بررسی نقش پلیس در پیشگیری از جرم- قسمت ۱۹

ناحیه ای که با نام نورث فیلد[۱۳۹] در لی سستر شناخته شده است، از ۳۳۰۴خانوار تشکیل می شود.این ناحیه از مشکل بی نظمی و نرخ بالای جرم (از جمله سرقت )، رنج می برد (با نرخ ۱۳۱ مورد به ازای هر
یک هزار خانوار در مقایسه با نرخ ۲۷ مورد به ازای هر یک هزار خانوار در سطح کشور انگلیس در سال ۱۹۹۶).
با عنایت به اینکه کار پلیسی به تنهایی فقط می تواند به موفقیت اندکی نایل شود لذا، راهبرد آگاهانه ای برای توسعه همکاری در راستای کارآیی موثر اتخاذ شده است. مرکز عمومی وست هامبر ساید[۱۴۰]، برای هماهنگی در شناسایی مسائل و راه حل های بالقوه با هدف کاهش ۳۰درصد مجموع جرائم طی دو سال، در سال ۱۹۹۷ایجاد گردید. این مرکز بر چهار محور اصلی تمرکز داشت:
جرم و بی نظمی : شرایط اجاره نشینی در نورث فیلدز به وسیلۀ انجمن محلی مجدداً تدوین شد تا از رفتار مجرمانه و ضد اجتماعی جلوگیری کند.همچنین، نقض تعهدات عقد اجاره می توانست مورد رسیدگی حقوقی قرار گیرد تا احکام لازم برای توقف این قبیل رفتارها یا تخلیۀ منزل از مرجع قضایی اخذ شود؛
مسائل بهداشتی : همچنین به والدینی که مشکلاتی با نوزادان، کودکان یا نوجوانان خود داشتند، کمک هایی ارائه شد.این اقدام به منظور کاهش شمار مشکلات جرم و بی نظمی صورت گرفت؛
نوجوانان : جایگزین هایی برای جرم و بی نظمی برای نوجوانان محل به شکل تیم فوتبال نورث فیلدز ارائه شد.این برنامه فرصت هایی برای بازی فوتبال در اختیار نوجوانان قرار داد و از سوی تیم های حرفه ای مورد حمایت قرار گرفت، از جمله این حمایت ها اجازه به نوجوانان برای بازی در زمین این تیم ها بود؛
پلیس مبتنی بر اطلاعات : این رویکرد برای برخو رد با جرائم مواد مخدر و سرقت اتخاذ شد و اقداماتی برای سخت تر کردن شرایط آزادی مشروط زندانیان بزهکار و همچنین اجرای دقیق این شرایط، به عمل
آمد.در اثر اجرای برنامه برای دورۀ زمانی ۱۹۹۵تا ۱۹۹۷در مقایسه با دورۀ ۱۹۹۷تا۱۹۹۸، گزارش جرائم در نورث فیلدز به صورت زیر کاهش یافت:
۳۲درصدبرای کل جرائم (از ۳۸۴۷مورد به ۲۶۲۲مورد) ؛
۷۴درصد برای سرقت از منازل (از ۷۷۳ مورد به ۴۰۷ مورد).
