فایل دانشگاهی – بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم- قسمت ۱۵

رویکرد جدیدی که  سعی دارد با اتکاء بر آماج جرم یا بزه دیده به تبین پیشگیری از جرم بپردازد در فارسی تحت عنوان پیشگیری وضعی از جرم معروف شده که استفاده از معادل هایی نظیر پیشگیری موضعی ،پیشگیری موقعیتی  یاپیشگیری وضعیتی به جای پیشگیری وضعی نیز صحیح می باشد.[۹۶]
البته از نظر استاد دکتر علی صفاری[۹۷] استفاده از واژه های  پیشگیری موضعی ، پیشگیری موقعیتی یا پیشگیری وضعیتی بجای پیشگیری وضعی از رجحان برخوردار است ، دلیل استاد برای این رجحان این است که وقتی از واژه پیشگیری وضعی استفاده می شود آنچه به ذهن کسانی که آشنایی چندانی با این مفهوم ندارند، متبادر می شود، «وضعی » در مقابل« تکلیفی» یا «عرفی» می باشد ، حال اینکه چنین معنایی از این مفهوم مورد نظر نمی باشد ، اما استفاده از از واژه های پیشگیری موضعی ، پیشگیری موقعیتی یا پیشگیری وضعیتی برای بیان گونه ای خاص از پیشگیری که مورد نظر ماست رجحان دارد.[۹۸]
در خصوص‌ پیشگیری‌ وضعی‌ تعریف‌ها و برداشت‌های‌ گوناگونی‌ ارائه‌ شده‌ است‌، که در ذیل به ارائه پنج تعریف از تعاریف موجود می پردازیم :
تعریف اول : ژرژپیکا پیشگیری‌ وضعی‌ را «اقدام‌ به‌ محدود کردن‌ فرصت‌های‌ ارتکاب‌ جرم‌ یا مشکل‌تر کردن‌ تحقق‌ این‌ فرصت‌ برای‌ مجرمین‌ بالقوه‌ می‌داند»[۹۹]
تعریف دوم : رونالد کلارک در تعریف پیشگیری وضعی چنین می گوید :
« پیشگیری وضعی شامل اقدامات و روش هایی است برای کاهش فرصت که به سوی شکل کاملا خاصی از جرم نشانه می رودومتضمن طراحی و مدیریت محیط بلاواسطه (صحنه و محل وقوع جرم) یا همان نظارت و تحت نفوذ در آوردن هرچه پایدارتر و سازمان یافته تر محل وقوع جرم است ، به طوری که زحمات و خطرات ناشی از اقدام برای ارتکاب جرم را افزایش داده و سود حاصله مورد نظر اکثر مرتکبین را کاهش می‌دهد. ».[۱۰۰]
تعریف سوم : مجموعه‌ اقدام‌ها و تدابیری‌ تلقی‌ شده‌ که‌ به‌ سمت‌ تسلط‌ بر محیط‌  و شرایط‌ پیرامونی‌ جرم‌ و مهارآن‌ متمایل‌ است‌ که‌ از یک‌ سو، با کاهش‌ وضعیت‌های‌ پیش‌جنایی‌ یا وضعیت‌های‌ قبل‌ از بزهکاری‌ که‌ وقوع‌ جرم‌ را مساعد می‌کند، صورت‌ می‌گیرد و از سوی‌ دیگر، با افزایش‌ خطر شناسایی‌ و دستگیری‌ بزهکاران‌ بالقوه‌ صورت‌ می‌گیرد[۱۰۱].
