بررسی نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان دوره دبیرستان شهرستان ورامین- قسمت ۴

۲ـ نقش اوقات فراغت واز خود بیگانگی انسانها ،ابتذال وافزایش جرایم :
برخی معتقدند که دخالت دولتها وسرمایه داران در تنظیم فعالیتهای فراغت مردم وهمچنین افراط در خوشگذرانی درایام فراغت باعث شده است که انسانها وخصوصاًطبقۀ کارگر از وجود روابط یک طرفه واستثماری غافل شده وبیشتر همت خود صرف خوشگذرانی نمایند نقش فزایندۀ رسانه های جمعی در پر کردن اوقات فراغت مردم این امر را تشدید می کند ودر نهایت آنچه بر جا می ماند طبقات زحمتکش است که بیشتر قانع ومطیع کارفرمایان هستند.
از جمله منتقدان این نقش «اوقات فراغت »را می توان مار گرت مید نام برد که با انتشار کتاب «فراغت توده وار »تأثیر اوقات فراغت دراز خود بیگانگی مردم رابه باد انتقاد گرفت .
همچنین از یک فرم وهربرت مارکوزه نیز از منتقدان «اوقات فراغت »به شمار می روند .هربرت مارکوزه به نقش «اوقات فراغت »دربه ابتذال کشیدن انسانها انتقاد می کند ومی گوید:
«امروزه اوقات فراغت درزندگی انسانها بی معنی ومبتذل شده ،رضایت خاطر جای خود را به خشنودی های آنی داده است . جامعه مسئول پیدایش چنین وضعیت درزندگی انسانهاست ».(مارکوزه ،هربرت ،۱۳۶۲ ،۱۰۲ )
همچنین نقش اوقات فراغت در افزایش جرم و جنایت از نظرها دور نمانده و عده ای در مورد آن به بحث وبررسی پرذاخته اند . آقای ابوالفضل مطهری یکی از محققین آموزش و پرورش در گزارش تحقیق در خصوص اوقات فراغت جوانان قم ،درفصل تحت عنوان «سرمایه داری اوقات فراغت و فریبکاری »می نویسد:
«….با کمال تأسف باید گفت که افزایش اوقات فراغت همان گونه که خوشی هایی دربر دارد ومسایل ومشکلاتی را نیز به پیش آورده ویکی از مشخصات تمدن جدید در حالات افراطی پرداختن به جرم و جنایت وفرومایگی های عقلی وروانی مشهود است .به علاوه بی بندوباری جدید ،دراخلاق ورفتار وبی علاقگی به امور نیز قابل ملاحظه است ».(مطهری ،ابوالفضل ،۱۳۷۹ )
درواقع برخلاف نظر دومازیه که خوش بینانه از «تمدن فراغت »صحبت می کند ومعتقد است که تمدن جدید امکانات فراغت رابه طوری عادلانه ای در اختیار تودۀ مردم قرار خواهد داد برخی معتقدند که فعالیتهای اوقات فراغت نابرابریهای اجتماعی را افزایش داده و همچون گذشته طبقات ضعیف رابه خدمت طبقات مرفه در اورده است .
