Comments: 0 Posted by: Posted on:

شواهد اولیه در مورد ارتباط مثبت بین کمال­گرایی و فرسودگی ورزشی، آن بعد کمال­گرایی را، که منعکس­کننده خودارزیابی­های ناسازگارانه بیشتر در ورزشکاران فرسوده تنیس نسبت به بازیکنان فعال تنیس است، تأیید می­ کند. مخصوصاً گولد و همکاران (۱۹۹۶) دریافتند که انتظارات والدینی، ادراک انتقاد والدین و نگرانی شدید در مورد اشتباه­کردن، همگی در آن ورزشکاران فرسوده، بالا رفته­بودند. لیمیر و همکاران (۲۰۰۸) اظهار داشته اند که فرسودگی ممکن است نتیجه اجتناب­ناپذیر صحه­گذاشتن بر چارچوب کاری انگیزشی ناسازگارانه، که در آن پیگیری معیارهای بسیار بالا، در تداخل با نگرانی در مورد تبعات شکست، و احساس فراگیرنده تردید به خود، قرار می­گیرد، باشد. آنها معتقد بودند که این الگو، هنگامی که موفقیت به صورتی قاعده­ای یا مقایسه­ای تعریف شده­باشد، که در آن فرد کنترل کمی دارد، مرکب می­شود[۱]. لیمیر و همکاران (۲۰۰۸) تأیید کردند، که ورزشکارانی که بالاترین سطوح فرسودگی را تجربه می­ کنند، در تمام ابعاد کمال­گرایی در مقیاس کمال­گرایی چندبعدی فروست و همکاران (۱۹۹۰)، نمره بالاتری می­گیرند، بر اهداف شخصی صحه می­گذارند و شرایط موفقیت را متمرکز بر عملکرد، ادراک می­ کنند.

 

جهت بررسی این که چرا عملکرد ممکن است فرسودگی ورزشی را هنگامی که شکلی خودارزیابانه و انتقادی می­گیرد، تأیید کند، هیل و همکاران (۲۰۰۸) عقیده­ای را مبنی بر ۴ اصل کمپبل[۲] و دیپااولا[۳] (۲۰۰۲) اظهار داشتند. این عقیده مورد بحث بود که هنگامی که رسیدن به معیارهای کمال­گرایانه خود شخص یا بقیه، برای تجربه احساس ارزش شخصی ضروری است، تبعات زیان­آور مانند فرسودگی به وجود می­آیند. همچنین آنها دو شکل کمال­گرایی را که توسط فلت و هویت (۲۰۰۲) برای ابعاد ناسازگارانه آن بیان شده­است، ارزیابی کردند. این دو شکل، کمال­گرایی خودمحور و جامعه­محور هستند. آنها دریافتند که  کمال­گرایی خودمحور ارتباط مستقیم منفی، و کمال­گرایی جامعه­محور ارتباط مستقیم مثبت با فرسودگی ورزشی دارند، در حالی که، خویشتن­پذیری مشروطبه روش مفهومی پایداری، این رابطه را تعدیل می­ کند. این نتیجه­گیری حمایت­شده، توسط دیباراتو[۴]، فروست[۵]، چانگ[۶]، لاسوتا[۷] و گیرل[۸] (۲۰۰۴) انجام شد. کسانی که می­گفتند، پیگیری معیارهای کمال­گرایانه، ناتوان­کننده خواهدشد و منجر به پریشانی هنگامی که موفقیت آنها برای ارزش شخصی­شان ضروری باشد، می­شود.

 

 

در حالی که شواهد واضحی مبنی بر این که کمال­گرایی خودمحور پیشایند فرسودگی ورزشی است، وجود دارد، یافته­ های مرتبط با کمال­گرایی خودمحور، در مورد این که این نوع کمال­گرایی رابطه منفی با فرسودگی دارد، کمتر واضح هستند. یک توضیح بالقوه این است که کمال­گرایی خودمحور می ­تواند کیفیت­های انگیزشی سازگارانه و همخوان با تلاش برای رسیدن به تعالی را به جای مشغولیت با نگرانی­های ارزیابانه ناسازگارانه، منعکس کند (فروست و همکاران، ۱۹۹۰؛ اسلنی و همکاران، ۱۹۹۵؛ استوبر و همکاران، ۲۰۰۷؛ تری-شورت و همکاران، ۱۹۹۵). گرچه فلت و هویت (۲۰۰۲) ادعا کردند که کمال­گرایی خودمحور اساساً ویژگی شخصیتی تضعیف­کننده ­ای است که منجر به اختلال معنادار و پریشانی خواهدشد، بقیه معتقد بودند که این نوع کمال­گرایی در نتیجه تلاش شدید برای موفقیت، اغلب منجر به نتایج مثبت می­شود (بیلینگ و همکاران، ۲۰۰۳؛ فروست و همکاران، ۱۹۹۳). این فرایند می ­تواند افراد را در مقابله توانا کند، توان تضعیف انگیزشی را کاهش دهد و در نتیجه در مورد رابطه منفی بین کمال­گرایی خودمحور و فرسودگی مسئول باشد. این توضیح با دیدگاه استوابر و همکاران همخوان است، که معتقد بودند که هنگامی که افراد به فرایند تلاش توجه دارند، و می­توانند نگرانی­های خود را در مورد عدم کمال کنترل کنند، کمال­گرایی خودمحور می ­تواند عملکرد ورزشی را تسهیل کند (استوبر و اوتو، ۲۰۰۶؛ استوبر و همکاران، ۲۰۰۸).

