دانلود پایان نامه

یکی از نتایج عجیب گرد همایی سقیفه، حادثه وحشتنا ک هجوم به خانه علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام است که این اقدام به بهانه آوردن علی علیه السلام به مسجد و گرفتن بیعت از اوانجام شد. در این ماجرا سه اتَفاق به وقوع پیوست:
1- در خانه فاطمه علیهاالسلام شکسته شد و در اثر حریق سوخت.
2- علی علیه السلام را با وضعیت دلخراشی به مسجد بردند تا از او بیعت بگیرند.
3- دختر گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله مورد هجوم قرار گرفت، پهلوی او شکست و طفلی را که در رحم داشت، سقط کرد.
بدون تردید، خانه فاطمه و علی علیه السلام، پاکیزه ترین خانه هاست، خانه ای که سرور زنان جهان در آن به تقدیس و تسبیح خدا مشغول بود و همچون خانه صاحب رسالت، می باید دارای احترام ویژه باشد. چنان که در قرآن کریم بدان تصریح شده است:«ای کسانی که ایمان آورده اید ! بدون اجازه به خانه های پیامبر وارد نشوید.» (احزاب: 23-53 ) امَا سرانجام، قدرت طلبی و دنیا خواهی بر عدل و انصاف و وجدان غلبه کرد و احترام خانه وحی نادیده گرفته شد و جسارت را به جایی رساندند که به خانه دختر رسول خدا و داماد حبیب خدا، (علی مرتضی علیه السلام) را با تهدید و زور و اهانت به مسجد بردند. اینجا بود که علی علیه السلام مظلومیت خود را برای رسول خدابازگو می کند و رو به سوی قبر رسول خدا می کند و سخت می گرید و از ظلم و جهل مردم، شکایت می کند.
بر اثر حمله به فاطمه علیها السلام و جراحاتی که براو وارد آمد، آن بزرگوار بیمار شد و با اینکه علی علیه السلام برای درمان او خیلی کوشید، معالجه مفید واقع نگردید و دختر پیامبر اسلام در جوانی زندگی را بدرود گفت و علی علیه السلام را با درد هایش تنها گذاشت.
2-1- 2- علل سکوت امام در برابر حکومت خلفا
در جریان سقیفه هنگامی که بر خی امام را تشویق به قیام علیه ابو بکر می نمایند، ضمن ردَ این که ترس مانع از قیام حضرت باشد چنین ابراز می دارد: «اگر خاموشی گزینم، می گویند که علی از مرگ می‌هراسد. من کجا و ترس از مرگ کجا؟ با آن سابقه من در رشادت ها، ترس بی معنی است. به خدا قسم! پسر ابو طالب مرگ را بیش از محبت طفل به پستان مادر،دوست دارد.» ( سید رضی،1413:45 ) از کلمات امام علی (ع) می توان دو علت برای سکوت ایشان استفاده نمود.
2-1-2-1- حفظ وحدت مسلمین برای بقای اسلام وترویج آن
شکیَ نیست که ترویج سریع اسلام در منطقه جزیره العرب و نیز پیروزیهای مسلمین در فتح مناطق دیگر، ناشی از یکپارچگی امتَ اسلامی بوده است. امام (ع) که رمز پیروزی اسلام را دریافته و از اوضاع سیاسی زمان خود آگاهی دارد و می داند که کشور اسلام از ناحیه دشمنان خارجی نظیر ایران و روم و منافقین داخلی هر لحظه مورد تهدید است،حفظ وحدت را برای بقای دین ضروری می داند.آن حضرت، که به خصوصیَات مسمانا ن آن عصر آشنا بود و می دانست بسیاری از قبایل به خاطر ترس از حکومت قویَ اسلامی به ظاهر مسلمان شده اند و تضعیف حکومت مرکزی در مدینه و اختلاف در پایتخت اسلام،سبب جرأت یافتن آنها شده، ممکن است گروهی از دین دست بردارند، سکوت نمود تابه دین ضربه ای وارد نگردد.حضرت حکومت اسلامی را برای ترویج اسلام مطالبه می کرد.حال اگر بر اثر شرایط سیاسی به وجود آمده،این مطا لبه به ضرر اسلام تمام شود، حاضر است دست از حقَ مسلم خود بر دارد.