پلیس ، نهادهای اجتماعی، نهاد های مسئول اشتغال، کلیساها، مدارس، مراکز بهداشتی، ادارات مسکن و ساکنین محلی، یاران اصلی این برنامه بودند. تنها بودجۀ اضافی که برای این برنامه در اختیار پلیس قرار گرفت، سه هزار پوند(معادل ۴۴۷۸دلار آمریکا) در سال، برای کمک به اجرای برنامه های مختلف بود. یک مشکل دائمی، طفره رفتن اعضای برنامه مخصوصاً افسران پلیس از انجام وظایف روزمره خود بود. همچنین با برخی از اعضای برنامه اصطکاک هایی پیش آمد زیرا آنان برخی موارد از سوی ساکنین محلی به عنوان “فضول های حرفه ای “[۱۴۱] نگریسته می شدند.[۱۴۲]
بند سوم : افسران پشتیبان جامعه[۱۴۳] (انگلستان)
این واحد از پلیس انگلستان به منظور ارائه حضوری مشهود از پلیس در جامعه تشکیل شده است. از نظر تاریخی سابقه تشکیل این واحد از پلیس در انگلستان به سال۲۰۰۲ بر می گردد. واقعیت این بود که نرخ
جرم در انگلستان از سال ۱۹۹۵به بعد کاهش داشته است به نحوی که نرخ جرم از ۴۰ درصد در سال
۱۹۹۵به ۲۶درصد درسال ۲۰۰۳کاهش یافت، لیکن نظرسنجی های انجام شده حاکی از احساس افزایش
جرم توسط شهروندان انگلیسی بود.افزایش احساس ناامنی با وجود کاهش نرخ جرم ، مقامات انگلیسی را به این فکر واداشت که برای پر کردن فاصله بین واقعیت های موجود و احساس امنیت عمومی
تدابیری را به کار گیرند. نظرسنجی های به عمل آمده حاکی از تمایل مردم برای افزایش ماموران گشت پیاده پلیس در محله ها بود.واقعیت این بود که بیشتر اوقات افسران گشت صرف گشت خودرویی و رسیدگی به وقایع می شد.در نتیجه، در اصلاح قانون پلیس انگلستان در سال ۲۰۰۲، ساختار جدیدی به نام افسران پشتیبان جامعه به خانواده پلیس پیوست.
ارزیابی های به عمل آمده حاکی از اقبال فراوان جامعه نسبت به افسران پشتیبان جامعه در انگلستان است به نحوی که سازمان پلیس در نظر دارد تعداد این افسران را تا سال ۲۰۰۸به ۲۴۰۰۰نفر برساند.[۱۴۴] انجمن رئیسان پلیس انگلستان ماموریت این واحد از پلیس را ، انجام امور پلیسی در محله ها، بدواً از طریق گشت کاملاً مشهود پلیسی به منظور اعادۀ اطمینان اجتماعی به پلیس، افزایش نظم در اماکن عمومی و سهولت دسترسی جامعه و سایر نهادهای مدنی به پلیس ، بیان کرده است.۲ بدیهی است که میزان تاکید بر اجرای این نقش و اختیارات تفویضی به پلیس از ناحیه ای به ناحیه دیگر متفاوت است. وظایف این ماموران بسیار متنوع است و ضمن گشت زنی پیاده، حضور اثربخش در محله ها، حضور و مشاهده جرائم و اقدام در خصوص جرائم مشهود، کمک رسانی و امداد در حوادث، جمع آوری اطلاعات مربوط به جرم از سطح جامعه و تبادل اطلاعات با ساکنین محلی و کسبه و نظارت و حضور در خیابان ها و اماکن عمومی و موارد دیگری از این قبیل را شامل می شود.به عنوان مثال درارزیابی به عمل آمده در مورد وقایع مجرمانه که طی ساعات مختلف شبانه روز در دو منطقه از نورث امبریا ۳ به عمل آمده معلوم شده است که از مجموع ۳۵۶جرم ، ۲۲۸ مورد در مرئی و منظر ماموران پلیس واقع شده یا آنان بلافاصله در محل وقوع جرم حاضرشده اند.
این ماموران بیشتر وقت خود را با جامعه صرف می کنند.آنان در شیفت خدمتی خود از کارائی و اثربخشی بالاتری نسبت به دیگر ماموران پلیس برخوردارند.مطالعات به عمل آمده نشان می دهد که این افسران بیشتر وقت خدمتی خود را صرف کودکان و نوجوانان و سالمندان می کنند.[۱۴۵]
بندچهارم : پلیس و تشکیلات چند عاملی پیشگیری از جرم
در کشور دانمارک سیاست پیشگیری از جرم به عنوان جزء لاینفک سیاست عمومی و به خصوص اجتماعی، درنظر گرفته می شود.دانمارک دارای یک شورای ملی پیشگیری از جرم[۱۴۶] است که متشکل از نمایندگان ۵۰سازمان دولتی و غیر دولتی مختلف می باشد.پایه اصلی روش شورای ملی پیشگیری از جرم عبارت است ازتلفیق طراحی زیست محیطی و توسعه اجتماعی.پیشگیری از جرم به عنوان یک تلاش جمعی و اشتراکی تلقی می گردد که مستلزم منابع قابل ملاحظه ای افزون بر منابع ارائه شده از سوی پلیس و قوه قضائیه می باشد.نقطه قوت رویکرد دانمارکی در پیشگیری اجتماعی از جرم، در میزان پیوستن نیروهای پلیس به ارائه خدمات محلی برای اجتماع است.[۱۴۷]
بند پنجم : تأسیس اداره »جوانان، مرکز توجه پلیس مردمی«
پلیس آمریکا برای ایجاد یک استراتژی اجتماعی جامع به منظور یکپارچه ساختن فعالیت مؤسسات و نهادهای مختلف که در حوزه پیشگیری از بزهکاری جوانان مطرح می باشند، اداره جدید التاسیسی را تحت عنوان » جوانان- مرکز توجه پلیس مردمی« راه اندازی نموده است.
