حضرت آدم (ع)

ماجرا: مرکب از ما و جری، صیغه‌ی ماضی است؛ فارسیان به معنی سرگذشت و قصه و واقعه آرند. (دهخدا).
ماجرا یکی از آداب صوفیانه است که عبارت است از مراسمی که دو سالک یا دو صوفی خانقاهی که بینشان کدورتی رفته است و از هم دلگیرند، طی مراسمی ابتدا گلایه‌ی دوستانه و سپس آشتی کنند.
توضیح: مجیر، جامه‌ی آراسته و فاخر می‌پوشیده است و خاقانی و دیگران او را به همین علت نکوهش کرده‌اند و مجیر نیز در بعضی قصایدش و از جمله این بیت می‌گوید که جامه‌ی آراسته مانع از سخنوری نتواند بود (با تلخیص از مقدمه ی دیوان مجیر، صص بیست و پنج و بیست و شش).
بین طوطی و کبک و نیز خرقه و قبا مراعات‌النظیر وجود دارد.
معنی بیت: شاعر در جواب افرادی که او را به خاطر لباس فاخرش نکوهش می‌کردند می گوید: افراد خوش ظاهر که جامه ی آراسته و فاخری می‌پوشند، بهتر از خرقه پوشان و ژنده پوشان (ظاهراً صوفیان خرقه پوش نیز در نظر شاعر بوده است) می توانند نقل سرگذشت و سخنان عارفانه کرده و یا سخنوری کنند.
24)جان بده در پای شرع و پایه عرش آن تست چیست عرش ای ساده، جز مقلوب شرع مصطفا
عرش: تخت و سریر پادشاه (فرهنگ لغات و تعبیرات)، تخت رب العالمین که تعریفش کرده نشود و حد آن و کیفیت آن در شرع جائز نباشد…. (لغت نامه به نقل از همان)، آسمانی که بالای همه‌ی آسمانها باشد (فرهنگ علوم عقلی به نقل از همان). آن جسم که محیط بر اجسام است و به سبب ارتفاعش بدین نام خوانده شده یا به جهت تشبیه به تخت پادشاه…، فلک اطلس.
مجیر مانند استاد خود خاقانی با توجه به شکل ظاهری کلمات، مضمون سازی می‌کند: در این بیت با استفاده از دو کلمه‌ی عرش و شرع که بین آنها قلب کامل وجود دارد، مضمونی آفریده است.
همچنین بین پای و پایه جناس زاید (مذیل) وجود دارد.
معنی بیت: شاعر با این بیت مدح پیامبر (ص) را آغاز کرده و می گوید: در برابر شریعت محمدی (ص) از جان خود بگذر و مضایقه‌ی جان نکن و بدان که در این صورت پایه ی عرش خداوندی و یا فلک الافلاک از آن تست، ای ساده دل! اصلاً عرش جز مقلوب شرع مصطفی (ص) چه چیزی می تواند باشد.
25)سید آدم خلیفت، امی عالم نهاد مکی خورشید طلعت، عالم گردون سخا
امی: در حقیقت منسوب به ام است که به معنی مادر باشد، یعنی آن کسی که پدرش در ایام طفلی او بمیرد {و او} از تربیت پدر محروم بوده، در کنف مادر یا دایه، پرورش یابد و از این جهت علم نوشتن و خواندن او را حاصل نشود و مجازاً به معنی هر آن کسی که نوشتن و خواندن نداند اگر چه پیش پدر جوان شده باشد، و لفظ امی، لقب پیامبر ما (ص) از آن است که آن حضرت از کسی تعلیم نگرفته بودند تا فضیلت استاد بر آن حضرت ثابت شود (غیاث).
عالم نهاد: کسی که فطرتاً دانشمند و عالم است.
خورشید طلعت: کنایه از خوبروی و زیبا (فرهنگنامه شعری).
عالم گردون سخا: دانشمند و عالمی که سخاوت او بسیار و به گستردگی چرخ و گردون است.
سید آدم خلیفت، امی عامل نهاد، مکی خورشید طلعت و عالم گردون سخا، همگی کنایه از پیامبر‌(ص) است و به عبارتی دیگر شاعر برای مصطفی (در بیت قبل)، صفت متوالی پی در پی آورده (تنسیق‌الصفات).
معنی بیت: پیامبر اسلام، آن سرور و سید جانشین حضرت آدم (ع)، درس نخوانده فطرتاً دانشمند، مکی خوبروی و آن دانشمند و عالمی است که سخاوت او به گستردگی چرخ و گردون است.
26)آن ز بد بیگانه همچون قرص خورشید از سکون و آن به خوبی خویش همچون آب حیوان از بقا
بین بد و خوب، و بیگانه و خویش، تضاد وجود دارد.

                                                    .