حفاظت از منابع طبیعی

یا د: برای حفظ انطباق با قوانین یا مقرراتی که با موافقت نامه منطبق نبوده از قبیل مقرراتی که در رابطه با اجرای گمرکات ، امتیازات انحصاری بند 4 ماده 2 و ماده 17 حمایت از حق اختراع ، علائم تجارتی و نسخه برداری و جلوگیری از رویه های متقلبانه
هـ: در رابطه با محصولاتی که کارگاه های زندان ها تولید می کنند
و: حمایت از میراث ملی هنری، تاریخی یا آثار باستانی.
ز: حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی ضروری تلقی شود چنان چه اقدامات فوق در پیوستگی و پیوند با محدودیت های وارده بر تولید یا مصرف موثر باشد.
بند اول: ماهیت و عملکرد ماده 20 گات 1994
پانل در قضیه ایالات متحده – بخش 337 اعلام می کند که محور اولین جمله ماده 20 این است که هیچ چیزی در این موافقت نامه نباید به نحوی تفسیر شود که جلوی اقدامات یا اجرای آن اقداماتی که شرایط بیان شده در ماده 20 را دارند، بگیرد حتی اگر با دیگر مقررات و تعهدات گات 1994 در تعارض باشد. ماده 20 اجازه برخی استثنائات را به طور محدود و مشروط از تعهدات گات داده است. این استثنائات محدودند به این دلیل که فهرست استثنائات ماده 20 یک فهرست حصری است و از طرف دیگر مشروطند زیرا تنها برای توجیه یک اقدام غیر قانونی به کار می روند . در نتیجه ماده 20 به اعضا اجازه می دهد تا اقداماتی را که ارزش های اجتماعی مهم را افزایش یا مورد حمایت قرار می دهند اتخاذ و یا آن را حفظ کنند . لذا تعجب آور نیست که ماده 20 نقش عمده ای را در بسیاری از اختلافات گات و سازمان تجارت جهانی بازی می کند.
یک اصل پذیرفته شده در تفسیر این است که استثنائات باید به طور مضیق تفسیر شوند. لذا ماده 20 نیز بایستی به نحو مضیق تفسیر شود. اما نهاد استیناف در قضایای ” ایالات متحده – گازولین ” و ” ایالات متحده- میگو ” به این ترتیب عمل نکرد و به جای آن نوعی توازن میان قاعده کلی و استثنا برقرار کرد. نهاد استیناف در رابطه با بند (ز) ماده 20 که استثنا مورد بحث بود به این نتیجه رسید که تفسیر مضیق از استثنائات ماده 20 بی مورد است و به جای آن از توازن میان آزادی تجارت و دیگر ارزش های اجتماعی حمایت کرد.
پانل در قضیه ایالات متحده – میگو در رابطه با نوع اقداماتی که می تواند مطابق ماده 20 توجیه شود اعلام کرد که ماده 20 نمی تواند اقداماتی را که نظام تجارت چند جانبه سازمان تجارت جهانی را تضعیف می کند توجیه نماید. و یا اقدام یک دولت عضو که دستیابی به بازار آن برای یک کالای مفروض مشروط به اتخاذ سیاست های خاصی از سوی دولت عضو صادرکننده شده است. در مرحله پژوهش ، استیناف نظر پانل درخصوص قلمرو اقداماتی که مطابق ماده 20 می تواند توجیه شود را رد کرد و گفت اقداماتی که کشورهای صادرکننده را ملزم می کنند که از سیاست های خاصی پیروی نمایند که از سوی کشور وارد کننده تعیین می شود در واقع نمونه ای از اقداماتی هستند که مطابق ماده 20 قابل توجیه اند. اینها معینا و نه به طور منطقی از قلمرو ماده 20 استثنا شده اند.