2-1-2-2- نداشتن یاور
«امام در بین کلمات خود تصریح می کند که من چون یاوری نداشتم در مقابل جریان سقیفه سکوت اختیار نمودم و در صورتی که مردم از من حمایت می کردند، علیه خلفا قیام می نمودم، رهبری را ولو از ناحیه خدا منصوب باشد، مادامی که مردم از او حمایت ننمایند، استوار نخواهد گشت.» (حالت، 1371:173) «البته نداشتن یاور تنها عامل قیام نکردن او نبود، زیرا در صورت قیام حضرت، با لا ترین حادثه ی ممکن این بود که خودو گروهی از یاران و نزدیکان به شهادت می رسیدند؛ ولی علی که از مرگ هراس نداشت.او شها دت را محبوب تر از شیر مادر برای کودک می دانست انگیزۀ اصلی همان حفظ پیکره ونظام اسلام بود.نداشتن یاور، عامل درجه دوم برای سکوت حضرت، می باشد امام (ع) در ابتدا برای اتمام حجّت بر مردم به همراه فاطمه و فرزندانش حسن و حسین به در منازل انصار آمد و از آنها کمک خواست، امّا آنها حاضر به کمک نگردیدند و به تعبیر معاویه جز 4 و5 نفر اعلام آمادگی نکردند» ( ابن ابی الحدید،1404: ج 7،47 ) ازاین رو فرمود:«من اگر چهل مرد وفادار می یافتم با کمک آنها علیه مدعیان خلافت می جنگیدم»( ابن اعثم،1372: ج4،182 )(ابن ابی الحدید،1404: ج7،52 )
«خدمتی که سکوت بیست و پنج ساله علی (ع) به اسلام نمود، خیلی بیش از جنبش ها و فعالیت ها و جنگ هائی بود که پیش از آن انجام گرفت. فوائد سکوت علی (ع) در این بیست و پنج ساله،که سبب و علّت آن ایمان واقعی و عشق و علاقه علی (ع) به حفظ آئین مقدس اسلام بود، علاوه بر اینکه عزلت و سکوت علی(ع) در این بیست و پنج ساله بدین معنی نیست که آن وجود مقدس اسلام را به حال خود واگذارده، و مطلقاً از مداخله در امور خودداری می فرمود، یا کسی مانع مداخلۀ غیر مستقیم آن حضرت در امور بود،آنها منظورشان در انحصار داشتن عنوان خلافت بود نه استفاده نکردن از افکار بکر و بلند و نافع علی (ع) امام وقت و زمان خود می باشد، و چنانکه حفظ اساس اسلام در رتبۀ اول و اجراء مواد قانون اسلام در رتبه دوم،بر عهدۀ علی (ع) است، و آن وجود مقدس هم با رهنمونی خلفاء ثلاثه و مخصوصاً خلیفه اوّل و دوم که عقل و درک حفظ ظاهر و استفاده از وجود مقدس علی(ع) را داشتند، عنصر مؤثر و مهرۀ اصلی و فعال و مغز متفکر اسلام بود، ودرتمام امور کشوری و لشکری و قضائی علی(ع) بود که شیخین را رهنمون بود.» (بهجت،1396ق:40)
2-2- ولایت در اسلام
«ولاء،ولایت به فتح «واو» ولایت به کسر «واو» ولی،مولی، اولی وامثا ل این ها همه از ماده «ولی» (و- ل- ی) اشتقاق یافته اند. این واژه از پر استعمال ترین واژه های قرآن است که به صورت های مختلفی به کاررفته است، می گویند در124 مورد به صورت اسم 112 مورد در قالب فعل در قرآن کریم آمده است. معنای اصلی این کلمه هم چنان که راغب در مفردات القرآن گفته است،قرارگرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصله ای در کار نباشد،یعنی اگر دوچیز آن چنان به هم متصل باشند که هیچ چیز دیگر درمیان آنها نباشد،ماده «ولی» استعمال می شود.» (بهجت،1396:155 )
