دانلود پایان نامه

تلاش و فعالیت میشود، توجه شود. اما این کار باید به کمک تغییر نظام ارزشی صورت گیرد، زیرا منبع انگیزه به پیشرفت ارزشها عقاید و ایدئولوژی است و ریشه پایین بودن انگیزه کار فعالیت و ضعیف بودن انگیزه پیشرفت را باید در نظام ارزشی جستجو کرد (اردبیلی، 1374).
2-9- مطالعات تجربی پیرامون علل توسعهنیافتگی روستاهای ایران

حسینی (1375) در تحقیقی با عنوان مقایسه درجه توسعهیافتگی روستایی استانهای کشور نشان داد که استانهای کهگیلویه و بویراحمد و سیستان بلوچستان در زمره بدترین و تهران، اصفهان و سمنان بهترین استانها در رتبه‌بندی مناطق روستایی کشور قرار گرفتند.
تقوایی و نیلیپورطباطبایی (1385) در پژوهشی با عنوان بررسی شاخصهای توسعه در مناطق روستایی استانهای کشور با استفاده از روش اسکالوگرام نشان دادند که اختلاف و شکاف زیادی در بین استانهای کشور وجود دارد و از لحاظ شاخصهای مختلف توسعهای، مناطق روستایی استان مازندران بهترین رتبه را با 120 امتیاز و مناطق روستایی استان سمنان کمترین رتبه را با 8 امتیاز کسب کردند. کلانتری و همکاران (1385) در پژوهشی با عنوان چالشهای عمده توسعهروستایی در ایران جهت دستیابی به توسعه پایدار به این نتیجه رسیدند که فقدان تنوع در فعالیتهای اقتصادی، سطح پایین درآمد، فقر روستایی، فقدان مدل مناسب عدم هماهنگی برنامهها و توسعهروستایی، عدم مشارکت سازمانهای غیر دولتی، شرایط اکولوژیکی نامساعد روستاها، استفاده از تکنولوژی مناسب در بخش کشاورزی، فقدان آگاهی روستاییان کوچک بودن روستاها، غلبه نیروی کار غیرمتخصص بر فعالیتهای روستایی و ضعف زیرساختهای روستایی از چالشهای مهم توسعه روستایی هستند.
افراخته (1385) در پژوهشی با عنوان نقش ادراک محیطی در توسعهنیافتگی روستایی شهرستان فومن نشان داد که نابرابری، بیکاری، فقر، مهاجرت، کمبود سرمایه، نبود مهارت و خلاقیت، بیتوجهی به اندیشه جدید از سوی مردم و برنامهریزی روستایی مهمترین عوامل مؤثر در توسعهنیافتگی روستاها میباشند. مختاریحصاری و زارعیدستگردی (1386) در مطالعهای با عنوان بررسی موانع و چالش‌های توسعهروستایی ایران از منظر برنامهریزی نشان دادند که پراکندگی شدید نقاط روستایی، کوچکبودن، عدم وجود ساختار مشارکتی، عدم انسجام اجتماعی بین تولیدکنندگان روستایی، کمبود سازمانها و نهادهای مردمی برای مشارکت، روابط نامتعادل شهر و روستا، دشواری نگهداری جمعیت در محیطهای روستایی به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، شهرگرایی روستاییان، فقدان الگو و مدل مشخص، نابسامانی در مدیریت سرزمین، نبود برنامهریزی دراز مدت، عدم اعتقاد بعضی تصمیم‌گیران در ساختار برنامهریزی کشور به توسعهروستایی، وجود ساختار فضایی متمرکز، تسلط ساختار بخشینگری، عدم ارتباط بین سازمانهای اجرایی عمدهترین موانع توسعهروستایی در ایران هستند.
