دانلود پایان نامه

برداشت از فرهنگ، شیوه تعریف توسعه فرهنگی را مشخص میکند. از اینرو در یک تلقی میتوان برای فرهنگ معنای عام در نظر گرفت. به این صورت که تمامی ابعاد مادی و معنوی جامعه را در بر میگیرد. در این مفهوم تمامی دستآوردهای بشر از ابزار و فنون تا ارزشها و آداب و رسوم در زمره عناصر فرهنگی قرار میگیرند، اما فرهنگ در معنای خاص در این مفهوم در ابعاد معنوی جامعه محدود میشود و تنها شامل دستاوردهای غیر مادی میباشد (شیرکوند، 1391).
فرهنگ به عنوان مجموعهای از باورها، نگرشها و اعتقادهای قلبی یک گروه و جامعه است و همچنین تشکیل دهنده شیوه زندگی آنها است. زمانی که شیوه زندگی بر مبنای فرهنگ قوی علمی و توسعهیافته قرار گرفت، به راحتی میتوان بنیانهای توسعه را استوار ساخت. بنابراین، میتوان عنوان کرد کارآمدترین عنصر زیربنایی دیگر تحولات اجتماعی است. همانطور که عقیده به خود فرهنگ خودباوری، خوداتکایی و رویکرد به فضائل انسانی و کرامت را به همراه میآورد، در برابر باورهای باطل فرهنگ خودباختگی، وابستگی را موجب میشود. فرهنگ در تعریف کوهن عبارت است از دستاوردها، عقاید و مجموعهای از قواعد معاشرت که به کار گرفته میشود (کوهن، 1964).
توسعه فرهنگی فرآیندی است که طی آن ایجاد تغییراتی در حوزههای ادراکی، شناختی و گرایشی انسانها، قابلیتها و باورها، شخصیت ویژهای در آنها به وجود میآورد که حاصل این باورها و قابلیتها، رفتارها و کنشهایی است که مناسب توسعه است. به عبارتی، حاصل فرآیند توسعه فرهنگی کنار گذاشتن خردهفرهنگهای نامناسب توسعه است (ازکیا و غفاری، 1384). در مجموع، توسعه فرهنگی را میتوان فرآیند ارتقای شئون فرهنگ جامعه در راستای اهداف مطلوب دانست که زمینهساز رشد و تعالی انسان خواهد شد (شیرکوند، 1391).
یونسکو در سالهای 1998 و 2002 به ارئه شاخصهای فرهنگی پرداخت. در این گزارش 125 شاخص به عنوان شاخصهای فرهنگی آمده است که به شرح زیر هستند(ستاریفر، 1388):
الف: فعالیتهای فرهنگی شامل روزنامه، کتاب، کتابخانه، موسیقی، بایگانی، رادیو، تلویزیون، سینما، هنرهای نمایشی، تعطیلات عمومی، تجارت کالای فرهنگی، ارتباط و فناوری جدید.
ب: فعالیتهای فرهنگی شامل روزنامه، کتاب، سینما، مبادلات فرهنگی، حقوق بشر، ترجمه و انتشارات کتاب خارجی، محیطزیست.
با مطالعه در حوزه اندیشه توسعه، شاخصها و متغیرهایی دیده میشود که در دو گروه جای دادهاند. گروهی از این متغیرها را موافق و تقویت کننده توسعه و گروهی مخالف جریان و تضعیف کننده توسعه مورد ارزیابی و تحلیل عملی قرار دادهاند، این متغیرهای مخالف و موافق توسعه در سه حوزه کلی به صورت زیر ارائه شده است: 1. پویای فکری و عقلی در مقابل آن جمودی فکری و عقلی 2. عادات، رسوم و سنن آگاهی بخشی و در مقابل عادات، رسوم و سنتهای بسته 3. پویایی مذهب و باورهای دینی در مقابل ایستایی مذهب و باورهای دینی. بر این اساس، در شکل 2-1 برخی از مهمترین عوامل و عناصر و متغیرهای فرهنگی دخیل در توسعه در سه حوزه ذکر شده بالا آورده شده است.
شکل2-1- متغیرهای فرهنگی پیش برنده توسعه فرهنگی
متغیرهای فرهنگی پیشبرنده
متغیرهای فرهنگی پیشبرنده

پویایی فکری
پویایی فکری
عادات و رسوم آگاهی بخش
عادات و رسوم آگاهی بخش
پویایی مذهب و باورهای دینی
پویایی مذهب و باورهای دینی

