بررسی تغییرات روند بارش سالانه، ماهانه و فصلی در دره سفید رود- قسمت ۷

گریگوری[۸] (۱۹۵۶)، طی تحقیقاتی که روی بارش انگلستان به عمل آورده است با تقسیم انگلستان به ۴ ناحیه معتقد است که اگر چه بارش سالانه دستخوش تغییراتی است ولی این تغییرات همه جا یکسان نیست و همزمان با کاهش بارش در یک مکان افزایش بارندگی در مکان دیگر مشهود است.
علاوه بر روش تجزیه به مولفه های اصلی، روش تحلیل خوشه ای نیز از جمله روش های آماری پیشرفته است که برای ناحیه بندی و تحلیل الگوهای مکانی بارش ها مورد استفاده قرار گرفته است. گونگ و ریچمن[۹] (۱۹۹۵)، در مطالعه ای تحت عنوان: کاربد تحلیل خوشه ای برای داده های بارندگی فصل رشد در شرق کوههای راکی در شمال آمریکا، نشان دادند که روش های مختلف تحلیل خوشه ای کارایی قابل ملاحظه ای در ناحیه بندی بارش های منطقه دارد.
هو[۱۰] و همکارانش (۱۹۶۶)، با مطالعه روی بارندگی های بالای ۵/۶۳ میلی متر در روز به نتیجه رسیده اند که تعداد تکرار این گونه بارندگی ها در ددوره ۲۹ ساله بین سال های ۱۹۱۱ تا ۱۹۴۰، از تعداد تکرار آنها در دوره ۲۵ ساله بین سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۴ کمتر است.
جهادی طریقی (۱۳۷۸)، در مقاله ای تحت عنوان: تعیین روند تغییرات دما و بارش شهر مشهد طی دوره آماری ۱۹۱ تا ۱۹۹۴٫ نتیجه می گیرد روند افزایش دما و بارش طی دوره مورد مطالعه در مشهد به وقوع پیوسته ولی مقادیر آن دو (دما و بارش) یکسان نمی باشد. عامل افزایش بارندگی را تغییر الگوی بادهای غربی و عامل افزایش دما ر اگسترش بی رویه شهرنشینی در مشهد می داند.
خورشید دوست و قویدل (۱۳۸۳)، در مقاله ای تحت عنوان: مطالعات نوسانات بارش و پیش بینی و تعیین فصول مرطوب و خشک زمستانه استان آذربایجان شرقی. ۱۲ ایستگاه منطقه را بررسی و نتیجه می‎گیرند، نوسانات شدیدی بارش فصل زمستان در سال های مختلف و از ایستگاهی به ایستگاه دیگر، از ویژگی‎ها و در عین حال مسائل مشکل آفرین منطقه می باشد و ارتفاعات را مهم ترین عامل بارش های منظم منطقه دانسته و معتقدند ۴۷ درصد بارندگی های آذربایجان در زمستان اتفاق می افتد.
ذولفقاری (۱۳۷۷)، در مقاله ای تحت عنوان: تحلیلی بر بارش های بهاری غرب ایران طی یک دوره اماری ۳۰ ساله (۱۹۹۶-۱۹۶۷) با تقسیم بندی بارندگی های ماهانه فصل بهار به ۳ دوره مستقل ۱۰ ساله اشاره می کند که بیشتر بارش های غرب ایران و نیز ایستگاه اردبیل در فصل بهار بوده و علت آن را نیز خروج دیرتر جریان های باران آور غربی از منطقه می داند.
رمضانی (۱۳۸۳)، در مقاله ای تحت عنوان: بررسی روند تغییرات دما-بارش در غرب گیلان با تکیه بر خشکسالی، آمار ۹ ایستگاه هواشناسی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و نتیجه می گیرد بارش منطقه از شمال به جنوب روند کاهشی دارد و همچنین کاهش طول مدت گیاهان زراعی را در شش ماهه اول سال ناشی از روند کاهش دما می داند و معتقد است منطقه شاهد تغییر ملایمی در اقلیم می باشد.