بهرامی (1386) در مطالعهای با عنوان چالشهای عمده توسعهروستایی در کردستان نشان داد در بخش اقتصادی کمبود درآمد، فقر، در بخش کالبدی و فیزیکی ضعف سکونتگاهها در برابر زلزله، کمبود مصالح مقاوم، در بخش طبیعی، ارتفاع زیاد، شیب تند زمین، فقدان توازن بین دام و مرتع، در بخش مدیریت و برنامهریزی به فقدان سیاست منطقی در برابر روستا و ضعف مشارکت مردم، در بخش اجتماعی کمبود خدمات، بالا بودن نرخ بیکاری، عمدهترین چالشهای توسعهروستایی هستند. امینی‌نژاد و همکاران (1387) در پژوهشی با عنوان ضریب توسعهیافتگی دهستانهای حوزه پارس جنوبی به این نتیجه رسیدند که ضریب توسعه این دهستانها متفاوت است و عدم تعادل زیادی بین آنها مشاهده میشود و برخوردارترین دهستان عسلویه نسبت به محرومترین بردخون، 5/35 برابر برخوردارتر است. دهستانهای حومه دیر، جمکوری، بردخون، آبدان و نایبند همه شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در شرایط نامناسب قرار دارند. قالیباف و میرزازاده کوهشاهی (1388) در مطالعه دیگری به نام علل و موانع توسعهنیافتگی جزیره ابوموسی نشان دادند که مجموعه عواملی مانند موضوعات سیاسی نظیر وضعیت مالکیت جزیره، روابط با کشور امارات، ضعف سیاستگذاری کلان و مسائلی مانند موقعیت جغرافیایی، وضعیت اقلیمی، ناپایداری جمعیت سبب توسعه نیافتگی این منطقه شدهاند. مطیعی لنگرودی و سخایی (1388) در پژوهشی با عنوان مشارکت مردمی و توسعهیافتگی در دهستان سلگی شهرستان نهاوند نشان دادند که جوانی جمعیت، نبود کار و درآمد، کاهش اعتماد اجتماعی به عملکرد دولت، وجود اختلاف بین روستاییان، چند طایفهای بودن، ناآگاهی اجتماعی و سیاسی و ناآگاهی از برنامههای مشارکتی، تقدیرگرایی و سپردن امور به سرنوشت و تصدیگری دولت موانع توسعه هستند.
خداپناه و بیگمحمدی (1388) پژوهشی را با عنوان ارزیابی و طبقهبندی مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل بر اساس میزان برخورداری از شاخصهای توسعه انجام دادند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی و مطالعهی وضعیت شاخصهای اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و زیربنایی، دهستانهای مورد مطالعه و رتبهبندی این دهستانها از نظر برخورداری از شاخصهای توسعه و تعیین محرومترین و برخوردارترین آنها و نشان دادن، اولویتهای توسعه در منطقه بود. در این پژوهش 30 شاخص توسعه مورد استفاده قرار گرفته است و با استفاده از روش تاکسونومی عددی، درجهی
توسعهیافتگی دهستانهای بخش مورد مطالعه تعیین شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد، دهستان سردابه به علت توسعهیافتگی بیشتر نسبت به دیگر دهستانها ناهمگن میباشد. دهستان کلخوران در رتبهی حد متوسط توسعه و بقیهی دهستانها در رتبهی محروم و خیلی محروم قرار دارند.

شریفی و خالدی (1388) پژوهشی را با عنوان اندازهگیری و تحلیل سطوح توسعهی مناطق روستایی استان کردستان با استفاده از روشهای تحلیل عاملی و تاکسونومی عددی انجام دادند. آنها برای دستیابی به چنین هدفی از 45 شاخص توسعه استفاده کردهاند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مناطق روستایی استان در سطح شهرستان همگن است. اگرچه طی دو مقطع زمانی 1375 و 1385 درجهی توسعهی نواحی روستایی استان در سطح شهرستان و بخش رشد داشته، اما ضریب دوگانگی حاصل مبین عدم توازن این رشد بوده به گونهای که تغییری ساختاری در رتبه و جایگاه شهرستانهای استان به لحاظ سطح توسعهی مناطق روستایی استان نیفتاده است.
کریمی و هاشمی (1388) در پژوهشی با عنوان نظرسنجی از روستاییان در مورد چالشهای توسعه پایدار روستایی در دهستان ساروق شهرستان اراک، نبود بهداشت، کمبود درآمد، اشتغال، پایداری جنگل و خاک و آب را به عنوان مهمترین چالشهای توسعه پایدار روستایی برشمردند.
سلمانی و همکاران (1389) در مطالعهای به عنوان بررسی ابعاد سرمایه اجتماعی در توسعه روستایی نشان دادند که عوامل مربوط به مشارکت شامل مشارکت مالی، ارتباط با مدیریت روستا، اعتماد، از عوامل توسعه روستایی میباشند. موسی‌پورمیاندهی و استعلاجی (1389) در مطالعهای با عنوان تحلیلی بر سطوح توسعهیافتگی نواحی روستایی شهرستان بندر انزلی نشان دادند که سطوح برخورداری در هر یک از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و خدماتی با یکدیگر برابر نیست. در مجموع 6/66 درصد از روستاها توسعهیافته، 9/22 درصد کمتر توسعه یافته و 5/10 درصد توسعهنیافته هستند. فتحی (1389) در پژوهشی با عنوان تحلیل نظاممند نقش عوامل جغرافیایی در توسعه روستاهای استان اردبیل به این نتیجه رسید که کمبود نیروی انسانی متخصص، ضعف زیرساختهای بیرونی و درون استانی، شرایط اقلیمی، محدودیت اراضی کشاورزی، شیب تند زمین، پراکندگی آبادیها، فقدان دشت، تعداد چشمه و پراکندگی آنها از تنگناهای مناطق توسعه نیافته میباشد.
علیائی و محمدینژاد (1389) در پژوهشی با عنوان نقش سرمایه اقتصادی در توسعهنیافتگی روستایی ایران نشان دادند که مهمترین چالشهای روستاها، اشتغال، درآمد، عدم دسترسی و استفاده از تسهیلات بانکی میباشد. همچنین به این نتیجه رسیدند که اگر سرمایه اقتصادی در منطقهای بالا باشد آن منطقه دارای توسعه بالا میباشد. میری و همکاران (1389) در مطالعهای با عنوان نقش سرمایه اجتماعی در توسعهروستایی در منطقه پشت آب سیستان به این نتیجه رسیدند که بین سرمایه اجتماعی و توسعه روستایی رابطه معناداری وجود داشته و در این رابطه هر یک از پارامترها میتواند نقش تأثیرگذاری داشته باشد. از اینرو، میزان سرمایه اجتماعی و بهینه نمودن آن میتواند نقش مؤثری در توسعه روستایی منطقه داشته باشد.
افشانی و همکاران (1390) پژوهشی را با عنوان مقایسهی نقاط روستایی کشور بر اساس
شاخصهای توسعهی انسانی در سالهای 1375 و 1385 انجام دادند. بدین منظور برای سنجش توسعهی انسانی از روش تاکسونومی عددی و با استفاده از چهارده شاخص در سه بخش آموزشی، اقتصادی و بهداشتی پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که نابرابریهای بسیاری میان نقاط روستایی استانها وجود دارد، با اینکه بهبود نسبی در وضعیت توسعهی انسانی در فاصلهی ده ساله مورد بررسی، از ایجاد تغییراتی خاص در سلسله مراتب و رتبهی نقاط روستایی استانهای مختلف حکایت دارد.
علیائی (1390) در پژوهشی با عنوان علل توسعهنیافتگی روستایی ایران از منظر سرمایه انسانی و اجتماعی نشان داد که وابستگی روستاییان به تصمیمگیری بیرونی، ضعف مهارتهای رهبری و سازماندهی در میان روستاییان، پایین بودن اعتماد به نفس روستاییان برای تصمیمگیری، فقدان مدیریت مطلوب توسعهروستایی در سطح ملی، منطقهای و محلی، تشدید بیکاری دایمی و فصلی روستاییان کشور، مهاجرت بیرویه روستاییان بالاخص جوانان و نخبگان روستایی، علل توسعهنیافتگی روستاهای ایران هستند. علیائی همچنین نشان داد که بین سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی به عنوان شاخصهای مهم اجتماعی در برنامهریزیهای توسعهروستایی رابطه معناداری وجود دارد. سپهردوست (1390) در پژوهشی با عنوان عوامل مؤثر بر توسعهیافتگی از دیدگاه شاخصهای سلامت نشان داد که با توجه به شاخصهای در نظر گرفته در بخش بهداشت و درمان استانهای سیستان‌بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان در زمره بدترین استانها و اصفهان و تهران بهترین استانها در بین استانهای کشور قرار گرفتند و توزیع نامتعادل پنج عامل شامل، پزشک، مراکز بهداشتی و درمانی روستایی، فاضلاب شهری و روستایی و خانه بهداشت باعث تفاوتهای منطقهای شده است. ابراهیمزاده و رئیسپور (1390) در مطالعهای با عنوان بررسی روند تغییرات درجه توسعهیافتگی مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان به این نتیجه رسیدند که 54 درصد روستاها در طبقه توسعهیافته، 30 درصد در ردیف نیمه توسعه یافته و 16 درصد در طبقه محروم قرار گرفتند. آرتور (1964) در تحقیقی به بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی و نقش دولتها در توسعه ناحیهای در آتلانتا پرداخت و به این نتیجه رسید که آنچه باعث توسعه این ناحیه شده مدیریت، هماهنگی در برنامهریزی نسبت به دیگر نواحی است. طلانی (2003) پژوهشی را با عنوان انتخاب یک سیستم برای توسعهی مناطق روستایی در 13 بخش از شهرستان ساوه در استان مرکزی انجام داد. وی در این پژوهش با ارائهی روشی انعطافپذیر، موقعیت موجود شاخصهای توسعهی روستایی را با استفاده از تحلیل تاکسونومی عددی جهت اولویت‌بندی تخصیص بودجهی پروژههای توسعهی روستایی مشخص کرده و با طراحی پنج نقشهی مقیاسی از طریق سامانهی اطلاعات جغرافیایی، مدلی فضایی برای توسعهی نقشههای اولیه از مکان‌های مناسب پیشنهاد داده است.

 

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوعمالکیت فکری، پدیدآورنده، اثر مشترک، نظام های حقوقی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اعظمی و همکاران (2012) در پژوهش دیگری با عنوان تعیین سطوح توسعهیافتگی روستاهای همدان در طی سالهای 2006- 1996 نشان دادند که مناطق روستایی استان همدان با کاهش نابرابری اقتصادی در طی این سالها روبهرو بوده اما در شاخصهای کشاورزی، سلامت و آموزش و پرورش این نابرابریها زیاد شده است. همچنین در این پژوهش مناطق توسعه یافته و توسعه نیافته شناسایی شدند.
2-10- جمع بندی از مرور پیشینه نگاشتهها
با استناد به پیشینهنگاشتهها پیرامون علل توسعهنیافتگی روستاها و همچنین شاخصهای توسعه‌روستایی و نتایج پژوهشهای گذشته که در بالا به آنها اشاره شد، عوامل توسعهنیافتگی به پنج بخش تقسیم میشوند که عبارتند از: اقتصادی (بیکاری، فقر، کمبود سرمایه، کمبود درآمد، کمبود خدمات، اشتغال، عدم دسترسی به تسهیلات)، اجتماعی (نابرابری، نبود مهارت و خلاقیت، سرمایه اجتماعی، وجود اختلاف بین روستاییان و چند طایفهای بودن، کمبود نیروی انسانی متخصص)، فرهنگی (ناآگاهی، تقدیرگرایی، وابستگی روستاییان به تصمیمگیری بیرونی)، محیطی وکالبدی (پراکندگی روستاها، کوچک بودن روستاها، وجود ساختار فضایی متمرکز، ارتفاع زیاد، شیب تند زمین)، سیاسی (سازمانها، برنامهریزی، اعتقاد تصمیمگیران، بخشینگری، نبود مدل مشخص، مدیریت).
فصل سوم
مواد و روشها
3-1- معرفی منطقه مورد مطالعه
3-1-1- پیشینهی تاریخی
استان کهگیلویه و بویراحمد دارای پیشینهی کهن تاریخی است. هر چند در گذشتهای نه چندان دور، جزء یکی از بلوک‌های استان فارس بوده که خود شامل دو قسمت میشد، قسمت شمال شرقی که آن را سردسیر و کوهستانی و پشتکوه مینامیدند و قسمت جنوبی و غربی که نرهکوه و بهبهان نامیده میشد. در عهد باستان محدودهی کهگیلویه، انشان یا انزان نامیده میشد که شامل کهگیلویه و ممسنی بوده است. پژوهشگران بر این باورند که مردمان انزان خود بخشی از مردمان پارس بوده و با هخامنشیان همنژاد بودهاند. در سال 1258 هجری قمری، رامهرمز، شادگان، هندیجان، بندر معشور، لیراوی و زیدون جزء کهگیلویه و بهبهان بودهاند (بهبهان و کهگیلویه دارای سرزمین و محدودهی مشترک بودهاند) و از آن تاریخ به بعد مناطق نامبرده از آن جدا شدند. از سال 1324 هجری شمسی به جهات سیاسی، بویراحمد از کهگیلویه مجزا و ضمیمهی استان فارس گردید. در دههی 1330 در قلمرو ایل بابویی شهر دوگنبدان شکل گرفت. در پانزدهم آبان ماه 1338، کهگیلویه نیز از بهبهان جدا گردید و شهرستان کهگیلویه با مرکزیت دهدشت شکل گرفت، اما همچنان جزء استان خوزستان بود. سرانجام در 22 تیرماه 1342 هجری شمسی طبق تصویبنامه مجلس شورای ملی وقت، سرزمین ایلات ششگانه کهگیلویه و بویراحمد (بویراحمد، طیبی، بهمئی، چرام، دشمن زیاری، بابویی) که تا آن زمان بخشی جزء استان فارس و بخشی جزء خوزستان بود، از این دو استان جدا شد و به فرمانداری کل تبدیل گردید و متعاقب آن شهر یاسوج مرکز استان در سال 1344 هجری شمسی به واسطهی قلمرو ایل بویراحمد و ملاحظات سیاسی شکل گرفت و سرانجام در خرداد سال 1355 هجری شمسی با همان محدوده به استان تغییر یافت. در تاریخ 9 اسفند 1379 بخشی از شهرستان بویراحمد با عنوان شهرستان دنا به مرکزیت شهر سیسخت مجزا و به شهرستان مستقل تبدیل شد و در تاریخ 9 دی
1383 نیز قسمتی از شهرستان کهگیلویه به مرکزیت لیکک از این شهرستان جدا و تحت عنوان شهرستان بهمئی نام

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید