بررسی تاثیر شیوه های حاکمیت شرکتی برمدیریت سرمایه درگردش شرکتهای پذیرفته شده دربورس …

تلاشهای صورت گرفته برای طبقه بندی سیستم های حاکمیت شرکتها، همواره با مشکلاتی همراه بوده است. با این وجود،یکی از بهترین تلاشها طبقه بندی معروف، سیستمهای درون سازمانی و برون سازمانی است که از مقبولیت بیشتری نزد صاحب ظران برخوردار است.
عبارت درون سازمانی و برون سازمانی تلاشهایی را برای توصیف دو نوع حاکمیت شرکتی نشان میدهند. این دوگانگی حاکمیت شرکتها، ناشی از تفاوتهایی است که بین فرهنگها و سیستمهای قانونی وجود دارند. با این همه، کشورها تلاش دارند تا این تفاوتها را کاهش دهند و امکان دارد که حاکمیت شرکتها در سطح جهانی به هم نزدیک شوند(بدری، ١٣٨٧)
۲-۱۲-۱ سیستمهای درون سازمانی
سیستم حاکمیت درون سازمانی، سیستمی است که در آن شرکتهای فهرست بندی شده کشور تحت مالکیت و کنترل تعداد کمی از سهامداران اصلی هستند. آنها ممکن است اعضای خانواده مؤسس(بنیانگذار)یا گروه کوچکی از سهامداران مانند بانک های اعتباردهنده، شرکتهای دیگر یا دولت باشند. به سیستمهای درون سازمانی به دلیل روابط نزدیک رایج بین شرکتها و سهامداران عمده آنها، سیستمهای رابطه ای نیز گفته میشود.هر چند در مدل حاکمیت شرکتی درون سازمانی به علت روابط نزدیک بین مالکان و مدیران، مشکل نمایندگی کمتری وجود دارد، لکن مشکلات جدی دیگری پیش می آید. به واسطه سطح تفکیک ناچیز مالکیت و کنترل(مدیریت)در بسیاری کشورها(مثلاً به دلیل مالکیت خانواده های مؤسس) از قدرت سوءاستفاده میشود. سهامداران اقلیت نمی توانند از عملیات شرکت آگاه شوند،شفافیت کمی وجود دارد و وقوع سوءاستفاده محتمل به نظر میرسد. معاملات مالی مبهم و غیر شفاف بوده و افزایش سوءاستفاده از منابع مالی، نمونه هایی از سوء جریانها در این سیستم ها هستند.
سیستمهای حاکمیت شرکتی در کشورهای آسیایی شرق به جای مدل برون سازمانی بیشتر در گروه درون سازمانی قرار دارند.جانسون و همکاران(٢٠٠٠)بر اهمیت سیستم های قانونی آسیای شرقی در بحران تأکید داشتند و ثابت کردند که نقاط ضعف مؤسسات قانونی حاکمیت شرکتها بر میزان کاهش بها و رکود بازار سهام در بحران آسیایی تأثیر با اهمیتی داشته است.(حساس یگانه:۱۳۸۴)
۲-۱۲-۲- سیستمهای برون سازمانی
عبارت برون سازمانی اشاره به سیستمهای تأمین مالی و حاکمیت شرکتی دارد. در این سیستم ، شرکتهای بزرگ توسط مدیران کنترل میشوند و تحت مالکیت سهامداران برون سازمانی یا سهامداران وضعیت مندرج به جدایی مالکیت از کنترل(مدیریت)می شود که توسط برل و مینز(١٩٣٢) مطرح شد. همان طوری که در نظریه نمایندگی(جنسن و مک لینگ، ١٩٧۶)مطرح شد، مشکل نمایندگی مرتبط با هزینههای سنگینی است که به سهامدار و مدیر تحمیل می شود. اگر چه در سیستمهای برون سازمانی، شرکتها مستقیمًا توسط مدیران کنترل می شوند، اما به طور غیر مستقیم نیز تحت کنترل اعضاء برون سازمانی قرار دارند.
خلاصه ای از مشخصات سیستم های درون سازمانی و برون سازمانی در صفحه بعد آورده شده است.
جدول۲-۱- مشخصات سیستمهای درون سازمانی و برون سازمانی حاکمیت شرکتی

درون سازمانی(رابطه ای) برون سازمانی
*شرکتها تحت مالکیت سهامداران درون سازمانی که همچنین برمدیران نیز کنترل دارند.
*سیستمهای با مشخصات عدم تفکیک مالکیت وکنترل(مدیریت)به طوری که مشکلات نمایندگی به ندرت دیده میشود.
*تملک اجباری بندرت وجود دارد.
*تمرکز مالکیت در گروه کوچک ازسهامداران (اعضای مؤسس،شرکت مادر، مالکیت دولتی)
*کنترل بیش از حد گروه کوچک از سهامداران درون سازمانی
*انتقال ثروت از سهامداران اقلیت به سهامداران اکثریت
*حمایت ضعیف از سرمایهگذار در قانون شرکت
*امکان سوء استفاده از قدرت توسط سهامداران اکثریت
*اکثریت سهامداران تمایل دارند که در شرکتهایی که سرمایه گذاری کرده اند، حق اظهارنظر داشته باشند.
*شرکتهای بزرگ تحت کنترل مدیران اما تحت مالکیت سهامداران برون سازمانی هستند
*سیستم دارای مشخصه تفکیک مالکیت وکنترل (مدیریت)که موجب مشکلات نمایندگی با اهمیت می شود.
*تملک های اجباری به عنوان مکانیزم های مؤثر برمدیریت شرکت وجود دارد.
*مالکیت پراکنده است.
*کنترل توسط گروه کثیری از سهامداران
*عدم انتقال ثروت از سهامداران اقلیت به اکثریت
*حمایت قوی از سرمایهگذار در قانون شرکت
*امکان دموکراسی بین سهامداران
*سهامداران با مشخصه راهبرد خروج به جای راهبرد اظهارنظر

منبع:(بدری۱۳۸۷)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است