بررسی تاثیر ویژگی های فردی و سازمانی بر مهارتهای ارتباطی کارکنان با ارباب …

۱۲۸
گوینده ای که به هر دو بازخورد توجه کند، می تواند نسبت به پیشرفت پیام خود اطمینان داشته باشد. همچنین آندروش و همکارانش به مسئله محیط اشاره داشته اند که دارای یک تأثیر مثبت انگیزش باشد به هرحال باید توجه داشت که شرایط محیطی در هر سطح از فراگرد ارتباط عمل می کند. بنابراین ممکن است در هر یک از بخش های دور ارتباطی اثر منفی و مزاحم داشته باشد. بنابراین افرادی که در محیط قرار دارند، باید بیاموزند که از خصوصیت مثبت عناصر محیطی که به ارتباط او کمک می کند بهره بگیرد و از عهده آن دسته از این عناصر محیطی که نقش منفی در ارتباط او دارند برآید.(محسنیان راد، ۳۸۵ :۴۱۵-۴۱۲)
۲-۷۵-۳ . مدل ارتباط انسانی
اسمیت (۱۹۸۸) مدلی را به نام ارتباط انسانی بیان کرد. اسمیت در مدل خود بیان می کند که مردم حجم عظیمی از اطلاعات را مبادله می کنند آنها از شیوه های گوناگون رمزگذاری و انواع گوناگون وسایل حمل پیام استفاده می کنند. اسمیت ارتباط را در مدل ارتباط انسانی این گونه تعریف می کند: آنچه که در ارتباط منتقل می شود، اطلاعات، احساس ها، حافظه ها و فکرها در میان مردم است که این ارتباط در سطوح مختلف انجام می گیرد.
۱- سطح فیزیکی به صورت (شنیدن، دیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن و رفتاربه صورت عمده و به عنوان خروجی )
۲- سطح عاطفی ( مراقبت، قدرت، وابستگی، همدلی و…)
۳- سطح حافظه ( تاریخ و فرهنگ )
۴- سطح شناخت (تفکر با هم )
۵- سطح وظیفه ( که در حال انجام دادن چیزی هستیم) که البته میان این سطوح گفتگو جریان دارد . ( محسنیان راد،۱۳۸۵ : ۴۷۸-۴۷۴ )
۲-۷۵-۴ . مدل گونه هرولد لاسول
یکی از نخستین مدل های ارتباطی مدل گونه هارولد لاسول است که در سال ۱۹۴۸ منتشر شد. در مدل گونه لاسول علاوه بر سه عنصری که ارسطو مطرح کرده بود دو عنصر وسیله و تأثیر نیز افزوده شده است. مدل گونه لاسول در پنج عبارت کوتاه خلاصه شده است و در مدل خود، فرستنده یا منبع پیام، گیرنده و تأثیر را مطرح کرده است.
– چه کسی ؟
– چه می گوید؟
– در چه کانالی ؟
۱۲۹
– به چه کسی ؟
– با چه تأثیری ؟(محسنیان راد،۱۳۸۰: ۳۷۶)
۲-۷۵-۵ . مدل سیستمی طرح پیام (ایندیانا)
این مدل سیستمی طرح پیام در ایران به دلیل کاربرد آن در دانشگاه ایندیانا به همین نام شهرت یافته است. در مدل ایندیانا که یک مدل سیستمی است، طرح پیام با استفاده از خواص سیستم صورت می گیرد که بارزترین آن شروع طراحی پیام با هدف و بیان آن با تعیین چگونگی ارزیابی پس از ارائه پیام است. استفاده از این مدل (طرح پیام ) ابتدا با تعیین هدف از برقراری ارتباط صورت می گیرد. سپس با توجه به هدف یا اهداف جامعه مخاطب مورد شناسایی دقیق قرار می گیرد. در مرحله سوم با توجه به هدف و مشخصات جامعه مخاطب محتوای پیام تدوین می شود. در مرحله چهارم محتوای پیام، سازماندهی می شود و سپس با توجه به کلیه عناصر پیشین، وسیله ارتباطی مشخص می شود. که مسلماً از موردی به مورد دیگر متفاوت می باشد. در مرحله ششم، پش بینی های لازم در مورد پیام به عمل آمده و سرانجام در مرحله هفتم اندیشیده می شود که چگونه از اجرای پیام ارزیابی به عمل آید. (شعبانی،۱۳۸۳: ۲۰۲)
۲-۷۵-۶ . نظریه نزدیکی
این نظریه بر این باور است که اگر ما کسی را بشناسیم سعی در نزدیک شدن فیزیکی نسبت به او می کنیم. زیستن در همسایگی خانه کسی و یا کار کردن در کنار فردی و شانه به شانه او فعالیت کردن کم کم ما را برآن می دارد که در مورد او با حالت مطلوب تری برخورد کرده و عادات نسبتا ً نامطلوب او را نادیده گرفته و خود را آماده پذیرش بیشتر او کنیم. چنین به نظر می رسد که این نوع سیاست ادب و نزاکت است که در مورد افراد نزدیک، بیشتر کارهای خوب و عادات پسندیده آنان دیده و کمتر به نقاط ضعف آنها پرداخته شود. به عقیده برخی از پژوهشگران علوم ارتباطات انسانی این خود بخشی از«گزینش ادراکی» تحت عنوان «توجه گزیده»[۱۱۸] است .
