تأثیر موسیقی مهیج، آرامش بخش، ترکیبی و تحریک کننده ی امواج مغزی بر …

مایکل تانت[۳۶] (۱۹۹۴) مدیر پروژه دانشگاهی ایالتی کلرادو، در بولتن گردهمایی کوچک کاخ سفید درباره کهنسالی و موسیقیدرمانی میگوید، نتایج این کنفرانس بر بازسازی سیستم عصبی تأثیر خواهد گذاشت زیرا این نتایج نشان میدهند که عناصر ویژهای از موسیقی، تأثیر خاصی روی سیستمهای حرکتی بدن دارند. بیماری که دچار پارکینسون بود، پس از سه هفته موسیقی درمانی، توانست قدمهای بلندتری بردارد و تعادل بدنش تا ۲۵ درصد بالا رفت. این بررسیها نشان میدهند که ریتم شنیداری میتواند بر سیستمهای حرکتی بدن تأثیر زیادی بگذارد و در حرکات بدن بیمار، تعادل ایجاد کند (۴۳).
پیترز و همکاران[۳۷] (۱۹۹۵) تأثیر ورزش و موسیقی از نقطه نظر روانشناسی اعصاب، رابطه بین آموزش موسیقی و روانی را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که آموزش موسیقی می‌تواند یادگیری شناختی وتفاوتهای فردی را افزایش دهد (۴۸).
کاراگئورگیس و همکاران[۳۸] (۱۹۹۶) اثرات نیروزایی موسیقی را در کارهای انفجاری و کوتاهمدت مورد بررسی دادند. تأثیر موسیقی را در سه گروه مورد آزمایش بررسی کردند. برای گروه اول موسیقی تحریکی و برای گروه دوم موسیقی آرامبخش پخش کردند و گروه سوم بدون موسیقی بود. قدرت گرفتن دست در هر سه گروه اندازهگیری شد. بعد از مشاهده نتایج گزارش کردند که قدرت گرفتن دست پس از موسیقی تحریکی به طور معنیداری بالاتر از دو گروه دیگر بود. وگروهی که به موسیقی آرامبخش گوش داده بودند قدرت کمتری نسبت به گروه شاهد و گروه دیگر داشتند (۳۵).
ادواردز[۳۹] (۱۹۹۸) گزارش نمودند که گوش دادن به موسیقی برای افراد مبتلا به اشکال مختلف زوال عقلی مانند آلزایمر می تواند مفید باشد (۲۳).
سمدرا و باچاراچ[۴۰] (۱۹۹۸) تحقیقی را بر روی ۱۲ نفر از اعضای تیم بسکتبال پسران دانشکده Southern Connecticut شروع کردند. در این آزمایش نمونه ها می بایست روی تردمیل به قدری بدوند تا با صرف و تحلیل انرژی آنها سرعت فعالیت قلبشان نهایتاً به حدود ۹۰ – ۸۵ درصد در سه حالت مختلف برسد. در اولین حالت، ورزشکاران به موسیقی شاد و پرتحرک و شلوغ راک گوش کردند. در حالت دوم، ورزشکاران به صدای محیطی که در آن مسابقه بسکتبال برگزار میشود گوش دادند در حالت سوم، هیچ نوع موسیقی و صدایی پخش نشد. در حالت اول که ورزشکاران به موسیقی شاد و پرتحرک گوش میدهند موجب میشود نیرو و توانایی آنها افزایش یافته و راحتتر مسیر ناهموار را بدوند. به هرحال، در هر سه حالت فوق ، انرژی و تلاش مصرفی و سرعت فعالیت قلب یکسان بوده است. این وضعیت  نشان دهندهی این است که موسیقی احساس فشار را راحتتر و یا میزان استرس عروق قلبی را کاهش نمیدهد. با این حال مدت زمانی که ورزشکاران می توانستند در حین گوشدادن به موسیقی شاد و پرتحرک روی تردمیل بمانند و به دویدن ادامه دهند حدود ۴ دقیقه بیشتر از زمانی بود که به هیچ نوع موسیقی گوش نمیدادند (۶۳).
پو تیجر، شرودر و گوف[۴۱] (۲۰۰۰) اثرات انواع مختلفی از موسیقی سریع، جاز، آهسته، کلاسیک در مورد میزان درک فشار کار را در طی آزمون ارگومتر، مورد آزمایش قرار دادند. آنها پنج گروه داشتند که چهار گروه با موسیقی و یک گروه بدون موسیقی آزمون دوچرخهی کارسنج را انجام میدادند. در طول آزمون در هر یک از وضعیتهای موسیقی، میزان درک فشار کار هر چهار گروه پایینتر ازگروه کنترل یا بدون موسیقی بود (۵۰).
مگی و دیویدسون[۴۲] (۲۰۰۲) مطالعه مقدماتی برای بررسی اثر موسیقی درمانی بر خلق و خوی بیماران دچار ضایعات عصبی انجام دادند. ۱۴ شرکتکننده به مدت دو هفته در جلسات درمانی با موسیقی حضور داشتند. نتایج تفاوت معنیداری را بین قبل و بعد از جلسهی موسیقیدرمانی در جهت مثبت در زمینهی اضطراب، خستگی و انرژی نشان داد. این دانشمندان چنین برداشت کردند که موسیقیدرمانی یک مداخله مؤثر برای بهبود بیماران دچار ضایعات عصبی، حتی در طول یک دوره درمان کوتاه مدت است (۴۲).
پتس و همکاران[۴۳] (۲۰۰۳) به بررسی اثرات موسیقی بر عملکرد پرتاب توپ بازیکنان نتبال پرداختند. شرکت کنندگان با سلیقهی خود موسیقی را طوری انتخاب میکردند که فکر میکردند آنها را به سمت حالت مطلوب روانی و عملکرد برتر میکشاند (۴۷). آزمودنیها شامل سه نفر از اعضای یک تیم نتبال دانشجویان زن در شمال انگلستان بودند. شرکت کنندگان حداقل هشت سال تجربهی فعالیت در زمینه مسابقات نتبال را داشتهاند. هر سه بازیکن در موقعیت پرتاب توپ قرار گرفتند و هیچ تجربهی قبلی با استفاده از موسیقی در زمینه نتبال نداشتهاند. یافتهها نشانداد که مداخلهی موسیقی باعث بهبود در عملکرد آنها میشود. به طور خاص، شرکت کنندهی اول در مرحله مداخلهی موسیقی به طور متوسط از ۲۰ پرتاب درست داخل حلقه، به ۲۶ پرتاب درست و شرکت کنندهی دوم به طور میانگین از ۱۸ به ۲۴ پرتاب درست و شرکت کنندهی سوم از ۱۸ به ۲۳ پرتاب درست دست یافتند. برای هر یک از سه شرکت کننده، مداخلهی موسیقی منجر به بهبود عملکرد شد. آزمودنیها گزارش کردند که احساس آرامش فیزیکی و روانی زیادی در خود هنگام که پرتاب با مداخلهی موسیقی همزمان بود، داشتند.
پریست[۴۴] (۲۰۰۳) در رابطهی با ویژگیها و تأثیرات موسیقی انگیزشی در ورزش مطالعهای انجام داد و گزارش نمود در صورتی که ویژگیهای ریتمی موسیقی از الگوی مهارتهای حرکتی و ورزشی پیروی نماید میتواند بر عملکرد ورزشی و مهارتهای حرکتی مؤثر واقع شود (۵۱).
اسچلبرگ[۴۵] (۲۰۰۴) به مطالعهی راههای افزایش میزان یادگیری پرداخت. او ضریب هوشی کودکان شش ساله را در درسهای نوشتاری، صوتی و گروه شاهد مورد بررسی قرار داد. در گروهی که درسهای آنها به صورت صوتی پخش میشد، میزان یادگیری بیشتر از گروه شاهد وگروه نوشتاری بود (۵۴).
مارتین[۴۶] (۲۰۰۸) در تیراندازی و گلف، برای ورزشکاران از آموزش نوروفیدبک به منظور افزایش موج آلفا و آرام کردن ذهن استفاده نمودند، در حالیکه در بعضی ورزش‌ها از نوروفیدبک برای کاهش فعالیت آلفا و تتا و در بعضی مناطق مغزی افزایش بتا به منظور کسب نوع متفاوتی از تمرکز یا برانگیختگی استفاده کردهاند (۴۴).