آگوستین ژیرار در این خصوص می نویسد :
«خرید یک اتومبیل رفتن به تعطیلات کنار دریا یا اسکی ،نشانه های دست یافتن به تمدن مصرفی است واز طریق تبلیغات تجاری مورد ستایش قرار می گیرد بنابراین اوقات فراغت عامل از خود بیگانگی جدیدی شده است ونابرابریهای اجتماعی را تشدید می کند .زیرا نادارها فاقد امکاناتی هستند که بنیاد چنین شیوۀ گذران اوقات فراغتی را تشکیل دهند…».(ژیرار،آگوستین ،۱۳۷۲ ،۲۰۵ )
۲-۶-۶ اوقات فراغت دردوره فوق صنعتی :
تاکنون هرچند مجمل در خصوص وضعیت «اوقات فراغت »در «دوران باستان »،«جوامع سنتی »و«جوامع صنعتی »بحث شد .از آنجایی که به نظر اغلب صاحب نظران جهان از مرحلۀ صنعت خواهد گذشت ودوران جدیدی راتجربه خواهد نمود (به عقیدۀ بسیاری آغاز گردیده است ).لذا لازم است درمورد نحوۀ گذران اوقات فراغت دردورۀفوق صنعتی بحث شود.البته بحث در مورد ویژگیهای این دوره تا حدودی مشکل است زیرا که هنوز اختلاف نظرهایی در مورد مصادیق جامعه فوق صنعتی وجود دارد .اندیشمندان مختلف بنابه سلایق خود ویژگیهایی را برای جامعۀفوق صنعتی می شمارند وهریک نیز کشوریاجامعه ای را به عنوان مصداق عینی آن معرفی می کنند.برخی نیز دست به پیش بینی زده وجامعه ای راباویژگیهای خاص ترسیم می کنند ونام آن را جامعۀ فوق صنعتی می گذارند .
دراین بحث نوشته های «الوین تافلر[۳۲] »مورد بررسی قرار می گیرد . تافلر جزء اولین کسانی است که به بحث واظهار نظر در مورد جامعه فوق صنعتی پرداخته دراثرمعروف خود به نام «موج سوم »ویژگیهایی رابرای جامعۀفوق صنعتی که جهان به سمت آن طی طریق می کنند ترسیم نموده لذا نوشته های ایشان رامناسب دیده ومبنای کار قرار می دهیم .براساس آن چه تافلر می گوید جهان در عصرفوق صنعتی از لحاظ برخی ویژگیها نوعی باز گشت به دوران سنتی خواهد داشت . در جامعۀ سنتی تولید برای رفع نیاز انجام می شد .بدین معنی که هر خانواده سعی داشت کالاهای مورد نیاز خود را در کنار سایر اعضای خانواده وبه کمک ایشان تولید کند واگر مبادله ای صورت می گرفت فقط به خاطر مازاد مختصری بود که گاهی در امر تولید حاصل می شد . اما در دوران صنعتی تولید نه درخانه ودر کنار خانواده بلکه در کارخانه هاو کارگاههای بزرگ انجام می شد و هدف از تولید بیشتر تجارت بود . تولید کالا به صورت انبوه بود وکارگران وکارکنان در مقابل کاری که انجام می دادند فقط دستمزد دریافت می کردند .
تافلرمعتقد است که دردوران فوق صنعتی نظام تولید دگرگون خواهد شد و انسانها از کارگاهها و کار خانجات به درون خانه ها باز خواهند گشت وهمۀ کارهایشان من جمله تولید رادر همان جا دنبال خواهند نمود .اواین بحث را فصل شانزدهم کتاب «موج سوم »تحت عنوان«کلبه الکترونیک »مطرح می کند .«نظام جدید تولید ،علاوه بر کوچکترکردن واحدهای تولید ونامتمرکز کردن واز شهر به در بردن تولید و علاوه بردگرگون ساختن خصلت واقعی کار ،می تواند میلیونها انسان را از کارخانه ها و ادرات (زندان «موج دوم ») آزاد کند وبه مأوای اصلی شان که از ابتدا بدان تعلق داشته اند ،یعنی خانه باز گرداند . اگرقرار است چنین چیزی اتفاق افتد دراین صورت تمام مؤسسات ونهادها از خانواده گرفته تا مدرسه وشرکت باید دگرگون شوند».(تافلر،الوین ،۱۳۶۶ ،۲۶۱ )
تافلر معتقد است این باز گشت به خانه با تحولی عظیم همراه خواهد بود .
