Comments: 0 Posted by: Posted on:

تعیین­­کننده­های فیزیولوژیکی خستگی توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده­اند. رابطه بین تغییرات الکترواکولوگرام ([۱](EOG و خستگی نیز مورد بررسی قرار گرفته­است. تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) و ضربان قلب نیز نشانگرهای بالقوه خستگی هستند. عوامل جسمی مانند فشار خون [۲] سیستولیک[۳] پایین، زمان روز، و ضربان قلب بالاتر با سطوح بالاتر خستگی رابطه دارند. تعدادی از صفات نیز با خستگی رابطه دارند (ویجسوریا و همکاران، ۲۰۰۷). بیماری­های عفونی شدید و ورزش استقامتی شدید می­توانند منجر به ازدست­دادن ظرفیت اکسایشی[۴] بافت ماهیچه­ای شوند. بارباتو[۵] و همکاران (۱۹۹۵) دریافتند که میزان پلک­زدن بعد از محرومیت از خواب، افزایش می­یابد. در مطالعه دیگری، مشاهده شد که حرکات سریع چشم و پلک ­زدن­های معمولی، هنگامی بیداری با حرکات کاهش­یافته چشم و پلک­زدن موزون سریع در طول خستگی، جابجا می­شود. در طول یک عمل شبه سلسله­ای[۶]، دامنه چشمک­زدن در طول دوره عمل کاهش می­یابد. مؤلفه فعالیت سمپاتیکی HRV نیز با خستگی رابطه دارد (ویجسوریا و همکاران، ۲۰۰۷).

 

پایان نامه

 

۲-۹-۲- رابطه خستگی با متغیرهای روان­شناختی

 

نیمرخ روان­شناختی حالت فرد نیز در بررسی خستگی، مهم است. عواملی که در بی­ثباتی هیجانی سهیم­اند، مانند سطوح بالاتر اضطراب حالتی، خلق افسرده، عصبانیت، و گم­گشتگی در میان سطوح پایین انرژی، همگی به عنوان همبسته­های بالقوه خستگی متمایز گشته­اند. تعدادی از عوامل روان­شناختی مرتبط با برون­گرایی و خوداتکایی در تحقیقات به عنوان تعیین­کننده­های خستگی، تأیید شده ­اند. محققانی که ابعاد روان­شناختی تعیین­کننده­ خستگی را بررسی کرده­اند، دریافته­اند که بعد برونگرایی/ هیجان­خواهی نمایانگر خستگی است. در مقابل، افرادی که نمره پایین­تری در برون­گرایی می­گیرند، احتمال بیشتری وجود دارد که خسته شوند. در این زمینه نتایج ضد و نقیضی وجود دارد. اضطراب نیز از عوامل مستعدکننده افراد برای خستگی است. سطوح بالاتر اضطراب، گرایش به خستگی را افزایش می­ دهند. افرادی که اضطراب صفتی بالایی دارند، نسبت به فشارهای زندگی آسیب­پذیرترند و در نتیجه، برای ابتلا به خستگی مستعدترند. افراد خودبسنده ویژگی­های شخصیتی­ای دارند که به درونگرا بودن، متکی به نفس بودن و مستقل­بودن، مربوط هستند، و در نتیجه به دلیل این ویژگی­ها به احتمال کمتری خسته می­شود. از سوی دیگر، افراد دارای شایستگی شخصی پایین، کمبود اراده فردی و شخصی دارند و بیشتر به بقیه وابسته هستند. با این که برخی به این نتیجه رسیده ­اند که نمره­های بالاتر برون­گرایی با سطوح بالاتر خطر خستگی رابطه دارد، برخی پژوهش­های دیگر، سطوح پایین­تر برون­گرایی را با احتمال بیشتر خستگی مرتبط دانسته ­اند. همچنین کسانی که نمره­های پایین­تری در باوجدانی و ثبات هیجانی دارند، به احتمال بیشتری خسته می­شوند (ویجسوریا و همکاران، ۲۰۰۷).

 

 

۲-۱۰- فرسودگی ورزشی

 

از زمانی که اسمیت (۱۹۸۶) مقاله خود را که مروری بر فرسودگی ورزشی در طول ۲۰ سال گذشته بود، نوشته­است، پژوهش در این مورد، به طور چشم­گیری پیشرفت کرده­است. همچنین تعدادی نظریه­ نیز به وجود آمده­اند که منجر به فهم گسترده­تری از این پدیده شده ­اند. با این حال، در حالی که، پیشرفت­های نظریه­ای و تجربی حاصل شده ­اند، دانش ما در این زمینه کم است (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

 

دل[۷] و وینبرگ[۸] (۱۹۹۰)  استرس­زاهای مرتبط با فرسودگی را ترس از شکست، ناکامی، انتظارات بالا، اضطراب و فشار در عملکرد، معرفی کرده­اند. بقیه استرس­زاها که توسط مارتین[۹]، کلی[۱۰]، و اکلوند[۱۱] (۱۹۹۹) شناسایی شده ­اند عبارتند از: استرس شخصی و حمایت اجتماعی. با وجود اینکه استرس می ­تواند در فرسودگی سهیم باشد، اکثر مطالعات حاکی از آن است که استرس مزمن بالا عامل قوی­ای در ارتباط با فرسودگی استولی ضرورتاً منجر به فرسودگی نمی­ شود. رینی[۱۲] (۱۹۹۹) ارتباط بین فرسودگی و استرس، و منابع استرس را در داوران بسکتبال آزمود. مهمترین منابع استرس، عبارت بودند از: نگرانی های عملکردی، تعارضات بین فردی و فشار زمانی. در مطاله دیگری که به استرس ادراک­ شده و فرسودگی مرتبط بود، تیلور[۱۳]، دنیل[۱۴]، لیث[۱۵] و بروک[۱۶] (۱۹۹۰) فشارهای خطاهای ورزشی (خطایی که منجر به ازدست­دادن توپ می­شود) را ورزشکاران بالارتبه آزمودند و سه منبع استرس را آشکار کردند: ترس از شکست، تعارضات بین فردی و تعارضات نقش-فرهنگ. فرسودگی همچنین در طول زمان از اولین نقطه تا دومین نقطه فصل نمره­های بیشتری در فرسودگی گرفتند.

