پژوهش دانشگاهی – بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم- قسمت ۱۴

بنابراین سیاست جنائی در خصوص پیشگیری خاص، ناظر به تعیین مؤثر‌ترین ابزار و وسائل برای مهارکردن
بزهکاری از دو جهت قابل توجه می‌باشد. یکی این که ، اقدامات پیشگیرانه از طریق از بین بردن یا به حداقل رسانیدن تأثیر عوامل جرم‌زای محیط زندگی بزهکار و قبل از وقوع جرم صورت گیرد و دیگری ناظر به از بین بردن فرصت‌های مناسب ارتکاب جرم از مجرمین بدون توسل به کیفر یا اجرای آن است.
به علاوه پیشگیری خاص شامل انواع مختلفی است که مهمترین آنها عبارتند از پیشگیری اجتماعی و مدل‌های آن، و پیشگیری وضعی و مدل‌های آن و پیشگیری زودرس می‌باشد که در مباحث بعدی به آنها
اشاره خواهد شد.[۸۴]
بند دوم : پیشگیری کنشی یا غیر کیفری (Non Penal Prevention)
پیشگیری غیر کیفری عبارت است از: «جلوگیری از به فعل در آمدن اندیشه مجرمانه با تغییر دادن اوضاع و احوال خاصی که یک سلسله جرایم مشابه در آن به وقوع پیوسته یا ممکن است در آن اوضاع و احوال ارتکاب یابد».[۸۵]
به عبارتی دیگر، پیشگیری غیر کیفری درصدد است تا عوامل و ریشه های زمینه ساز بروز جرایم و بزهکاری را از راه توجه به مسئله کنترل اجتماعی و تأثیر بر افکار مجرمانه از بین ببرد؛ به طوری که انسان هایی پرورش یابند که از جرم به دور باشند. در این نوع پیشگیری، توجه به عواملی محیطی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی که باعث سوق دادن فرد به سوی بزهکاری می شوند دارای اهمیت فراوان است. پیشگیری غیر کیفری، در حقیقت درمان ریشه ای قبل از وقوع جرم است؛ که در آن راهکارها خارج از چارچوب دستگاه عدالت مورد بررسی قرار می گیرند. این پیشگیری که در مقابل پیشگیری کیفری قرار
دارد را گاهی «پیشگیری جدید» نیز می نامند. این پیشگیری، مصداق ضرب المثل معروف: «علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد»، می باشد.[۸۶]
در واقع، پیشگیری کنشی یا غیر کیفری اقدام مناسب غیر کیفری است که از طریق کاهش یا از بین بردن عوامل جرم زا و نامناسب نشان دادن موقعیت های ارتکاب جرم، درصدد جلوگیری از وقوع بزه و جرم می باشد.
انواع مختلفی از برنامه های پیشگیری از جرم وجود دارد که در نهایت در۲طبقه کلی قرار می گیرند:پیشگیری اجتماعی(پیشگیری از طریق توسعه اجتماعی) و پیشگیری وضعی.این دو نوع پیشگیری در زمره روش های پیشگیرانه غیر کیفری است.
به طور کلی پیشگیری غیر کیفری دارای ویژگی های زیر می باشند :
ـ قبل از ارتکاب جرم پیش بینی و تدارک شده باشد؛
ـ ناظر بر شرایط و عوامل نوعی جرم باشد و به فرد خاصی بستگی نداشته باشد؛
ـ هدف انحصاری از این اقدامات، تهدید وقوع جرم باشد؛
ـ از آنجائی که این اقدامات قبل از وقوع جرم مورد استفاده قرار می گیرند لذا باید فاقد خصیصه کیفری و
قهرآمیز باشند؛
ـ عدم توجه به هر یک از اقدامات پیشگیرانه زنگ خطر و هشداری است که خبر از وقوع جرائم در آینده
می دهد؛
ـ به شکل سنتی پیشگیری از جرم ، رویکرد وضعی را بیشتر مورد توجه قرار داده است .پیشگیری وضعی از جرم معمولاً با همکاری پلیس انجام گرفته است.