تعریف چهارم : مجموعه‌ تدابیر و روش های‌ کاهش‌ یا حذف‌ فرصتهای‌ ارتکاب‌ جرم‌ و سود حاصل‌ از ارتکاب‌ جرم‌ که‌ انسان‌ متعارف‌ ممکن‌ است‌ با توجه‌ به‌ آن‌ مرتکب‌ بزه‌ گردد.[۱۰۲]
تعریف پنجم : نایجل ساوت، در تعریف پیشگیری وضعی  چنین می نویسد :«پیشگیری وضعی از جرم  بر اراده، طراحی و کنترل محیط فیزیکی (ساخته شده) اتکا دارد به این منظور که فرصت های ارتکاب جرم را
کاهش داده و یا خطر تعقیب را ، در صورتی که ارعاب ، مؤثر واقع نشود، افزایش دهد».[۱۰۳]
در پایان ارائه تعاریف ذکر شده برای پیشگیری وضعی، به ذکر نظریه ریموند گسن  در این زمینه می پردازیم :
ریموند گسن‌ معتقد است‌ که‌ (با توجه‌ به‌ تعریف‌های‌ ذکر شده‌) مصادیق‌ و روشهای‌ علمی‌ پیشگیری‌ از جرم‌، مدت‌های‌ مدیدی‌ پیش‌از اینکه‌ تحت‌ این‌ عنوان‌ مشهور شود ، وجود داشته‌ است‌، به‌ بیان‌ دیگر به‌ نظر می‌رسد پیشگیری‌ وضعی‌ از جرم‌، عنوان‌ جدیدی ‌است‌ بر آنچه‌ پلیس‌ یا عامه‌ آن‌ را پیشگیری‌ از جرم‌ می‌نامند.[۱۰۴]
ب : پیشگیری اجتماعی (Social Prevention)
این نوع پیشگیری شامل آن دسته از تدابیر و اقدام هایی است که با مداخله در فرآیند رشد افراد، بهبود شرایط زندگی آنها و سالم سازی محیط اجتماعی و طبیعی، به دنبال حذف یا کاهش علل جرم زا و در نتیجه پیشگیری از بزهکاری است.[۱۰۵]
به اعتقاد گسن، این نوع پیشگیری به این دلیل پیشگیری اجتماعی گفته می شود که حاصل تجربیات پیشگیری مددکاران اجتماعی بدون مداخله بحث های پلیس و دادگستری و معطوف به مبارزه ناسازگاری جوانان بزهکار و محیط رشد آنان است.[۱۰۶]
یکی از اهداف این نوع پیشگیری، کاهش یا از بین بردن علل جرم زا در محیط اجتماعی است؛ و اصولاً برای تغییر شرایطی که به وقوع بزهکاری در اجتماعات محلی و مسکونی کمک می کند، طراحی شده است.
تأسیس مکان های تفریحی و پارک ها برای تفریح، تأسیس مراکز آموزشی، پرورشی، فرهنگی، ایجاد درآمد
زایی و اشتغال زایی در محله ها، تقویت باورهای دینی از طریق فعال کردن مؤثر و مناسب مراکز مذهبی
محلی، تشکیل پلیس محلی[۱۰۷] گسترش تجهیزات و تدابیری چون باشگاه های ورزشی جوانان و پروژه های مبتنی بر فعالیت ها در جهت منصرف کردن مجرمان بالفعل و بالقوه از خطاهای آینده ، [۱۰۸] از مصادیق این نوع پیشگیری می باشد.
هدف دیگر در پیشگیری اجتماعی، هماهنگ سازی اعضای جامعه با قواعد اجتماعی بوده و محور اقدامات این پیشگیری نیز «فرد» می باشد.
به بیان دیگر، پیشگیری اجتماعی همانند پیشگیری کیفری، مجرم مدار و فرد مدار است و از طریق: آموزش، ترغیب، تربیت و تنبیه درصدد آن است تا معیار شناخت اَعمال خوب و بد را به فرد القاء کند و قدرت ارزش یابی عملکرد خویش را به او بدهد. نکته اساسی در این مدل از پیشگیری عبارت است از: تخصص، اندیشه و تلاش مضاعف؛ زیرا به دلیل گستردگی و پیچیدگی موضوع ممکن است با وجود سرمایه گذاری های هنگفت و کلان، نتیجه مورد نظر در کاهش جرم حاصل نشود.
پیروان این نوع پیشگیری بر این عقیده اند که از طریق شناخت علل ارتکاب جرم اعم از: فردی و اجتماعی و برطرف کردن آنها با انجام اصلاحات فردی و اجتماعی مثل: درمان بیماری ها و نارسایی های جسمی و روحی و بالا بردن ارزش های اجتماعی و تقویت نهادهای اجتماعی و تعالی فرصت های اقتصادی، تحصیلی، تفریحی، مسکن و غیره می توان از تمایلات مجرمانه در افراد جلوگیری کرد.[۱۰۹]
در حقیقت پیشگیری اجتماعی مجموعه اقدام هایی است که مهار عوامل اثرگذار در شکل گیری جرم را به دنبال دارد؛ و از آن جا که علاوه بر محیط اجتماعی، بر فرد و انگیزه های او نیز تأثیر می گذارد؛ برخی به آن «پیشگیری فردمدار» [۱۱۰]نیز می گویند. یکی دیگر از اهداف پیشگیری اجتماعی، تقویت بنیادهایی است که با اثرگذاری بر گروه های در آستانه خطر، به جامعه پذیری فرد کمک می کند. به دیگر سخن، پیشگیری اجتماعی به دنبال هم نوا کردن فرد با قواعد اجتماعی از رهگذر آموزش و پرورش است.آنچه دست اندرکاران این نوع پیشگیری باید انجام دهند، بیرون بردن هر چه بیشتر افراد از نظام کیفری است.
به طور کلی، پیشگیری اجتماعی تلاشی برای حل مسائل رفتار مجرمانه با پرداختن به ریشه های جرم است و تدابیری را دربرمی گیرد که بر زمینه های ارتکاب جرم از رهگذر مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی
مؤثرند. به همین سبب، پیشگیری اجتماعی بهترین توصیف از پیشگیری نخستین به شمار می رود.[۱۱۱]
گفتار دوم : انواع پیشگیری از حیث نحوه عمل
بند اول : پیشگیری فعال (Active Prevention)
در این نوع از پیشگیری، نیروی پلیس محور اصلی پیشگیری است که برای اجتناب و دوری از وقوع جرایم وارد عمل می شود و در سطح اجتماعی نیز فعال است.یعنی پلیس برنامه ریزی و هدایت اوقات فراغت گروهی از جوانان را به عهده می گیرد که در معرض جرم یا انحراف در زمان و مکان خاصی قرار دارند.در این میان، نقش نهادهای بازدارنده از جرم نیز بسیار مشهود است. در پیشگیری فعال، برنامه ریزی های بلند مدت برای جلوگیری از بزهکاری و کاهش آن مد نظر قرار دارد. مسئولان دولتی نیزهر یک به فراخور وظیفه اجتماعی خود، نقش عمده ای دارند و اقدام های مستقلی را انجام می دهند.[۱۱۲]
بند دوم : پیشگیری انفعالی (Shame Prevention)
در پیشگیری انفعالی، برخی از اقدامات معمول و رایچ پیشگیرانه، از نوع هشداری و بازدارنده مانند هشدارهای پلیسی صورت نمی گیرد؛ بلکه در یک انتظار انفعالی برای تأثیر این اقدامات باقی می مانند. در این نوع از پیشگیری، عوامل اجتماعی (پیشگیری اجتماعی) هیچ گونه تأثیری ندارند و در این بین، کوچک ترین نقشی از خود ایفا نمی کنند. نقش نهادهای بازدارنده از جرایم مثل: پلیس و مراجع قضایی نیز در این میان بسیار کم رنگ است.
گفتار سوم : انواع پیشگیری از حیث سطوح اجرایی
بند اول : پیشگیری اولیه یا نخستین (Primary Prevention)
پیشگیری نخستین یعنی مصون کردن افراد از رهگذر مبارزه با همه زمینه های ارتکاب جرم که در چارچوب توسعه اجتماعی قرار می گیرند.[۱۱۳]در این مرحله از پیشگیری، تلاش بر این است که افراد جامعه به سوی ارتکاب جرم گرایش پیدا نکنند. هدف در این سطح از پیشگیری، بهبود شرایط زندگی به منظور عدم مجرم شدن افراد و همچنین تولید ارزش هایی است که روابط سالم را بهبود بخشد. در پیشگیری اولیه، بیشتر توجه به رویداد جرم معطوف است تا مجرم تحریک شده. این رویکرد به نظریه شیوه زندگی هیندل لانگ نیز ارتباط داده شده است.[۱۱۴]
بند دوم : پیشگیری ثانویه یا دومین (Secondary Prevention)
پیشگیری دومین یعنی به کارگیری شیوه هایی برای حمایت از افراد در آستانه خطر، مانند: معتادان، ولگردان و کودکان بی سرپرست و خیابانی.[۱۱۵] در این نوع پیشگیری، هدف آن است که با به کارگیری تدابیر مناسب و زود هنگام، از وقوع جرم توسط افرادی که در شرایط بحرانی به سر می برند و احتمال بزهکاری از سوی آنها وجود دارد پیشگیری شود. به طور مثال، در پیشگیری از اعتیاد، تمرکز تلاش ها بر روی افرادی است که به صورت تفریحی مبادرت به مصرف مواد می کنند و هنوز به درجه اعتیاد نرسیده اند. همچنین کودکانی که در خانواده های از هم گسیخته و محله های فقیرنشین در وضعیت نامناسبی زندگی می کنند،
یا جوانانی که خشونت را در خانه هایشان تجربه کرده اند احتمال بزهکاری و مجرم شدن آنها بیشتر از
سایرین می باشد.
بند سوم : پیشگیری ثالث یا سومین (Tertiary Prevention)
این نوع پیشگیری شامل برنامه هایی از قبیل: مشاوره برای زنان و بچه ها، مداخلات کیفری و گروه های گوناگون می باشد. تلاش های پیشگیرانه در این مرحله برای جلوگیری از رفتارهای مجرمانه است تا مجرمان اصلاح و با محیط اجتماعی خود سازگار شوند و به ارتکاب مجدد جرم گرایش پیدا نکنند. پیشگیری سومین در نتیجه عملیات شناسایی و تشخیص یا عملیات پلیسی برای دستگیری مجرم، زندانی شدن مجرم یا محکومیت و اصلاح رفتاری زندانی به کار می رود. این تقسیم بندی توسط کاپلان صورت گرفته است.[۱۱۶]
بخش دوم :
نقش پلیس در پیشگیری وضعی و اجتماعی
فصل اول : نقش پلیس در پیشگیری وضعی

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.