ساری صراف (۱۳۷۷)، در پایان نامه خود تحت عنوان: تحلیل رژیم های ماهانه حوضه ارس و شرق دریاچه ارومیه و محاسبه ضریب جریان با داده های بارش ماهانه ۲۵ ایستگاه شمال غرب کشور از سال ۱۹۹۲-۱۹۶۰، با استفاده از روش های آماری پیشرفته مانند روش تحلیل تحلیل عاملی، تفاوت های مکانی و زمانی بارش و عوامل موثر بر پراکندگی ها را مورد بررسی قرار داده و وجود نواحی متعدد بارشی در منطقه آذربایجان را نتیجه می گیرد. در این مطالعه تعداد اندکی از ایستگاه های اردبیل نیز مورد استفاده قرار گرفته که به دلیل تعداد کم این ایستگاهها، نمی تواند به طور کامل معرف خصوصیات اقلیمی این منطقه باشد.
غیور (۱۳۷۵)، در مقاله ای تحت عنوان: بررسی تغییرات بارش در چند ایستگاه ایران به تغییرات زمانی- مکتنی بارش در ۱۸ ایستگاه انتخابی پرداخته و نتیجه گرفته که تغییرات بارش در طول زمان ثابت نبوده بلکه در مکان های مختلف نیز دارای روند مشابهی نبوده و در همان سالهایی که ایستگاهی بارش بیشتری دریافت می دارد، ایستگاه دیگری در فاصله نه چندان دور دریافت کننده بارش کمتری می باشد. قطره سامانی (۱۳۸۲)، در مقاله تحت عنوان عناوین: بررسی تغییرات بارش (مقدار، زمان و نوع) دوره آماری ۱۹۵۶ تا ۲۰۰۰ میلادی در استان چهارمحال و بختیاری نتیجه می گیرد، در کلیه ایستگاههای دوره‎های خشک روند افزایشی و دوره های تر در حال کاهش می باشد. این امر در بالا بردن نیاز آبی مصارف مختلف بسیار موثر است و باید به تناسب ان تغییراتی در گونه ها بوجود آورد.
قطره سامانی (۱۳۸۲)، در مقاله ای دیگر تحت عناوین: آشکار سازی تغییرات دما و بارش نسبت به میانگین در استان چهار محال و بختیاری نتیجه میگیرد، حداکثر های دما در حال کاهش و حداقل ها در حال افزایش بوده و همین مسئله عدم تغییر را در میانگین نشان می دهد که خود باعث اعتدال هوای منطقه شده است. از طرفی مقادیر بارش روند کاهشی داشته با توجه به افزایش دما اثرات زیست محیطی از جمله در بخش کشاورزی را بدنبال خواهد داشت.
عباس مفیدی و آذر زرین (۱۳۸۳)، در مقاله ای تحت عنوان بررسی سینوپتیکی تاثیر ماهانه کم فشار سودانی در وقوع بارش های سیل زا در ایران می فرماید تشکیل و گسترش کم فشار سودانی اگرچه همچون سایر مطالعات در مقادیر پایین شاخص چرخه و استقرار پشته ای در تراز میانی ؟ ؟ در روی مدیترانه غربی و ناوه عمیقی بر منتهی الیه شرق مدیترانه دلالت دارد، اما نقش اصلی ر ابه کشیده شدن تاوه قطبی در تراز ۵۰ هکتوپاسکال که به عنوان منبع اصلی تاوایی برای پیدایش الگوی گردش ناهنجار و تقویت سلول هدلی و جت جنب حاره بر روی مدیترانه و شمال آفریقا می دهد بررسی نشان می دهد که بیشترین فراوانی وقوع کم فشار سودانی در ایران در درجه اول مربوط به ماه دسامبر (آذر) و سپس فصل زمستان می باشد و منبع اصلی رطوبت سامانه های سودانی مناطق حاره ای شرق آفریقا و قطاع جنوب غربی دریای غرب می باشد و حداکثر رطوبت ورودی به ایران نیز در منطقه جنوب غرب کشور به خصوص بررسی استان های کهگیلویه و بویر احمد و چهار محال بختیای مشاهده گردیده است.