عقلگرایی، رونق تفکر باز، آیندهنگری، پویای افکار، استقلال فکری، انسانگرایی و آرمانخواهی، ارتقای سطح آگاهی
عقلگرایی، رونق تفکر باز، آیندهنگری، پویای افکار، استقلال فکری، انسانگرایی و آرمانخواهی، ارتقای سطح آگاهی
تعصب تؤام باخرد،
دلبستگی با دانش،
ها دادن به اوقات فراغت، تلاش فردی و خانوادگی، مسئولیتپذیری،
تعصب تؤام باخرد،
دلبستگی با دانش،
ها دادن به اوقات فراغت، تلاش فردی و خانوادگی، مسئولیتپذیری،
جهانبینی باز و واقع گرا، پویای مذهب، مذهب در کنار علم و دانش، مذهب تحکیم بخش کار و تلاش، حقیقت جویی، تکریم
جهانبینی باز و واقع گرا، پویای مذهب، مذهب در کنار علم و دانش، مذهب تحکیم بخش کار و تلاش، حقیقت جویی، تکریم

منبع: ستاریفر، 1388
2-1-4-2- توسعه اجتماعی
توسعه یکی از مفاهیم پیچیده است که غایت کلیه برنامهها، تلاشها و اقدامات جوامع بشری می‌باشد. وجود ابعاد مختلف توسعه دلالت بر پیچیدگی آن دارد. توسعه، فرآیندی چندبعدی و برنامه‌ریزی شده به منظور فرآهم ساختن فضای برای انسانها به منظور داشتن زندگی سالم، خلاق و مؤثر است. یکی از ابعاد مهم توسعه، توسعه اجتماعی است. توسعه اجتماعی در واقع عبارت است از بهبود کمّی و کیفی شاخصهای اجتماعی به منظور دستیابی به توسعه کلان است. یکی از رویکردها به منظور ارتقاء شاخصهای توسعه اجتماعی به منظور تأثیرگذاری بر سایر ابعاد توسعه، توجه به توسعه اجتماعی است. دانشمندان معتقدند که هنجارهای اجتماعی، فرهنگ و سرمایه اجتماعی عناصر مرکزی توسعه هستند (مارچ، 2000). به عبارت دیگر، توسعه اجتماعی یکی از ابعاد اصلی فرآیند توسعه و بیانگر کیفیت نظام اجتماعی در راستای دستیابی به عدالت اجتماعی، ایجاد یکپارچگی و انسجام اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی و ارتقاء کیفیت انسانها میباشد (کلانتری، 1377). به بیان دیگر، توسعه اجتماعی مفهومی است که، با چگونگی و شیوه زندگی افراد جامعه پیوند تنگاتنگی دارد و ناظر بر بالا بردن سطح زندگی عمومی از طریق ایجاد شرایط مطلوب و بهینه در زمینه فقرزدایی، تغذیه، بهداشت، مسکن، اشتغال، آموزش و چگونگی گذراندن اوقات فراغت میباشد (شاطری و همکاران به نقل از ازکیا، 1391). توسعه اجتماعی با مؤلفههایی همچون بهبود در کیفیت زندگی، تحقق برابری و عدالت اجتماعی، یکپارچهگی اجتماعی، تحقق شایسته سالاری، مشارکت اجتماعی در قالب انجمنها و نهادهای مدنی، تقویتقابلیتها و ظرفیت نظام اجتماعی پاسخگویی حفظ انسجام و ارتقای توانمندی انسان ارتباط دارد. توسعه اجتماعی در دوره جدید مباحث مربوط به جامعه مدنی دموکراسی اجتماعی، عدالت اجتماعی، رفاه اجتماعی و سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهند (ثلاثی، 1377).
2-1-4-3- توسعه اقتصادی
درباره تعریف توسعه اقتصادی، وحدت نظر کامل بین صاحبنظران اقتصاد وجود ندارد. اشکال در تعریف از این مسئله ناشی میشود که عوامل متعددی مانند سرمایهگذاری، نیروی انسانی، فناوری، منابع طبیعی، فرهنگ و مؤسسات اجتماعی در توسعه اقتصادی مؤثر است و صاحبنظران مختلف سعی میکنند بر حسب اهمیتی که برای هر یک از این عوامل قائل میشوند، توسعه اقتصادی را تعریف نمایند. در ذیل به مواردی چند اشاره میشود.
در واقع توسعهی اقتصادی، رشد همراه با افزایش ظرفیتهای تولیدی اعم از ظرفیتهای فیزیکی، انسانی و اجتماعی میباشد. در توسعهی اقتصادی، رشد کمّی تولید حاصل خواهد شد، اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول میشوند، نگرشها تغییر میکنند، توان بهرهبرداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش مییابد و هر روز نوآوری جدیدی بروز خواهد کرد. توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمیتواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه اقتصادی، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد، بلکه به دلیل وابستگی آن به انسان، پدیدهای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاً کمّی است) و هیچ محدودیتی ندارد (سلیمیفر، 1381). در تعریف دیگری، توسعه اقتصادی عبارت از رشد اقتصادی، همراه با تغییرات بنیادین در اقتصاد و افزایش ظرفیت‌های تولیدی اعم از ظرفیت‌های فیزیکی، انسانی و اجتماعی تعریف شده است. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد، اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول میشوند.
توسعه اقتصادی با تغییرات بنیادین در اقتصاد کشور همراه است. تعدادی از این تغییرات عبارت‌اند از (گیلیس و همکاران، 1379):
افزایش سهم صنعت و کاهش سهم کشاورزی در تولید ملی؛
افزایش شمار شهرنشینان و کاهش جمعیت روستایی؛
افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه؛
افزایش اشتغال.
از جمله شاخص‌های توسعه اقتصادی یا سطح توسعه‌یافتگی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
شاخص درآمد سرانه
از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه به‌دست می‌آید. این شاخص ساده و قابل ‌ارزیابی در کشورهای مختلف، معمولاً با سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می‌شود (میرزا امینی، 1387).
شاخص برابری قدرت خرید
شاخص درآمد سرانه از قیمت‌های محلی کشورها محاسبه می‌گردد و سطح قیمت محصولات و خدمات در کشورهای مختلف جهان یکسان نیست. یکی از روش‌های متداول برای مقایسه ساختار اقتصادی کشورهای مختلف، استفاده از شاخص برابری قدرت خرید است. در این روش، مجموعه‌ای از قیمت‌های حاکم در یک کشور در نظر گرفته می‌شود و از آن برای ارزیابی قیمت تمام کالاهای تولید شده در سایر کشورها استفاده می‌شود (میرزا امینی، 1387).
شاخص درآمد پایدار
در این روش، هزینه‌های زیست‌محیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد می‌گردد، نیز در حساب‌های ملی منظور گردیده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست) و سپس میزان رشد و توسعه بدست می‌آید.
درآمدسرانه
درآمدسرانه

