سیره پیامبرو اهل بیت (علیهم السلام) درآموزش قرآن- قسمت ۲

“ان الرجل الاعجمی من امتی لیقرأ القرآن بعجمیته، فترفعه الملائکه بعربیته”[۳۲]
یعنی طبیعی است که فرد عجمی از امت من قرآن را عجمی تلاوت کند چرا که آنرا با عربی قرآن، بالا می برند. چنانچه مشاهده می شود در این روایت هیچ تشویق و اندک ترغیبی مبنی بر اینکه شخص اعجمی باید سعی در تجوید و مخارج عربی حروف نماید وجود ندارد.
همچنین، در حدیث دیگری، پیامبر اکرم ( ص) فرمودند:
“اذا قرأ القاری القرآن فاخطأ او لحن او کان اعجمیاً کتبه الملک کما انزل”[۳۳]
یعنی هرگاه قاری قرآن، قرآن بخواند و اشتباهی در حروف و اعراب کلمات از او سر بزند و یا اینکه قرآن را عجمی بخواند فرشته قرائت او را همان گونه که نازل شده می نوسید.
هنگامی که پیامبر اکرم ( ص) یک فرد عجمی را در تلاوت عجمی خود نقد نمیکند و می گوید فرشته آن را “کما انزل” می نویسد، آیا فرد عجمی را تشویق به تعلیم و رعایت مخارج حروف کرده یا اینکه خیال وی را از این بابت راحت نموده که از جهت صحت تلاوت قرآن قرآن آسوده خاطر باشید؛ هر گونه بخوانید ملائکه قبول کرده و آن را “کما انزل” می پذیرند.
جابر نقل می کند:
“خرج علینا رسول الله و نحن نقرآ القرآن و فینا الاعجمی و الاعرابی فاستمع فقال: “اقرؤ افکلُّ حسن”[۳۴]
یعنی یک روز پیامبر اکرم ( ص) به ما برخورد که قرآن می خواندیم و در میان ما افرادی عجم یا اعراب بدوی نیز بودند که قرآن می خواندندپیامبر اکرم ( ص) با دقت به قرآن خواندن همه ما گوش دادن و سپس فرمودند:
“بخوانید که همه نیکوست”! برای جابر این جالب بوده که پیامبر اکرم تلاوت عجمی و بدوی را که طبعا بدون رعایت مخارج حروف بوده، تحسین نموده. چنین که مهم در تلاوت قرآن، تلاوت و خواندن دائمی کلام الهی است حال چه به عجمی، چه بدوی و چه عربی، لذا پیامبر اکرم ( ص) با بیان تساوی همه قرائتها فرمودند:
“اقرؤ فکُلٌ حَسنٌ”!
و نیز در پاسخ کسانی که به قرائت نادرست بلال اعتراض می کردند و ایراد می گرفتند، فرمودند:
“ان سین بلال عند الله شین”.[۳۵]
شخصی نزد امیرالمومنین (ع) آمد و از نادرستی بیان بلال و استهزاء و خنده طرف مقابل خبر داد. در این هنگام حضرت علی (ع) فرمودند:
“ماذا یضرّ بلالاٌ لحنُه اذا کانت افعاله مقومه احسن تقویم و مهذّبه احسن تهذیب”.[۳۶]
نادرستی کلام بلال چه ضرری به وی می سارند، در حالی که افعالش بهترین شکل و در پاک ترین حالت است؟!
صاحب جواهر الکلام می فرماید:
“وظنّی انه و هم محض کالمحکی عن الکفایه عن بعضهم من القول بوجوب مراعاه جمیع الصفات المعتبره عند القراء”[۳۷]
به نظر من وهم محض است مانند آنچه در کفایه از بعضی فقها نقل شده که قائل به وجوب مراعات همه صفات حروف چنانکه نزد قراء معتبر، بوده اند.
وی در جای دیگر بر این دیدگاه که رعایت صفات حروف را مانند جهر و همس و .. داخل در معنای تریتل و تبیین حروف قلمداد می کند، ایراد می گیرد و می فرماید:
“کما ان ما فی النفلیه من تفسیره (تفسیر الترتیل) تبعاٌ لعلماء التجوید، تبیین الحروف بصفاتها المعتبره من الهمس و الجهر و الاستعلاء و الطباق و الغنه و القف التان و الحسن عند فراغ النفس مطلقاٌ، لایخلو من نظر ایضاٌ ضروره عدم دلیل علی استحباب الوقوف المصطلحه عند القراء فضلاً عن تکون داخله فی مفهوم التریتل”[۳۸]
ایشان در این عبارت می فرماید که تفسیر ترتیل به تبیین حروف، بوسیله رعایت صفاتی چون همس و جهر و استعلاء و اطباق و غنه و حفظ وقوف، همچون وقف تام و حسن و .. تفسیری به تقلید از علمای تجوید (نه برگرفته از مکتب معصومین)، است حتی دلیلی بر استحباب رعایت این موارد وجود ندارد تا چه رسد به اینکه اینها را داخل در ماهیت ترتیل بدانیم.
آیت الله گلپایگانی نیز در همین مورد می فرماید:
“محسنات تجویدی را لازم نیست مراعات کنند”.[۳۹]
البته جای آن در مقام تلاوت و در عرصه تلاوت فردی یا صنفی قرآن محفوظ و هر کس می تواند برای خود و در تلاوت فردی خود، اگر مطمئن باشد که به تدبّر وی لطمه نمی زند، از تجوید و رعایت مخارج و صفات حروف بهره گیرد.

