بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم- قسمت ۲۰

در حال حاضر در بسیاری از کشورها ، مدارس برای مقابله با جرم در درون و اطراف مدارس، همکاری فعالانه ای با پلیس دارند. جرم و مشکلات رفتاری در مدارس همچنین بطور فزاینده ای به معضل جامعه و خانواد ه ها نیز تبدیل شده است.مراکز محلی مانند شورای اروپا دولت ها را ترغیب به توسعۀ مشارکت های محلی برای پیشگیری و مبارزه با بزهکاری در مدارس کرد ه اند و پلیس به عنوان یکی از مهم ترین اعضای این مشارکت ها در نظر گرفته شده است.[۱۵۶]
گفتار اول : رویکردهای موجود در زمینه مداخلات پیشگیرانۀ پلیس درمدارس
در کشورهای مختلف تفاوت های محسوسی در روش های مشارکت پلیس و مدارس، اهداف و روش مداخله ای آنها وجود دارد اما در مجموع در برنامه های پلیس و مدارس ابعادی چون ؛ پیش کنشی یاواکنشی بودن، بازدارنده یا پیشگیرانه بودن ، عمومی یا هدفمند بودن ، عام یا خاص بودن اهداف برنامه ،
رسمی یا غیر رسمی بودن روش پلیس، کوتاه مدت یا میان مدت و یا دراز مدت بودن نتایج و بالاخره دو
یا چند جانبه بودن مشارکت ها، قابل مطالعه است.[۱۵۷]
پیش کنشی یا واکنشی بودن : در رو یکرد واکنشی، پلیس نقش چندانی درپیشگیری برای خود قائل نیست بلکه پلیس با بسیج امکانات خود صرفاً در برابر حوادث واکنش نشان می دهد و پس از وقوع حادثه از طریق مدارس فراخوانده می شود و اقدامات لازم را به عمل می آورد.
نهایت موفقیت پلیس در این رویکرد حضور قوی وسریع و موثر پس از ارتکاب جرم در صحنه و دستگیری بزهکارا ن و پاسخگویی مناسب به تماس های شهروندان و مدارس جهت ارائه خدمات واکنشی پلیسی است.در حالی که،رویکرد پیش کنشی پلیس را ملزم می کند که برای پیشگیری از موقعیت ها یارفتارهای منجر به جرم، خشونت، استعمال موادمخدر یا مسائل دیگر ، مداخله کند وتلاش کند که با بسیج نیرو وامکانات از وقوع جرم جلوگیری کند.
بازدارنده یا پیشگیرانه بودن : مصادیق رویکرد بازدارنده شامل حضور افراد یونیفرم پوش پلیس برای اهداف نظارتی یا استفاده از ماموران مخفی پلیس است . رویکردپیشگیرانه می تواند شامل آموزش پیشگیری از استعمال موادمخدر یا کار نزد یک با کودکان در معرضِ خطر باشد.
عمومی یا هدفمند بودن : اقدامات پلیس می تواند عمومی بوده و مانند تدابیر پیشگیری اولیه به سوی همۀ دانش آموزان یک منطقه یا تمام دانش آموزان یک مدرسه هدایت شوند، یا اینکه مانند تدابیر پیشگیری ثانویه دانش آموزان در معرض خطر یا مدارس واقع در مناطق بسیار محروم را مورد هدف قرار دهد.
عام یا خاص بودن اهداف برنامه : اهداف پلیس از مداخله در امور مدارس می تواندکلی باشد مانند ایجاد ارتباط خوب با نوجوانان و از بین بردن بی اعتمادی آنان نسبت به سازمان پلیس و عملکرد آن ، یا اینکه بر مسئلۀ خاصی ما نند پیشگیری از عضوگیری باندها یا استفاده از الکل و موادمخدر، تمرکز داشته باشد.
رسمی یا غیر رسمی بودن روش پلیس : روشی که پلیس وظایف خود را درمدارس انجام می دهد، ممکن است رسمی باشد مانند حضور با لباس فرم در مدارس وتاکید بر شناخته شدن پلیس و وظایف آن، یا غیر رسمی باشد مانند حضور با لباس شخصی و ارتباط غیر رسمی با دانش آموزان یا خانواده ها، شرکت در فعالیت های ورزشی، یا ارتباط نزدیک تر با دانش آموزان به عنوان مربی.
کوتاه مدت یا میان مد ت و یا دراز مدت بودن خروجی های مورد نظر برنامه ها : نتایج مورد نظر برنامه ها ممکن است کوتاه مدت باشد مانند شناسایی فروشندگان موادمخدر یا اعضای باندها، یا میان مدت و یا دراز مدت باشد مانند تغییر گرایش ها و رفتارها و کاهش احتمال بزهکاری آتی دانش آموزان و بالاخره:
دو یا چند جانبه بودن مشارکت : افراد پلیس ممکن است از طریق مشارکت دو جانبه کار کنند، یعنی فقط با مدرسه ارتباط داشته باشند و یا اینکه چند جانبه کار کنند یعنی مشارکت گسترده تری با نهادها و سازمان های محلی دیگر داشته باشند.
گفتار دوم : الگوهای موجود در زمینه اقدام پلیس در مدارس
در بررسی های به عمل آمده ، سه الگوی مختلف در مورد اقدام پلیس در مدارس شناسایی شده است.[۱۵۸]
با اینکه مقایسه بین کشورها در مواردی دشوار است، لیکن بافرض تفاوت در ساز مان های پلیس، سیستم های آموزش و پرورش و فرهنگ ها وزمینه های کلی، طیف برنامه ها در این سه شکل کلی مفید به نظر می رسد.
سه الگوی اصلی همکاری پلیس و مدرسه عبارتند از:
ماموران پلیس مدرسه : برنامه هایی که ماموران پلیس را در مدرسه قرار می دهند مانند الگوی افسران کاردان مدرسه؛
پلیس به عنوان آموزش دهنده : برنامه هایی که افسران پلیس در آنها به عنوان آموزش دهنده عمل می کنند؛
طرح جامع پلیس و مدرسه : یعنی مواردی که پلیس معمولا به عنوان بخشی ازشبکۀ گسترد ه متشکل از نهادهای محلی، ادارات عمومی و اجتماعی با مدارس کارمی کند.
الف : الگوی پلیس مدرسه
نخستین و گسترده ترین الگوی اقدام پلیس در مدارس شامل برنامه هایی است که ماموران پلیس در آنها براساس برنامه هایی بطور تمام وقت یا پاره وقت به مدارس اختصاص داده شده اند.
ب : فعالیت ماموران پلیس به عنوان آموزش دهنده
دومین الگوی رایج د رگیر شدن پلیس در مدارس، نقش آموزشی است.این الگو کهن ترین شیوۀ همکاری بین پلیس و مدارس است و از ابتدای قرن بیستم مورد استفاده قرار گرفته است.در شروع کار، این الگو شامل درس های موردی در مورد امنیت دوچرخه سواری، امنیت جاده یا پیشگیری از سو ء استفاده از کودکا ن بوده است.به مرورزمان تاکید زیادی بر پیشگیری و مخصوصا پیشگیری از موادمخدر صورت گرفته است.بسیاری از این برنامه ها دوجانبه بوده و محدود به پلیس و مدارس یا پلیس و ادارات آموزش و پرورش بوده است.بسیاری از ادارات پلیس سخنرانی هایی را در مورد موضوعات مرتبط با جرم برای دانش آموزان و معلمان و کارکنان مدارس برگزار می کنند.به عنوان مثال در کانادا ، ادارات پلیس وینیپگ و کالگاری[۱۵۹]مجموعه سخنرانی هایی رابرای مدارس و والدین تهیه کرده اند که موضوعات آنها از قلدری تا رانندگی با وسایل نقلیه دارای نقص فنی و از امنیت فرد ی تا جرائم مرتبط با اینترنت را شامل می شوند.پلیس کلان شهر لندن نیز خدمات متنوعی را ارائه می دهد که با نیازهای مدارس ابتدایی و دبیرستان مطابقت داده شده است.
در سال های اخیر و مخصوصا در امریکا ، پلیس در ارائۀ برنامه های آموزشی ساختاری که با همکاری متخصصان موضوعی تهیه شده و مسائل خاصی را مورد هدف قرار می دهند ، درگیر شده است.
