جبران خلیل جبران

( ابن حسام ، 1388: 114 )
«دلدل، مرکب حضر ت علی (ع) است که «بنا بر روایات شیعی حضرت رسول اورا با چند اسب دیگر و الاغ مخصوص خود به امیرالمؤمنین علی (ع) بخشید که در جنگ ها بر آن سوار شوند. دلدل در ادب فارسی به نام اسبی پر آوازه و خوشنام و مظهری از نیکی ها معرفی شده است» ( یاحقی، 1375: 195 )
وعلی (ع) انسانی مبارز، فداکار، تسلیم ناپذیر و سمبلی از خیر و صلاح و تمامی خوبی هاست و در مقابل موجوداتی که به عنوان مظهر فساد و ویرانی ها ست، قرار می گیرد. این روایات و داستان ها به سبب دارا بودن نمادهای تصویری و جنبه های تشبیهی و خارق العاده موجب شد که نگار گران اساطیری و همچنین تزیینی عناصر داستان برای نشان دادن مظاهر خیر و شر بهره ببرند.
نگار گران کهن از این نمادها به خوبی استفاده کرده و به تصاویر خود غنای خاصی بخشیدند. بازتاب تصویری این ارتباط رابه گونه ای می توان در چند نگاره که منسوب به فرهاد است و برگی از خاوران‌نامۀ ابن حسام می باشد، مشاهده کرد. حضرت علی (ع) و نبرد او با اژدها، موضوعی است که نگار گر با ذوق به آن پرداخته است. صحنه ای که در آن نبردی صورت گرفته و علی (ع) که پهلوان حماسی این نگاره می باشد، سوار بر دلدل صورتی رنگ در مرکز صحنه نشان داده شده، حضرت عمامه سفید بر سر دارد و سرایشان از حدود شانه ها در هاله ایی طلایی به صورت شعله های بلند پوشیده شده و حالت روحانی و الهی به او داده است. «اژدها نیز، هیولای افسانه ای است به شکل خزنده ای با بال‌های فراخ و چنگال ها و دندان های رعب انگیز و در بیشتر مواقع شعله های آتش از دهان آن بیرون جهد و برخی نیز از دهان او به عنوان دروازه جهنم یاد می کنند،تا به این وسیله ژرفای پلیدی و نا هنجاری را منعکس سازند.
نقش اژدها به عنوان نیروی اهریمنی است در کلیه روایات، اهرمن به تباه ساختن جهان خیر می‌کوشد و در ادب فارسی به عنوان مظهر شرارت و زشتی، در برابر ایزدان و گاهی با الهام از اندیشه‌های سامی به جای ابلیس و در برابر فرشتگان معر فی شده است.» ( یاحقی، 1375: 201 )
به همین جهت علی (ع) که صفات خیر ونیکی را به همراه دارد، اژدها را مانعی در برابر اندیشه های ایزدی می داند و بر آن فائق می آید و جدال او با این موجود اهریمنی به دلیل نیک خواهی برای بندگان است تا در آسودگی خاطر زندگی کنند. حضرت علی (ع)، دلدل و ذوالفقار نشانه هایی از مظاهر خیر هستند. ذوالفقار، تنها شمشیری است که در سر دارد و دارای نیروی معجزه آسایی است و متعلّق به حضرت امیر می باشد. ودر روایتی است که «جبرئیل آن را از بهشت برای حضرت علی (ع) می آورد. و در «جایی دیگر، باز تیغ و غلاف آن در ارتباط با گوشه ای از داستان آدم توصیف شده است. آهن تیغ ممدوح همسال آدم است، غلافش حلّه ای است که آدم در بهشت به تن داشت و نقطه مروارید در این غلاف شیر خداست که بر حلۀ آدم ریخته است.» ( پور نامداریان، 1369: 17 )
