برنامه ریزی شهری

اداره برنامه حکمرانی شهری جهانی در UN هابیتت در نایروبی- کنیا- قرار دارد. جایی که چهار دفتر منطقه‌ای و دو دفتر زیر منطقه‌ای بدین ترتیب وجود دارد:
– دفتر منطقه‌ای آفریقا در ابیجان، سواحل ایووری و دفتر زیر منطقه‌ای شرق و جنوب آفریقا در ژوهانسبورگ( آفریقای جنوبی).
– دفتر منطقه‌ای کشورهای عربی در قاهره( مصر) و دفتر منطقه‌ای امریکای لاتین در کارائیب در کوئیتو(اکوادور).
این مناطق و دفاتر منطقه‌ای و زیر منطقه‌ای، مذاکرات شهری و فعالیت‌های وابسته سازمانی را عهده دار شده‌اند.
سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی فعال در این زمینه از اواخر دهه 60میلادی کوشش کردند طی چند مرحله به صورت گام به گام شاخصه‌های حکمرانی خوب شهری را در کشورهای دنیا به ویژه کشورهای در حال توسعه اقداماتی کرده‌اند که در ذیل تمامی مراحل توضیح داده خواهد شد.
2.1 مرحله اول(1991-1968): این مرحله در سال 1968 آغاز گردید. برنامه مدیریت شهری یک چشم انداز جهانی و متمرکز روی چارچوب‌های توسعه حکمرانی و مدیریت شهری و ابزارهای موضوعاتی چون، مدیریت زمین، امور اداری و مالی وابسته به شهرداری، زیر ساخت ها و محیط شهری اتخاذ گردید. درس‌هایی که ترکیبی از اطلاعات کلیدی در خصوص حمایت از ظرفیت سازی ملی و منطقه‌ای به صورت فراوانی منتشر شد.
2.2 مرحله دوم(1996-1992): در این فاز چارچوب‌ها و درس‌های آموخته شده برای ظرفیت سازی در سطح منطقه‌ای، استفاده از مکانیزم‌هایی چون پنل‌های منطقه‌ای کارشناسان و کارگاه‌ها و مشاوره‌ها برای معرفی سیاست‌ها و ابزارهای سیاست‌های جدید مورد استفاده قرار گرفت. در مدت مرحله 2، برنامه، متمرکز شده و دفاتر برنامه مدیریت شهری منطقه‌ای جهت بر عهده گرفتن فعالیت‌های برنامه، تأسیس گردید.
2.3 مرحله سوم(2001-1997): در پی کنفرانس هابیتت2 در استانبول در سال 1996شروع شد در این برنامه تمرکز دوباره‌ای روی دو مرحله اول برای سطح محلی، تأکید بر مذاکرات شهری و رفاه سازمانی مبنا قرار گرفت. مرحله 3، سه زمینه را مورد توجه قرار داد: تسکین فقر شهری، پایداری محیطی شهری و حکمرانی شهری مشارکتی، و جنسیت به عنوان موضوعی جنبی. در مدت این مرحله 120 مذاکره شهری در 19 نهاد رفاهی منطقه‌ای و 40 نهاد ملی و محلی اجرا شد.
2.4 مرحله چهارم(2006-2002): این مرحله با موضوعات مرحله سوم ادامه یافت و قلمروهای کانونی جدید به آن اضافه گردید. HIV این یک قلمرو بحرانی است و دارای یک اولویت فوری، مخصوصاً در موضوعات مدیریت شهری برای نشان دادن وسعت و طرز عمل بیماری.
مرحله چهارم دارای تمرکز نیرومند است روی حکمرانی طرفدار فقرا و فعالیت‌های مدیریت دانش که تأثیرات مستقیم روی اوضاع زندگی فقرای شهری دارد. آن بر روی ترکیبی از مراحل تجربیات سه مرحله نخست و بیشتر، نهادسازی فرایندهای مشارکتی تمرکز کرده است. تأکید بزرگ‌تر روی یکپارچگی و تقویت تجربیات، ائتلاف فعالیت‌های برنامه مدیریت شهری با دیگر فعالیت‌ها و یک مبنای دانش قوی روی مدیریت شهری مکان گزینی خواهد نمود.