به این ترتیب، پیشگیری غیرکیفری شامل پیشگیری از طریق حذف و خنثی کردن عوامل بزه زا وپیشگیری از طریق حذف و یا تغییر موقعیت های بزه زاست .[۸۷]
پیشگیری کنشی که از حیث ماهوی اقدامی پیشینی است با مداخله در فرآیند گذار از اندیشه به فعل مجرمانه اِعمال می شود.[۸۸] درپیشگیری غیرکیفری باید به پیشگیری از نارسایی های کارکردی جرم زا یعنی عوامل اجتماعی زمینه ساز ارتکاب جرم پرداخت.[۸۹]
الف : پیشگیری وضعی (Situational Prevention)
این نوع پیشگیری که به صورت علمی در دهه ۱۹۸۰ در انگلستان مطرح شد در برگیرنده مجموعه اقدامات و تدابیر غیر کیفری است که از طریق از بین بردن یا کاهش فرصت های مناسب برای وقوع جرم و نامناسب جلوه دادن شرایط و موقعیت پیش جنایی، از ارتکاب جرم جلوگیری می کند. راهبردهای این شیوه، بخشی بر تغییرات محیطی، بخشی بر کنترل بزهکاران و بخشی نیز بر حفاظت از بزه دیدگان تمرکز یافته است.[۹۰]
پیشگیری وضعی به عنوان یک نظریه علمی برای کاهش بزهکاری نخستین بار در دهه ۱۹۸۰میلادی توسط کلارک، کورنیش و هی هیور مطرح شد. آنان در آثار خود همواره به اتخاذ تدابیر مناسب و به کارگیری اقدامات لازم به منظور کاهش فرصت ها و موقعیت هایی که موجب رفتار بزهکارانه می شود و
همچنین تغییر رابطه بین بزهکار و بزه دیده تأکید کرده اند.[۹۱] این روش، شیوه ای از پیشگیری است که با
تغییر وضعیت فرد در معرض بزهکاری و بزه دیدگی و یا تغییر شرایط محیطی مانند زمان و مکان در صدد است از ارتکاب جرم توسط فرد مصمم به انجام جرم جلوگیری کند. در این روش، گاهی فرد در معرض بزه دیدگی مدنظر قرار گرفته و با حمایت از او یا آن چه در معرض وقوع جرم است، از تحقق عمل مجرمانه جلوگیری می شود. در مواردی نیز با تغییر شرایط محیطی اعم ازمکان و زمان، امکان تحقق جرم سلب یا وقوع آن دشوارتر می شود.[۹۲]
پیشگیری وضعی شامل : از بین بردن کامل برخی از خطرات، کاهش بعضی از خطرات با کاستن از دامنه خسارت وارده، تقلیل برخی از خطرات به وسیله انجام اقدامات امنیتی مانند : نصب دوربین های مدار بسته یا افزایش تعداد افراد پلیس برای ترساندن و بازداشتن از ارتکاب جرم ، انتقال برخی از خطرات به کمک وسایلی مثل : تسهیل بیمه و نظایر آن و پذیرفتن برخی از خطرات که اجتناب ناپذیر بوده و یا رفع آنها
هزینه های غیر قابل تحملی را تحمیل می کند، می باشد. این نوع پیشگیری با توجه به شرایط بزهکار، نوع
جرم، اهداف و موضوع های جرم و خصوصیات بزه دیده، اقداماتی را به اجرا می گذارد که فرآیند آنها موجب از بین رفتن و یا تضعیف موقعیت ها و فرصت های ارتکاب جرم خواهد شد. کاهش فرصت ها و موقعیت های ارتکاب جرم، با توسعه امنیت فیزیکی یا طراحی ساختمان و محله ها که در نهایت موجب خطرناک و پرهزینه شدن اَعمال مجرمانه می شود، همراه است. در این روش از پیشگیری، مدیریت پیشگیری از جرم با
تغییر و اصلاح روش زندگی افراد و محیط سکونت آنها، به دنبال خنثی سازی عملیات مجرمانه است که در واقع این قبیل اقدامات مکمل کار پلیسی به شمار می آید.