 

در کل، در حالی که شواهدی برای حمایت از تعدیل­گری فرض­شده برای رابطه کمال­گرایی و فرسودگی وجود ندارد، تحقیقات زیادی نشان داده­اند که اشکال ناسازگارانه کمال­گرایی می­توانند در فرسودگی ورزشکاران جوان نخبه سهیم باشند (آراپلتون[۹]، کی هال[۱۰] و پی هیل[۱۱] ، ۲۰۰۹).

 

۲-۸-۲- تعدیل­کننده­های رابطه کمال­گرایی با فرسودگی ورزشی

 

فلت و هویت (۲۰۰۵) معتقد بودند که تجربه موفقیت می ­تواند درجه­ای از محافظت در مقابل مسئولیت[۱۲] کمال­گرایی فراهم کند، و در نتیجه، رضایت ادراک­ شده ناشی از رسیدن به هدف، می ­تواند نقش تعدیل­کنندگی در جلوگیری­کردن از کمال­گرایی خودمحور در داشتن تبعات مضر، داشته­باشد (بیلینگ و همکاران، ۲۰۰۳). به دلیل این که کمال­گرایی خودمحور احساس کنترل شخصی بر نتایج موفقیت را به­وجود می­آورد (هویت و فلت، ۱۹۹۱)، شانس تجربه موفقیت به دلیل این که موفقیت به طور شخصی تعریف شده­است، و اهداف به احتمال بیشتری به روشی فعال­کننده[۱۳] تنظیم شده ­اند، افزایش می­یابد. ادراک موفقیت نه تنها مشغولیت انگیزشی را تقویت می­ کند و منجر به تلاش مداوم برای موفقیت می­شود (انس[۱۴]، کاکس[۱۵] و کلارا[۱۶]، ۲۰۰۵)، بلکه همچنین به ارتقا تاب­آوری در مقابل شناخت بالقوه ناتوان­کننده، کمک می­ کند (فلت و هویت، ۲۰۰۵). به این علت، چنین فرض شده­است که رضایت ادراک­ شده ناشی از رسیدن به هدف، ارتباط بین کمال­گرایی و فرسودگی ورزشی را تعدیل می­ کند. (در مقابل، چنین فرضیه­پردازی شده­است، که رضایت ادراک­ شده ناشی از رسیدن به هدف، چنین اثر تعدیل­کننده ­ای در ارتباط کمال­گرایی جامعه محور و فرسودگی ورزشی ندارد. به این دلیل که کمال­گرایی جامعه­مدار اشتیاق[۱۷] همراه با اجتناب از شکست و به­دست­آوردن بقیه مجوزها[۱۸] را برمی­انگیزد، و در نتیجه، کنترل ادراک­ شده بر نتایج موفقیت، بسیار زیاد است (هویت و فلت، ۱۹۹۱). هر موفقیت ادراک ­شده­ای، تمایل به زودگذر­بودن به عنوان اثر مثبت، به وسیله اضطراب در طول به­دست­آوردن مجوز حفظ­شده، بازداری می شود (فلت و هویت، ۲۰۰۵). بنابر این غیرمحتمل است که رضایت ادراک­ شده ناشی از رسیدن به هدف، اثر کمال­گرایی جامعه­محور روی فرسودگی را تعدیل­گری کند (آراپلتون و همکاران، ۲۰۰۹).

 