ربیع و ابن حسام شاعرانی وارسته و مذهبی اند، چنان که از اشعار این دو شاعر پیداست از طبعی بلند و مناعتی قابل تحسین برخوردارند و در فنون ادب وسیرۀ بزرگان دین تبحّر دارند واز همۀ اطلاعات دراشعار خود استفاده نموده و به همین جهت ابیات این دو شاعر پراست از اشارات به اخبار و استفاده از مضامین مستند بر قرآن کریم. سرایندۀ منظومۀ دینی علی نامه خود را مجاز می داند که از همه عناصر و اجزای داستانی و حماسی در بافت تاریخی استفاده و حاصل را با جاذبه های مختلف بیاراید تا تأثیر افزون تر و نتیجه قطعی تر گردد. حتّی به رغم فضای مذهبی از خاطره های مهّم چون وحدت قومی و خاطره های جمعی مربوط به حماسه ها و یاد کرد ارزش های قهرمانی استفاده کند، تا بر جاذبه مطلب بیفزاید. «امّاابعاد دیگر حماسه ابن حسام مربوط است به پاره ای مفاهیم اسطوره ای و نیمه اسطوره ای که در وجدان شاعر و روح قومی تمرکزی ابدی داشته است. این نوع مفاهیم همانند نوری است که از هستی وجود حاصل می شود وهمین معنی است که فضای خلوت و خالی وجود را روشن می کند.» ( ناصح،1357: 193 ) در این بعد خاص می توان به حوادث مختلف داستانی اشاره کرد که در آن صورتی از خیال مطرح است و طرح عمده ای از حرکات و سکنات شخصیّت ها که در بی زمانی و بی مکانی و بی مرزی قرار می گیرد و گاه جنبه های مختلف انفسی بر آفاقی بودنش می چربد، همچنین است توجّه عمدۀ شاعر به پدیده های مختلف از دیدگاه اعجاب و بزرگ بینی و تحسین و تکریم و توصیف های عجیب وغریب و ذکر مواردی دال بر خرق عادات و اعمال که غالباً در همۀ این مقوله ها جلوه هایی از اغراق و غلو در لباس هنر دیده می شود.
4-5- زهد و عبادات حضرت علی (ع)
یکی از هزاران فضیلت امیرالمؤمنین علی (ع) عبادت های مخلصانه و عاشقانۀ اوست که سخن راندن در این مقوله هرچند ناقص و مشکل است؛ امّا بنا بر مثل معروف «ما لا یُدرَکُ کُلُّهُ لا یُترَکُ کُلُهُ؛ آنچه را که به طور کامل نمی توانی درک کنی، به طور کامل ترک مکن !» ( هلالی، 1371: 105 )
عبادت تنها در نماز وروزه خلاصه نمی شود؛ بلکه هر عملی که به خاطر خدا بوده، رضایت الهی درآن باشد مانند احسان، نیکو کاری، جهاد، اطاعت از رسول الله، یتیم نوازی و… همگی عبادت محسوب می شود. ذکر نمونه هایی از عبادات حضرت امیر، بهترین الگو برای مسلمانان و شیعیان
راستینش می باشد. عبادت ها و گریه های شبانه، راهگشای حلّ مشکلات روز ومنشأ توفیقات الهی است. کسی که به عشق معبود خود از لذّت خواب خوش نیمه شب می گذرد و عاشقانه در برابر حضرت حق سر تعظیم فرو می آورد، در زندگی دنیوی و اخروی خود رستگار خواهد بود. خداوند متعال می فرما ید: «وَعبُد رَبَّکَ حتی ّ یَأتیََکَ الیَقیَنُ» ( حجر: 99 ) پروردگارت را عبادت کن تا تو را یقین فرا رسد. بر اساس این آیۀ شریفه است که حضرت علی، (ع ) بر ترین مردم بود و بیش تر ازهمه نماز می خواند و روزه می گرفت، «فَکانَ أعبَدَ الناسِ وَ أکثَرَهُم صلاه وَ صَوماَ» ( ابن ابی الحدید، 1404: ج7، 148 ) پس علی عابد ترین مردم بود وبیش ترین نماز و روزه نسبت به مردم. شخصیّت امیرالمؤمنین علی (ع) در میدان جنگ، سیاست، اجتماع و… نه تنها او را از عبادت باز نداشت؛ بلکه حضرت در تمامی میدان ها ممتاز ترین به شمار می آید. همچنین وجود مشکلات متعدد در اداره و رهبری کشورهای بزرگ آن زمان، نتوانست او را لحظه ای از یاد خدا غافل سازد.