این اداره هدف خود را بر متمرکز نمودن توجه پلیس و مسئولان اجتماعی بر روی پیشگیری از بزهکاری
جوانان تعریف نموده است تا این گونه مؤسسات با همکاری پلیس مشکلات مربوط به جوانان را شناسایی و راه حل های مناسب را ارائه دهند.[۱۴۸]
گفتار دوم : پلیس و پیشگیری از جرم از طریق تمرکز بر نهادهای اجتماعی
در این رویکرد پلیس به جای تمرکز بر افراد اقدامات خود را معطوف به نهادهای اجتماعی می سازد.از آنجایی که محیط های آموزشی به خصوص مدارس نقش بسیار تعیین کننده ای در جامعه پذیری نوجوانان دارند، جهت گیری برنامه های پیشگیرانه به سوی مدارس به یکی از اولویت های اصلی پلیس بدل شده است.
درگیر شدن پلیس در امور مدارس پدیده جدیدی نیست و بیش از نیم قرن گذشته نیروهای پلیس بسیاری از کشورها از طرق گوناگونی با مدارس ارتباط برقرار کرده اند.در بیشتر این مدت این نقش آفرینی محدود به جمع آوری دانش آموزان فراری، تأمین امنیت دوچرخه سواری یا عبور و مرور دانش آموزان یا پیشگیری از سوء استفاده از کودکان بوده است. اما از ابتدای دهۀ ۱۹۶۰به بعد تغییرات تدریجی وجود داشته و در دهۀ۱۹۹۰ منجر به ایجاد ارتباطات بسیار رسمی و نزدیک بین پلیس محلی و مدارس شده است.به عنوان مثال درامریکا بکارگیری ماموران خاص پلیس به عنوان افسران کاردان مدارس انتقال برنامه های پیشگیری از مواد مخدر یا بکارگیری سیاست های انعطاف پذیر همگی پلیس را به امور روزمره مدارس نزدیک تر ساخته است.[۱۴۹]
در حال حاضر در بسیاری از کشورها ، نقش محیط مدرسه در وقوع جرم یا پیشگیری از آن ، به رسمیت
شناخته شده است.در طول سالیان دراز ،قلدری ، نزاع ،فرار از مدرسه و استعمال مواد مخدر ویژگی زندگی
دانش آموزی بوده اند.اما ارتباط مهم این مسائل با بزهکاری و بزه دیدگی و سایر آثار آن بر بهداشت وتوسعه اجتماعی در حال حاضر بیش از پیش شناخته شده است و همچنین تمایل زیادی به برچسب زدن رفتارهای مدرسه ای به عنوان جرم وپاسخ دهی به آن از منظر پلیس جود دارد.در بسیاری از کشورها، مدارس برای مقابله با جرم در درون و اطراف مدارس همکاری فعالانه ای با پلیس دارند. جرم و مشکلات رفتاری در مدارس همچنین به طور فزاینده ای به معضل جامعه و خانواده ها نیزتبدیل شده است.سازمان های منطقه ای مانند شورای اروپا دولت ها را ترغیب به توسعۀ مشارکت های محلی برای پیشگیری و مبارزه با بزهکاری در مدارس کرده اند که پلیس به عنوان یکی از مهمترین اعضای این مشارکت ها در نظر گرفته شده است.[۱۵۰]
در سال ۱۹۵۵در اولین کنگره پیشگیری از جرم و عدالت کیفری به تشکیل واحدهای خاص پلیس کودکان ونوجوانان تصریح شده بود.بر اساس اعلامیه این کنگره سرویس های پلیس باید به کیفیت مؤثری به موضوع بزهکاری جوانان رسیدگی و افراد متخصص برای این امر داشته باشند.این مستخدمین نباید فقط به پیشگیری جرایم بپردازند بلکه می توانند جوانانی را که خطر ارتکاب جرایم برایشان هست راهنمایی کنند.
