دانلود پایان نامه

چگونگی استدلال این گروه به آیات مزبور این است که خداوند مادر را چنین توصیف می‌کند: مادر است که حمل و زایمان می‌کند و رنج و مشقت بارداری و سستی آن را تحمل می‌کند. پس مفهوم مخالفت آن این می شود که اگر زنی حمل نکند و نزاید و مشقت‌های حمل را تحمل نکند، مادر نیست. استدلال عقلی آنام چنین است: فرزند تنها نتیجه تخمک و صفات به ارث برده شده از زن‌ها نیست، بلکه فرزند و به طور کلی انسان نتیجه تعاملش با محیط اطراف است، خصوصا آن زمانی که به صورت جنین به دیواره رحم چسبیده و همه وجود و رشد روانی و جسمی وی متاثر از رحم می‌باشد، چنان که خداوند می‌فرماید: … یخلقکم فی بطون أمّهاتکم خلقا من بعد خلقٍ فی ظلمات ثلاث… (زمر/6)؛ شما را در شکم‌های مادران‌تان آفرینشی پس از آفرینشی[دیگر] در تاریکی‌های سه گانه[ : مشیمه، رحم و شکم] خلق کرد.
باز در جای دیگر می‌فرماید:
الله یعلم ما تحمل کل اُنثی و ما تغیض الأرحام و ما تزداد… (رعد/ 8)؛ خدا می‌داند آن چه را که هر ماده‌ای [در رحم] باز می‌گیرد، و [ نیز] آن چه را که رحم‌ها می‌کاهند وآن چه را می‌افزایند. پس کاهش و افزایش در جنین از موادی است که رحم زن حامل آماده کرده است. دراین صورت آیا سزاوار است که صاحب تخمک را مادر بدانیم و نقش صاحب رحم را به اندازه پرورش دهنده کاهش دهیم؟ (رضانیا معلم، 1384، ص319).
گروه دوم: این گروه، به رغم این که معیار پیدایش فرزند از ناحیه پدر را یک عامل می‌دانند و آن اسپرم مرد است، ولی ارتباط و انتساب فرزند به مادرش را بر اثر دو عامل می‌دانند:1-ارتباط تکوینی و وراثتی فرزند به مادر که به وسیله تخمک حاصل می‌شود و 2- ارتباط حملی، ولادتی و حضانتی که به وسیله رحم محقق می‌شود (رضانیا معلم، 1384، ص320).
عدّه دیگری از طرفداران این نظریه معتقدند: هم صاحب تخمک و هم صاحب رحم هر دو مادرِ مشروع تلقی می‌شوند. استدلال آن‌ها این است که روایات به مواردی انصراف دارند که رحم زن یکی از دو رکن تشکیل دهنده جنین است؛ یعنی نطفه به وسیله تخمکی که به وسیله رحم تولید می‌شود، تشکیل شده باشد و در فرض بحث که رحم، تولید کننده و در نتیجه تشکیل دهنده نطفه نیست،بلکه جنین تنها در رحم او پرورش یافته و نوزاد از او متولد شده است، احتیاطا مادر تلقی خواهد شد و این گونه فرزندان دو مادری هستند.
ظاهرا منظور این عده چنان که از استدلال‌شان برمی‌آید، آن است که هر دو مادر واقعی و نسبی هستند. بعضی دیگر از طرف‌داران این گروه معتقدند: اگرچه نمی‌توان هردو را مادر نسبی به حساب آورد، اما فرزند با هریک از صاحب تخمک و صاحب رحم یک نوع ارتباطی دارد و هر دو را می‌توان به عنوان مادر رضاعی تلقی کرد، زیرا هردو در پیدایش و تکون نوزاد تأثیرگذار و سهیم بوده‌اند و ازسوی دیگر، دلیل قاطعی هم نیست که مادر بودن شرعی به هریک ازآن دو اختصاص دارد (رضانیا معلم، 1384، ص320).
گروه سوم: این گروه اعتقاد دارند که ملاک مادر بودن در نظر عرف، همانند ملاک پدر بودن است. عرف، زنی را که در نخستین مرحله آفرینش کودک دخالت دارد و در ایجاد و پیدایش جنین سهم دارد، به عنوان مادر تلقی می‌کند و او، جز صاحب تخمک کس دیگری نیست، زیرا تخمک وی در نخستین مرحله وجود کودک دخالت داشته و نطفه جنین از ترکیب تخمک و اسپرم به وجود آمده است و مراحل بعدی اعم از تغذیه، پرورش و رشد جسمانی و روحی جنین هیچ نقش، جز استمرار، بقا و رشد وی ندارند.
از این گروه‌اند: امام خمینی (امام خمینی، 1363،ج2، ص 576)، آیت الله صانعی (صانعی، 1377، ص 63، سؤال 124)، آیت الله مؤمن قمی (مؤمن قمی، 1415ق، ص 90) را می توان نام برد.
به نظر می‌رسد قول درست، نظریه سوم باشد، چرا که براستدلال‌های محکمی استواراست. بی‌تردید، فرزند مزبور باهریک از دوزن، صاحب تخمک و زنی که وی را حمل و زایمان کرده است، ارتباط تکوینی و واقعی دارد، اما نکته مهم این است که کدام یک از این دو ارتباط، ملاکِ رابطه مادری و فرزندی است؟
از نظر دانش پزشکی به اثبات رسیده است که منشأ پیدایش و سلول سازنده جنین از ناحیه مادر، تخمک زن است و براساس آخرین اطلاعات پزشکی، رحم زن، جز نقش‌های متعددی در تغذیه، رشد، حفظ و نقش‌هایی شبیه این‌ها، نقش دیگری ندارد. از سوی دیگر، عرف از پیدایش طفل از نطفه زن و مرد، یک نوع رابطه واقعی و طبیعی انتزاع می‌کند که نسب نام دارد. در عرف گذشته، راه تشخیص پیدایش و تکون فرزند، زایمان و زاییدن بود، ولی این معیار، بعد از پیشرفت‌های علمی و کشف منشأ پیدایش جنین، اعتبار گذشته خود را ندارد؛یعنی أماره بودن زایمان مطلق نیست واز نظر قضایی، اثبات خلاف أماره امکان‌پذیر است، اگر چه قانون‌گذار اسلام و بشری برای حفظ آرامش کانون خانواده، أماره بودن زایمان را حفظ کرده و واقعیت‌های علمی و واقعی را در حالات عادی مناط اعتبار تلقی نکرده است. بنابراین، اگر همان عرف در مورد خاصی یقین داشته باشد که زنی ناباور است، آیا به صرف این که قدرت حمل و زایمان را دارد، او را مادر تلقی می‌کند؟ در حالی که در عکس این مورد، یعنی جایی که به علل مختلفی، مثل مرگ مادر، زود رسیدن جنین، وجود خطر جانی برای مادر یا فرزند و… با عمل جراحی جنین از رحم زن بارور بیرون آورده می‌شود و در رحم مصنوعی با مراقبت‌های ویژه رشد می‌یابد، عرف تردیدی ندارد که زن حامل و صاحب رحم، به رغم این که او را نزاییده است، مادر واقعی نوزاد محسوب می‌شود و این دلیلی ندارد، جز این که عرف منشأ پیدایش فرزند را غیر از زایمان و حمل می‌داند. ازسوی دیگر، همین ملاک عرفی هم مورد تأیید قانون‌گذار اسلام قرار گرفته است:
هو الّذی خلق من الماء بشراً فجعله نسباً و صهراً (فرقان/54)؛ دراین آیه نسب نتیجه پیدایش و ثمره نطفخ قلمداد شده است. این معنا، هم از تعبیر « جعل» نسبت به نسب و هم از تفریع« جعل نسب» بر « خلق از ماء» قابل استفاده است. هم‌چنین در آیه « انّا خلقنا الإنسانَ مِن نطفهٍ أمشاج» (انسان/ 2) أمشاج به معنای اخلاط است (راغب اصفهانی، همان، ص 469). یعنی همان زیگوت حاصل از ترکیب اسپرم و تخمک مرد وزن که در اصطلاح متشرعه و فقهی ازآن به نطفه أمشاج تعبیر می‌شود (یزدی، 1375، ص 22). با عنایت به این معنا، آیه به روشنی دلالت می‌کند که منشأ ایجاد انسان، نطفه است که مخلوطی از اسپرم و تخمک (دو ماء) می‌باشد.
استدلال‌های گروه نخست به قرار زیر قابل خدشه است:
1-استناد به آیه « إن أمّهاتهم الّا اللّائی ولدنهم» (مجادله/ 2) وافی به مقصود آن‌ها نیست، زیرا اولاً، آیه اطلاق ندارد، بلکه در مقام ردّ پندار کسانی است که گمان می‌کردند به صرف « ظِهار» زنان‌شان مادرشان می‌شود و در نتیجه برایشان حرام ابدی می‌گردد. لذا در مقام بیان مفهوم شرعی « اُمّ» نبوده و مقدمات حکمت جهت اخذ اطلاق تمام نیست تا گفته شود مورد نمی‌تواند تخصیص بزند (مؤمن قمی، 1415ق؛ ص90؛ علوی ، 1374؛ ص148؛ یزدی، 1377، ص22)؛ ثانیاً، معنای اصلی « ولد» چنین است:
بیرون شدن چیزی از چیزی دیگر است و پیدایش ازآن ثمره‌اش می‌باشد. این اصل (پیدایش چیزی از چیز دیگر) در همه مشتقات و تعابیر متفاوت لغت « ولد» وجود دارد… (مصطفوی، 1371، ص 199).
بر اساس این آیه، ظاهر در این است که مادران شما کسانی هستند که شما را به وجود آورده‌اند و زنان شما، چون شما را به وجود نیاورده‌اند، مادرشما محسوب نمی‌شوند. طبق این معنا، آیه هیچ‌گونه دلالتی برزاییدن و زایمان زنان نمی‌کند تا مشعر یا صریح دراین باشد که ملاک مادر بودن، زایمان است، مادر است وبی‌تردید حملِ جنین توسط رحم و سپس زایمان، منشأ پیدایش فرزند محسوب نمی‌شود، چون حمل و زایمان به وجد آورنده نیستند. شاهد بر درستی این معنا، آیات متعددی است که در آن‌ها بر پدر هم اطلاق «والد» شده است و حال آن که پدر نمی‌زاید، بلکه به وجود آورنده است. پس استدلال به آیه تمام نیست (رضانیا معلم، 1384، ص324).
2-آیه‌های «و وصّینا الانسان بوالدیه، حملته اُمّه وهناً علی وهنٍ (لقمان/ 14)» و «وصیّنا الانسان بوالدیه احساناً حملته اُمّه کُرهاً و وضعته کُرهاً (احقاف/15)» دلالت ندارند که مادر، کسی است که حمل نماید و بزاید و یا سختی را تحمل کند، بلکه خبر ازیک واقعیت خارجی می‌دهد و به انسان تذکر می‌دهد: آن وقت که جنین بوده‌اید، مادر، شما را حمل و زایمان کرده است پس، از نیکی در حق آن‌ها دریغ نکنید؛ یعنی جنبه قانون کلی ازآن استفاده نمی‌شود، بلکه ازآن نوعی ارزش‌گذاری و قدرشناسی نسبت به مادری که غالبا حمل کننده جنین است، فهمیده می‌شود. به اضافه، طبق این آیات، طلاق«اُمّ» بر زنِ حامل، پیش از زایمان صحیح است. پس زایمان، ملاک تعیین مادر نیست (رضانیا معلم، 1384، ص324).
به نظر نگارنده، آیات یاد شده و آیات دیگر، اولا، در مقام بیان شرعی مفهوم «اُمّ» نیستند تا گفته شود: هرکس شما را زاییده است، مادر شما است؛ بله، اگر می‌گفت: مادر کسی است که شما را حمل کند و بزاید، بر معنای مادر بودن دلالت می‌کرد؛ ثانیاً، فقیهان و حقوق‌دانان اسلامی اتفاق‌نظر دارند که عناوین پدر بودن، مادر بودن، فرزندی و دختری از عناوینی هستند که معنای شرعی ندارند، بلکه با همان معنا و مفاهیم عرفی موضوع احکام قرار گرفته‌اند؛ ثالثاً، صرف‌نظر از ظهور کلمه «ولد با همه مشتقاتش» در معنای موجود شدن وپیدایش، یادآوری ویژگی حمل و زایمان دراین آیات، ازباب غلبه است، به طوری که درآن زمان، همیشه چنین بوده است (مؤمن قمی، 1415ق، ص 88).
استدلال به حکمت‌ها و جنبه‌های عقلی در نظریه گروه نخست نیز به نظر می‌رسد به قیاس شبیه‌تر است. به اضافه، احکام برهمان عناوین موضوعات خارجی مترتب می‌شوند، نه برملاک آن‌ها، خصوصاً که احراز ملاک‌های واقعی احکام و علم به آن‌ها، غیر ممکن است.
نقش‌های مختلف رحم درپرورش جنین، اگر چه فراتر ازیک ظرف و تغذیه تنها است، اما این مقدار آگاهی از نقش‌های رحم، جنبه سازندگی وتشکیل دهندگی برای جنین را ندارد و داوری عرف را درباره پیدایش جنین از اپرم و تخمک دگرگون نمی‌کند (غفاری، 1377، ص89).
از توضیحاتی که در نقد نظریه نخست وتوضیح نظریه سوم بیان شد، ناتمام بودن نظریه گروه دوم روشن می‌شود. البته همه این توضیحات بدین معنا نیست که صاحب رحم با فرزند ارتباطی ندارد و یا بر وی محرم نیست (رضانیا معلم، 1384، ص325).
خلاصه بحث
فرزند از جهت مادر به صاحب تخمک منتسب می‌گردد و صاحب رحم و مقرر می‌کند که « نسب» نام دارد. در نتیجه این تعریف، دیگر عنوان نسب یک اعتبار صرف و قراردادی نیست تا بتوان با وضع و تدوین قانون، رابطه شخص را از منشأ ژنتیکی‌اش جدا نمود، بلکه عنوانی دارای منشأ تکوینی، واقعی و طبیعی است.
البته به نظر می‌رسد این مفهوم از نسب با مفهوم « والدین قانونی» که در غرب در مورد فرزند به دنیا آمده از راه باروری‌های پزشکی گسترش یافته سازگار نیست، بلکه مفهوم « والدین قانونی» ( نه« والدین ژنتیکی»)، با مفهوم « حضانت» در فقه و حقوق اسلامی سازش دارد، زیرا به رغم انتساب شخص به والدین ژنتیکی و میل آن دو به تربیت فرزند، قانون، والدین قانونی یا نگه دارنده (حاضن) تعیین می‌کند و حتی در بعضی از این ایالت‌ها پارا فراتر نهاده و برای فرزند، تنها به نام والدین متقاضی که قانونی محسوب می‌شوند، شناسنامه صادر کرده و والدین ژنتیکی را از هرگونه ادعای نسبت به فرزند محروم می‌کنند (کرگوری، 1373، ص212).
این نشان می‌دهد که از نظر آنان والدین قانونی، والدین ژنتیکی واصلی نیستند، اما برای حل بیماری و معضل ناباروری این راه را در پیش گرفته‌اند و این همان مسئله و نقطه‌ای است که اسلام با آن مخالف است، چون موجب گم شدن و قطع نسب و بلکه اختلاط انساب می‌شود، ولی اگر نام هر دو والدین ذکر گردد، ظاهرا غیر مشروع و غیر قانونی نخواهد بود.

مطلب مرتبط :   نظر علامه طباطبایی
دسته بندی : علمی