سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۱۱

“… عن علی بن مملک انه سال ام سلمه عن قراءه رسول الله (ص)، قالت مالکم و صلاته، ثم تعتت قراءته فاذا هی تنعت قراءته مفسره حرفا حرفا”[۱۷۳]
“… عن ام سلمه قالت، کان النبی (ص) یقرأ بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد الله رب العالمین، یقطعها حرفا حرفا”.[۱۷۴]
“… ان النبی (ص) کان یقطع قراءته”.[۱۷۵]
“… عن عماد بن یاسر (ع): ان رسول الله (ص) مر بعبدالله بن مسعود و هو یقرأ حرفا حرفا فقال: من سره ان یقرأ القرآن کما انزل فلیقرآه علی قراءه ابن مسعود”.[۱۷۶]
از برخی روایات، چنین برمی آید که سخن گفتن ان حضرت نیز تا حدودی همچون قرائت ایشان، به صورت “مبین” و “مفصل” و “مرتل” و “مرسل” بوده و با شیوه سخن گفتن دیگران، فرق داشته، مانند:
“… عن مسعد قال: سمعت شیخا فی المسجد یقول: سمعت جابر بن عبدالله یقول:
“کان فی کلام رسول الله (ص) ترتیل و ترسیل”[۱۷۷].

حفظ وقوف

دومین رکن اصلی “ترتیل”، حفظ و رعایت وقوف است که خود می تواند، به عنوان عامل تقویت کننده، برای رکن سوم (تانی و عدم سرعت و عجله) و زمینه سازی، برای رکن چهارم (تدبر) به شمار رود.
امروزه در شیوه های رایح قرائت، چندان به جایگاه مهم وقوف، توجه نمی شود و شاید بتوان گفت، وقوف تا حدودی تابع صوت و لحن شده. یعنی اگر در قرائت، رعایت وقفی، موجب اخلال در یک لحن باشد، غالبا، حق تقدم به لحن داده می شود نه وقف، و قرائتی که وقف های کمتری دارد، در بین مستمعان از جذابیت و مطلوبیت بیشتری برخوردار و به عکس، قرائتی که در آن، قاری، در هر چند ثانیه، وقف می کند و لحن های متنوع از خود نشان نمی دهد، برای مخاطبان، حوصله گیر است.
از این سوی، رعایت برخی لحن ها و دستگاهها، با حفظ وقوف بر سر آیات کوچک، قدری ناسازگار و به سختی می توان، در وسط قرائت و در اوج صدا، لحن ها و دستگاه های گوناگون را بر روی آیات دو یا سه کلمه پیاده کرد، حتی ممکن، است گاهی چنین چیزی محال باشد.
از این رو برخی قاریان به هنگام قرائت آیات کوتاه به منظور اجرای لحن های زیبا و متنوع، ناگزیر از شکستن حریم وقوف بر سر آیات می شوند. غالب قرائت های مشهوری که امروزه از سوره های کوچک، در اذهان اکثریت مردم ما جای دارند، در شهرت خود، مدیون همین مرز شکنی اند.
به عنوان نمونه، اگر فرض کنیم استاد عبد الباسط، در قرائت سوره های حمد، تکویر، ضحی، شمس و .. بر سر تک تک آیات وقف کرده و هیچ کدام از آنها را به دیگری وصل نمی کند، هیچ گاه، قرائت او تا این حد، مشهور و مطلوب و جذاب نبود. اگر حرمت وقوف در هشت آیه اول سوره شمس و نه آیه اول سوره تکویر، در قرائت ایشان و دیگران رعایت می شد، یقینا، اجرای چنین دستگاه ها و لحن های زیبا و جذابی، با موانع بسیار روبرو بود.
امروزه، صوت و لحن اهمیت و موضوعیت خاصی یافته، تا حدی که خیلی از قاریان، آیات انتخابی خود را بر اساس لحن هایی که می خواهند پیاده کنند، برمی گزینند، چه اینکه ترکیب و ساختار لفظی هر آیه مناسب با هر لحنی نیست و به راحتی نمی توان، هر لحنی را بر آیه، پیاده کرد.