در دومین کنگره نیز در سال ۱۹۶۰نیز بر توجه به نیازهای ملی برای پیشگیری از بزه کاری کودکان و رعایت همه جانبه حقوق بشر تاکید شده است.[۱۵۱]
در کنوانسیون لازم الاجرای حقوق کودک نیز بدون اشاره صریح به پلیس ویژه کودکان و نوجوانان در بند ۳ماده ۴۰تصریح شده :کشورهای عضوتلاش خواهند کرد تا با وضع قوانین و مقررات وتاسیس مراجع
و نهادهایی راکه به کودکان مجرم ، متهم یا مظنون به نقض قوانین کیفری اختصاص دارند راترویج کنند.[۱۵۲]
از این رو می توان به لزوم تخصصی کردن سازمان پلیسی در ارتباط باکودکان و نوجوانان پی برد و آن را استنباط نمود.
مبحث سوم : پلیس و پیشگیری از جرم از طریق مدارس
درگیر شدن پلیس در امور مدارس ، پدیدۀ جدیدی نیست.از بیش از نیم قرن گذشته، نیروهای پلیس بسیاری از کشورها ، از طرق فراوان با مدارس ارتباط برقرار کرده اند.در بیشتر این مدت، این نقش آفرینی محدود به جمع آوری دانش آموزان فراری ، تامین امنیت دوچرخه سواری یا عبور و مرور دانش آموزان یا پیشگیری از سو ء استفاده ازکودکان بوده است.اما، از ابتدای دهۀ ۱۹۶۰به بعد، تغییرات تدریجی وجود داشته و در دهۀ ۱۹۹۰منجربه ایجاد ارتباطات بسیار رسمی و نزدیک بین پلیس محلی و مدارس شده است.به عنوان مثال در امریکا بکارگیری ماموران خاص پلیس به عنوان افسران کاردان مدارس، انتقال برنامه های پیشگیری از موادمخدر، یا بکارگیری سیاست های انعطاف صفر، همگی پلیس را به امور روزمرۀ مدارس نزدیک تر ساخته است.
بسیاری از این تحولات در واکنش به افزایش عمومی بزهکاری اطفال صورت گرفته که ویژگی خاص بیشتر کشورهای غربی از دهۀ ۱۹۶۰تا دهۀ ۱۹۹۰بوده است.این تحولات همچنین تغییرات عمومی تر در گرایش علیه خشونت و جرم در نوجوانان را منعکس می سازند.
در حال حاضر در بسیاری از کشورها، نقش محیط مدرسه در وقوع جرم یا پیشگیری از آن به رسمیت شناخته شده است.در طول سالیان دراز، قلدری،نزاع، فرار از مدرسه و استعمال موادمخدر ویژگی زندگی دانش آموزی بوده اند، اما ارتباط مهم این مسائل با بزهکاری و بزه دیدگی و سایر آثار آن بر بهداشت و توسعۀ اجتماعی در حال حاضربیش از پیش شناخته شده است.همچنین تمایل زیادی به برچسب زدن
رفتارهای مدرسه ای به عنوان جرم وپاسخ دهی مناسب به آن (از منظر پلیس و نه مدرسه) وجود دارد.
بالاخره، اوج گیری وقایع خشونت آمیز مانند تراژدی کلمبین[۱۵۳]در امریکا یا تیراندازی در مدرسه ای در شهر ارفورت[۱۵۴] آلمان نیز به افزایش نگرانی در مورد نیاز به توسعۀ برنامه های اثربخش پیشگیری از جرم درمدارس کمک کرده است.[۱۵۵]

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.