دانلود پایان نامه

حساب می آید و باعث بروز بسیاری از مشکلات می گردد.

2-2-2-1-3-سوءظن و بدبینی
یکی از شایع ترین موارد همین سوء ظن و بدبینی می باشد . باید این امر را در بعد یک مساله روانی مطرح کرد و آنگاه کوشید تا با ارائه راههای مطمئن ، زن و یا شوهری که این عارضه گریبانشان را گرفته است به حل آن بپردازند . بدبینی و یا به قولی بد دلی ، عارضه ای کاملاً روانی و نشات گرفته از روح و روان بیمار و ضربه خورده است ، وی زندگی را بر خود تباه می سازد و کانون خانواده را از هم می پاشد . ثمره ی سوء ظن حسابرسی بیهوده در مخارج منزل و باز خواست نمودن شوهر از بابت درهم و دینار و جاسوسی در رفتار یکدیگر و سرانجام افترا و افتضاح و بدنامی و جدایی است . حضرت علی (ع) در وصیت نامه ی خویش به فرزندش امام حسن مجتبی (ع) می فرماید « بیهوده نسبت به همسر خویش بد بین نباش زیرا این بدبینی بی جا احساسات خفته و افسرده را در خاطر او بیدار کند وقاحت کردار زشت را در نظرش کوچک گرداند و عادی جلوه دهد ، تکرار گفتار روزی پای در مرحله کردار گذارد ».
زن یا مردی که به همسرش بدبین است و دائماً تصور می کند که همسرش به او خیانت می کند در درونش از حادثه و یا حوادثی رنج می برد که تداعی کننده چنین تفکری است .


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مثلاً ممکن است در گذشته زندگی اش اتفاق ناگواری احساسات وی را جریحه دار کرده باشد و آثار این حادثه امروز او را نسبت به همه و حتی همسرش بدبین کرده باشد و آثار این حادثه او را دائماً رنج می دهد و احساس می کند که همه از سادگی او سوء استفاده می کنند و قصد فریبش را دارند .
طبیعی است که چنین زندگی هایی که مدام با فکر و خیال های واهی و اضطراب و دلهره باشد ، عاقبت خوشاینید را به همراه ندارد . وظیفه زن و شوهر اینست که پیوسته به یکدیگر اعتماد و اطمینان کامل داشته نگذارند ظن و بدبینی در روح و روان ایشان رسوخ کند و اگر احیاناً موضوعی پیش آمد سریعاً کوشش کنند تا علت اصلی آنرا یافته ، با آن مبارزه کنند .
البته راهکارهایی نیز به شرح زیر ارائه می گردد که می تواند مفید فایده قرار گیرد .
1-اینگونه افراد در اسرع وقت سعی کنند ضمن مراجعه به متخصص روانپزشک ،درصدد درمان بیماری شان برآیند .
2-اگر اعتقادات مذهبی شان بالا است و می توانند با مطالعات مذهبی و نیز یاری جستن از رهنمودهای انسان های صالح در تقویت ایمانشان کمک بگیرند ، در این کار غفلت نکنند زیرا این روش بسیار مطمئن و نیکویی است و هیچ دارویی نمی تواند تا این حد آنها را از این بلا دور کند .
3-بالاخره آخرین مرحله قبول این مساله است که باور داشته باشند شک و بد دلی هم در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است و هم یک عارضه روانی است که می بایستی از آن دوری جست.

2-2-2-2-دروغگویی ، پرخاشگری و خیانت های زناشویی
دروغگویی ، پرخاشگری و خیانت های زناشویی از عوامل بسیار تاثیرگذار می باشند.

2-2-2-2-1-دروغگویی و فریب
در ابتدا سوالی مطرح می گردد و آن اینکه اگر کسی به شما دروغ بگوید و شما متوجه شوید که او عمداً به شما دروغ گفته چه نظری نسبت به او پیدا می کنید ؟
حتماً از او متنفر می شوید . اما آیا این موضوع را در زندگیتان هم رعایت می کنید ؟ یعنی آیا همیشه راست می گوئید و سعی نمی کنید عیوبتان را پنهان کنید ؟ مطمئناً جواب همه ی شما «بلی» نیست . بوده اند مردانی که با دروغ درباره کار ، شغل، مجرد بودن و تحصیلات عالیه ، همسرانشان را فریفته اند که پس از فهمیدن این موضوع کارشان به جدایی و طلاق کشیده شده است. در مورد زنان نیز همین موضوع مصداق پیدا می کند که در بحث تدلیس در ازدواج به آن مفصلاً پرداخته خواهد شد . پس بنابراین بهتر است افراد در هنگام خواستگاری کاملاً با هم صداقت و راستی داشته باشند .

ریشه بسیاری از دروغگویی ها ترس است ، ترس از مجازات ، ترس از رسوایی و آبرو ریزی و یا ترس از دست دادن منافع به دروغ متوسل می شوند برای آنکه از خود دفع شر کنند و یا از امر نا مطبوعی در امان باشند .
مرد خائن و زن نادرست و کجرو به یکدیگر دروغ می گویند و دم از تقوی و درستی و وفاداری می زنند تا به زعم خود از شری در امان بمانند و از حلاوت نا مشروع و میوه ممنوعه برخوردار باشند.
امام جعفر (ع) بنیانگذار مکتب شیعه معتقد می باشد انسان بالفطره صدیق است و عملی بر خلاف عقیده خود نمی کند ولی بعد در بعضی اشخاص ، این پدیده بوجود می آید که عملشان بر خلاف عقیده شان باشد و دروغ بگویند .
دروغ و فریب ضد حقیقت است . دروغ سنگرسست و متزلزل و ناپایداری است که فرد بی ایمان برای دفع ضرر و خطر بدان پناه می برد که چون فرو بریزد خطر و ضرر دو چندان گردد . چرا که دروغگو ایمان ندارد و مورد لعنت خداوند گرفته است .
درغگویی نشانه حماقت است نه زیرکی ، زیرا دروغگو آنقدر روشن بینی ندارد که بتواند این مهم را درک کند که دیر با زود پرده از روی حقیقت برداشته می شود و شرمندگی و ناکامی برای او باقی می ماند . دروغ بخصوص میان زوج و زوجه که باید عمری در سایه به اعتماد با یکدیگر در صلح و صفا و محبت زندگی کنند، بیش از هر عامل تخریبی دیگر مخاطره آمیز می باشد .
اگر تربیت زن و شوهر بر این امر استوار بود که هرگز به یکدیگر دروغ نگویند مسائلی که امروزه در بحث طلاق بوجود آمده است هرگز پدید نمی آمد . حوادث نشان میدهد آن دسته از نوعروسانی که شهامت راستگویی ندارند ونمی توانند صادقانه لغزش و خطای کوچک گذشته خود را با شوهر خویش در میان بگذارند در آستانه زندگی شیرین زناشویی خود می بایست عمری را در اضطراب و نگرانی به سر ببرند تا مبادا حقیقت فاش شود .

مطلب مرتبط :   ترسیم نظام اجتماعی مدینه النبی بر اساس عدالت اجتماعی

2-2-2-2-2-پرخاشگری و فحاشی
عدم سازگاری زن و شوهر و پرخاشگری نیز خصیصه ای ناپسند می باشد و بیشتر در افرادی نمودار می گردد که کمبود عاطفی در زندگیشان وجود داشته باشد . آری ، کمبودهای عاطفی ،به شکل عقده های روانی رخ می نماید و طومار زندگی زناشویی را دستخوش آسیب می کنند.
به هر حال از شواهد و قرائن بر می آید که این خصیصه نیز چون دیگر موارد ناپسند دیگر نه تنها باعث بروز طلاق می شود بلکه باعث جراحت خاطر و رشد خود کم بینی می گردد . زوجین که در منزل کج خلق و پرخاشگر هستند کانون خانوادگی را با ترشرویی خویش بی فروغ و سرد می سازند و زن را که بنابر فطرت نیازمند نوازش و محبت می باشد را در محرومیت قرار می دهند . چنین افرادی از زندگی بهره کافی و لذت وافی نمی برند و فضای عاطفی خانواده را با خشونت و بد رفتاری بر همسر خود بی روح و نیز قابل تحمل می سازند. تندخویی با جوانمردی و شکیبایی منافات دارد و بنیان پیوند زناشویی را که بر مهر و محبت و صداقت و ایثار است راسست و ناپایدار می سازد .
در اینجا لازم به ذکر می باشد پیرامون حدود اختیارات نا محدود مردان و برداشت نا صحیح آنها از این اختیارات سخن به میان آورد ، چرا که تصور برخی از آقایان این است که اسلام به ایشان اختیارات نا محدودی داده است و بر اساس همین اختیارات آقایان می توانند به همسرانشان حکمرانی کنند . همانطور که می دانید ازدواج مجدد و انتخاب همسر دوم در مردان بصورت اختیار مطلقه و خارج از کنترل مطرح می شود مثلاً با پرخاشگری عنوان میدارند ما حق داریم که بیش از یک زن اختیار کنیم و اگر همسرانمان اعتراض کنند با آنان برخورد خواهیم کرد ! این تصور کاملاً غلط است . منظور از این بحث تفهیم این مساله است که اسلام هیچ اختیاری را چه به مرد و چه به زن بی دلیل نداده است و در پشت هر اختیاری ، تعهدی سنگین نهفته است که اجرای آن واجب می باشد
از دیگر صفات زشت که ممکن است مرد یا زن به آن مبتلا باشد عادت ناپسند و قبیح بد دهنی و فحاشی است . در احادیث معتبر نبوی نیز آمده است که ازدواج با زنان بر دهن به مردان مسلمان نهی شده است و البته اگر به ناچار ازدواجی هم صورت گرفت توصیه شده است از چنین زنانی صاحب فرزند نشوید .
خوشبختانه در جامعه امروزی زنان بد دهن بسیار اندک اند اما مردان بد دهن چندان کم نیستند . آنها به بهانه های گوناگونی به خود این حق را می دهند که همسرشان را در حضور دیگران و یا در محفلی که وی مورد احترام است به باد ناسزا بگیرند . این عمل نه تنها به شخصیت و غرور زن آسیب می رساند بلکه او را تشویق به بی توجهی به همسرش نیز می نماید و نتیجه بد دهنی چیزی جزء دلخوری، شکستن غرور ، انحراف و نهایتاً طلاق نخواهد بود و تخم کینه را در دل خواهد کاشت.

2-2-2-2-3-خیانت های زناشویی
یکی دیگر از عوامل بروز طلاق درخانواده ها را می توان هوس های شیطانی و خیانت های زناشویی نام برد .
نفس اژدرهاست ، اوکی مرده است از غم بی آلتی افسرده است !
نفس اماره ، این شیطان درونی سعی دارد هر لحظه انسان را بسوی نیستی و گمراهی سوق دهد و چنانچه لحظه ای آنرا به حال خود گذارده و از آن غافل ماند ، باعث بروز صدماتی غیر قابل جبران می گردد .
در این میان گسترش ارتباطات میان افراد به وسایل مجازی نیز از عوامل گسترش ارتباطی است، ارتباطاتی که می تواند منجربه آشنایی و برقراری روابط حتی جنسی شود و در نتیجه منجربه جدایی و طلاق گردد. نا گفته نماند خیانت در زندگی زناشویی به شکل مشخص در قانون موضوعه ایران جرم انگاری نشده است . شاید بتوان گفت تنها آثار این خیانت مثل رابطه نامشروع جنسی است که حسب مورد می تواند مشمول مجازات حد یا تعزیر قرارگیرد که بعداً به تفصیل در رابطه با آن سخن گفته خواهد شد .
خیانت ضربه سهمگینی بر پیوند زناشویی وارد می آورد . علل خیانت های زوجین نسبت به یکدیگر متعدد و گوناگون است . عده ای معتقدند سرد مزاجی زن موجب می شود که مرد راه خیانت را بر گزیند و گروهی دیگر اعتقاد دارند تنوع خواهی مرد در روابط جنسی باعث می شود که وی به همسر خود خیانت کند برخی دیگر علت خیانت زن به مرد را در درجه ی نخست از میل به انتقامجویی نام می برند و بر این اعتقاد هستند که زنی که از شوهرش تحقیر یا خیانت می بیند سرانجام کاسه صبرش لبریز می شود و آن وقت است که عکس العمل غیر عاقلانه نشان میدهد . علت دیگر میل به خود نمایی زن است . برخی از زن ها فطرتاً مرد کش هستند ، تنها وقتی احساس رضایت و خوشبختی می کنند که چند مرد را در برابر خود به خاک داشته باشند. و همین سلطه جویی است که راه خیانت را پیش پایشان هموار می کند.
به هر جهت علت خیانت های زناشویی متعدد می باشد که می بایستی مرد یا زن از مبارزه و تلافی به مثل و خیانت دوری بجویند . هر چه هست خیانت و بی وفایی یک اقدامی بسیار زشت و نکوهیده و مطرود و غیر قابل گذشت می باشد پس بنابراین زوجین باید از سلامت نفس و ایمان کامل برخوردار باشند و هر دو پایبند به میثاق مقدس زناشویی بوده و در عشق پاکیزه و با خلوص نیت باشند .
اکیداً توصیه می شود زوجین پس از ازدواج تحت هیچ شرایطی فریب مردان و زنان دیگر را نخورند که مسلماً گامی جز بسوی نابودی خود، همسر و فرزندان برنخواهند داشت که فاجعه ای ننگین است.

مطلب مرتبط :   سیستم اطلاعاتی

2-2-3-عوامل اجتماعی
یکی از مهمترین عواملی که باعث بروز و شکل گیری فرآیند طلاق می گردد عوامل اجتماعی هستند که به توصیف و بیان آنها پرداخته خواهد شد .

2-2-3-1-ضعف تعامل زوجین و سست شدن ارزش ها
تحول در ساختار های فرهنگی و اجتماعی موجب شده است تغییرات ارزشی در جامعه ما ، آهنگی شتابان را داشته باشد . آثار این تغییرات را می توان در تمامی عرصه های حیات اجتماعی و فردی باز جست . آنچه مهم به نظر می رسد تبیین چگونگی تاثیر تغییرات نظام مند فرهنگی و اجتماعی بر روابط اعضای خانواده و بروز آسیب های خانوادگی است .

2-2-3-1-1-تقدس زدایی از خانواده
رواج نسبیت گرایی در اصول ثابت اخلاقی و تردید در اموری که مقدس شمرده می شوند آثار شگرفی برحیات خانوادگی داشته است .کم شدن تقید زن و مرد به خانواده و یکدیگر و کم رنگ شدن ارزش های اخلاقی مهمی چون غیرت برای مردان و حیا بویژه برای زنان ، افزایش روابط جنسی خارج از چار چوب ازدواج و کم شدن وفاداری از آثار سست شدن ارزش های اخلاقی است. با ملاحظه ی آثاری که ترویج مفاهیم و آموزه های منحط به جای می گذارد ، می توان به دلیل حساسیت شروع در برابر پدیده های بدعت گذاری ، به معنای ایجاد تغییر در باورها، پی برد. نباید گمان کرد که آموزه های بدعت آمیز تنها اعتقادات زوجین را فاسد می کند ، بلکه این آموزه ها چنان در تار و پود زندگی آنها تنیده می شود که پیامدهای عینی آن خارج از حد توصیف می باشد .
تاثیر تقدس زدایی سبب شده است که ازدواج از تشکیل بنای مقدس که در متون دینی از آن به ارزشمندترین سازه ی اجتماعی میثاق محکم و زمینه ی تقویت دین داری و کاهش گناه نام برده می شود به قرار دادی اعتباری به مثابه یک معادله اقتصادی تقلیل جایگاه یابد . زدودن تقدس از حیات خانواده و حقوق محوری، شرایطی ایجاد می کند که توجه به حقوق را از سر ناچاری موجه جلوی میدهد . به عنوان مثال اگر فرهنگ مسلط به طلاق و جبهه گیری زن و مرد دامن زد ، ترس از آینده سبب می شود که دختر و پسر بویژه دختر ، هنگام ازدواج با احتیاط بیشتری عمل کنند و با استفاده از روش های حقوقی چون شروط ضمن عقد ازدواج واخذ رسید از شوهر برای ثبت جهیزیه های وارد شده به زندگی مشترک ، خطرات احتمالی را کاهش دهند .
از سوی دیگر ترویج نسبیت گرایی حقوقی ، رواج ایده ی زمان بندی احکام شرعی همراه با حاکمیت مفاهیمی چون برابری به معنای ازمیان برداشتن تمام مرزهای جنسیتی در حقوق ، به تغییراتی در ساختار خانواده و روابط اعضاء منجر شده است. از آنجا که تاثیر تغییرات فرهنگی و اجتماعی در حوزه ی حقوق و اخلاق ضرورتاً بر زن و شوهر یکسان نیست می توان انتظار داشت که این تغییرات تعارضات خانوادگی را افزایش دهد . بعنوان مثال تاثیر اندیشه ی برابری زن را نسبت به پذیرش مدیریت و اقتدار مرد در خانواده ، دچار مشکل می کند و زمینه های تمکین را کاهش میدهد حال آنکه مرد همچون گذشته علاقه مند است
تا منصب ریاست خانواده را حفظ کند .
در اینجاست که کشمکش های خانوادگی آغاز می شود اما به دلیل آنکه ساختارهای حقوقی و فرهنگی در زمان گذار از سنت به مدرنیسم ناهمخوان اند ، یعنی قوانین ، مدیریت و ریاست مرد را به رسمیت می شناسند اما فرهنگ مسلط امروزی ، حاضر به پذیرش اقتضائات آن نیست بنابراین نمی توان انتظار داشت که اختلافات خانوادگی پایان خوشایندی داشته باشند .

2-2-3-1-2-تعدد زوجات ( چند همسری )
از دیگر عوامل ، تعدد زوجات می باشد . تعدد زوجات در جامعه ما که گسترش روز افزونی نیز دارد در همه ی موارد بر پایه اصول اخلاقی و در مسیر هدفهای اسلامی نبوده است و در اغلب موارد جهت جبران ضعف جنسی و هوسرانی زوج صورت گرفته است و کانون خانواده را به صحنه ی جدال و نفاق بین زن و مرد تبدیل کرده که سرانجام به انحلال کانون خانواده ومنجر به طلاق بین زوجین می گردد .

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید