دانلود پایان نامه

نظر دیگر، تفصیل بین صورت علم و جهل است. طبق این مبنا فرزند تمام آثار شرعی و قانونیِ از طرف جاهل یا فرد واقع شده در اشتباه را دارا خواهد بود، امّا از طرف عالم به عمل حرام، هیچ‌یک ازآن آثار را دارا نخواهد بود.
نظر دیگر که نظر برگزیده هم همین است، این است که وضعیت حقوقی تابع وضع جزایی و تکلیفی نیست. لذا از جهت آثار مثل نسب، از تمام حقوق شرعی و مدنی برخوردار خواهد بود، جز مورد ارث که استثنا شده است. بنابراین در موضوع بحث، فرزند مزبور حتی اگر نامشروع هم باشد، چون از رابطه زنایی به وجود نیامده، علاوه بر الحاق و برخورداری از حقوق شرعی و مدنی، از ارث هم محروم نخواهد بود و مثل فرزند حقیقی از تمام حقوق برخوردار است.
فرزند به دنیا آمده به سبب تلقیح یا ترکیب اسپرم و تخمک در زمان عدّه رجعی و وفات هم به دلیل صدق زوجیت، مشروع بوده و از تمام حقوق شرعی و قانونی برخوردار خواهد بود، جز ارث که چنان چه تا زمان مرگ مورث نطفه تشکیل نشده باشد، ترکه به وی منتقل نمی‌شود.
البته بنا به نظری که طلاق رجعی را زایل کننده ازدواج می‌دانند (مثل بعضی از اهل سنت) یا مرگ را سبب قطع زوجیت می‌ دانند(مثل اکثر فقهای شیعه)، آثار حقوقی تابع نسب است، ولی به نظر می‌رسد طبق آن مبانی هم، حتی اگر در حکم زنا بدانند، علاوه بر استحقاق حقوق مدنی، حق ارث هم دارد، چون ارثیه تنها از ولد زنا نفی شده و تنا او نمی‌تواند به حقوق ارثی خود برسد(884 قانون مدنی) وازسوی دیگر، نقطه فرزند مزبور درصورت لقاح خارج رحمی، منعقد شده است.به اضافه مواد قانونی مدنی، تاریخ انعقاد نطفه را تاریخ نزدیکی قرار داده است که با نوعی تسامح همراه است.پس نظر قانون‌گذار بر برخورداری فرزند از ارث بوده است و در این زمینه فرزندی را که تا مدت ده ماه بعد از مرگ زوج به دنیا آید، مشروع و از ارث برخوردار می‌داند. از این‌رو در موضوع بحث می‌توان گفت که قانون‌گذار با عنایت به ویژگی خاص این شیوه که معمولاً نطفه در آزمایشگاه منعقد شده، فرزند را دارای حق ارث می‌داند. البته از جهت قضایی، پذیرش این نظر کمی مشکل است.
طبق نظر کسانی که در این فرض فرزند را تنها به مادر ملحق می‌کنند مثل آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله صانعی، آیت الله حکیم و آیت الله خامنه‌ای، نمی‌توان گفت فرزند از پدر ارث می‌برد، بلکه توارث بین او و مادر و خویشاوندان مادری او برقرار است.
3-4-1-3- فرزند حاصل از انتقال جنین
وضعیت خاصی براین فرض حاکم است که آن را از دیگر فرض‌ها جدا می‌کند. این وضعیت خاص، دخالت دو زن در تولید نسل یک انسان است. علاوه بر بحث‌های گذشته، پرسش اصلی این است که کدام یک نسبت واقعی و حقیقی با فرزند دارد و دیگری، در کجای این نسبت قرار می‌گیرد؟
پاسخ بند اولِ پرسش در فصل نخست بیان شد و درآن جا باد ادله بسیار و فتاوای فقها اثبات شد که صاحب تخمک مادر است. در این جا به بررسی بند دوم می‌پردازیم و آن این که: صاحب رحم چه نقشی دارد؟ آیا می‌توان او را به عنوان مادر رضاعی محسوب کرد؟ آیا شیر دادن او موجب نشر حرمت می‌شود؟ و….
صرف‌نظر از نظریه کسانی که صاحب رحم را مادر نسبی به حساب می‌آورند، مطابق نظریه کسانی که صاحب تخمک را مادر نسبی می‌دانند، نسبت به صاحب رحم نظریه‌های گوناگونی ارائه شده است:
1-تعدادی از فقها و حقوق‌دانان اسلامی، بین او و فرزند مزبور، حکم خاصی را پیش‌بینی نمی‌کنند، مگر آن که بعد از تولد، صاحب رحم وی را شیر دهد و احکام رضاعی تحقق یابد (صافی، همان، ص 219)، چرا که رحم وی را تنها وعاء و ظرف پرورش جنین می‌دانند.
البته عده‌ای دیگر، ضمن پذیرش مبنای فوق، می‌گویند: اگر صاحب رحم را نتوانیم مادر رضاعی به حساب آوریم، احتیاط حکم می‌کند که وی بر فرزند محرم باشد، به جهت این که با اعضای خودش او را تغذیه می‌کرده، او را از حالت علقه به مضغه و جنین کامل دارای روح انسانی متحّول کرده است (یزدی، همان، ص 34).
2-تعدادی دیگر از فقها از جمله مجمع فقه اسلامی او را به صراحت مادر رضاعی دانسته و معتقدند بین او و فرزند محرمیت وجود دارد.
از دیدگاه پزشکی صاحب رحم در پیدایش جنین دخالت ندارد، امّا نقشی بسیار فراتر از یک ظرف و تغذیه تنها برای جنین دارد. با وجود این، این مقدار اطلاعات علم پزشکی درباره نقش رحم داوری عرف را در مورد مادر بودن دگرگون نمی‌کند، زیرا به رغم نقش‌های متعدد رحم، جنین محتویات ژنتیکی صاحب تخمک و اسپرم رابه همراه داشته و سیستم متفاوتی را از ساختار صاحب رحم دارد و به عنوان جسم خارجی دیگری تلقی می‌شود که رحم، تنها از دفع آن جلوگیری می‌کند.
با این وصف، به حکم وحدت ملاک یا مفهوم اولویت، حکم قرابت رضاعی نسبت به چنین فرزندی قابل تسری است. درروایات و عبارات فقهی، برای تحقق نشر حرمت رضاعی، رویش گوشت وئ استخوان (پیدایش سلول‌های بدن طفل ازشیر مرضعه) را می‌توان به عنوان ضابطه تحقق نشر حرمت یعنی نوعی علت مصرحه حکم تلقی کرد (شهیدی، همان، ص 166)، چنان که روایت‌های متعددی از امام صادق(ع) این استنباط واستفاده را تأیید می‌کند (حر عاملی، همان، ج14، ابواب مایحرم بارضاع، باب 33، ص 289، ح1-3).
از روایات استفاده می‌شود که لبن در تعیین عنوان ابوت و امومت تأثیرگذار است و به روشنی می‌توان استنباط کرد که این تأثیرگذاری تنها به اعتبار و قرارداد شرعیِ محض نیست، بلکه حکم مزبور نشان دهنده موضوع خارجی است که حقیقتاً تأثیر و تأثری وجود دارد (یزدی،همان، ص33)، به ویژه که سه نوع ملاک: تعداد شیرخوردن‌ها در یک شبانه‌روز یا پانزده مرتبه پشت سرهم ویا رویش گوشت و محکمی استخوان است. لذا هریک از این ملاک‌ها محقق باشد، حرمت تحقق پیدا می‌کند.
به اضافه، ارتکاز فقهی، محرمیت بین فرزند و صاحب رحم را ممنوع نمی‌داند، چرا که وقتی رضاع، آن هم پانزده بار پشت سر هم در یک شبانه‌روز سبب حرمت می‌شود، تکامل و پرورش جنین به مدت نه ماه در رحم به طریق اولی، محرمیت و ممنوعیت نکاح ایجاد می‌کند.