«……بازگشت به صنعت کلبۀ روستایی ،منتهی برپایه های جدید وپیشرفته و الکترونیکی بازگشت به عصری که درآن خانه (نه کارخانه واداره )کانون ومحور جامعه خواهد بود ».(همان منبع ،۲۷۰ )
اگر آنچه تافلر پیش بینی می کند تحقق یابد دوباره همچون دوران سنتی آمیختگی بین کاروبیکاری به وجود خواهد «بحث اوقات فراغت »به سرنوشت دوران سنتی گرفتار خواهد شد .اما تحولات دیگری که در کنار تحول در شیوۀ تولید پدید خواهد آمد باعث خواهد شد که امر اوقات فراغت در این دودوره متفاوت از یکدیگر باشد برخی شباهتها وتفاوتهای امرفراغت درسه دورۀسنتی ،صنعتی وفوق صنعتی به قرار زیر خواهد بود :
۲-۶-۷ شباهتها :
۱ـ آمیختگی کار و بیکاری : دردوره سنتی نوع آمیختگی بین کار وبیکاری وجود داشت و کشاورزان وروستائیان درتمام طول سال وگاهی در تمام طول روز حتی گاهی شبها به حکم ضرورت کار می کردندواوقات بیکاری آنان راطبیعت تعیین می کرد .
درموج سوم نیز کاروبیکاری آمیخته خواهند شد .بااین تفاوت که دیگر خشم وقهر طبیعت برآن حاکم نخواهد شد .بنابراین درموج سوم زمان بیکاری در اختیار افراد خواهد بود وخواهند توانست از قبل برای آن برنامه ریزی کنند (امری که در موج دوم امکان نداشت ) به همین دلیل می توان گفت که وقت فراغت در موج سوم مفیدتر صرف خواهد شد .
۲ـ مهم شدن خانواده وگسترده شدن شکل آن:دردوران سنتی خانواده کانون زندگی بوده وازاهمیت خاصی برخودار بود وشکل آن نیز گسترده بود چرا که شیوۀ زندگی سنتی ایحاب می کرد که شکل خانواده ها گسترده باشد . بازگشت به کلبه های الکترونیک در موج سوم دوباره اهمیت خانواده را احیا خواهد کرد وشکل آنرا گسترده خواهد نمود .
تافلر معتقد است که «اگرکسانی بخواهند شکل خانوادۀ هسته ای راحفظ کنند باید مبارزۀ سختی راآغاز کنند ».
۲-۶-۸ تفاوتها:
۱ـ اوقات فراغت دردورۀ فوق صنعتی منظم تر ،سازمان یافته تر واختیاری تر از دوران سنتی و صنعتی خواهد بود .به علت غلبه انسان برطبیعت وعد م تبعیت زمان کار از طبیعت انسان خواهدتوانست وقت خود را تنظیم ودر اختیار بگیرد .ازطرف دیگر اگر دردورۀ صنعتی زمان کاروبیکاری انسانها از کارفرمایان تنظیم می کردند . دردوره فوق صنعتی این خانواده ها هستند که وقت فراغت خودرا دراختیار می گیرند .
۲ـ دردورۀ فوق صنعتی امکان عمومی برای بهره گیری ازاوقات فراغت بیشتر از دوره های قبل است . اگر دردورۀ سنتی عامۀ مردم وفقرا امکان بهره گیری از اوقات بیکاری خود را نداشتندوفقط اشراف به معنی واقعی کلمه ازوقت فراغت بهره می گرفتند در دورۀ صنعتی نیز این شرایط اگر چه تعدیل شد ولی باز تا حدودی وبه شکل دیگری حفظ شد .دردورۀ فوق صنعتی به دلیل افزایش ارزش افزوده به احتمال زیاد همگان خواهند توانست از وقت فراغت خود بهره گیری کنند.
۳ـ ظهور و تقویت پدیده ای تحت عنوان وقت فراغت سالخوردگان دردورۀفوق صنعتی .
دردورۀصنعتی بیشترفراغت جوانان مورد توجه بود اما کنترل زادوولد حتی گریز ازبچه دار شدن که در دوران صنعتی آغاز شده است .دردورۀفوق صنعتی به مدد تکنولوژی پیشرفته وپزشکی فعال به اوج خود خواهدرسید واز سوی دیگر بهبود وضع زندگی باعث افزایش طول عمر خواهد شد ومسئله اصلی خانواده ها وجامعه به جای کودکان ،نوجوانان وجوانان،سالخوردگان خواهد بود .
