دانلود پایان نامه

از معجزات معروف حضرت عیسی علیه السلام شفای بیماران ناعلاج بود که به اذن الهی صورت می‌گرفت (مائده، 110و آل عمران، 49).
کتاب معروف طب الرضا علیه السلام مجموعه روایات پزشکی است که امام رضا آن را حاصل تجربیات خویش و دانش گذشتگان دانسته و به مأمون عرضه داشته است.
اینک روشهای فناوری درمانی در ناباروری همسران کارآمدی خود را به اثبات رسانده است. برخی از موارد این فناوریها نیازمند کمک از سوی طرف شخص ثالث بوده و اهدای گامت و جنین از جمله این موارد است. اما این پیشرفت در فناوری و توسعه درحق گزینش فرزند آوری با تأثیرات مثبتی که بر روابط خانوادگی داشته، نگرانی‌هایی را نیز در حوزه‌های فردی و اجتماعی ایجاد کرده است. برخی از این نگرانیها مربوط به فرزندانی است که به این روشها تولید می شوند.
صدمات روحی و جسمی و نقایص احتمالی آینده ایشان که ناشی از کاربرد این روش‌ها است یکی از سؤالات اخلاقی پیرامون استفاده از روشهای کمکی باروری مصنوعی است. برخی دیگر از این نگرانیها مربوط به امور خانه و خانواده و نسبت فامیلی است. آیا استفاده از مادر جایگزین ارزشهای سنتی درون خانواده را تحت تأثیر منفی قرار نمی‌دهد؟ مادران تربیت کننده فرزندی که می‌دانند از طریق ژنتیکی یا حاملگی فرزندان اصلی ایشان محسوب نمی‌شود چه مشکلات روحی‌ای را برای خود یا فرزندانشان به بار خواهند آورد؟
آیا اقدام به این نوع کارها بیش از پیش زنان ا تحت فشار خواستهای مردانه قرار نمی‌دهد یا اینکه بر عکس به زنان آزادی بیشتری می‌دهد تا از امکانات بیرون خانواده برای توسعه روابط زناشویی بهره برند؟ و برخی دیگر از نگرانیها مربوط به طرف ثالثی است که به تولید مثل مصنوعی از طریق اهدای گامت و جنین و مانند آن کمک کرده است. آیا اهدای گامت و جنین از طرف شخص ثالث به همسران نابارور اخلاقا کار صوابی است؟ این کار باید در چه شرایطی صورت گیرد؟ ارتباط عاطفی بین شخص ثالث با فرزندان آینده چگونه باید باشد؟ آیا ایشان باید ارتباطشان را با فرزندان همسران قطع کنند یا لازم است خود را در معرض شناسایی فرزندان قرار دهند؟ آیا این حکم در مورد فروش یا اهدای گامت و جنین متفاوت است؟
اخلاق لیبرال یکی از مواضعی است که در مقابل اخلاق اسلامی قرار می‌گیرد. از یک موضع اخلاق لیبرالی، دولتها و نهادهای مدنی نباید در امور شخصی شهروندان دخالت کنند. سنتهای اجتماعی نیز نمی‌تواند و نباید مانع آزادیهای فردی در اجتماع شود. ایشان آزادند تا نسبت به امور مربوط به خویش آن گونه که می‌خواهند تصمیم بگیرند. «حق تولید مثل» با هر روش گزینشی‌ای یکی از حقوقی است که موضعی لیبرال بر ان تأکید دارد. طبق یک اخلاق لیبرال حتی همجنس‌بازان و افراد مجرد نیز می‌توانند از این حقوق بهره‌مند شوند. در عین حال، در کشورهای لیبرال نیز گاهی این آزادیها به دلایل مختلف محدود می‌شود. یکی از موارد استثنا این است که طرف ثالث اهداف تجاری دست به ضمن اعلام جواز استیجار رحم از سوی طرف ثالث و دریافت وجه برای آن، هر نوع مذاکره، فعالیت و ترتیبات در جهت انعقاد توافق بر استخدام رحم جانشین را با هدف تجاری ممنوع و جرم اعلام کرده و نیز هر نوع تبلیغات در جهت تسهیل یافتن طرف توافق را ممنوع و جرم دانسه است (رضانیا معلم، 1384، ص 150).