سواد
سواد

تحول کیفی تولید
تحول کیفی تولید
تولید
تولید

افزایش مقیاس تولید

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افزایش مقیاس تولید
اقتصادی
اقتصادی
اشتغال
اشتغال

توسعه روستایی
توسعه روستایی

سرمایه

سرمایه
ارتقائ بهرهوری
ارتقائ بهرهوری

اجتماعی
اجتماعی
بهداشت
بهداشت
افزایش کار
افزایش کار

مسکن
مسکن
بهبود رفاه اجتماعی
بهبود رفاه اجتماعی

تشکیل نهاد اجتماعی
تشکیل نهاد اجتماعی
مشارکت
مشارکت

شکل 2- 2- شاخص اقتصادی و اجتماعی توسعه و نحوه ارتباط آنها باهم منبع: شاطری و همکاران، 1391
2-1-4-4- توسعه سیاسی
توسعه سیاسی از مفاهیمی است که بعد از جنگ جهانی دوم در ادبیات توسعه مطرح شده است و فرایندی است، که زمینه لازم را برای نهادینه کردن تشکل و مشارکتهای سیاسی فراهم میکند، که حاصل آن توانمندسازی یک نظام سیاسی است. توسعه سیاسی واژه‌ای جامعه شناختی است که از سوی مکاتب غربی به عنوان راهکاری برای کشورهای توسعه نیافته و جهان سومی ارائه گردیده است. توسعه به معنای بهبود و گسترش همه شرایط و جنبه‌های مادی و معنوی زندگی اجتماعی و یا فرآیند بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی افراد جامعه می‌باشد. توسعه سیاسی در اصطلاح به معنای افزایش ظرفیت و کارایی یک نظام سیاسی در حل و فصل تضادهای منافع فردی و جمعی، ترکیب مردمی بودن، آزادی و تغییرات اساسی در یک جامعه است (آقابخشی و افشاریراد، 1379).
توسعه سیاسی دارای مفهوم ثابتی نیست، عده‌ای توسعه را تنها یک تحول مربوط به دنیای غرب می‌دانند که از آن جا ریشه گرفته است؛ بنابراین، آن را الگوی مناسبی برای رهایی همه جوامع از فقر و مشکلات نمی‌دانند؛ عده‌ای دیگر توسعه را شرط بقای جامعه و حفظ استقلال آن می‌دانند؛ عده‌ای نیز اولویت را به ارزش‌ها و ایدئولوژی و عدالت اجتماعی داده و به دنبال آن، توسعه را مطرح می‌کنند و آن را برای خدمت به استقلال جامعه ضروری می‌دانند (قوام، 1379).
توسعه سیاسی یکی از شاخص‌های توسعه است، با هدف رسیدن به پیشرفت، صنعتی شدن، رفع فقر، رفع وابستگی، ایجاد تحولات ساختاری و اصلاحات در تمام بخش‌های جامعه و گذار از حالت نامطلوب زندگی گذشته به شرایط بهتر، توسعه سیاسی با برخی مفاهیم دیگر در ارتباط است، از جمله مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی، تبلیغات سیاسی، ارتباطات سیاسی و از همه مهمتر نوسازی، با این که نوسازی و توسعه گاهی مترادف به کار می‌روند، اما برخی از محققان، توسعه سیاسی را خیلی وسیعتر از نوسازی سیاسی تلقی می‌کنند و معتقدند نوسازی سیاسی در بطن توسعه سیاسی است. نوسازی سیاسی را می‌توان فرایندی تلقی کرد که طی آن، نقش‌های کارکردی استراتژیک جامعه به سازندگی و تولید مبادرت می‌ورزند (مهدیخانی، 1380).
2-1-4-5- توسعه انسانی
بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده هستند که انسان نقطه آغازین و محور توسعه است. در واقع می‌توان گفت که نقش صنایع، سدها، ماشینآلات که پیشتر جایگاه زیادی در توسعه داشتند و در واقع بعد سخت افزاری توسعه میباشد، کمرنگ شده و آموزش و پرورش و بهداشت به همراه
مقولههایی مانند جنسیت و محیطزیست که بخش نرمافزاری توسعه هستند، مورد توجه قرار گرفتند. توسعه انسانی اولین بار توسط تیاسن مطرح شد. هدف از این توسعه ایجاد محیطی توانمند برای مردم در برخوردار شدن از زندگی طولانیتر، سالم و خلاقتر است. توسعه انسانی دو وجه دارد: یکی ایجاد قابلیتهای انسانی، مانند بهبود سلامت، دانش و مهارت است؛ دیگری استفاده افراد از قابلیتهای کسب شده برای ایجاد فرصتها، مانند فعال بودن در عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. توسعه انسانی طبق نظریههای نوین، نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصادی دارد و توسعه اقتصادی بدون توسعه انسانی نمیتواند به مسیر مطلوب برسد، بهطوری که گفته شده آموزش و پرورش، افزایش مهارت و قابلیتها از الزامات توسعه اقتصادی هستند (فطرس و ترکمنی، 1391). توسعه انسانی می‌تواند به افزایش درآمد ملی کمک کند، افراد جامعه اگر سالمتر، باسوادتر و دارای تغذیه بهتر باشند، بیشتر در فعالیتهای اقتصادی شرکت میکنند. توسعه انسانی قابلیت افراد را بالا میبرد. افزایش قابلیت افراد باعث افزایش فعالیت و بهرهوری بالاتر آنها میشود. در واقع توسعه انسانی مبتنی بر این ایده است که پیشرفت جوامع انسانی را نمیتوان تنها با درآمد سرانه اندازهگیری کرد، بلکه لازمه دستیابی به زندگی بهتر علاوه بر داشتن درآمد، پرورش و بسط استعدادها و ظرفیت انسانی است. بنابراین، توسعه انسانی عبارت از فرآیند بسط انتخابها و ظرفیتهای انسانی است. در گزارش سازمان ملل توسعه انسانی روندی است که طی آن امکانات افراد بشر افزایش مییابد، در این سه شاخص طول عمر، سطح دانش و سطح معاش به عنوان مهمترین شاخصهای توسعه انسانی معرفی شدند. شاخص توسعه انسانی نتیجه کوششی به منظور تبدیل دیدگاه توسعهای تولیدمدار به دیدگاه توسعهای انسان‌مدار میباشد (صادقی و همکاران، 2007).
2-1-5- توسعه پایدار
اصطلاح توسعه پایدار را نخستین بار به طور رسمی گروهارلم برونتلند در سال 1987 میلادی در گزارش مشترک ما در کمیسیون جهانی محیطزیست و توسعه مطرح کرد. واژه مذکور در مفهوم گسترده آن بدین معنی است: اداره و بهرهبرداری صحیح و کارا از منابع پایه، طبیعی و همچنین مالی و نیروی انسانی برای دستیابی به الگوی مصرف مطلوب که به کارگیری امکانات فنی و ساختار و تشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسل امروز و آینده به طور مستمر و رضایت بخش امکانپذیر میشود (یاری حصاری و همکاران، 1390).
در برخی منابع واژهی پایدار بودن به حفظ کردن، ادامه دادن حیات و موجودیت، متوقف نشدن و قطع امید نکردن و امتداد یافتن معنا شده است. اگر پایداری فقط در

مطلب مرتبط :   آلودگی های زیست محیطی
دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید