهاند، آنها معلمان کلام خداوند هستند، و نزدیک شدگان به خدا. هر کس آنها را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هر که با آنها دشمنی ورزد با خدا دشمنی ورزیده است.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است