یکی دیگر از موارد استثنتای آزادی در حق تولید مثل جایی است که مانع مادی دولت یا اجتماع به خطر افتد. قوانینی وضع شده است که به موجب آن، افرادی که فرزندانی عقب افتاده به دنیا می‌اورند و حتی گاهی اقلیتهای نژادی و فقیران از این حق محروم شوند (کارلسون ، 2001، ص343).
به نظر می‌رسد این تصمیات مخالف اخلاق لیبرال و موافق با اخلاق سوداگر صورت می‌گیرد، از آنجا که تولید مثل فرزندان عقب‌افتاده و نیز تکثر اولاد فقرا هزینه‌های بالایی به دولت تحمیل می‌کند. از موارد استثنتای دیگر جایی است که بخواهند طرف ثالث یا همسران را ملزم سازند که جهت دست زدن به اقدامات بارداری مصنوعی از دولت یا نهادهای مربوط مجوّز دریافت کنند. برخی از افرادی که طرف ثالث‌اند و گاهی نیز برخی از همسران مثلا به این دلیل که مایل‌اند ضعف مالی یا جسمانی‌شان مخفی بماند، دست از این کار می‌شویند. این نوع محدودیت گاهی به دلیل انچه حفظ حقوق کودکان خوانده می‌شود از طرف نهادهای مربوط الزام می‌شود (شهریاری، 1385، ص368).
در اخلاق اسلامی اصل این آزادی و حق، برای همسران وجود دارد که هرگاه مایل باشند برای رفع محدودیتهای جسمی خویش به لقاح مصنوعی دست یا زند و به کمک طرف ثالث که آماده اهدای گامت یا جنین است فرزندی برای خویش اختیار کنند. این آزادی و حق در صورتی برای همسران ثابت می‌شود که دلیلی شرعی از آیات و روایات بر منع این عمل برای همسران وجود نداشته باشد. چنان که خواهیم دید، از دیدگاه نگارنده، چنین دلیلی لااقل برای همسران نابارور در دست نیست. قواعد رایج در استنباط احکام شرعی چنین اقتضا دارد که در این موارد که دلیل اولی برای مسئله یافت نمی‌شود به قاعده اصالت برائت تمسک شود. این قاعده ترجمان دیگری از همان اصل آزادی در عمل در مواردی است که شارع مقدس حکم مسئله‌ای را بیان نکرده است.
از نظر اخلاق اسلامی می‌توان چنین تصور کرد که اولین اصل تأسیسی در لقاح مصنوعی برای همسران جواز است مگر اینکه دلیلی بر منع اخلاقی ان اقامه شود. فرض دیگر ان است که بگوییم این مسئله به نکاح و زناشویی مربوط است و شارع مقدس در این امور در تمام ابواب فقهی جانب احتیاط را گرفته است. بنابراین اصل در آن احتیاط است تا خلاف آن ثابت شود.
آیا مواردی که در اخلاق لیبرال استثنا می‌شود مورد تأیید اخلاق اسلامی نیز هست یا نه؟ و نیز آیا اخلاق اسلامی غیر از موارد استثنا در اخلاق لیبرال محدودیتهای دیگری را نیز برای آزادی تولید مثل مصنوعی تعیین کرده است؟
اخلاق اسلام محدودیت‌های خاصی برای باروریهای مصنوعی قائل است. یکی از این محدودیتها از قبح کشف عورت انسانی بر انسان دیگر ناشی می‌شود. اگر محارم را استثنا کنیم، مردان نمی‌توانند با هیچ زنی تماس بدنی داشته باشند و بالعکس. نگاه کردن مردان به عورت مردان، و زنان به عورت زنان نیز کاری قبیح و مخالف با حد الزامی عفت است. بنابر آنچه گذشت هر نوع کشف عورت زنان حتی برای همجنسانشان قبح اخلاقی دارد. در عین حال اخلاق اسلامی اقتضایی بیش از این دارد. غیر از همسران، شایسته نیست که زنان محرم نزد مردان محرم با لباسی تُنُک یا با لباس زیرین حضور یابند و بالعکس (شهریاری، 1385، ص369).
