سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۱۳

کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبّروا آیاته و لیتذکّر اولوالالباب.[۱۹۰]
افلم یدبّروا القول ام جاءهم مالم یأت اباءهم الاولین.[۱۹۱]
افلا یتدبّرون القرآن و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا.[۱۹۲]
با توجه به اهمیت فوق العاده این مفهوم- آن چنان که در آیه ۲۹ سوره صاد به عنوان هدف از نزول قرآن عنوان شده؛ و نیز تاکید و توصیه آیات و روایات به آن، لازم می نماید که راجع به ماهیت ” تدبّر” تحقیق بیشتری به عمل می آید.
، تدبراصولا کاری است، همچون بسیاری کارهای دیگر که باید آن را انجام دهیم. همه مباحث مربوط به روش شناسی تدبّر در قرآن که توسط دانشمندان علوم قرآن، صورت گرفته، مبتنی بر همین پیش فرض می باشد؛ اما باید گفت که ” تدبّر”، اصولا نوعی “کار” نیست که بخواهد انجام بگیرد و چنین نیست که بتوانیم کسی را به تدبّر کردن امر کرده و یا از تدبر نکردن، نهی کنیم.
به نظر می رسد که ” تدبّر” یک “راه” و “مسیر”است که باید پیموده شود نه یک “کار” که باید انجام گیرد. حتی اگر تدبّر را به عنوان یک “کار” لحاظ کنیم، حداکثر، کاری همچون “نفس کشیدن”است.
طبیعی است کسی که خواب و خوراک و تفریح و ورزش و سایر کارهایش صحیح و درست باشد، تنفس او نیز صحیح و درست خواهد بود و نباید و نمی توان به او گفت که چنین تنفس کن و یا چنان تنفّس نکن. بلکه اصولا امر و نهی، باید و نباید و مباحث روش شناسی، در مقدمات و لوازم اولیه “تنفس” مطرح شده و موضوعیت می یابد نه در خود آن.

پیوند آموزش با تدبّر در قرآن:

در مکتب اهل بیت (ع) تدبّر در قرآن، جدا از قرائت و تلاوت و تعلیم و تعلم آن نیست، و چنین نیست که انسان ابتدا مرحله آموزش قرآن را طی کند، و پس از مدتی، در یک مقطع خاصی، مشغول تدبّر شود.
بلکه در این مکتب، آموزش صحیح قران، مقدمه تدبّر دانسته شده؛ به عبارت دیگر هرگاه “روش شناسی آموزش قرآن” خوب مورد توجه قرار گیرد، ” تدبّر” در جایگاه اصلی خود قرار خواهد گرفت. همان گونه که بحث از کیفیت تنفس، خود به خود در بحث، پیرامون چگونه خوابیدن و خوردن و ورزش کردن و .. مطرح است و چنین نیست که یک مرحله جداگانه و متاخر باشد.
امام صادق (ع) در دعای شروع قرائت قرآن می فرمایند:
” .. و لا تطبع عند قرائتی علی سمعی و لا تجعل علی بصری غشاوه، و لا تجعل قراءتی قراءه لا تدبّر فیها .. و لا تجعل نظری فیه غفله و لا قرائتی هدراً”.[۱۹۳]
در این فقرات از دعا، سخن در این است که چگونه قرائت کنید که دارای تدبّر باشد، و چگونه قرآن نخوانیم که تدبّر در آن نباشد. ملاحظه می شود که در مکتب معصومین (ع)، تدبّر جای خود را در متن قرائت پیدا کرده، نه بیرون یا بعد از آن.
بنابراین، الفبای روش شناسی تدبّر در قرآن، همان الفبای روش شناسی قرائت است. در مکتب معصومین (ع) قرائت بر دو نوع است:
۱- قرائت هَدَر
۲- قرائت با تدبّر
عبادات دیگر ما نیز این چنین است، نماز، حج، انفاق، روزه، جهاد و .. قرائت قرآن نیز، از این قاعده مستثنا نیست.
“نظر” در مصحف اگر متوجه چیزهای دیگر غیر قرآن باشد، موجب غفلت خواهد بود و ارزشی نخواهد داشت. کسی که همه افکارش متوجه نحوه ادا و اجرای قواعد تجوید و فنون صوت و لحن و .. می باشد، نظرش در قرآن، نظری نیست که تدبّر زا باشد و قرائتش، “هدر” خواهد بود.
“لا خیرَ فی قراءه لا تدبّر فیها”.[۱۹۴]
در مکتب اهل بیت (ع)، هر چیزی که ثواب دارد، خاصیت نیز دارد. بلکه از آن رو که خاصیت دارد، دارای ثواب است.