بررسی صوت ولحن

امروزه یکی از فعالیت هایی که در حوزه آموزش قرآن رواج فراوانی یافته ، آموزش صوت و لحن و تعلیم و ترویج دستگاه ها و نغمات موسیقی در ارتباط با قرائت قرآن می باشد.
این مساله که به عنوان هنری مقدس، در یکی دو دهه اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته، با استناد به دسته ای از روایات نبوی تعریف خاصی از قرائت و قاری قرآن رائه می نماید به گونه که امروزه قاری قرآن مساوی با کسی که آن فنون و سبک های تلاوت قرآن را می شناسد و می تواند با صوت حسن، یعنی دستگاهها و نغمات موسیقی، کلام الهی را بخواند و جلسه قرائت قرآن مساوی با مجلسی که هنرمندان قرائت قرآن در آن به هنرنمایی و قرائت هنری کلام الهی مبادرت می ورزند، امروزه آن چنان این تعریف از صوت حسن جا افتاده که همگان با دیدن یا شنیدن توصیه های نبوی مبنی بر تلاوت قرآن با صوت حسن، به یاد قراء مشهور و سبک های متفاوت قرائت می افتند و این مساله آن چنان بدیهی تلقی می گردد که کسی دیگر فکر نمی کند که آیا این گونه استنادها به احادیث نبوی برگرفته از فقه الحدیثی درست است و آیا روایات در فضایی که مراد معصومین (ع) بوده، فهمیده می شوند و بکار می روند و آیا این گونه برداشت می تواند مصداق صحیحی از مفهوم صوت حسن در “لسان احادیث” باشد یا خیر؟
در سیره نبوی “صوت حَسَن” به معنای تجویز ورود دستگاه های نوظهور و مصطلح موسیقی نظیر سه گاه، نهاوند، حجاز و .. نمی باشد و لزوما هر کس این گونه قرآن بخواند.
نمی توان گفت که قرآن را با صوت حسن خوانده، چرا که تلاوت قرآن اصول و فروعی دارد که نمی تواند تنها به یک فرع آن توجه کرد و اصول و فروع دیکر را مهمل گذاشت و قربانی نمود.
“صوت حسن” در تلاوت قرآن تنها هنگامی یک امر نیکو به شمار می رود که به همراه امور دیگری چون “تدبّر”، “خشیت”، “حزن”، “تذکر” و .. باشد. اگر در روایات به قرائت قرآن با صوت حسن ترغیب شده ایم، از قرائت “بدون تدبّر” نیز توبیخ و به قرائت قرآن به همراه تحزن و خشیت نیز ترغیب شده ایم.
خواندن قرآن بدون خشیت قلب هر چند “از نظر هنری”، در اوج خود باشد از نظر روایات، چندان ارزشی ندارد. امیرالمومنین (ع) می فرماید:
“لا خیر فی قراءه لا تدبّر فیها[۴۰]
قرائت قرآن در بهترین حالت موسیقیایی خود به همراه نغمات موزون و دستگاه های موسیقی خاص خود اگر فاقد تدبّر باشد، از دیدگاه امیرالمومنین (ع) خیری درآن نیست ، هر چندممکن در مکاتب و دیدگاه های دیگر مورد تشویق و ترویج هم قرار گیرد.
بنابراین “صوت حَسَن” در مکتب معصومین آن چنان تعریف می گردد که در کنار آن امور دیگری چون “تدبّر”، “خشیت”، “خشوع”، “حزن”، “تذکر” و .. نیز حاصل شود و مورد توجه قرار گیرد.
اما امروزه آنچه مشاهده می شود این است که این هنر مقدس تنها صوت حسن را (آنهم با تعریف خاص خود از آن) مورد کنکاش و توجه و ترویج قرار می دهد، به گونه که در آن اموری چون تدبّر، خشیت و .. مفقود و قربانی می گردد.

“صوت حَسَن” در لسان احادیث:

درروایات بسیاری از معصومین (ع) دیده می شود که ایشان توصیه می کنند که قرآن را با “صوت حسن” تلاوت کنید که در اینجا به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می کنیم:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.