وقتی می‌گوییم این بانو عفیف‌تر است منظور این است که فراتر از الزامات اخلاقی ملتزم به بخشی از محاسن اخلاقی نیز هست. در کتاب شریف کافی بابی به نام « عفت» در مدح این صفت نیک آمده است. آنجا در روایتی با سند معتبر از امام صادق علیه السلام نقل شده است که امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام مکرر می‌فرمودند هیچ عبادتی بالاتر از عفاف و پاکدامنی نیست (کلینی، 1413ق، ج2، ص 79). همچنین در قرآن آمده است که زنان از کار افتاده‌ای که دیگر امید زناشویی ندارند می‌توانند پوشش خویش را کنار نهند به شرط آنکه زینت و آرایشی نداشته باشند. یعنی آن حدود الزامی که برای دیگر زنان است برای ایشان ضروری نیست، در عین حال ایشان نیز اگر عفت ورزند (و خویش را بپوشانند)بر ایشان بهتر است (نور/ 60).
گرچه در صورتی که فرض شود هنگام تخمک‌گیری هیچ نوع کشف عورت و تماس با نامحرم صورت نگیرد، باز رعایت اخلاق عفت تن دادن به طرف ثالث شدن در لقاح مصنوعی را در صورتی که مستلزم مراتب پایین‌تر از حد الزامات اخلاقی باشد نیز کاری نه بایست بلکه ناشایست می‌سازد. در مواردی که رعایت عفت الزامی است، باید توجه داشت که جواز نظر طبیب مماثل هنگام معالجه شامل حال شخص ثالث در بحث فروش یا اهدای گامت و جنین نیست و موجب نمی‌شود موارد قبیح آن برای مرتکب مجاز شود. چون اهدا کنندۀ تخمک بیمار نیست و ادله‌ای که کشف عورت را در موارد ضرورت برای پزشکان مجاز می‌کند شامل حال او نمی‌شود. چه او بر حسب فرض انسانی کامل و بی‌نقص و بدون بیماری و مریضی خاصی است و نیاز ضروری برای مراجعه به پزشک ندارد. ولی از سویی دیگر، دو دلیل دیگر می‌توان اقامه کردکه کمک به زوجین نابارور را الزامی یا استحسانی می سازد:
اول: اهتمام به مشکلات مردم و رفع گرفتارهای ایشان و نفع‌رسانی به آنها یکی از محبوب‌ترین کارهای اخلاقی در اسلام نزد خداوند است. طوری که در روایات موثق یا صحیحی امده است که « کسی که صبح برخیزد و به امور مسلمانان توجهی نداشته باشد مسلمان نیست.» یعنی از شرایط مسلمانی این است که به فکر کارها و مشکلات مردم مسلمان باشید و بی‌اعتنا نباشید … و هر کس که فریاد فردی را بشنود که می‌گوید ای مسلماان! (به فریاد رسید) و او را پاسخی ندهد مسلمان نیست (کلینی، 1413ق، ج2، 1163).
در ابتدا به نظر می‌رسد که همسرانی که به کمک اهدا کنندگان یا فروشندگان گامت و جنین نیازمندند چون کسانی‌اند که درخواست کمک از دیگران را دارند. در این حال شخص ثالث در تعارض ظاهری با دو دستور اسلامی در اخلاق قرار می‌گیرد: از یک سو بایسته است عفاف الزامی را رعایت کند یا شایسته است و از سویی دیگر توصیه می‌شود که شرط مسلمانی این است که به دیگر مسلمانان کمک کند. حال چگونه باید این تعارض را رفع کرد؟
به نظر می‌رسد در اینجا تعارضی وجود ندارد و به اصطلاح رایج در علم اصول دلیل اول وارد بر دلیل دوم است. به عبارت دیگر دلیل دوم مسلمانان را به آن نوع کمک ترغیب می‌کند که پیشاپیش عمل به آن دارای قبح اخلاقی (به حد الزامی و نیز ترجیحی) نباشد.