سیره رسول اکرم (ص) در رابطه با وقوف

درعهد نبوی شناسایی مواضع وقف درقران توسط قران آموز ازاهمیت بالایی برخورداربوده است چنانکه درکلام امام علی (ع)آمده است (الترتیل معرفه الوقوف وتجویدالحروف) [۱۷۸]
“و عن ام سلمه انها قالت: کان النبی (ص) یقطع قراءته آیه آیه”[۱۷۹]
“کان یقطع قراءته آیه آیه: “الحمد الله رب العالمین” ثم یقف “الرحمن الرحیم” ثم یقف”[۱۸۰]
“.. عن ام سلمه[ انها] ذکرت او کلمه غیرها قراءه رسول الله: بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد الله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم الدین” یقطع قراءته آیه آیه”.[۱۸۱]
“کان رسول الله یقطع قراءته، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد الله رب العالمین. الرحمن الرحیم.. “[۱۸۲]
“عن ابی عبدالله (ص) قال: یکره ان یقرأ “قل هو الله احد” فی نفس واحد”.[۱۸۳]

تانی و عدم سرعت و عجله:

با رعایت کامل وقوف، این اصل نیز تا حدودی حاصل خواهد شد، کمیت گرایی در آیات هر چند در بیان روایات، مورد توجه است ، اما اگر موجب عجله و سرعت، در قرائت باشد، مذموم است.

تدبر در آیات:

شاید بتوان گفت که تدبر اساسی ترین رکن ترتیل، و اصول دیگر زمینه ساز آن هستند و چه بسا بتوان، تدبر را به عنوان غایت ترتیل به حساب آورد:
“… عن امیرالمومنین (ع) فی کلام طویل فی وصف المتقین قال: اما اللیل فصافّون اقدامهم، تالین لاجزاء القرآن، یرتّلونه ترتیلا یحزّنون به انفسهم و یستثیرون به تهیج احزانهم بکاء علی ذنوبهم و وجع کلوم جراحهم و اذا مرو بآیه فیها تخویف، اصغوا الیها مسامع قلوبهم و ابصارهم فاقشعرت منها جلودهم و وجلت قلوبهم، فظنوا ان صهیل جهنم و زفیرها و شهیقها فی اصول اذانهم و اذا مرو بآیه فیها تشویق رکنوا الیها طمعا و تطلعت انفسهم الیها شوقا و ظنوا انها نصب اعینهم…”.[۱۸۴]
عبارت ” یحزّنون به انفسهم و …” الخ، را می توان به عنوان توضیح “ترتیل” و یا اثار و نتایج آن به حساب آورد، البته، قابل جمع نیز هستند، یعنی از یک سو می توان با تحصیل این مقامات، به “ترتیل” قرآن دست یافت و از سوی دیگر، با نیل به مقام “ترتیل”، چنین مقامات و حالاتی را در خود، ایجاد یا تقویت کرد.
“تحزین نفس”، درمان دردها و تسکین جراحت ها و … همه در سایه “ترتیل” حاصل خواهند شد و بدون آن، زمینه تحصیل چنین حالاتی فراهم نخواهد شد.
مثلا، از امیرالمومنین، (ع) روایت شده که رسول اکرم (ص) در پاسخ به سوالی، در مورد آیه “و رتل القرآن ترتیلا”، “ترتیل” را چنین تعریف کردند:
“بینه تبیانا و لا تنثره نثر الرمل، و لا تهذه هذ الشعر، قفوا عند عجائبه، حرکوا به القلوب، و لا یکن هم احدکم آخر السوره”[۱۸۵]
مشاهده می شود که در این روایت، “تحریک قلب” و “وقف در عجائب قرآن” و… داخل در تعریف “ترتیل” اند، یعنی اگر این موارد و حالت موجود باشد، “ترتیل” نیز، حاصل خواهد شد. نه اینکه آنها، آثار ترتیل باشد.
بنابراین، موارد “یحزنون به انفسهم و یستثیرون به تهیج احزانه بکاء علی ذنوبهم و ..”
همه داخل در ماهیت “ترتیل” هستند، و لازمه همه آنها، تدبر می باشد و لازمه تدبر نیز، تانی و حفظ وقوف و بیان و تبین حروف و شروط دیگر،است .

بررسی دواصل کیفیت وکمیت درلسان احادیث

کیفیت گرایی:

هنگامی که از کیفیت سخن می گوییم، مراد ما این نیست که “کمیت” اهمیتی ندارد، بلکه منظور این که آنچه مهم تراست کیفیت می باشد و اگر قرار باشد که یکی از کیفیت یا کمیت فدا بشود، این کمیت است که باید فدا شود، نه کمیت.
در طول تاریخ اسلام چهار گونه دیدگاه و برخورد با قرآن را می توان شناخت، و آثار و شواهد و آن را در فرهنگ اسلامی و حوزه های مرتبط با قرآن مشاهده نمود.
هر یک از این چهار برخورد به گونه ای خاص به سراغ قرآن رفته اند و هر کدام با قرآن شناسی مخصوص به خود، نظامی خاص را برای “ارتباط با قرآن” و “استفاده” از آن پیشنهاد کرده اند که عبارت از :

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است