این امر برنامه هایی مانند د.ا.آر.ای[۱۶۰]و جی.ار.ای.ا.تی[۱۶۱] راشامل می شود که برای ایجاد مقاومت در برابر استعمال موادمخدر و عضویت در باندهای تبهکاری نوجوانان طراحی شده اند. اجرای این بر نامه ها در برخی موارد، بخشی از وظایف افسران کاردان مدارس را تشکیل می دهد اما در بسیاری از موارد افسران مذکور در مدارس حضور دائم نداشته و این آموز ش ها تنها شکل سر و کار پلیس با مدارس راتشکیل می دهد.[۱۶۲]
پ : الگوی همکاری جامع پلیس و مدرسه
سومین نوع همکاری پلیس و مدارس مشارکت چند جانبه یا طرح های همکاری جامع است که علاوه بر پلیس و مدارس، سایر بخش های خدماتی را در بر می گیرند.این برنامه ها ممکن است اهداف متنوعی مانند تبادل اطلاعات، مساعدت در اجرای برنامه های خاص، بازدید عادی از مدارس و مشاوره و پشتیبانی را شامل شوند.برخی از پروژه های انفرادی نیز که تحت الگوهای قبلی مورد بحث قرار گرفت، می توانند با این معیارها مطابقت داشته باشند.به عنوان مثال برنامه مشارکت برای مدارس امن که درانگلستان آغاز شد، به دنبال تشکیل مجموعۀ گسترده تری از تدابیر برای اصلاح رفتاردانش آموزان مدارس است و این امر مستلزم همکاری گسترده تر تحت هدایت دادگاه اطفال وسایرین در سطح محلی است. این اقدامات شامل بخش های پشتیبانی آموزشی،نظارت الکترونیکی ثبت نام، جمع آوری جدی دانش آموزان فراری از مدرسه، آموزش تمام وقت برا ی دانش آموزان مردودی، تیم های مشترک برای حمایت آموزشی و رفتاری مشخص از دانش آموزان در معرض خطر و فعالیت های تعطیلات تابستانی برای این قبیل دانش آموزان است.[۱۶۳]
گفتار سوم : پلیس وپیشگیری از طریق اقدام در مورد گروه های در معرض خطر
یکی دیگر از سیاست های پیشگیری اجتماعی پلیس پیشگیری از گسترش جرم و ناامنی در مورد گروه های در معرضِ خطر بزه کاری یا بزه دیدگی است. منظور از گروه های در معرض خطر بزه دیدگی همان بزه دیدگان آسیب پذیر است، کسانی که ریشه و منشا بزه دیدگی شان و علت توجه مجرمین حرفه ای به آنها، همان وضعیت و موقعیت های خاصِ آسیب پذیری آنان است.به این معنا که اگر این وضعیت ها در آنان وجود نمی داشت و یا آن موقعیت خاص برای آنان پیش نمی آمد، یا بزه دیده واقع نمی شدند یا احتمال بزه دید گی شان کمتر بود.توجه به جنبه های مختلف پیشگیری از جرم به ویژه در خصوص گروه ها ، خانواده ها ، اطفال و نوجوانان در معرض خطر در ماده ۸قطعنامه ۱۴/۲۰۰۲شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحد مد نظر قرار گرفته است[۱۶۴]و در کشورهای مختلف جهان سازمانهای پلیس فعالیت های خوبی را در این زمینه آغاز کرده اند.
با عنایت به اینکه احصا و بررسی تمامی اشکال حمایت از گروههای در معرض خطر خارج از حوصله بحث است، لذا صرفاً به بررسی اقدامات پلیس در مورد حمایت از سه گروه در معرض خطر یعنی زنان، کودکان و نوجوانان و اقلیت های نژادی خواهیم پرداخت.
الف : اقدامات پیشگیرانه پلیس در مورد بزه دیدگی زنان
مشارکت روز افزون زنان در فعالیت های اجتماعی و کارهای خارج از منزل شانس درگیر شدن آنان با موقعیت های بزهکارانه را نیز بیشتر می کند.بر همین اساس در چند دهه اخیر سازمانهای پلیس در بسیاری از کشورهای جهان ضرورت بکارگیری نیروهای پلیس زن به منظور محو زمینه های مختلف تبعیض علیه زنان را احساس کرده اند.لذا در رابطه با حقوق بشر و نیز جلوگیری از نقض آن، شرایط زندگی زنان باید مورد توجه جدی پلیس باشد.
۱- مبارزه با خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان از جمله مشکلات اجتماعی مشهود است که از روند روبه رشدی برخوردار است.خشونت در خانواده نیز پدیده خاصی است که همواره به دلیل روابط غیر صمیمی بین افراد نزدیک رخ می دهد و تأثیر عمیقی بر کل خانواده می گذارد. دلیل اصلی خشونت علیه زنان ریشه اجتماعی و تاریخی در روابط نامطلوب زن و مرد، سوء استفاده از قدرت توسط مرد و همچنین عدم توازن قدرت بین زن و مرد دارد.خشونت علیه زنان به اشکال مختلف نمایان می شود که متداول ترین اشکال آن: جسمی(کتک، لگدزدن و خفه کردن) روحی(سوء استفاده از احساسات و نیز سوء استفاده کلامی، تمسخر و استهزاء، بی آبرویی و خشم وغضب)، جنسی(تجاوز ، سوء استفاده جنسی)، اقتصادی (سوء استفاده از قدرت در بکارگیری منابع مالی) وخشونت اجتماعی(محبوس کردن و ممانعت از تماس با خانواده یا دوستان) هستند.[۱۶۵]
چنین اعمال خشونت آمیزی پیامدهای منفی با خود به همراه دارد که به صورت فردی(بیماری در نتیجه استرس های طولانی مدت جسمی و روحی، انزوا و از دست دادن شغل و خانواده) و به شکلی کاملاً اجتماعی(افزایش هزینه های پزشکی ودرمانی در خصوص زنان کتک خورده و مورد تجاوزقرار گرفته یا از بین رفتن قدرت وتوانایی، از دست دادن اعتماد به نفس و تهدید وضعیت سلامتی زنان که موجب عدم حضور آنان در فعالیت های اجتماعی می گردد) بروز می کند.تداوم خشونت علیه زنان نقض حقوق بشر محسوب می شود.طبق ماده یک اعلامیه سازمان ملل در خصوص از بین بردن خشونت علیه زنان (۱۹۹۳) .[۱۶۶]
خشونت علیه زنان عبارت است از هرگونه اعمال خشونت بر اساس جنسیت که احتمالاً منجر به آسیب های جسمی، روحی یا جنسی می شود یا تهدید زنان به چنین اعمالی، اعمال زور یا محرومیت از آزادی
در زندگی اجتماعی یا خصوصی.
همچنین ماده دو اعلامیه مذکور فهرستی از اشکال مختلف خشونت را ارائه داده که بدین وسیله تعریف را با گزارشی مبنی بر اینکه فهرست تمام جزئیات را شامل نمی شود، مطابقت می دهد.برخی از اشکال اشاره شده با شرایط فرهنگی ارتباط دارند.به موجب ماده دو اعلامیه ، خشونت علیه زنان موارد زیر را شامل می شود:
١- خشونت های جسمی، روحی و جنسی که در خانواده اتفاق می افتد.از جمله کتک زدن، سوء استفاده جنسی از دختر بچه ها، جرائم مربوط به جهیزیه، هتک ناموس، مقطوع النسل کردن و اجرای دیگرروش های سنتی زیان آور در خصوص زنان و اعمال خشونت در روابط نامشروع.
٢- خشونت های جسمی، روحی و جنسی که در اجتماع رخ می دهد.از جمله تجاوز، سوء استفاده و آزارو اذیت جنسی، تهدید و ارعاب در محیط کار، موسسات آموزشی و مکان های دیگر، قاچاق زنان و زنا به عنف.
٣- خشونت های جسمی، روحی و جنسی که دولت در ارتکاب یا چشم پوشی از آن در هر جایی که رخ داده ، نقش داشته است.

یک مطلب دیگر:
مقاله علمی با منبع :بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم- قسمت ۹

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.