۴ـالکترونیکی شدن مسافرتها درجامعه فوق صنعتی باعث افزوده شدن وقت فراغت نسبت به جامعه صنعتی وسنتی خواهد شد .(مصادیق بارز آن اینترنت ،ایمل وتلفن همراه و….)
۵ـ افزایش خدمات دولتی برای گذران اوقات فراغت بر خلاف جامعه سنتی که امکانات عمومی ودولتی برای گذران اوقات فراغت وجود نداشت وهمچنین در جامعه صنعتی این امکانات برای طبقات پائین جامعه هزینه برودوراز دسترس بود در جامعه فوق صنعتی بیشتر توان وهمت دولتها صرف ایجاد چنین امکاناتی خواهد شد .چرا که کامپیوتر بسیاری از خدمات وکارهای دولتها راانجام خواهد دادوامکان بیشتری برای دولتها ایجاد خواهد شد که به اموری چون وقت فراغت شهروندان بپردازند .
بخش دوم
مقدمه
موضوع تحصیل فرزندان ، امروز یکی از دغدغه های مهم خانواده های کشورمان را تشکیل میدهد . این دغدغه بیشتر به دلیل وابستگی آیندۀ فرزندان به میزان توفیق آنان در تحصیل و طی دوره متوسطه و ورود به دانشگاه بوجود می آید . اگر چه این دل نگرانی ها برای اعتلا و ارتقای تحصیلی فرزندان و در کل نظام آ.پ نقطه ای امید بخش و خوشایند است در چهره ای دیگر ، نوعی اضطراب و تشویش برای خانواده ها و دانش آموزان فراهم می نماید که چنانچه فردی نتواند مراحل تولید را به شکلی مؤفق و با نمراتی عالی طی نماید و راهیابی او به دانشگاه دچار اشکال گردد . دیگر نمی تواند فردی موفق و شهروندی مؤثر به لحاظ اجتماعی به شمار آید . به نظر می رسد نظام تربیتی ما باید به گونه ای برنامه ریزی نماید که از سویی پیشرفت تحصیلی و کارآیی آموزشی را بالا ببرد و راه های مؤثر پیشرفت تحصیلی را برای اعتلای آموزشی در پیش گیرد و از دیگر سو نظام اجتماعی ما داشتن مدارک تحصیلی دانشگاهی را تنها ملاک شاخص برای توفیقات اجتماعی و شغل یابی ، مطمح نظر قرار ندهد ، بلکه شایستگی های فردی ، ابتکارات انسانی و تلاش های سازندۀ افراد را هم به عنوان ملاک های اعتباری برای شاخص های اجتماعی ، معیارهای شغل یابی و تأمین نیازمندیهای شغلی مور توجه قرار دهد .
اگر به متقاضیان ورود به دانشگاه ها بنگریم که خیل عظیمی از مشتاقان ، آرزومند و متقاضی راهیابی به دانشگاه هستند ، اما ظرفیت پذیرش دانشگاه ها علی رغم توسعۀ فراوان آن در سالهای اخیر ، تنها قادر است بخش محدودی از این متقاضیان را جذب نماید ، لذا بسیاری از افرادی که به دانشگاه راه نیافته اند با احساسی خاص از عدم توفیق و نوعی شکست ، تصوری نامطلوب نسبت به آینده با خود به همراه همراه خواهند داشت . در صورتی که اگر واقع بینانه به موضوع بنگریم ما ، در جامعه خود عدۀ معدودی که دارای تحصیلات دانشگاهی می باشند نیازمندیم که فقط همان عدۀ مورد نیاز را باید در دانشگاه ها بپذیریم و مورد تربیت قرار دهیم تا بتوانیم به تناسب نیاز به جذب آنها بپردازیم بنابراین اگر بیش از عدۀ مورد نیاز دانشجو بپذیریم ، هم سرمایۀ بیشری را به هدر داده ایم و هم در جذب نیروهای مازاد دچار اشکال خواهیم شد . در واقع در هیچ جامعه ای این طور نیست که همۀ فارغ التحصیلان نظام ممتوسطه وارد دانشگاه شوند ، بلکه صرفاً افراد علاقه مند و مشتاق ادامۀ تحصیل که درصدی محدود از فارغ التحصیلان نظام متوسطه را تشکیل می دهند متقاضی ادامۀ تحصیل و راهیابی به دانشگاه هستند .
ریشه یابی این موضوع در جوامعی که فقط عدۀ محدودی از جوانان متقاضی راهیابی به دانشگاه می باشند ، به شکل و نحوۀ نگرش اجتماعی و شغلی آن جوامع بر می گردد. یعنی اینکه ملاک ارزش و تشخیص اجتماعی فقط به تحصیلات دانشگاهی نیست و در ثانی ملاک استخدام و شغل یابی هم به مدارک دانشگاهی محدود نمی شود . به طور قطع اگر این ملاک ها بصورت ساختاری در جامعه اصلاح گردد و معیار توفیقات انسانی از مدرک تحصیلی به نحوۀ تلاش و تکاپو و خلاقیت های فردی گسترش یابد و از سوی دیگر ارزشهای اجتماعی برای خانواده ها به جای خلاصه شدن در تحصیلات دانشگاهی به ارزشهای اخلاقی ، تلاش و خلاقیت فردی ، پای بند و وفاداری به ارزش های ملی و اعتقادی تعمیم پیدا کند ، می توان از سیل متقاضیان برای تحصیلات دانشگاهی کاست که در این صورت از زیانهای اقتصادی و آثار روانی و عاطفی ناشی از عم راهیابی به دانشگاه تا حدود زیادی پیشگیری می شود و به جای آن واقع بینی بر مناسبات انسانی حاکم می گردد.
در این بخش تلاش ما بر آن است که ملاکهایی برای پیشرفت و افت تحصیلی ارائه دهیم و وظایف خانواده ها را در این خصوص بیان کنیم .
۲ـ۷ عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی
برای اینکه مفهوم پیشرفت تحصیلی روشن شود ، ابتدا باید مفهوم افت تحصیلی که واژه ای در مقابل آن به شمار می آید ، روشن گردد.
افت تحصیلی :
افت عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموزان سطحی سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است چنانچه فاصلۀ قابل توجهی بین استعداد بالقوه و استعداد بالفعل فر در فعالیتهای درسی مشهود باشد چنین فاصله ای را افت تحصیلی می نامند (افروز ، ۱۳۷۵ ص ۱۰۱ ) .
روشن است که افت تحصیلی فقط در مردودی یا تجدیدی خلاصه نمی شود و در مورد هر دانش آموزی که یادگیری های او کمتر از توان و استعداد بالقوه و حد انتظار باشد صدق می کند . بنابراین حتی دانش آموزان تیز هوش ممکن است دچار افت تحصیلی گردند (امین فر ، ۱۳۶۵ ص۱۲) . با روشن شدن مفهوم افت تحصیلی اکنون می توان مفهوم پیشرفت تحصیلی را ، به صورتی شفاف دریافت .
پیشرفت تحصیلی :
چنانچه آموخته های آموزشگاهی فرد متناسب با توان و استعداد بالقوۀ او باشد می توانیم بگوییم که دانش آموزان به پیشرفت تحصیلی نایل گردیه است . عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی دانش آموز فراوانند که در مجموعه ای از عوامل فردی ، آموزشگاهی ( مدرسه ای ) ، خانوادگی و اجتماعی طبقه بندی می شوند .
در پژوهشی که برای رسالۀ دکترا به منظور شناسایی عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی درس ریاضی دورۀ راهنمایی تحصیلی در سراسر کشور انجام پذیرفته است ، مهمترین عواملی که مؤثر در پیشرفت تحصیلی شناسایی شده اند عبارتند از :
وضعیت فرهنگی خانواده دانش آموز
آموزشهای تقویتی
انجام تکالیف درسی و کار در خانه

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است