در خصوص معنای کلمه ولی در قرآن بحث در دو جهت دیگر است:یکی این که آیا خصوص کلمه «ولی» به معنای دوست استعمال شده یا خیر؟دیگر این که معنای ولی در خصوص آیه «اِِنما ولیکم الله»که ولایت امیراامؤمنین (ع) را اثبات می کند به چند معنی استعمال شده است؟ بعضی معتقدند در قرآن هر جا که این کلمه به کار رفته وابتداء توهم می رود که به معنای دوست است پس از دقت معلوم می شود که به این معنی نیست مثلاً معنای «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی نور»: خدا سرپرست مؤمنان است و آنان را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون می آورد. (بقره:257 ) این نیست که خدا دوست اهل ایمان است،بلکه این است که خداوند با عنایت خاص خود متصرف در شؤون اهل ایمان است و اهل ایمان در حفظ و صیانت خاص پروردگارند و همچنین معنای«انّ اولیاء، الله لا خوف علیهم و لاهم یحزنون: آگاه با ش که اولیاء خدا را نه بیمی است و نه اندوهگین می شوند» (یونس:62 )
«این نیست که بر دوستان خدا ترسی نیست در این جا کلمه (ولی ) از قبیل فعیل به معنای مفعول است پس معنی چنین می شود، کسانی که خداوند ولی امر آنها و متصرف در شؤون آنهاست،مورد ترس ونگرانی نمی باشند و همچنین معنای آیه «المؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض» (توبه:71 ) این نیست که مؤمنین دوستان یکدیگرند بلکه این است که مؤمنین نسبت به یکدیگر متعهد ودر شؤون یکدیگر متصرف و در سرنوشت یکدیگر مؤثرند و به همین جهت بعد می فرماید: «یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر» (توبه:71) از این جا جواب سؤال دوم هم روشن شد در آیه مورد نظر، مقصود این نیست که خدا و پیامبر وعلی دوستان شمایند، بلکه این است که اختیار دار و ذی حق در تصرف در شؤون شما هستند. وبه فرض این که استعمال کلمه ولی به معنای دوست صحیح باشد،در این جا مناسبت ندارد که به صورت حصر گفته شود که منحصراَ ولی شما خدا وپیامبر و علی است. ازاین جا معلوم می شود که توجیه برخی مفسرین اهل سنّت = تسنن که گفته اند مفاد این آیه چیزمهمی نیست،بلکه صرفاً این است که علی دوست شماست یا علی باید محبوب و مورد علاقه شما باشد، اگر فعیل به معنای مفعول باشد؛ غلط است طبق این بیان، آیه شریفه «انماولیکم الله» که ولاء اثباتی خاص است، صرفاً ولاءمحبت نیست.
ولایت، أمر بسیار مهمَی است؛ و حقیقت دین و دنیای انسان به آن بستگی دارد، زیرا از شؤون ولایت، حکومت بر مسلمانان، و بلکه برهمۀ افراد بشر است. و این یگانه راهی است که تمام سعادت ها و شقاوت ها، خیر و شر، نفع و ضرر، بهشت و دوزخ، و بالاخره نجات مردم به آن راه بسته است. هر ملَتی به هر کمالی رسیده است، در اثر ولایت ولی آن قوم بوده، و هر ملَتی هم که رو به بد بختی و ضلالت رفته، در اثر ولایت ولی آن قوم بوده است، که آنها را به سوی آراء و أهواء شخصَیه کشیده، و از منهاج و صراط مستقیم منع کرده است.» (بهجت،1396: 163)
در اخبار از موضوع ولایت،بحث بسیار زیادی شده است؛ بلکه اصولاً باید گفت: تشکیل دهنده ی مکتب تشیَع است؛ و اصل مکتب تشیَع به همین اساس پایه گذاری شده، و آیات قرآن و اخبار در این مسأله بسیار زیاد است.