نهاد استیناف تا به امروز معلوم نکرده است که آیا اقداماتی که از یک ارزش اجتماعی یا منفعتی خارج از صلاحیت سرزمینی دولت اتخاذ کننده اقدام حمایت کرده یا ادعای حمایت از آن را دارند می توانند مطابق ماده 20 توجیه شوند یا خیر؟
هیچ محدودیت صلاحیتی مصرحی در ماده 20 وجود ندارد اما آیا یک محدودیت صلاحیتی ضمنی وجود دارد که ماده 20 بتواند برای حمایت از ارزش های غیراقتصادی خارج از صلاحیت سرزمینی عضو مربوطه مورد استناد قرار دهد یا خیر؟ در قضیه ایالات متحده – میگو که مربوط به ممنوعیت ورود میگوهای قهوه ای، به عنوان یکی از روش هایی که منجر به کشته شدن ناگهانی لاک پشت های دریایی می شد بود نهاد استیناف اشاره کرد که چون لاک پشت های دریایی مهاجرت می کنند و آبهای تحت صلاحیت ایالات متحده را درمی نوردند نمی توان قضاوت کرد که آیا یک محدودیت صلاحیتی ضمنی در ماده (ز) 20 وجود دارد یا خیر و اگر هست ماهیت و قلمرو آن محدودیت چیست. تنها چیزی که می توان گفت این است که در اوضاع و احوال خاص قضیه مطروحه پیوند کاملی میان مهاجرت یک جمعیت دریایی مواجه با خطر و ایالات متحده در راستای اهداف بند (ز) ماده 20 وجود دارد.
بند دوم: معیارهای مندرج در ماده 20 گات 1994
ماده 20 یک معیار دوبندی را برای توجیه یک اقدام مغایر با تعهدات گات ارائه داده است. نهاد استیناف در قضیه ایالات متحده- گازولین در این باره بیان می کند که دو دسته شرط برای توجیه اقدام مغایر با گات لازم است اولا ً ارکان یکی از استثنائاتی که در بندهای (الف) تا (ط) ماده 20 آمده است وجود داشته باشد و ثانیا ً ارکان کلی ماده 20 احراز شده باشد.
در قضیه ” ایالات متحده- میگو ” نهاد استیناف به خوبی رابطه میان هردو دسته از این عناصر یا مراحل را بیان کرده است لزوم طی مراحل مذکور مطابق ماده 20 حاکی از آن است که این انتخاب تصادفی و از روی مسامحه نبوده است بلکه ناشی از ساختار اصلی و منطق ماده 20 است .وظیفه مفسر این است که جلوی سوء استفاده از استثنائات مقرر در ماده 20 را بگیرد و این بسیار مشکل است زیرا که در همه حال این احتمال وجود دارد که مفسر نظیر پانل در این قضیه از همان ابتدا ” استثنا خاص تهدید کننده و مخرب ” را مشخص و بررسی نکرده باشد. معیارهای موجود در صدر ماده 20 لزوما ً از حیث قلمرو موسعند و منتهی به ممنوعیت اقدامات می شوند که وسیله تبعیض غیرموجه یا خودسرانه میان کشورهایی را که دارای شرایط یکسانی هستند فراهم می آورد یا یک محدودیت پنهانی بر تجارت بین المللی وارد می سازد. محتوای چ
نین معیارهایی به هنگام اعمال در یک قضیه خاص می تواند با توجه به نوع اقدام تحت بررسی متفاوت شود. آن چه تبعیض خودسرانه یا غیرموجه را در یک قضیه خاص تشکیل می دهد یا بیانگر محدودیت پنهانی بر تجارت بین المللی در رابطه با طبقه ای از اقدامات می باشد لازم نیست که در رابطه با گروه یا نوع دیگری از اقدامات هم این چنین باشد. برای مثال معیار تبعیض خودسرانه در راس ماده 20 در مورد اقدامی که برای حمایت از اخلاقیات عمومی ضرورت دارد و اقدامی که در رابطه با تولیدات کارگران زندانی است فرق می کند.
بند سوم: استثنائات خاص مندرج در ماده 20 گات 1994
بندهای (الف) تا (ط) ماده 20 دلائل خاصی را برای توجیه اقدامات مغایر با مقررات گات بیان می کنند که عبارتند از: حمایت از ارزش های اجتماعی ، اقتصادی و غیر اقتصادی نظیر حیات بشر، گیاهان و جانوران و سلامت آن ها، منابع طبیعی تمام شدنی، میراث ملی هنری، تاریخی یا آثار باستانی و اخلاق عمومی . نهاد استیناف در ” قضیه ایالات متحده – گازولین ” درخصوص عبارات به کار رفته در بندهای مختلف ماده 20 بیان می کند که بندهای ماده 20 شرایط متفاوتی را درخصوص پیوند میان اقدام مورد بحث و ارزش اجتماعی تحت تعقیب لحاظ کرده است. برخی از اقدامات برای حمایت با افزایش حمایت اجتماعی ضروری هستند، نظیر حمایت از حیات و سلامتی انسان ها، جانوران و گیاهان . حال آن که راجع به دیگر اقدامات تنها کافی است که با ارزش اجتماعی تحت تعقیب به نوعی مرتبط باشند نظیر حفاظت از منابع طبیعی تمام شدنی.