عباس مفیدی (۱۳)، در مقاله خود تحت عنوان اقلیم شناسی سینوپتیکی بارش های سیل زا با منشا دریای سرخ در خاورمیانه می فرماید موقعیت منطقه همگرایی دریا با در نظر گرفتن شرایط سینوپتیکی و به واسطه تغییرات شدت هر یک از دو باد غالب در شکافت دریای سرخ بصورت روزانه و ماهانه تغییر خواهد نمود. همچنینی شکل گیری مناطق همگرایی اولیه در منطقه دریای سرخ نتیجه تاثیر متقابل جریان های ورد سپهری و ویژگی های توپوگرافی می باشد و نتایج مطالعات نشان می دهد که زبانه کم فشار دریای سرخ نتیجه فرآیند پناهی در منطقه دریای سرخ بوده و کوه های مرتفع فلات اتیوپی و کوه های عسید بیشترین را از این جهت دارا هستند.
پری سیما کتیرایی بروجردی و همکاران (۱۳)، در مقاله خود تحت عنوان بررسی تغییرات بلند مدت بارش کل و روزهای بارانی در غرب و شمال غرب ایران می فرماید روند بارش کل سالانه در ۴ ایستگاه و تعداد روزهای بارانی نیز در ۴ ایستگاه معنی دار (۹۰%) است روند بارش کل سالانه در ۹ ایستگاه و تعداد کاهش دو ایستگاه صفر و یک ایستگاه مثبت است. تنها ایستگاه مشیران است که در آن بارش کل و تعداد روزهای بارانی تمام فصل ها و روند مثبت دارند. روند فصل زمستان شبیه به روند سالانه است. و بارش فصل بهار در همه ایستگاه ها غیر از مشیران کاهش یافته ولی بارش فصل پاییز تنها در ۴ ایستگاه کاهش یافته است.
بیژن قهرمان و حمیدرضا، ۱۳۸۳، در مقاله خود تحت عنوان اصلاح روابط شدت- مدت و فراوانی بارندگی در ایران می فرمایند داشتن شدت بارندگی در دوره های بازگشت مختلف برای بسیاری از مدل‎های هیدرولوژی الزامی است. روابط شدت-مدت-فراوانی بارندگی از زمانهای قدیم در نقاط مختلفی از جهان بررسی شده است نتایج بررسی در این تحقیق تغییرات محسوس ر انشان می دهد که این امر می‏تواند به تغییر پارامترهای توابع توزیع احتمال سدی زمانی شدت های بارندگی به دلیل افزایش طول دوره آماری می باشد. همچنین روابطی برای برآورد مقدار عددی باران ساعتی ده ساله برای ایران از روی پارامترهایی چون میانگین باران سالانه و میانگین حداکثر بارش روزانه ارائه شد. چنینی رابطه ای برای کل ایستگاه ها و همچنینی برای تقسیم بندی های مختلفی ازایستگاهها (براساس مقدار باران سالانه، براساس تقسیم بندی ظاهری اقلیم) بدست آمد. اعتبار کلیه روابط براساس ۸ ایستگاه مستقل که توزیع مکانی مناسبی در کشور داشتند، بررسی کرد و نشان داد که در صورت انتخاب محدوده مناسبی برای ایستگاه روابط قابل قبول خواهد بود. روابط قبلی برای برآورد باران ساعتی ده ساله در ایران دیگر کارایی ندارد.