براساس این نظریه، به عنوان دریافت کننده پیام، از میان پیامهای متعددی که به ما می رسد ما برآن می شویم که مطلوب ترین آنها را انتخاب کرده و وارد فراگرد ادراکی خویش کنیم و آنهایی را که نامطلوب و ناخوشایند تشخیص می‌دهیم تصفیه کرده و از فراگرد ادراکی خود دور کنیم. (فرهنگی، ۱۳۷۴ :۲۴۰-۲۳۸ )
۱۳۰
۲-۷۵-۷ . نظریه تشابه[۱۱۹]
نظریه تشابه بیان کننده این مهارت ارتباطی است که ما برای نفوذ در دیگران و شبیه کردن آنها نسبت به خود با آنان ارتباط برقرار می کنیم و بیشتر با افرادی ارتباط برقرار می کنیم که به لحاظ فکری به ما شبیه باشند و این نظریه بیان می کند که ما انسانها از جهات مختلف با یکدیگر متفاوت می باشیم و این تفاوت میان افراد است که آنها را از یکدیگر مشخص و ممیز می سازد.
براساس یک نظریه کلاسیک در مورد تشابه که توسط « راجرز » و « شومکر » ارایه شده است، در محدوده مشخص هراندازه تشابه میان اشخاص درگیر در فراگرد ارتباطی وجود داشته باشد، به همان میزان اثر بخشی ارتباطی مشاهده خواهد شد این دو نویسنده بر این باورند که اگر همه افراد درگیر در یک فراگرد ارتباطی نسبت به همه چیز موافق بوده و تشابه از جمیع جهات داشته باشند، از مذهب و سیاست تا فیلمهای سینمایی، همه و همه برای هر یک از آنها یکی باشند، در آن صورت حرفی برای گفتن نخواهند داشت و هر کدام ساکت و صامت در گوشه ای خواهند نشست و در مقابل، اشخاصی که از بسیاری جهات با یکدیگر متفاوت هستند و تشابهی چندان با یکدیگر ندارند، نبود زمینه مشترک، که خود مبنایی برای تسهیم تجارب و انتقال آن به یکدیگر است، موجب دشواری ارتباطی میان آنان شده و آنها را از این رو از یکدیگر دور و حتی جدانگه می دارد. دراین صورت هر یک باز در دنیای خود فرو می روند و به صورت جزیره ای مجزا و مستقل از دیگران باقی می مانند. تا این جزایر نقطه اشتراکی پیدا نکنند به یکدیگر نمی چسبند و ارتباطی پدید نمی آید.
براساس این نظریه، شرط ایده آل و یا آرمانی آن است که افراد درگیر در یک فراگرد بالقوه ارتباطی دارای تشابهات فراوانی بوده و در عین حال به اندازه کافی در برخی از موارد و نگرشها با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند که بتوانند آنان را با یکدیگر به بحث و گفتگو وا دارد و آنها بتوانند بر نگرش های یکدیگر تأثیر و تأثر بگذارند و در نگرش های یکدیگر نفوذ کنند. تشابه به گونه ای واضح اغلب موارد به غلبه شرایط ارتباطی می انجامد و افراد را به یکدیگر نزدیکتر می کند، با این همه، هدف نفوذ در نگرشهای دیگران این است که نگرش آنها را دگرگون کرده و آنها را به آنچه خود می اندیشیم و برآنیم که درست تر است نزدیکتر کنیم. نفوذ در دیگران یعنی شبیه تر کردن آنها نسبت به خود. این تلاش در هر فراگرد ارتباطی همواره وجود دارد. همه می کوشند دیگران را به خود شبیه کنند و تفاوت های آنان را نسبت به خود کمتر کرده و برعکس میانشان یگانگی ایجاد کرده ، این مهارت ارتباطی را تقویت کنند .
۱۳۱
شخصیت، طرز لباس پوشیدن، سطح اقتصادی – اجتماعی، مذهب، سن، پایگاه اجتماعی و چیزهای مشابه آنها در احساسات ما نسبت به دیگران اثر گذارده و ما را بر آن می دارد که در مورد آنان قضاوتهای متفاوتی داشته باشیم. ما درصورتی به سوی دیگران جذب و یا آنان را به سوی خود جذب می کنیم که بین ما تشابهاتی وجود داشته باشد و در نقطه مقابل، ما درصورتی دیگران را دوست نخواهیم داشت و از آنان گریزان خواهیم بود که بین ما تفاوتهایی وجود داشته باشد .