ولایت در لغت یک معنی بیشتر ندارد؛ مابقی همگی موارد و مصادیق آن است.
«بعضی خیال کرده اند که ولایت معنای مختلفی دارد؛ مثلاً گفته اند: یکی از معانی آن نصرت است؛ انما ولیکم الله و رسوله یعنی ناصر شما خداست و رسول خدا؛ یا اینکه گفته اند: به معنای محبَ است؛ یا به معنی آزاد کننده، یا آزاد شده است؛ یا أقوامی که با انسان نزدیکی دارند (نزدیکی نسبی، یا زمانی، یا مکانی، و یا دو نفری که با همدیگر شرکت می کنند و هر کدام را ولی دیگری می گویند و خلاصه در کتب لغت معانی مختلفی ذکر کرده اند به طوریکه در «تاج العروس» بیست و یک معنی برای ولایت بیان می کند، و شواهدش را ذکر می نماید. آیا واقعاً همین طوراست؟ واین معانی، معانی مختلفی است برای ولایت؟ ولایت یک معنی بیشتر ندارد و در تمام این مصادیق و معانی و موارد همان معنی که واضح لغت در نظر گرفته است، همان مورد نظر بوده است منتهی به عنوان خصوصیّت مورد، مصادیق مختلفی پیدا کرده است، وآنچه که محطّ نظر استعمال است همان معنی وضع أولی است، که این معنی اشتراک معنوی می باشد. و بنابر این ولایت یک معنی بیشتر ندارد؛ و در تمام این مصادیقی که بزرگان از اهل لغت ذکر کردهاند، همان معنی أوّلش موردنظر و عنایت است؛ و به عنوان خروج از معنی لغوی و وضعی، یا به عنوان تعدّد وضع، یا به عنوان اشتراک و کثرت استعمال؛ هیچ کدام از این ها نیست.» (بهجت، 1396ق:164 )

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامه استراتژی های بازاریابی

2-2-1- ولایت تشریعی
«از جمله آیاتی که بر ولایت تشریعی مولای متقیان امیر مؤمنان علی (ع) دلالت دارد. این آیۀ شریفه است: (انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوهو یؤتون الزکوه و هم را کعون.) (سورۀ مائده:55) یعنی اینست و جز این نیست ولی شما (مؤمنین) خدا است و پیامبر او، و کسانی که ایمان آورده اند که آنها کسانی هستند که نماز برپای دارند، و زکوه می دهند در حال نماز ورکوع.» عامه و خاصه (سنی و شیعه ) اتفاق دارند که این آیۀ شریفه دربارۀ امیرالمؤمنین علی(ع) نازل شده واز جمله( الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون ) با آنکه لفظاً جمع است ولی در این مورد به خصوص نمی توان جمع اراده کرد. چه آنکه خاتم بخشی که آیۀ شریفه در مورد آن نازل شد، یک مرتبه و از یک شخص بوده نه از اشخاص متعدد تا بتواند از آن جمع اراده کرد، و ناچار باید یک فرد اراده نمود وآن فرد هم به موجب روایات متواتر از عامه و خاصه وجود مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) است. واین آیه شریفه در مورد ولایت تکوینی و تشریعی است، و استدلال به سیاق آیه شریفه فرموده اند، به این شرح، که ولایت در این آیه، اول به خدا، نسبت داده شد، بعد به رسول خدا، وبعد به امیرالمؤمنین(ع) و از لفظ اولیکم هر آنچه در مورد خدا اراده شده، باید در مورد رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) همان اراده شود؛ و چون ولایت الله اعم است از ولایت تکوینی و تشریعی، ناچار مراد از ولایت رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) هم ولایت اعم از تکوینی و تشریعی خواهد بود.» (بهجت،1396ق: 166 )

مطلب مرتبط :   عوامل موثر بر رضایت زناشویی

دسته بندی : علمی