هوالضحاکَ اذا إشتَد َالضرابَ
( کراجکی، 1427:ج 1، 14 ) هوالبِکاءَ فی المحراب لیلاً
او در محراب عبادت به شدتّ گریان و در شدّت جنگ بسیار خندان بود. امام علی در ایمان، تقوا، اخلاص و بندگی منحصر به فرد بود، لذا وقتی در برابر حضرت حق تعالی می ایستاد، چشمش دیگر نمی دید، گوشش نمی شنید، دنیا با تمام وجود از خاطرش محو می شد و تنها خدارا می دید و بس. او عاشق و دلداده بود، و عشق و شوق خدا را عبادت می کرد؛ زیرا عبادت او برای رفع تکلیف نبود؛ بلکه او محبّ حقیقی بود و جز جمال دلربای حقیقت چیزی در نظرش جلوه گر نمی شد. عبادت حضرت علی (ع) به این جهان مادی منحصر نیست. ایشان به مردم می فرمود: «آیا اقرار می کنید که پسر عمویم پیامبر (ع) فرمود:من و اهل بیتم نوری بودیم که چهارده هزار سال قبل از آنکه خداوند آدم را خلق کند، در پیشگاه پروردگار مشغول عبادت بودیم. وقتی خداوند آدم را خلق کرد، آن نور را در صلب او قرار داد واو را به زمین فرستاد» ( شیخ کلینی، 1363:ج5،98 )
پیامبر اکرم (ع) دربارۀ اوج ایمان و عرفان حضرت علی (ع) می فرماید: «لَو أن السماواتِ وَالارضُ وُضِعَت فی کُفهٍ وَ وُضَعَ أیَمانُ عَلِیً فی کُفَهٍ تَرَجَحَ إیَمانُ عَلِیَّ» ( محمودی، 1376:ج1،339) اگر آسمان ها و زمین در یک کفۀ ترازو و ایمان علی در کفۀ دیگر گذاشته شوند، به طور حتم ایمان علی برآنها فزونی می کند. «جبران خلیل جبران»، فیلسوف و شاعر نامدار مسیحی عرب می گوید:«به عقیدۀ من، پسر ابو طالب اولین قدیسی است که با روح کلی ملازم شده و با او همنشینی ها داشته است. آهنگ‌های ابدیّت را از روح کلّی شنیده ودر گوش قومی که از این گونه نغمه ها شنیده بودند،منعکس ساخته، هر کس از او خوشش می آید، بر فطرت توحید است و هر که با او دشمن است از بنای جاهلیّت. پسر ابو طالب، شهید را ه عظمت خود شد. او در حالتی از دنیا رفت که نماز را بر زبان داشت و قلبش از شوق لقای پروردگار سرشار بود. اعراب حقیقت مقام و موقعیت او را نشناختند، تا زمانی که مردانی از ایران ظهور کردند و گوهر و سنگریزه را تشخیص دادند.» ( ابن شهر آشوب، 1379:ج2، 123)
همچنان «فؤاد جرداق مسیحی» می گوید: «هرگاه دشواریهای زندگی به من روی می آورد و ازرنج روزگار آزرده می شوم، به آستان علی (ع) پناه می برم، زیرا او پناهگاه هر ماتمی است.» ( همان: 124 )
انس امام علی (ع) با نماز،حتی در میدان جنگ نیز کمرنگ نمی شود. روزی در جنگ صفین مشغول نبرد بود و میان دو جناح درگیر، منتظر زوال خورشید بود تا نماز را بخواند،ابن عباس عرضه داشت: یا علی! چرا ایستاده ای و نمی جنگی؟ فرمود: منتظر دخول وقتم تا نماز بخوانیم. ابن عبّاس گفت: آیا اکنون وقت این حرف ها است، در حالی که ما به کار جنگ مشغولیم، امام فرمود: برای چه می جنگیم؟ مگر نه این که جنگ ما برای نماز است؟
سراینده منظومه حماسی علی نامه در میان فضائل و مناقب حضرت علی (ع) به طور مجمل به زهد و عبادات آن حضرت اشاره کرده و تنها در موارد معدودی به ترسیم مناجات آن حضرت اهتمام ورزیده است.
علی رفت بر منبر اندر زمان
ز بعد ثنای جهان آفرین
بگفت ای خداوند خورشید وماه
شناسی که این بندۀ دین طلب
نجوید بذین جز رضای تورا
تویی ناصر مؤمنان ای خدای
هر آن کس که در دین صبوری کند

                                                    .