نزدیکی با تشابه و دوری با تفاوت پدید می آیند. می توان گفت با معرفت و آگاهی بیشتر از ارزشها، باورها، خواستها و نیازها و عوامل حاکم بر شخصیت افراد می توان کم و بیش رفتار آنها را نسبت به خود پیش بینی و معین کرد که آیا می توانند با ما در زمینه یا زمینه هایی به توافق برسند یا خیر و می توان گفت که آنها در چه گروه و یا دسته ویژه ای جای خواهند گرفت. اگر در فراگرد ارتباطی با کسی قرار گیریم که این تصور را برای ما ایجاد کرده باشد که او بسیار به ما شبیه است، مشاهده خواهد شد که ما نیز در طول زمان به او شبیه شده و نگرش هایمان بر یکدیگر منطبق می شود و ما بسیار زیاد به سوی او کشیده شده و او نیز به سوی ما تمایل پیدا می کند. ( فرهنگی ، ۱۳۷۴: ۲۴۴-۲۴۲ )
۲-۷۵-۸ . نظریه تعادل [۱۲۰]
نظریه تعادل بیان کننده این واقیت در مهارت های ارتباطی است که انسانها می کوشند تا با دیگران از نظر رفتاری در وضعیت تعادل قرار گیرند .
یکی از نظریاتی که در سالهای اخیر در روانشناسی و علوم رفتاری سخت مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است، نظریه تعادل است که توسط « هایدر » مطرح شده است . این نظریه عرضه کننده یک تشریح و توضیح جالب توجه از جاذبه بزرگ « تشابه مشهود » است « هاید » بر این باور است که هر انسانی قویاً محتاج یک تعادل روانی است. انسانها می خواهند که باورها، نگرشها و ارزشهای آنها سازگار با دیگران بوده و با آنها منطبق باشند .
آنها می کوشند که با دیگران از نظر رفتاری در وضعیت تعادل قرار گیرند . زمانی که این تعادل وجود ندارد آنان می کوشند که آن را پدید آورند . این آرزوی تعادل، ما را برآن می دارد که در مورد شخصی که او را دوست می داریم این خواست پدید آید که از او انتظار داشته باشیم که نگرشها و باورهای خود را با آنچه ما داریم انطباق داده و همچون ما شود. برعکس از نظر روانی ما در وضعیت راحت تر و بهتری قرار می گیریم، اگر احساس کنیم شخصی که ما او را دوست نمی داریم ، نگرشها، باورها و ارزشهای متفاوتی با ما دارد با او ارتباط برقرار نمی کنیم.
۱۳۲
۱۲۵
در «نظریه تعادل » فرض اساسی بر این است که وضعیت نامتعادل[۱۲۱] گرایش به سمت تعادل دارد وتغییرپذیر است. به کارگیری و استفاده از مدل تعادل در فراگرد ارتباطات و ارتباطات واقعی با محدودیت هایی روبه روست. اول آنکه، هر چند این مدل نشانگر احساسات منفی و مثبت به گونه مجزا از یکدیگر است، اما در نتیجه حاصلی نیست و محدودیت دیگر مدل تعادل این است که، این مدل فقط بین دو نفر می تواند مطرح باشد و ارتباطات بین این دو نفر را توجیه می کند و از همه مهمتر اینکه فقط در یک نگرش می توان از آن استفاده کرد. بنابراین، هر چند نظریه تعادل « هایدر » نگرش ویژه ای به ما در مورد پویایی شباهت یا تشابه و جاذبه می دهد، ولی ارتباطات واقعی سخت پیچیده است و بسیار دشوار با این مدل ساده توجیه می شود. فقط نگرشها یکسان نیست که بر جاذبه ما برکسی یا کسانی اثر می گذارد بلکه زمینه های مشترک، تجربه های یکسان، ارزشهای مشترک و مانند آنها نیز بر این عامل اثر می گذارد و موجب می شوند که فردی به فرد دیگر گرایش پیدا کرده و با جاذبه بیشتری به سوی او کشیده شود. بنابراین، به صرف اینکه دو نفر دارای نگرش یکسان می باشند، کافی نیست که برآن اساس پیش بینی کرد آنان نسبت به یکدیگر جاذبه ای را احساس کرده و به باغ سبز دوستی کشیده خواهند شد بلکه می باید به دیگر نقاط مشترک و تشابهات آنها نیز بیاندیشیم . ( همان : ۲۴۷)
۲-۷۵-۹٫ نظریه نفوذ اجتماعی[۱۲۲]
نظریه نفوذ اجتماعی بیان کننده ابعاد شخصیتی افراد با توجه به ارتباطات میان فردی آنان است و چهار پیش فرض این نظریه عبارتند از :

یک مطلب دیگر:
مقاله علمی با منبع : بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و انتخاب رشته ورزشی در ورزشکاران ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.