دوم: روایتی موثق است که امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که مردم عیال خدایند و محبوب‌ترین مردم نزد خدا کسی است که‌ به عیال خدا نفع رساند و اهل خانه‌ای را شادمان سازد (کلینی، 1413ق، ج2، ص1164).
در اینجا نیز نمی‌توان با اموری خلاف عفت الزامی یا ترجیحی موجبات خوشحالی و نفع دیگران را فراهم آورد. بلکه باید آن کار به خودی خود کاری مجاز باشد. ولی در مجموع شاید بتوان گفت که ما با استناد به این ادله گرچه نمی‌توانیم حد الزامی عفت را نقض کنیم، در مقابل این دلیل می‌توان گفت: چه اشکال دارد که با عدم رعایت حد ترجیحی عفت موجب شادمانی بی‌وصف والدینی شویم که به دلیل نبود فرزند کانون خانواده ایشان متزلزل یا ویران شده است. رعایت حد ترجیحی عفت گرچه محبوب خداست ولی طبق مفاد روایت، نفع‌رسانی به مردم و شادمانی اهل یک خانه از آن محبوب‌تر بلکه محبوب‌ترین است. البته باید توجه داشت که تعبیر به «محبوب‌ترین مردم نزد خدا » نسبت به کارهای دیگر هم آمده که در آن صورت فهرستی از محبوب‌ترینها به یکسان نزد خدا محبوب خواهد بود. چنین تعبیری درباره حدود ترجیحی عفت در کتب اربعه وجود ندارد. بنابراین از این تعبیر می‌توان استفاده کرد که نفع‌رسانی به مردم و شاد کردن اهل خانه‌ای بر رعایت حدود ترجیحی پوشش- مادامی که الزامی در کار نباشد- رجحان دارد.
یکی دیگر از موارد استثنای آزادی تولید مثل این است که: بی‌شک افراد مجرد نمی‌توانند طرف ثالثی برای همسران باشند. چون مردان مجرد به طور عادی جز از طریق استمنا نمی‌توانند اسپرم خویش را اهدا کنند یا بفروشند. این عمل از نظر اخلاق اسلامی قبیح و نامشروع است. شیخ طوسی در دو روایت موثقه آورده است که مردی را نزد امیرالمؤمنین (ع) آوردند که با دستان خود استمنا کرده بود. حضرت آن قدر ترکه بر دستانش زدند تا سرخ شد سپس به هزینه بیت‌المال برای او همسر گزیدند (طوسی، استبصار، ج4، ص 226).
گر چه دلیلی نداریم که زنان مجرد و متأهل نتوانند تخمک خویش را اهدا کنند، اما این عمل را از نظر اخلاقی دارای نکاتی قابل تأمل است. یکی از این نکات مربوط به شأن و منزلتی است که اسلام در احکام مختلف برای دختران باکره قائل است. نکته دیگر اینکه فرزندداری زنان همسردار نیز مربوط به حقوق زناشویی و طرفینی است، اهدای تخمک بدون اجازه همسر با ارتباط وثیق زناشویی بین همسران که در اسلام بر آن تأکید فراوان شده است منافات دارد. اخلاقا شایسته نیست زن متأهل و مرد متأهل بدون اجازۀ همسران خویش دست به اهدای گامت بزنند (شهریاری، 1385، ص373).
شیخ طوسی این عمل را حرام می‌داند، ولی مشهور فقها آن را مکروه می‌دانند (حکیم، مستمسک عروه الوثقی، ج14، ص 69).

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درموردجامعه شناسی، بازار کار، طبقه حاکم، گروه اجتماعی
دسته بندی : علمی