در حالی که رسیدن به هدف ادراک­ شده می ­تواند هر اثر مضر کمال­گرایی خودمحوری را تعدیل کند، بقیه متغیرها می­توانند همچنین اثر تعدیل­کنندگی روی تبعات بالقوه مضر کمال­گرایی جامعه­محور و خودمحور داشته­باشند (فلت و هویت، ۲۰۰۵). برای مثال، فلت و هویت (۲۰۰۵) بیان کرده­اند که تاب­­آوری روان­شناختی می ­تواند از مقابله سازگارانه، خودکارآمدی بالا، عقاید کنترل بالا، یا هنگامی که رویکرد جهت­گیری­شده به سمت وظیفه با مشکلات مدیریتی و نیروهای عقب­نشینی سازگار شده­باشد، به دست آورده ­شود. بقیه گفته­اند که حفظ­کردن یک جهت­یابی هدف تکلیفی، می ­تواند به عنوان یک تعدیل­گر عمل کنند، زیرا ورزشکاران را تشویق می­ کند، روی معیارهای خودمرجع[۱۹] و قابل کنترل و سلطه پیشرونده به عنوان معنای اطلاعات موفقیت ارزیابی­کننده، متمرکز شوند (دان[۲۰]، کاسگرودان[۲۱] و سیروتوایک[۲۲]، ۲۰۰۲). علاوهبر این، جهت­گیری هدف تکلیفی می ­تواند اثر کمال­گرایی خودمحور را هنگامی که توجه را به سوی فرایند موفقیت جلب می­ کند و از توجه به نتایج انعطاف ناپذیر، تفاوت عملکردی و نقصان­های شخصی دور می­ کند، تعدیل­گری کند. بنا بر این، هنگام تأیید­کردن اهداف تکلیفی، تمایل به­ انتقادگری شدید، می ­تواند تعدیل شود، زیرا فرصت نگاه­کردن به فرایند عملکرد به طور مثبت و پاسخ منعطف به مشکلات عملکرد، بسیار پیشرفت کرده­است. در واقع، این مسئله تمایل به نگاه­کردن به سقوط را به عنوان شکستی طاقت­فرسا، کاهش می­دهد (دوایک[۲۳] و لگت[۲۴]، ۱۹۸۸). رابطه مثبت بین کمال­گرایی جامعه­محور و فرسودگی ورزشی حاکی از آن است که فرایندهایی که موجب فرسودگی ورزشی می­شوند، می­توانند شامل انتظارات اجتماعی بالاتر و شناختی ناسازگارانه­تری باشند، بنابراین، می­توانند نسبت به آن چه تصور می­شود،پیچیده­تر باشند (گولد و همکاران، ۱۹۹۶؛ لیمیر و همکاران، ۲۰۰۸). به طور ویژه­ای، کمپبل و دی­پااولا (۲۰۰۲) معتقدند که همایندهای[۲۵] مضر کمال­گرایی جامعه­محور نتیجه مستقیم عقیده مبتنی بر مقبولیت از جانب دیگران است، که مشروط به اثبات برتری است. این به آن معناست که هنگامی که ترس از ارزیابی منفی، بازشناسی توسط دیگران، و اجتناب از مذمت، به فرایند ارزیابی مسلط شود، اینها تهدیدشدگی خود را افزایش می­ دهند که احتمال تجربه­کردن تضعیف انگیزشی و فرسودگی متعاقب را بالا می­برد.

 

شواهدی روشن مبنی بر این مسئله در پژوهش دیگری نیز به چشم می­خورد، که در آن، کمال­گرایی جامعه­محور ارتباط منفی با رضایت ادراک­ شده از پیشرفت هدف و ادراک رضایت مربی داشت. هنگامی که نارضایتی از پیشرفت هدف تشدید شود، حفظ تلاش برای هدف افزایش­یافته، برای این که معیارهای فریبنده[۲۶] محقق شوند، فقط تضعیف انگیزشی را همیشگی می­ کند، به طوری که افراد مشغول اجتناب از شکست، ارزیابی منفی و اعتبارسنجی خود[۲۷] می­شوند. به طور واضحی، بدون راهبردهای مقابله­ای مؤثر برای محافظت در مقابل اثرات مخرب آن، این شکل کمال­گرایی می ­تواند ورزشکاران را به طور فزاینده­ای به سمت فرسودگی سوق دهد (فلت و هویت، ۲۰۰۵؛ هال، ۲۰۰۶؛ هیل و همکاران، ۲۰۰۸؛ لیمیر و همکاران، ۲۰۰۸).

 

 

[۱]. becomes compounded

 

[۲] . Campbell, J.D.

 

[۳] . Di Paula, A.

 

[۴] . DiBartolo, P.M.

 

[۵] . Frost, R.O.

 

[۶]. Chang, P.

 

[۷] . LaSota, M.

 

[۸]. Grills, A.E.

 

[۹] . R. Appleton, P.

 

[۱۰] . K. Hall, H.

 

[۱۱] . P. Hill, A.

 

[۱۲]. perils

 

[۱۳]. proactive

 

[۱۴] . Enns, M. W.

 

[۱۵] . Cox, B. J.

 

[۱۶] . Clara, I. P.

 

[۱۷]. preoccupation

 

[۱۸]. approval

 

[۱۹]. self – referent

 

[۲۰]. Dunn, J. G. H.

 

[۲۱]. Causgrove Dunn, J.

 

[۲۲]. Syrotuik, D. G.

 

[۲۳]. Dweck, C. S.

 

[۲۴]. Leggett, E.

 

[۲۵]. concomitants

 

[۲۶]. illusory

 

[۲۷]. self – validation