 

در پژوهشی، شاخص­های فرسودگی فوتبال به طور چشمگیری از ابتدا تا انتهای فصل افزایش یافتند. این داده هماهنگ با  داده ­های متعددی است که با فرسودگی در طول زمان ارتباط دارند که با داده ­های پیشین همخوان است. دوره استرس در طول قسمت ابتدایی آن فصل به طور چشمگیری پایین­تر بود. همچنین سطوح کمبود انرژی یا استرس در اواخر فصل افزایش یافت (لایی و اس­ویگینز، ۲۰۰۳).

 

ورزشکاران در ورزش­های رقابتی و نیز ورزشکاران انفرادی مانند تنیس، اسکیت و ژیمناستیک فرسودگی بیشتری را تجربه خواهند­کرد. حتی ورزشکاران بدنسازی و پرورش اندام نیز در معرض فرسودگی هستند (باقری و زارعی متین، ۱۳۸۴).

 

پاستور[۱۷] و جاد[۱۸] (۱۹۹۳) فرسودگی را در مربیان زن و مرد، بررسی کردند. آنها دریافتند که مربیان زن نسبت به همتای مرد خود، تمایل به داشتن سطوح بالاتر فرسودگی هیجانی داشتند. آنها فهمیدند که در نتیجه خطاهای بیشتر ورزشکاران، از نظر ابعاد اجتماعی، به زنان فشار بیشتری وارد می­شود.

 

زنان احتمالاً نیاز بیشتری به دوره­ ای از تجدید قوا دارند. زنان ممکن است واکنش هیجانی­تری نسبت به استرس نشان دهند و سطح فرسودگی هیجانی بالاتری را در ابتدای ترم گزارش کنند، در حالی که به نظر می­رسد مردان، در انتهای ترم به سطحی که زنان در ابتدا گزارش کرده­بودند، برسند (اس­ریتر و همکاران، ۲۰۰۸). کلی[۱۹] (۱۹۹۴) مربیان بیسبال و سافتبال دانشگاهی را مورد بررسی قرار داد و به عامل های جنسیت و زمان در ارتباط با فرسودگی توجه کرد. در آن مطالعه، کلی دریافت که جنسیت و زمان جلسات اثرهای چشمگیری دارند. مخصوصاً زنان نسبت به مردان مربی همتای خود، نشانه های فرسودگی را بسیار بیش­تر گزارش می­کردند.

 

ولی و همکاران (۱۹۹۸) دریافتند که ادراک همدلی مربیان و استفاده از تحسین به طور معکوسی با فرسودگی مرتبط بود. هنگامی که یک مربی عدم تحسین، سبکی استبدادی از مربیگری، یا تأکیدی بر پیروزی، را به کار می­برد، ارتباطی مستقیم با آرمان منفی ورزشکار از ادراک خویشتن داشت. همچنین، اضطراب رقابتی در مربیانی که ورزشکاران را بیشتر دچار استرس می­ کنند و احساس فرسودگی را به وجود می­آورند، دیده شد.

 

پرایس[۲۰] و ویز[۲۱] (۲۰۰۰) با بهره گرفتن از مدل رهبری چلدورای[۲۲] و صالح[۲۳] (۱۹۸۰)، مطالعه­ای را در زمینه تعامل مربی/بازیکن انجام دادند. ارتباطی قوی بین مربیانی که ابراز فرسودگی می­کردند، و فرسودگی در ورزشکاران وجود داشت. مربیانی که فرسودگی هیجانی بیشتری داشتند، دستورالعمل­های آموزشی و حمایت آموزشی کمتری ارائه می­کردند، که منجر به سبک رهبری دموکراتیک­تری می­شد. نوعی ناقطبی­شدن در ورزشکاران و تأکید کمتر روی کفایت­های شخصی وجود داشت. پاسخ روان­شناختی بعد مهم دیگری از این مدل بود و نشان داد که معمولاً کفایت و لذت ادراک­ شده کمتر، منجر به سطوح بالاتر اضطراب و فرسودگی می­شود. همچنین سبک رهبری دموکراتیک، احتمال فرسودگی را افزایش می­داد.

 

[۱]. electro-oculogram (EOG)

 

[۲]. blood pressure

 

[۳]. systolic

 

[۴]. oxidative

 

[۵]. Barbato, G.

 

[۶]. simulated flight

 

[۷]. Dale, J.

 

[۸]. Weinberg, R.

 

[۹] . Martin, J. J.

 

[۱۰] . Kelley, B.

 

[۱۱] . Eklund, R. C.

 

[۱۲]. Rainey, D. W.

 

[۱۳]. Taylor, A. G.

 

[۱۴]. Daniel, J. V.

 

[۱۵]. Leith, L.

 

[۱۶]. Burke, R. J.

 

[۱۷]. Pastore, D. L.

 

[۱۸]. Judd, M. R.

 

[۱۹]. Kelley, B. C.

 

[۲۰]. Price, M. S.

 

[۲۱]. Weiss, M. R.

 

[۲۲]. Chelledurai, P.

 

[۲۳]. Saleh, S. D.