اقسام تدبّر:

تدبّر بر دو نوع است: “حضوری” و “حصولی”.

تدبّر حضوری:

این نوع از تدبّر اصولا، کاری نیست که ما باید آن را انجام دهیم بلکه یک نتیجه و ثمره و حالت است که در صورت صحت و سلامت فرایند آموزش قرآن و تلاوت آن، خود به خود حاصل خواهد شدو رابطه ای کاملا عمیق و مستقیم میان آن با قرائت و تلاوت و استماع قرآن، وجود دارد. این مرتبه از تدبّر یک پدیده بیرونی و خارجی نیست که مستقلا بتوان آن را کسب کرد، بلکه مولود فرایند صحیح آموزش قرآن است .

تدبّر حصولی:

این مرتبه از تدبّر می تواند قبل از تدبّر حضوری و یا به موازات آن با ممارست و تمرین برای انسان، حاصل شود. و آن عبارت از این است که انسان در جزئیات و کلیات بیان آیات و سوره ها به اندیشه بنشیند و اشارات و لطائف آنها را استنباط کند. اشارات و دقائقی که- به فرموده حضرت امام (ره)- دست مفسران قرآن از آنها کوتاه است.

فرق تفسیر و تدبّر:

” تدبّر” اغلب، مترادف با “تفسیر” پنداشته شده و یا اینکه تفسیر، دست کم، به عنوان مقدمه و لازمه آن، قلمداد می شود. اما باید توجه داشت که آن دو، مقوله هایی کاملا جدا از هم هستندکه متاسفانه حدود آن دو تا کنون، متمایز و معین نشده، به گونه که امروزه اغلب مشاهده می شود، جوانی که دغدغه تدبّر در کلام خداوند را دارد به این منظور، غرق در مطالعه تفاسیر و ترجمه های مختلف می شود. بنابراین به منظور تبیین هر چه بهتر ماهیت تدبّر، فرق های اساسی آن را با تفسیر، تا آنجا که ممکن است بیان می شود.
در حدود چهل فرق اساسی میان تفسیر با تدبّر وجود دارد که در اینجا برخی از جهات اصلی این تفاوت را برشمرده و توضیح داده میشود.
۱- تفسیر، علمی است در کنار سایر علوم و تخصصی در ردیف سایر تخصص ها،است به گونه ای که تاریخ، تعریف، اصول، شیوه ها، ابزار و اهل خاص خود را داشته و از لحاظ علمی و تخصصی بودن فرقی با سایر علوم ندارد و محکوم به قوانین و ضوابط مشترک میان آنهاست.
در حدود ۲۰ تا ۳۰ علم از علوم مختلف اسلامی، به عنوان مدخل و پیش نیاز، برای ورود به تفسیر قرآن، عنوان شده است.
به گونه ای که هر کس اگر در همه این علوم تبحر نداشته باشد توانایی و حق تفسیر قرآن را ندارد. تا کنون تفاسیر بسیاری بر قرآن نوشته شده که اکثر آنها تنها در میان خواص و اهل علم رایج و شناخته شده می باشد و اکثریت مردم توانایی خواندن و فهم آنها را ندارند.
اما تدبّر به عنوان یک علم و فن و تخصص مطرح نیست و لوازم و ابزار و پیش نیازهایی که برای تفسیر، ضروری است، در مورد تدبّر، لزومی ندارد، از این رو، یک پدیده همگانی خواهد بود، خدواند نیز در قرآن نه فقط علما و فقها، بلکه همگان را به تدبّر فراخوانده:
اهم مسائلی که درتفسیر مطرح است:[۱۹۵]
۱- بررسی وجوه مختلف قراءات و دلایل هر یک؛
۲- ذکر وجوه مختلف در مفهوم لغات و مفردات و استنادات و استدلالات مربوط به هر وجه؛
۳- بررسی اقوال مربوط به اعراب عبارات و کلمات؛
۴- بررسی اقوال مختلف در شان نزول آیات؛

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir