سامانه پژوهشی – سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۷

“وحی”، مانند: واوحی الی هذا القرآن …. [۱۰۵]
“ایتاء”، مانند: و لقد آتینا سبعا من المثانی و القرآن العظیم [۱۰۶]
“هدایت”، مانند: ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم …. [۱۰۷]
“شفا و رحمت”، مانند: و ننزل من القرن ما هو شفاء و رحمه للمومنین [۱۰۸]
“تحدی قرآن”، مانند: قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثله [۱۰۹]
“تصریف امثال”، مانند: و لقد صرفنا للناس فی هذا القرآن من کل مثل [۱۱۰]
“ترتیل””، مانند: او زد علیه و رتل القرآن ترتیلاً [۱۱۱]
“تلقی”، مانند: و انک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم [۱۱۲]
“قصص”، مانند: ان هذا القرآن یقص علی بنی اسرائیل … [۱۱۳]
“تلاوت”، مانند: و اتل ما اوحی الیک من کتاب ربک[۱۱۴].. و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً .. [۱۱۵]
“عجب” و شگفتی، مانند: .. فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا [۱۱۶]
صفاتی همچون “کریم”، “مجید”، “عظیم”، “عزیر”، “مبین”.
“قوام” و نبودن کژی درآن، مانند: … قرآنا عربیا غیر ذی عوج لعلهم یتقون [۱۱۷]
قیما لینذر بأساً شدیداً .. [۱۱۸]
“تفصیل آیات”، مانند: “کتاب فصلت آیاتع قرآنا عربیا .. [۱۱۹]
“تیسیر” و “ذکر” مانند: و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر [۱۲۰]
و القرآن ذی الذکر [۱۲۱]
“تذکیر”، مانند: فذکر بالقرآن من یخاف وعید [۱۲۲]
“احکام”، مانند: کتاب احکمت آیاته .. [۱۲۳]
“تشابُه”، مانند: الله نزل احسن الحدیث کتاباً متشابهاً مثانی .. [۱۲۴]
“اقشعرار” و لرزش اندام، مانند: .. تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم [۱۲۵]
“ازدیاد ایمان”، مانند: و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا .. [۱۲۶]
“تبیان” و “بیان”، مانند: و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء ..
هذا بیان للناس و هدیً و رحمه للمتقین [۱۲۷]
“نور” و “برهان” و “مبین”، مانند: قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا الیکم نورا مبیناً[۱۲۸]
“بینه” و “بینات” و “مبینات”، مانند: فقد جاءکم برهان من ربکم و هدی رحمه .. [۱۲۹]
رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات … [۱۳۰]
هو الذی ینزل علی عبده آیات بینات لیخرجکم من الظلمات الی النور … [۱۳۱]کتاب”، مانند: تلک آیات الکتای المبین [۱۳۲]
ذلک الکتاب لا ریب فیه .. [۱۳۳]
ازانچه بیان شد می توان نتیجه گرفت قرآن از آنجا که “نور” و “روح” و “سلطان” و “برهان” و “محکم” و “متشابه” و “قیم” و .. می باشد، انسان ها را به سوی “رشد” هدایت کرده و آنان را از “ظلمات” به “نور” خارج می سازد بنابراین ترجمه های قران از ان رو که فاقد این ویژگی الهی می باشند برای راهنمایی وارشاد مردم کفایت نمی کنند بلکه چون دارای ویژگی بشری هستند چه بسا دارای خطا واشتباهات بشری نیز می باشند که این خود گاهی موجبات انحراف را فراهم میکند .

اعتراف مترجمان قرآن مبنی بر ترجمه ناپذیری قرآن:

مترجمان زبر دست، غالبا، پس از اشتغال به کار ترجمه قرآن، روز به روز، بیشتر به عجز خود پی برده، و اعتراف کرده که قرآن چندان عظیم و پرمایه است که قابل ترجمه نیست. در اینجا، اعترافات چند مترجم معروف قرآن را از نظر می گذرانیم:

محمد مارمادوک پیتکال:[۱۳۴]

که یکی از بهترین ترجمه های قرآن را به زبان انگلیسی تدوین کرده، معتقد که قرآن را نمی توان به زبان دیگری ترجمه کرد و به همین دلیل نیز، هیچ گاه عنوان “ترجمه” را برای کتاب خود، برنگزید.
او در مقدمه خود می نویسد: “قرآن را نمی توان ترجمه کرد. این عقیده علما و فقهای قدیم نویسندگان حاضر است …، علیرغم همه سعی و تلاش ما، این کتاب، قرآن مجید نیست. سمفونی بی نظیر و غیر قابل تقلید و آهنگ دلنشین آن که انسان را دگرگون می سازد و حالت خشوع و گریه و یا وجد و شوق ایجاد می کند در ترجمه قرآن قابل انتقال نیست …”[۱۳۵]

پروفسور آربری:[۱۳۶]

یکی دیگر از مترجمان زبر دست و مشهور قرآن به زبان انگلیسی می گوید: “از آنجا که قرآن برای هر مسلمان مومن، عین کلام الهی است ، از قدیم اعتقاد بر غیر قابل ترجمه بودن قرآن وجود داشته، آن را معجزه کلامی می دانند که تلاش برای تقلید آن کفرآمیز خواهد بود. بنابراین هر مومن موظف، برای فهمیدن معنی قرآن، آن را به زبان اصلی خود فراگیرد”. [۱۳۷]
آربری نیز از نامیدن کتاب خود، به ترجمه قرآن، احتراز می کند و در تصدیق نظریه پیکتال مبنی بر ترجمه ناپذیری قرآن، خود نیز به این مساله اعتراف می کند.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است