بنابراین پیش بینی، شناخت و ارزیابی خطر جرم و انجام اقداماتی برای رفع یا تقلیل آن را پیشگیری وضعی می گویند؛ که گاهی از آن تحت عنوان «مدیریت کردن خطر جرم» نیز نام می برند.[۹۳]
به نظر می رسد در جرایم جنسی، پیشگیری وضعی مؤثرتر باشد؛ چرا که در این دسته از جرایم اولاً بالا
بردن ضریب ایمنی بزه دیده بسیار آسان تر از منصرف کردن بزهکار از ارتکاب جرم است که تحت تأثیر امیال و غرایز درونی طبیعی کنترل نشده اقدام به تجاوز جنسی می کند، ثانیاً به خاطر تبعات بسیار منفی این جرم بر روحیه و روان بزه دیده و نگرانی بزه دیدگان بالقوه به ویژه زنان از این موضوع، می توان به شکل فعال تری از بزه دیده احتمالی برای پیشگیری کمک گرفت.[۹۴]
از زمان‌ ظهور تفکر علمی‌ در مورد جرم‌ و پیشگیری‌، تمام‌ توجه‌ جرم‌ شناسان‌ متوجه‌ شخص‌ مجرم‌ و شیوه‌های‌ مهار بزهکاری‌ یا اصلاح‌ و درمان‌ مجرمین‌ بود.
بر این‌ اساس‌ سنگ‌ بنای‌ سیاست‌ جنایی‌ را چه‌ در بعد کیفری‌ و چه‌ غیر کیفری‌، مرتکب‌ جرم‌ تشکیل ‌می‌داد. امّا از چند دهه‌ قبل‌ یعنی‌ از سال‌ ۱۹۴۰ که‌ گروهی‌ از جرم‌ شناسان‌ به‌ دنبال‌ حل‌ معمای‌ بزهکاری‌ و علت‌شناسی‌ جرم‌، پژوهش‌های‌ خود را بر روی‌ کنشکر دیگر بزهکاری‌، یعنی‌ بزه‌دیده‌که‌ در واقع‌، خود به‌
تنهایی‌ بازیگر نیمی‌ از صحنه‌ جرم‌ می‌باشد متمرکز نمودند، جزء در مورد جرایم‌ بدون‌ قربانی‌، جرم‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ رابطه‌ بزهکار و بزه‌دیده‌ مورد توجه‌ قرار دادند.
برای‌ وقوع‌ یک‌ جرم‌ تقارن‌ سه‌ عنصر ضروری‌ است‌، این‌ سه‌ عنصر عبارت هستند از :
١-  وجود یک‌ مرتکب‌ با انگیزه‌؛
٢-  مهارت‌ و ابزار لازم‌ برای‌ ارتکاب‌ جرم‌؛
٣-  وجود یک‌ آماج‌ محافظت‌ نشده‌.
مبارزه‌ با عناصر اول‌ و دوم‌ در عمل‌ غیر ممکن‌ است‌؛ زیرا همه‌ مجرمین‌ بالقوه‌ شناخته‌ شده‌ نیستند تا میل‌ و انگیزه‌ آنان‌ برای‌ ارتکاب‌جرم‌ قابل‌ سرکوبی‌ باشد. ضمن‌ اینکه‌ سرکوبی‌ آنان‌ ممکن‌ است‌ با نقض‌ موازین‌
حقوق همراه‌ باشد. امّا در مورد ابزارهای‌ ارتکاب‌جرم‌ ممنوع‌ کردن‌ همه‌ آنها غیر ممکن‌ است‌. به این‌ ترتیب‌ تنها راه‌ مبارزه‌، تقلیل‌ موقعیت‌های‌ ارتکاب‌ جرم‌ برای‌ مجرمین‌ است‌.همچنین‌، در زمینه‌ پیشگیری‌ غیر کیفری‌ می‌توان‌ با کاهش‌ یا حذف‌ عوامل‌ جرم‌زای‌ محیطی‌ و فردی‌، بطور مستقیم‌ از مجرم‌ شدن‌افراد پیشگیری‌ نمود. بنابراین‌، کلیه‌ تدابیر پیشگیری‌ برای‌ ارتکاب‌ جرم‌ می‌بایست‌ به‌ عنوان‌ سیاست‌ جنایی‌ یک‌ دولت‌ مطرح‌ باشد وبرای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ هدف‌ نیز، دولت‌ می‌تواند از همیاری‌ و مشارکت‌ گسترده‌ مردم‌، بهره‌مند گردد.[۹۵]

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.