علیرضا صادقی حسینی و سمیه ازروجی (۱۳۸۷)، در مقاله خود تحت عنوان بررسی موردی بارش منطقه تهران متاثر از آلودگی ذره ای می فرماید بررسی نقشه های همبارن- هم آلاینده برای هر رویداد بارش در شرایط نا مطلوب در فصل گرم و سرد روشنی می سازد که با پخش آلودگی از مرکز شهر به سمت شمال شهر و در نتیجه کاهش غلظت آلاینده های ذره ای، بارش از مرکز شهر به سمت شمال شهر طی روز افزایش می یابد میانگین کل بارش در ایستگاه های شمال شهر به دلیل ارتفاع بیشتر، نسبت به مناطق مرکزی و غربی و شرقی بیشتر است. این میانگین ها در روزهای نامطلوب، از غرب به شرق کاهش و در روزهای مطلوب افزایش می یابد.
علی نجفی (۱۳۸۳)، در مقاله خود تحت عنوان محاسبه آماری حداکثر بارش محتمل ۲۴ ساعته و حداکثر آب قابل بارش ایستگاه اصفهان می فرماید در طراحی سازه های آبی نظیر سدهای مخزنی و نیز شبکه های گسترده آبیاری و زهکشی نیاز به دستیابی به معیاری علمی برای طراحی به منظور گریز از حداکثرسازی غیرمنطقی ابعاد سازه از یک طرف و نزدیکی به توجیه اقتصادی طرح از طرف دیگر، همواره موردنظر متخصصلن و دست اندر کاران بخش آب بوده است. مدنظر قرار دادن حداکثر سیل محتمل می‎تواند به عنوان پارامتر اطمینان بخش در این زمینه منظور گردد چنین سیلی می تواند منتج از یک بارش حداکثر محتمل به عنوان ورودی به سیستم باشد. برآورد حداکثر بارش محتمل در حوزه زاینده رود می‎تواند در ممحاسبات مربوط به طراحی چنین ساختارهایی مثمر ثمر باشد. بر این اساس مقدار حداکثر بارش محتمل ۲۴ ساعته ایستگاه اصفهان و نیز حداکثر آب قابل بارش با روش آماری محاسبه گردید.
کمالی و سرافراز (۱۳۷۹)، در مقاله خود تحت عنوان: مطالعه تغییرات بارندگی مشهد، به بررسی روند بارندگی در ایستگاه هواشناسی مشهد از تاریخ تاسیس آن پرداخته و تغییرات احتمالی آن را در ده سال اخیر در مقایسه با چهل و سه سال قبل از آن مقایسه کرده و این تغییرات را به عنوان علامتی از نوسانات غیر منتظره آب و هوایی دانسته اند. همچنینی بررسی های انجام شده نشان می دهد که میانگین و پراکنش بارندگی در فصل ها و ماه های این دوره متفاوت است.
مجید پور (۱۳۸۱)، در پایان نامه خود تحت عنوان: تحلیل زمانی و مکانی بارش های استان اردبیل. با بررسی آماری شاخص های گرایش مرکزی و شاخص های پراکندگی برای داده های بارش ماهانه ۱۵ ایستگاه سینوپتیک و کلیماتولوژی و باران سنجی استان اردبیل به مدت ۳۰ سال در فاصله زمانی ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۸ نتیجه می گیرد، بارش ماهانه، فصلی و سالانه این ایستگاه ها دارای نوسانات زمانی قابل توجهی بوده و این نوسانات از مکانی به مکانی دیگر تغییر می کند. به طوری که بررسی این شاخص ها نشان می دهد، فصل غالب بارش تقریباً در تمامی ایستگاه ها فصل بهار می باشد.
با توجه به مطالعات انجام یافته در داخل و خارج از کشور بر روی مولفه بارش و دما با روش های متفاوت و نتایج حاصله، اکثراً نوسانات زمانی و مکانی را مورد اشاره قرار داده اند و تغییرات اقلیمی در تمام نقاط جهان یکی از مباحث مهم و بحث برانگیز می باشد که مستقیماً بر تمام شئونات زندگی بشر تاثیرگذار است. به همین منظور در پروزه حاضر با رویکرد آماری روند تغییرات بارش در دره سفید رود مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
 

یک مطلب دیگر:
بررسی تاثیر ارزش اطلاعاتی نوع سوم معیارهای ریسک نقدینگی بازل- قسمت ۱۶

۲-۱- فرآیند بارش

از لحاظ تعریف، بارش (Precipitation)، هر گونه رطوبت متراکمی است که به سطح زمین فرو می‎ریزد. بنابراین، فرآیند تراکم باید قبل از بارندگی صورت گیرد. معمولاً بارندگی، از انواع ابرها می بارد. اما ممکن است تمام ابرها ایجاد بارندگی نکنند. فقط وقتی قطرات آب، تکه های یخ و یا بلورهای آن آنقدر بزرگ می شوند که بر نیروهای شناوری و بالا دهنده ی قطرات آب در هوا فایق آینده بارندگی انجام می‎شود.
وقتی مقایسه ای بین اندازه ذرات ابری که باران ازآن می بارد یا ابری که ایجاد باران نمی کند به عمل می آید، متوجه می شویم فرآیند و یا فرآیندهایی وجود دارند که هنوز شناخته نشده اند. برای مثال، متوسط اندازه یک ذره ابر، که تخمین زده می شود در مدت ۱۰۰ ثانیه متراکم شده باشد، ۰۴/۰ میلی متر است و حداکثر اندازه یک ذره متراکم ۲/۰ میلی متر است. به هر حال، قطرات باران معمولی از ۵/۰ تا ۴ میلی متر تغییر می کنند.
مساله مهم در فیزیک بارندگی این است که چرا بعضی از ابرها قطراتی به اندازه قطره باران درست می‎کنند و دیگر ابرها چنین کاری را ننمی کنند. اگرچه تراکم مستقیم سبب ایجاد قطرات بزرگ نمی شود، اما برخورد و همامیزی قطرات با یکدیگر قطرات بزرگی ر ابوجود می آورد. برخورد مکرر، قطراتی با اندازه باران ر اتشکیل می دهد. کارآرایی همامیزی در شکل ۲-۱ که سرعت رشد قطرات آب ر ادر حالت تراکم و همامیزی نشان می دهد مشخص شده است. پس از این که اندازه قطرات به ۰۴/۰ میلی متر رسید، رشد آنها بیشتر به علت همامیزی است تا تراکم. هنوز این سوال وجود دارد که چرا همامیزی در بعضی از ابرها اتفاق می افتد و در بعضی دیگر نه.. کمتر از یک حد آستانه (حدود ۰۴/۰ میلی متر) قطرات آن قدر کوچک هستند که بطور مداوم با یکدیگر ادغام نمی شوند. اما چرا بعضی از ابرها به این اندازه می رسند و بعضی دیگر نمی‎رسند؟ جواب این سوال در طبیعت و اندازه هسته های تراکم اولیه نهفته است. در مناطق حاره، که بیشتر سطوح آنها اقیانوس است، ذرات درشت نمک در هوا وجود دارد و قطرات باران در اطراف آنها تشکیل می گردد. این قطرات سپس با همامیزی درشت تر می شوند.
در عرض های جغرافیایی میانه و زیاد، ابرها ان قدر مرتفع هستند که درجه حرارت آنها در زیر نقطه انجماد است. در چنین ابرهایی قطرات کوچک آب و بلورهای یخ به صوزت توام وجود دارند (شکل ۲-۲). در این وضعیت چون فشار بخار آب بیشتر از فشار بخار یخ در همان درجه حرارت است لذا چنین به نظر می‎رسد که هوا از نظر قطرات آب در حالت اشباع، و از نظر بلورهای یخ در حالت فوق اشباع است. با توجه به این که بخار آب بتدریج در اطراف ذرات یخ انباشته می شود کم کم هوا از حالت اشباع خارج شده و قطرات کوچک آب شروع به تبخیر می‎کنند. این عمل آن قدر ادامه پیدا می کند تا تمام قطرات کوچک آب تیخیر شوند و یا آن که بلورهای یخ به قدری بزرگ شوند که از ابر خارج و به پایین سقوط نمایند. در طی سقوط، گرم و ذوب می شوند و به عنوان قطرات باران در می آیند که با همامیزی، درشت و درشت تر می شوند. این پدیده، که معمولاً در ابرهایی که دماهای آنها ۱۰- تا ۳۰- درجه سانتی گراد است به خوبی عمل می‎کند به نام پدیده برژرون (Bergeron) نام گذاری شده است ( برژرون دانشمند هواشناسی نروژی است که برای اولین بار این پدیده را توصیف نمود).

یک مطلب دیگر:
بررسی تغییرات روند بارش سالانه، ماهانه و فصلی در دره سفید رود- ...

۲-۲- تحریک مصنوعی برای ایجاد بارش

کمبود آب برای مصارف مختلف، بشر را بر آن داشته است تا در مورد بارش مصنوعی دست به مطالعه و آزمایش بزند. این کار در دو سه دهه قبل شدت ادامه داشت، اما به علت عدم موفقیت، در حال حاضر چندان مورد توجه نمی باشد. در هر حال راه حل هایی که در این مورد به کار گرفته می شود به شرح زیر است:
-استفاده از یخ خشک
– استفاده از بلورهای یدور نقره
– ارزیابی بارور کردن ابرها
– انواع مختلف بارش
– باران
– برف
– برفابه
– تگرگ
– یخ پوشه مات
فصل سوم
ویژگیهای جغرافیایی

۳-۱- موقعیت

محدوده مورد مطالعه که در مختصات جغرافیایی ً۲۶ َ۱۴ °۵۰ تاً۳۰ َ۱۱ °۴۹ طول شرقی و َ۲۸ °۳۷تا َ۴۰ °۳۶ عرض شمالی قرارگرفته، از نظر سیاسی شهرستان های رشت، آستانه اشرفیه، لاهیجان، سیاهکل، شفت، فومن و رودبار را در بر می گیرد. مساحت این محدوده ۸۶۰/۳۵۹۲ کیلومتر مربع بوده و شهرهای مهمی همچون رودبار، رستم آباد، رشت، شفت، سیاهکل، لاهیجان، آستانه اشرفیه، خشکبیجار، سنگر، خمام، لشت‎نشاء و منجیل در آن قرار دارد نقشه شماره ۱ موقعیت منطقه مورد مطالعه را نشان می دهد.
 
نقشه ۳-۱ موقعیت منطقه مورد مطالعه
 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است