از ژانویه 2004، برنامه حکمرانی شهری به صورت موفقیت آمیزی به گذار از دفاتر منطقه‌ای برنامه مدیریت شهری به شبکه‌های جدید مهیج، برای دو سال گذشته، برنامه ریزی و آماده شد. اهداف برنامه مدیریت شهری و فعالیت‌هایی که به طور محکم در دست‌های شرکای محلی و منطقه‌ای مشاهده شد، که پشتیبانی از آن توسط برنامه توسعه سازمان ملل و UN هابتیت ادامه یافت.
این شبکه‌ها به منظور تقویت بیشتر توسعه، انتقال و تبادل دانش‌های اساسی روی جنبه‌های گوناگون مدیریت شهری پیش بینی شدند. آن‌ها خدمات تکنیکی و مشورتی را برای قلمروهای محلی فراهم خواهند نمود. و مشارکت کنندگان جوامع شهری حمایت کرده و بر تغییرات سیاسی در سطح ملی و محلی تأثیر می‌گذارند. در ضمن لازم به یادآوری است که در مراحل دیگر سازمان برنامه مدیریت شهری و برنامه توسعه سازمان ملل در جهت عملیاتی کردن دو مرحله آخر و طراحی برنامه‌هایی برای توسعه کیفیت حکمرانی خوب شهری در کشورها به ویژه کشورهای در حال تو.سعه اقدام کرده است.
گفتار دوم: شاخص‌های حکمرانی و مدیریت شهری در ایالات متحده آمریکا(شهر نیویورک)
الف. ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا
نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا در چارچوب یک قانون اساسی و به صورت یک نظام فدرالی است که از ویژگی‌های حکومتی این کشور به شمار می‌رود. سیستم تفکیک قوا در این کشور به شکل کاملاً بارزی به مرحله اجرا درآمده است. بنیان گذاران و نویسندگان اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و قانون اساسی ایالات متحده به دلیل نگرانی از ظهور نظامی که پادشاه قدرت مطلق را در دست داشته باشد، نظام سیاسی نوین خود را به گونه‌ای طراحی کردند که در آن فرد یا نهادی نتواند قدرت مطلق بدست آورد. این قوانین همچنین طوری در نظر گرفته شده‌اند که از قدرت گرفتن بیش از حد اکثریت بر اقلیت‌ها و نیز هر یک از قوای سه‌گانه ممانعت به عمل آورد.
بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، قوه مقننه و یا کنگره ایالات متحده آمریکا از دو مجلس تشکیل شده است که مسئولیت قانونگذاری را به طور کامل بر عهده دارند: مجلس نمایندگان و مجلس
سنا. بر اساس نظام انتخاباتی آمریکا، نمایندگان با رأی مستقیم و برابر مردم انتخاب می‌شوند.
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نیز به عنوان رئیس قوه مجریه و فرمانده کل قوا با رأی مستقیم مردم و از طریق آرای هیأت الکترال انتخاب می‌شود و در برگزیدن مشاورانش به عنوان وزرا اختیارات تام دارد. در حقیقت رئیس جمهور، نیازی به کسب رأی اعتماد از کنگره ندارد و کنگره نیز متقابلاً نمی‌تواند با رأی عدم اعتماد، هیأت دولت و یا وزرا را برکنار کند.
سومین شاخه از نظام سیاسی آمریکا، سیستم حقوقی ایالات، آمریکا است که کاملاً مستقل عمل می‌کند و نه قوه مجریه و نه قوه مقننه نمی‌توانند بر روند تصمیم گیری‌های آن تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر، رئیس جمهور و یا کنگره نمی‌توانند مصوبات قانونی دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا را باطل اعلام کنند و یا از اجرای آنان سر باز زنند. نظام حزبی در ایالات متحده آمریکا نیز در شکل‌دهی به سیاست و حکومت این کشور، نقش مهمی دارد.
ایالات متحده آمریکا از 55 ایالت تشکیل شده است که هر یک از آن‌ها در زمینه امور داخلی خود استقلال دارد. دولت فدرال تنها در رابطه با مسائلی که مرتبط با قانون اساسی، امنیت ملی، حفظ وحدت ایالات و اموری که در توانایی آن‌ها نیست، دخالت می‌ورزد. هر یک از ایالات آمریکا مجلس قانون گذاری دارند که نمایندگان آن را مردم ایالت انتخاب می‌کنند و فرماندار و جانشین او نیز هر 4 سال یک بار با رأی مردم به سمت‌های خود برگزیده می‌شوند. حکمرانی شهری آمریکا که در قالب شهرداری‌ها تجلی می‌یابد از نظر امور مربوط به مسائل ایالتی تابع قوانین و مقررات ایالات است اما چون شهردار و اعضای شورای شهر منتخب شهروندان هستند، تابعیت و فرمانبرداری شهرداری‌ها از ایالات، تا سطح و اندازه مشخصی است.
در کل می‌توان مدعی بود که در ایالات متحده آمریکا یک نظام غیرمتمرکز حاکم است.
هر ایالت آمریکا به تعدادی کانتی تقسیم شده است که وظایف ایالت را در حوزه خود انجام می‌دهد. به مفهوم دیگر، هیچ نقطه از خاک آمریکا بدون حکومت محلی نیست. در نظام فدرال، ایالت سرپرست شهرداری‌ها و همه حوزه‌های خود مختار عملیاتی در ایالات هستند. سیاست‌های ایالات آمریکا در زمینه برنامه ریزی شهری و زمین و استفاده از آن را می‌توان از طریق قوانین واگذاری اختیارات به حکومت‌های محلی مطالعه کرد.
نقش ایالات به خصوص در سال‌های اخیر، عبارتاند از تدوین و وضع سیاست‌های مربوط به آبادی زمین و یا کنترل استفاده از ایجاد شاهراه‌ها و نوسازی شهری بوده است. بدین ترتیب نقش ایالات از یک طرف ایجاد تسهیلات لازم در شهرها و نیز زمینه‌های مقتضی جهت اخذ کمک‌های دولت فدرال، و از طرف دیگر ایجاد زیر بنای قانونی جهت حکومت‌های محلی است.
به طوری که بدون موافقت و تفویض اختیارات لازم از سوی حکومت ایالتی، حکومت‌های محلی قادر نخواهند بود نسبت به تأمین احتیاج‌های خود، بجز آنچه که از قبل برای آن‌ها پیش بینی شده است، اقدام نمایند. بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، آن دسته از اختیارات و قوه‌های حکومتی که به دولت فدرال تعلق ندارند، در حیطه اختیارات و صلاحیت‌های ایالت‌هاست. برنامه ریزی شهری، استفاده از زمین و کنترل آن، از اقدام‌های اساسی و مهم حکومت‌های محلی است(سعیدی رضوانی و کاظمیان،1380: 61-60). در ایالات متحده آمریکا بحث تمرکززدایی از وظایف، مسئولیت‌ها و تفویض اختیارات بیشتر از دولت مرکزی به دولت‌های محلی، برقراری روابط مشارکتی بین مردم و مسئولان در فرآیند توسعه شهری و تشریک مساعی مردم توصیه کرده است(Mabogaunje,1996: p.8). در نظام غیرمتمرکز ایالات متحده آمریکا، حکومت مرکزی اختیارات را به واحدهای پایین‌تر واگذار می‌کند. البته باز هم دولت فدرال برای ایجاد هماهنگی، در اجرای برنامه‌ها نظارت دارد. عدم تمرکز شامل انتقال بخشی یا تمام تصمیم گیری‌ها و مسئولیت‌های حکومت مرکزی به حکمرانان شهری (شورای شهر و شهرداری‌ها) می‌باشد(Florestal & Cooper,1997: p.12). در شهر نیویورک حکمرانان شهری در فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری خود مستقل عمل می‌کنند منتها بایستی قانون اساسی فدرال را رعایت نمایند.
ب. کنش‌گران حکمرانی شهری در ایالات متحده آمریکا
در ابتدای بحث مبانی نظری به این نکته اشاره شد که حکمرانی خوب شهری مدلی از تعامل و شراکت سه بخش دولتی، بخش خصوصی و نهادهای مدنی ارائه می‌کند که با همکاری شراکتی این سه حوزه حکمرانی تحقق می‌یابد. در واقع فعالیت تعاملی این سه بخش نقش پیش برندگی در حکمرانی و تسهیل کننده آن را خواهند داشت و بستر لازم برای تحقق حکمرانی را فراهم می‌سازند. در این جا به نقش هر یک از بخش‌های خصوصی، جامعه مدنی و دولت در تحقق حکمرانی خوب شهری به اجمال سخن خواهیم گفت(قلی پور،1387: 110). شکل ذیل کنش‌گران عرصه حکمرانی شهری در آمریکا. که این کنش‌گران با همکاری و هماهنگی یکدیگر توانسته اند سبب تحقق حکمرانی خوب شهری شوند.

                                                    .