جنبش های اجتماعی

فصل سوم: روش تحقیق
نظریه، نوعی جهانبینی است که امکان تبیین جهان را برای ما فراهم می سازد، و به ما رهنمود می دهد که چه چیزهایی را مهم و مربوط به موضوع بدانیم و رویدادها را چگونه تعبیر و تفسیر کنیم. با این حال، گردآوری شواهد یعنی انجام تحقیق نیز برای درک جهان ضروری است. روش های تحقیق، ابزار جامعه شناسان برای گردآوری اطلاعات درباره جامعه است (ابوت و والاس، 1380: 276). از این رو، در انتخاب روش تحقیق، باید به ابعاد موضوع مورد بررسی، سطوح مختلف سوالات و دشواری های موجود توجه داشت، تا بتوان روشی بهینه برای انجام تحقیق برگزید. به بیان دیگر، انتخاب روشِ مناسب برای شناخت موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است، چراکه اگر در انتخاب روش به پیچیدگی های موضوع مورد تحقیق توجه نشود، نمی توان به یافته ها و نتایج به دست آمده اعتماد کرد.
در فصل نخست، مشخص شد که موضوع این تحقیق «جنبش زنان در ایران» است. و در فصل پیش، ادبیات مفهومی و نظری در حوزه جنبش های اجتماعی و نظریات فمینیستی مرور گردید؛ در این فصل نحوه انتخاب روش تحقیق مورد بحث قرار می گیرد. بدین منظور، نخست مروری بر اهداف و سوالات تحقیق انجام می شود، سپس مزایای روش هایی که برای پژوهش در زمینه مسائل زنان، و جنبش های اجتماعی کاربرد دارند، بررسی می شود. و سرانجام روش انجام این تحقیق تشریح می گردد.
سوالات تحقیق
همانگونه که در فصل اول اشاره شد، هدف اصلی این تحقیق دستیابی به شناختی مفاهمهای از «معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان ایران» است. معانی ذهنی عبارت است از نگرش کنشگران جنبش زنان در سه سطح 1) هویت، 2) تحلیل وضعیت موجود، و 3) چگونگی تغییر این وضعیت. به بیان دیگر، شناختِ چارچوب های تفسیری کنشگران مختلف جنبش زنان با توجه به جریان های موجود در آن، هدف اصلی این تحقیق است.
اما پیش از پرداختن به این هدف اصلی، پیگیری دو هدف مقدماتی ضرورت دارد. ابتدا لازم است تا مختصات بیرونی جنبش زنان شناسایی شود؛ که بدین منظور، اطلاعات و مستندات مورد نیاز درباره فعالیت ها و رویدادهای جنبش زنان در 10 سال اخیر گردآوری شده است. پس از آن، «جریان شناسی» و ترسیم مختصات عینی درونی جنبش زنان مدنظر است. از این رو، گروه ها، سازمان ها، دسته بندی ها و ائتلاف های درون جنبش زنان شناسایی شده و مختصات عینی درونی جنبش ترسیم گردیده است.
البته، توجه به مبانی ساختی، تاریخی و مسائل مورد منازعه جنبش زنان ایران نیز در جریان تحقیق همواره مد نظر بوده و در حد امکان به آن پرداخته شده است. در مجموع، بر اساس این اهداف، سوالات اصلی تحقیق در سه سطح تدوین شده اند:
سطح مختصات عینی بیرونی: در این سطح تلاش می شود که «چیستی» جنبش زنان از طریق بررسی ابعاد ظاهری این جنبش توصیف گردد. یعنی، برنامه های عملی، اقدامات جمعی و رویدادهای جنبش زنان مورد جستجو قرار می گیرد.
سطح مختصات عینی درونی: در این سطح «چگونگی» بروز و تبلور عینی جنبش زنان مورد سوال است. گروه ها، سازمان ها، دسته بندی ها، ائتلاف ها و در نهایت جریان شناسی جنبش زنان مورد نظر است. البته در این سطح استراتژی ها و برنامه های عمل نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
سطح معانی ذهنی: در سطح آخر، که عمده ترین بخش تحقیق به شمار می آید، سوال اصلی درباره فرایند شکل گیری و ساخته شدن معانی ذهنی در درون جنبش زنان ایران است. معانی نمادین مورد نظر در سه محور سنجیده می شوند: 1) شناخت هویت کنشگران، 2) نگرش کنشگران نسبت به وضعیت موجود، 3) چگونگی تغییر وضعیت موجود از نظر کنشگران.
در هر یک از این سطوح، سوالات جزئی تری قابل طرح است. این سوالات عبارتند از:
تاریخچه جنبش زنان ایران از دوره مشروطه تا دهه 1360 چگونه بوده است؟
چه وقایعی در فاصله سال های 76 تا 87 در جنبش زنان ایران رخ داده است؟
اعتراضات جمعی کنشگران جنبش زنان در این فاصله زمانی چیست؟
چه گروه ها و سازمان هایی در این مقطع زمانی در جنبش زنان فعال بوده اند؟
رسانه های جنبش زنان در این دوره چگونه بوده اند؟
چه شبکه ها و ائتلاف هایی توسط گروه هایی مختلف ایجاد شدند؟
جریان های اصلی فعال در این دوره 10 ساله، کدام ها بوده اند؟
اهداف و مطالبات جنبش زنان در این مقطع چه بوده است؟
استراتژی ها و برنامه های عمل موجود در جنبش زنان در این دوره چگونه بوده اند؟

                                                    .