به نظر می‌رسد از دو دیدگاه، استنباط فوق قابل‌پذیرش نباشد:
1-از دیدگاه فقهی: از این نظر اولا، شبیه قیاس است، حتی اگر ارکان قیاس کامل باشد، چون منشأ رشد جسمانی در رضاع، مواد درونی جسم وبدن زن نیست، بلکه شیر زن است، مگر آن که ثابت گردد شیر، همان مواد کامل شده درونی بدن و عین آن‌ها است؛ ثانیاً، قانون‌گذاز اسلام صرف پرورش از شیر را کافی برای نشر حرمت ندانسته، بلکه شرایط تعبدی دیگری را در نظر گرفته است از جمله این که شیر از رابطه حلال به وجود آمده باشد؛ رضاع به صورت مکیدن( امتصاص) باشد و… پس اگر به صرف خوردن شیر بدون رعایت شرایط تعبدی، رویش پیدا کند و استخوان محکم گردد، سبب نشر حرمت نمی‌شود.
2-از دیدگاه قانون مدنی: مواد 1045، 1046و 1047، منشأ قرابت و موانع نکاح را سه چیز دانسته است: نسب، سبب(صهر) و رضاع. هیچ‌یک از این عناوین با تمام قیود و شرایط خود بر موضوع بحث قابل تطبیق نیست.پس ارضاع(شیردادن)با توجه به شرایط تعبدی و قانونی، موضوعیت و خصوصیت دارد.
با همه این توجیهات، اخلاق، روان‌شناسی وباورهای تاریخی- اجتماعی مانع از ازدواج کودک با صاحب رحم می‌شود، بلکه بین آن دو نوعی محرمیت تصور می‌کند، چنان که اخلاق عمومی به شدت پرهیز می‌دهد وآن را از رابطه رضاعی قوی‌تر می‌داند؛ اگریک شبانه‌روز شیر خوردن در آغوش زنی او را در حکم مادر طفل قرار می‌دهد، منطقی خواهد بود که پرورش یافتن در رحم او به مدت نُه ماه، حرمت در نکاح ایجاد کند.
ازاین جا، پاسخ پرسش دوم که شیر دادن صاحب رحم سبب نشر حرمت می‌شود نیز مشخص می‌گردد، زیرا در بعضی از اقسامِ انتقال جنین که جنین از مواد ژنتیکی زوجین ترکیب و تشکیل یافته وبه رحم همسر دوم منتقل شده باشد، سبب نشر حرمت می‌گردد، اما انتقال به رحم زن بیگانه و حامله شدن او، حتی اگر معتقد به مشروعیت حاملگی وی باشیم و نزدیکی را شرط ندانیم(که حق هم‌چنین است)، باز در سبب قرار دادن این شیر برای نشر حرمت، تردید وجود دارد؛خصوصاً که اصل، عدم قرابت است.
با توجه به شرط نبودن نزدیکی، نهایت توسعه‌ای را که می‌توان قائل شد این است که هرگاه جنین به وجود آمده از ترکیب اسپرم و تخمک زوجین باشد وبه رحم زن دیگری (همسر دوم یا بیگانه) منتقل شده باشد، سبب نشر حرمت شود، چون شیر مزبور از راه مشروع به وجود آمده و درصورت رعایت شرایط شیردادن، محرمیت رضاعی ایجاد می‌گردد، ولی شیرهای به وجود آمده در نتیجه ترکیب مواد ژنتیکی دو بیگانه( در صورتی که آن را حرام بدانیم)، انتقال آن به رحم بیگانه یا صاحب تخمک سبب نشر حرمت نمی‌شود، حتی اگر شرایط اجرایی رعایت گردد، امّا اگر ترکیب را حرام ندانیم، حتی برای تولید نسل(چنان که عده‌ای به آن معتقدند) با رعایت شرایط شکلی و اجرایی، محرمیت ایجاد می‌گردد. در هر حال، از نظر قضایی، ملاک، ماده 1045 و مواد بعدی قانون مدنی است.
3-4-1-4- فرزند ناشی از دخالت عامل بیگانه
مقصود از دخالت عامل بیگانه، ترکیب اسپرم زوج با تخمک بیگانه یا ترکیب تخمک همسر با اسپرم بیگانه و یا ترکیب اسپرم و تخمک دو بیگانه است.فرزند مزبور با توجه به مبانی برگزیده شده در مسئله نسب، استحقاق برخی یا همه حقوق مدنی وآثار فقهی را دارد.

مطلب مرتبط :   سازمان تجارت جهانی
دسته بندی : علمی