چو[۴۷] (۲۰۰۹) پژوهشی در مورد تأثیر موسیقی درمانی بر حالات خلقی، میزان درک فشارکار و میزان مشارکت افراد ناتوان جسمی در ورزشهای توانبخشی بالاتنه، انجام داد و گزارش نمود که گوشدادن به موسیقی که خصوصیات ریتمی آن از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی مینماید، موجب بهبود حالات خلقی، کاهش درک فشارکار و افزایش مشارکت در برنامههای ورزشی میشود (۱۷).
بیرن بام و همکارانش[۴۸] (۲۰۰۹) گزارش کردند گوش‌دادن به موسیقی تند موجب افزایش معنی‌داری در اکسیژن مصرفی، برونده قلبی[۴۹]، حجم ضربهای[۵۰]، تواتر تنفسی[۵۱] و میزان تهویه شد. اما تفاوتها در اختلاف اکسیژن خون سرخرگی و سیاهرگی و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک معنیدار نبود (۱۰).
باروود و همکاران[۵۲] (۲۰۰۹) گزارش کردند در شرایط مداخلهی انگیزاننده شرکت کنندگان حین دویدن روی نوارگردان، مسافت بیشتری را طی کردند و در میزان تجمع لاکتات کمتری داشتند. اما در شاخص درک فشار کار تغییر معنیداری مشاهده نکردند (۵۰).
باروود و همکاران [۵۳] (۲۰۰۹) در دانشگاه Newcastle آزمایشی بر روی ۲۰ نفر از دانشجویان آن دانشگاه انجام دادند که به موسیقی پرضرب راک گوش دادند. در این پژوهش دانشجویان هنگامی که به موسیقی شاد و پر تحرک گوش میدادند میبایست عمل بشین پاشو را به صورت قدرتی در  زمان ۳۰ ثانیه انجام دهند. گروه ۲۰ نفره دوم قبل از ۳۰ ثانیه بشین و پاشو فقط تصور ذهنی داشتند و هیچ نوع موسیقی برای آنها پخش نشد. نتیجه این تحقیق نشان داده است که نتیجه عملکرد گروه اول بهتر بوده است (۵۰).
تیو و همکارانش[۵۴] (۲۰۱۰) در بررسی تأثیر موسیقی بر پاسخهای قلبی- تنفسی گزارش کردند موسیقی موجب کاهش معنیداری در شاخص درک فشار کار و افزایش معنیداری در ضربان قلب، میزان تهویه، اکسیژن مصرفی و تهویهی دقیقهای شد (۶۱).
۲-۵- نتیجهگیری
براساس نتایج پژوهشها موسیقی از طریق چهار مکانیزم باعث بهبود عملکرد میشود. با کاهش احساس درک فشار، افزایش سطوح خستگی، ایجاد هماهنگی و در نهایت افزایش آرامش و احساس راحتی. تمام این عوامل مستقیماً با فرایندهای ادراکی در ارتباط هستند (۲). ترکیب موسیقی و ورزش ممکن است به جایگزین کردن اطلاعات ناشی از کار بدنی که از اندامهای حسی به دستگاههای عصبی مرکزی میرسد، بازده کار را افزایش دهد و میزان هیجانات ناشی از فعالیت را بهبود بخشد. پژوهشگران دریافتهاند تنش عضلانی با انواع موسیقی تغییر میکند. بهگونهای که موسیقی محرک، تنش عضله را زیاد و موسیقی آرام ممکن است فعالیت عضلانی را هنگام فعالیت ورزشی کاهش دهد. بنابراین انگیزهی فرد را در انجام تمرین افزایش میدهد و به او اجازه میدهد برای مدت بیشتری به فعالیت بپردازد (۳). از دیدگاه فیزیولوژیکی تأثیر موسیقی را شاید بتوان در تحریک بیشتر قشر مغز و افزایش تحریک پذیری نواحی حرکتی مغز نظیر بخش پیش حرکتی یا کرتکس حرکتی اولیه که در ناحیهی ۴ برادمن قرار داد، دانست. در سالهای اخیر،استفاده از موسیقی به عنوان عاملی مؤثر بر بهبود اجرای ورزشی توجه پژوهشگران علوم ورزشی را به خود جلب کردهاست. ریتم کند از انگیختگی فیزیولوژیکی به هنگام فعالیتهای زیربیشینه میکاهد و موجب بهبود اجرای استقامتی میشود (۳۰). همچنین، موسیقی انگیزهی ورزشکاران را برای ادامهی فعالیت افزایش میدهد و با کاستن از میزان درک فشار وارد بر بدن خستگی را به تعویق می اندازد (۴۸). براساس فرضیه های موجود، موسیقی به باریک شدن توجه و انحراف ذهن از احساس خستگی ناشی از فعالیت میانجامد، انگیختگی روانی را تغییر میدهد و سرانجام، به واکنش بدن نسبت به اجزای ریتمدار موسیقی در فعالیتهای زیربیشینه میانجامد (۳۴). بنابراین در این فصل سعی خواهد شد موارد کلی و مفاهیمی که در ارتباط با محورهای اصلی این پژوهش در زمینه ی تأثیر انواع موسیقی بر بهبود عملکرد ورزشی می باشد ارائه گردد.
فصل سوم
روششناسی پژوهش
۳-۱- مقدمه
برای رسیدن به اهداف یک پژوهش انتخاب روش پژوهش، آزمودنیها و ابزار اندازهگیری اطلاعات درست و مناسب تضمین کنندهی موفقیت و کلید اصلی برنامه میباشد.طرح پژوهش هر چقدر دارای امکانات وسیعی باشد اگر از یک روش پژوهش مناسب، آزمودنیها و ابزار گردآوری اطلاعات درست و در دسترس استفاده نکند، به هدف مورد نظر نخواهد رسید. روش انتخاب آزمودنیها و ابزار مناسب علاوه بر دستیابی به اهداف، باعث سهولت در کار، نظم در برنامه و جلوگیری از جهتگیریهای پژوهشگر و صرفهجویی در وقت خواهد شد. پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر موسیقی مهیج، آرامبخش، ترکیبی و امواج مغزی برای بهبود اجرای ورزشی طرحریزی شده است. در این فصل ابتدا دربارهی نحوهی جمع‌آوری اطلاعات مربوط به آزمودنیها و اجرای پروتکلها بحث می‌شود. بنابراین در این فصل اطلاعات مربوط به جامعهی آماری، روش گزینش نمونهی آماری، روش اجرای آزمونها، وسایل اندازهگیری و روشهای تجزیه و تحلیل دادهها ارائه خواهد شد.
۳-۲- نوع پژوهش
در این پژوهش از روش تحقیق نیمهتجربی با استفاده از گروه کنترل سود میبریم. این تحقیق جزء طرحهای نیمهتجربی بوده که پژوهشگر تغییرات حاصل از اعمال یا فقدان متغیّر مستقل را در قالب متغیّر وابسته در گروه‌های آزمایش و کنترل با یکدیگر مقایسه مینماید. البته در این تحقیق تغییرات متغیّر وابسته در مراحل قبل و بلافاصله پس از انجام فعالیتبدنی را نیز در هر گروه بطور مجزا مورد مقایسه و بررسی قرار میدهیم تا خطای نتیجه‌گیری کاهش یابد.
۳ -۳- جامعهی آماری و نمونهی پژوهش
۱۰ نفر دانشجوی دختر دانشکدهی تربیتبدنی دانشگاه خوارزمی در دامنه سنی ۲۶-۱۸ سال به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودهاند.
۳-۴- مشخصات نمونهی پژوهش
برخی اطلاعات آماری مشخصات نمونهی پژوهش در جدول (۱-۳ ) نشان داده شده است.
جدول ۱-۳: اطلاعات آماری مشخصات نمونهی پژوهش (اطلاعات به صورت میانگین ± انحراف استاندارد ارائه شده است)

شاخص
گروه
تعداد سن (سال) وزن (کیلوگرم) قد (سانتیمتر)
کنترل (فقط فعالیتبدنی) ۱۰ ۷۰/۲۲±۶۳/۱ ۳۰/۷±۷۰/۶۰ ۰۵/۴±۷/۱۶۲
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است