بند ب ماده 20 : اقدامات ضروری برای حمایت از حیات یا سلامتی بشر، جانوران و گیاهان
این بند یک معیار دوبندی را برای تعیین اقدامی که موقتا ً مطابق این ماده موجه قلمداد می شود ارائه داده است. پانل در قضیه ” ایالات متحده- گازولین ” بیان می کند که ایالات متحده به عنوان طرفی که به این ماده استناد می کند دو امر را بایستی ثابت کند: اولا ً سیاستی که در جهت آن مبادرت به اتخاذ اقدامات مغایر شده است داخل در ردیف سیاست هایی است که برای حمایت از حیات یا سلامتی انسان گیاهان و جانوران طراحی شده است و ثانیا ً چنین اقداماتی برای آن جام آن اهداف لازم و ضروری بوده است. در مورد رکن اول معیار، یعنی هدف اقدام نسبتا ً اعمال آن آسان است و منجر به بروز مشکلات تفسیری عمده ای نمی شود. پانل در قضیه ” تایلند- سیگارت ” در رابطه با این رکن چنین گفت : ” از آن جا که سیگار کشیدن برای سلامت انسان ها یک خطر جدی است لذا اقداماتی که برای کاهش مصرف کنندگان سیگار وضع شده است، داخل در قلمرو ماده 20 قرار می گیرد.
در قضیه ” آزبستوز- جوامع اروپایی ” کانادا از نتیجه گیری پانل تقاضای پژوهش کرد مبنی بر این که جوامع اروپایی ثابت کرده اند که هدف از ممنوع ساختن آزبستورکریستال که با فرمان حکومتی به اجرا درآمده است داخل در ردیف سیاست هایی است که برای حمایت از حیات و سلامتی انسان ها تعبیه شده است.
کانادا با تفسیر پانل از رکن اول معیار مخالف نبود بلکه با ارزیابی پانل در اعتبار و اهمیتی که به ادله علمی مطروحه نزد آن داده شده بود مخالف بود کانادا با نتایج کارشناسان و گزارش های علمی آن ها مخالف بود. اما نهاد استیناف ، پژوهش کانادا را رد کرد زیرا نتیجه گیری پانل را در چارچوب صلاحدیدی آن یافت مبنی بر این که تولیدات سیمان کریستال خطری را بر حیات یا سلامتی بشر تحمیل می کند.
دومین رکن معیار ماده (ب) 20 ” ضرورت اقدام ” است که مشکل سازتر است. پانل در قضیه ” تایلند- سیگارت ” به این سوال پرداخت که آیا ممنوع کردن واردات سیگار از سوی تایلند که با ماده 1 گات 1947 در تعارض است طبق ماده (ب) 20 قابل توجیه هست یا خیر . پانل اشاره کرد که این ماده صراحتا ً به اعضا متعاهد اجازه داده است تا به سلامت بشر در قبال آزادی تجارت اولویت دهند. اما لازم است اقدام مربوطه ” ضروری ” نیز باشد. پانل چنین نتیجه گیری کرد که محدودیت های وارداتی که از سوی تایلند تحمیل شده است در صورتی ضروری خواهد بود که هیچ اقدام جایگزین دیگری را که با موافقت نامه عمومی منطبق باشد و یا کمتر در تعارض باشد نتوان یافت چرا که تایلند به منظور دستیابی به اهداف سیاست های سلامتی خویش می توانست به طور معقول انتظار چنین کاری را داشته باشد.
اهداف عمده سلامت که مدنظر تایلند بود دو جنبه داشت:
1. تضمین کیفیت سیگارها به این نحو که مردم را در برابر محتویات مضر سیگارهای وارداتی حمایت و حفظ نماید.
2. کاهش مصرف سیگار در تایلند که همان اعمال معیار ضرورت بود.
پانل به این موضوع پرداخت که آیا نگرانی های تایلند درباره کیفیت سیگارهای مصرفی در تایلند می تواند اقدامات وی را با موافقت نامه عمومی منطبق ساخته یا کمتر غیرمنطبق سازد و به این نتیجه رسید که کشورهای دیگر نیز مقررات آشکار ، جزئی، دقیق و غیرتبعیضی دارند که بر مبنای رفتار ملی و در تطابق با ماده (4)3 اجرا می شود می باید اجرای کامل سیگار را افشا و موادی که برای سلامتی انسان مضر است را ممنوع کند، چنین مقرره ای اقدام جایگزینی است که با موافقت نامه عمومی منطبق است. پانل نتیجه گرفت که تایلند می توانست به طور معقول انتظار اتخاذ چنین اقداماتی را به منظور مخاطب قرار دادن کیفیتی که با اهداف سیاست سلامتی انسان ها مرتبط بوده و دنبال می شود از طریق وضع ممنوعیت بر ورود تمام سیگارها صرف نظر از محتوای آن ها داشته باشد. در رابطه با دومین هدف سیاست سلامت یعنی کاهش مصرف سیگار پانل بررسی کرد که آیا نگرانی تایلند درباره کیفیت سی
گارهای مصرفی می تواند به طور معقول از طریق اقداماتی که با موافقت نامه عمومی منطبق و یا کمتر معارض بوده و در دسترس است برآورده شود. مثلا ً ممنوع کردن آگهی های سیگار با منشا داخلی و خارجی طبیعتا ً شرایط ماده (4)3 را دارد یا .. باید آن را به عنوان یک امر اجتناب ناپذیر و ضروری در معنای ماده (ب) 30 به حساب آورد زیرا آگهی های اضافی خطر بالابردن تقاضا برای سیگار را افزایش می دهد.
نهایتا ً پانل به این نتیجه رسید که اقدامات گوناگونی در تطابق با گات وجود داشت که به طور متعارف در دسترس تایلند برای کنترل کمیت و کیفیت سیگارها بوده که اگر با هم اتخاذ می گردید می توانست اهداف سیاست سلامت تایلند را برآورده سازد. لذا محدودیت وارداتی بر سیگارها در معنای ماده (ب)20 ضروری نبوده است. بنابراین مطابق یافته پانل اقدامی ضروری در معنای ماده (ب)20 خواهد بود که هیچ اقدام جایگزینی که با مقررات گات منطبق و یا کمتر معارض باشد وجود نداشته باشد و این که آشکارا هر دولت عضوی به طور معقول انتظار این را داشته باشد که بکار بستن اقدام جایگزین حداقل در دستیابی به هدف سیاست تحت تعقیب موثر می باشد.
” پانل ” در قضیه ” ایالات متحده- گازولین ” توضیح مهمی درباره عنصر ضرورت در ماده (ب)20 داد. آن چه مدنظر است ضرورت هدف سیاست نیست بلکه ضرورت اقدام مورد اختلاف برای رسیدن به هدف موردنظر است. پانل در این قضیه بررسی کرد که آیا اقدامات منطبق با گات و یا کمتر معارض با گات که به طور متعارف بتواند در اختیار ایالات متحده برای پیش برد اهداف سیاست حمایتی آن از حیات یا سلامتی انسان، گیاه و حیوان وجود داشته است یا خیر.
استدلال کانادا به هنگام پژوهش خواهی در قضیه ” آزیستوز- جوامع اروپایی‌” که راجع به اختلاف میان کانادا و جوامع اروپایی بر سر ممنوعیت فرانسوی آزیستوز و محصولات آزیستوز بود که پانل در اعمال معیار ضرورت مطابق ماده (ب) 20 گات 94 اشتباه کرده است . مرجع استیناف معیار ضرورت در ماده (ب)20 را از سه جنبه مهم روشن ساخت . اولا ً اعضای سازمان تجارت جهانی این حق را دارند که سطح حمایت از سلامت یا محیط زیست را آن طور که مقتضی می دانند تعیین کنند و اعضا دیگر نمی توانند به سطح حمایت انتخابی اعتراض کنند. بلکه صرفا ً می توانند اقدام مورد بحث را برای رسیدن به سطح حمایت انتخابی ضروری ندانند.

                                                    .