مقاله علمی با منبع : بررسی تأثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بر رقابت پذیری صنعت …

فرآیندها و روال های سازمانی برمیخیزد (روس و همکاران،۱۹۹۷، ۶۲).
سرمایه معنوی:
به عقیده بونتیس (۱۹۹۸ و ۲۰۰۰)، سرمایه معنوی آن قسمت از دارایی های نامشهود است که بر اساس قانون، مورد حمایت و شناسایی قرار گرفته است. حق کپی رایت، حق اختراع و حق امتیاز از جمله موارد مربوط به این نوع سرمایه می باشد. از طرف دیگر تیلس (۲۰۰۲) اعتقاد دارد که سرمایه معنوی دربرگیرنده عواملی چون حق امتیازها، کپی رایت ها، گواهی نامه ها، فرانشیزها، مارک ها و علایم تجاری است. همچنین بروکینگ نیز اعتقاد دارد که منظور از سرمایه معنوی حق امتیاز و علایم یا مارک های تجاری و دانش فنی است (بونتیس، ۲۰۰۰، ۱۱۹).
سرمایه فرآیندی:
سرمایه فرآیندی با سیستم و ساختارهای یک بنگاه سروکار دارد و در واقع روال ها و روتین های یک کسب و کار است. یک بنگاه با سرمایه ساختاری قوی می تواند یک شرایط مساعد و مناسبی را برای استفاده و بهره برداری از سرمایه انسانی ایجاد کند و به سرمایه انسانی اجازه دهد تا از توان بالقوه خود نهایت استفاده را ببرد و بنابراین باعث افزایش سرمایه نوآوری و مشتری می شود. سرمایه فرآیندی را می توان به صورت فرهنگ، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی و فرآیندهای عملیاتی و سیستم های اطلاعاتی تقسیم کرد. هرکدام از اجزا سرمایه ساختاری می توانند بر روی سه سرمایه دیگر و به خصوص سرمایه انسانی تأثیر بگذارند و متقابلا از آنها تأثیر بپذیرند برای مثال یک فرهنگ قوی می تواند عامل مهمی در انگیزش کارکنان باشد. (چن و همکاران، ۲۰۰۴، ۳۳)
سرمایه تکنولوژی:
سرمایه تکنولوژی در بر گیرنده تکنولوژی استفاده شده در سازمان است. توسعه و بکارگیری مؤثر تکنولوژی برای توسعه صنعتی کشورهای در حال توسعه، مهم است. در واقع رشد اقتصادی و رقابت پذیری بین المللی وابسته به توسعه تکنولوژیک است. (طارق خلیل، ۱۳۸۱، ۱۳۰)
مقصود از توسعه تکنولوژی، تلاش ها و اقداماتی است که کشورهای در حال توسعه برای پر کردن شکاف تکنولوژیک خود با کشورهای پیشرفته صنعتی به عمل می آورند. توسعه تکنولوژی موجب می شود سطح تکنولوژی ملی ارتقا یابد و کشور بتواند از نظر اقتصادی برای ورود به بازارهای جهانی آماده شود. (مهرگان، ۱۳۹۱، ۲۳۰)
۲-۱-۲-۱-۲) سرمایه انسانی
سرمایه انسانی یکی از مهمترین نوع دارایی های دانشی یا فکری در سازمان است زیرا منبع خلاقیت به حساب می آید. این سرمایه معادل با دانشی ضمنی در افراد داخل یک سازمان است که یکی از عوامل حیاتی اثرگذار بر روی عملکرد بنگاه می باشد. اما باید توجه داشت که وجود این دارایی های دانشی به تنهایی برای تحقق عملکرد یک شرکت کافی نیست. هدف شرکتها باید این باشد که این نوع دارایی های دانش ضمنی را به دانش صریح برای تمامی سطوح سازمان تبدیل کنند. در غیر اینصورت امکان وجود و خلق هیچ گونه ارزش سازمانی وجود نخواهد داشت. سرمایه انسانی ترکیبی تجمعی از دانش عمومی و حرفه ای کارکنان و توانایی های رهبری و توانایی های حل مشکل و ریسک پذیری است. آنچه از این تعریف مشخص است این است که سنجش این نوع سرمایه با این اجزا خیلی مشکل است. این نوع سرمایه در شرکت، خلاقیت عملیاتی دارایی های مشهود (تجهیزات و ابزارها) را ارتقا می دهد و دارایی های نامشهود را فعال می کند. (بزبورا، ۲۰۰۴، ۷۵)
سرمایه انسانی دانش فنی، تحصیلات، دانش مرتبط با کار، شایستگی مرتبط با کار، روحیه کارآفرینی، توانایی های مربوط به نوآوری و اثرگذار بودن قابلیت تغییر یا انعطاف پذیری و شایستگی حرفه ای است. (پتی و گویتر،۲۰۰۰). در مدل پیشنهادی سرمایه انسانی مشتمل بر دانش فنی افراد، وفاداری به سازمان، انگیزش و رضایت کارکنان است. (مهرگان،۱۳۹۱، ۲۳۴)
۲-۱-۲-۱-۳) سرمایه مالی
شرکت ها برای تأمین مالی پروژه های سرمایه گذاری می توانند از دو منبع تأمین مالی استفاده نمایند. شرکت می تواند نیاز مالی خود را از داخل سازمان و سرمایه گذاری سهامداران تأمین نماید یا می توانند به سراغ بازارهای مالی یا منابع خارج از سازمان برود. شرکت هایی که به سراغ منابع مالی بیرونی می روند باید سه قابلیت مکمل هم داشته باشند. اول اینکه آنها باید از منابع تأمین مالی سرمایه گذاری های خود آگاهی داشته باشند و شرایط تأمین مالی از آنها را کاملا بدانند. دوم اینکه این شرکت ها باید به این بازارها دسترسی داشته باشند، یعنی امکان استفاده از منابع این بازارهای مالی را در اختیار داشته باشند. سوم اینکه شرکت ها علاوه بر دو شرط فوق شرایط جذب منابع مالی را داشته باشند، یعنی باید بتوانند تعهدات و شرایط الزامی برای جذب منابع مالی را برآورده سازند.
۲-۱-۲-۲) دیدگاه موقعیت در بازار
این دیدگاه براین اصل استوار است که بنگاههای فعال در یک صنعت به منظور کسب مزیت رقابتی پایدار، باید مشتریگرا یا بازارگرا، نوآور و کارآفرین و نیـز گرایش بالایی به یادگیری داشته باشند. بر اساس این دیدگاه، گرایش به بازار، منبعی مهم برای به دست آوردن مزیت رقابتی و حتی مزیت رقابتی پایدار به حساب میآید ( لیو و همکـاران، ۲۰۰۳، ۴۸۵).
در این رویکرد، ساختار صنعت، عاملی مؤثر بر کسب توان رقـابتی آن محسوب میشـود. این ساختار، ارزش ایجادشده توسط فعالیتهای اقتصادی اعضای صنعت و نیز توان آنهـا بـرای سهیم شدن در ثروت ایجادشده را توصیف میکند ( هاکس و وایلد ۲۰۰، ۱۵).
این رویکرد با اسـتفاده از چارچوبهایی مانند ساختار صنعت، زنجیره ارزش و استراتژیهای عمومی، پایه و اساس تعیین مزیت رقابتی و طراحی استراتژیها خارج از سـازمان است. منابع مبتنی بر بازار نیز که از تنوع بالایی برخوردارند عبارتنـد از: قابلیتهـای ارتباط با مشتری، داراییهای مبتنی بر شهرت، منابع انسانی و توان نوآوری موفقیت آمیز در بازار (هـولی و همکاران، ۲۰۰۳، ۲۳).
هدف این رویکرد شناسایی نیازها و خواسته های مشتری و سپس ارائه کالاها و خـدمات برای برآوردن آن نیازها و خواسته ها به گونه ای بهتر از شرکتهای رقیب است. حرکت فعالیتها از محیط بیرون (بازار) به محیط درون (کسب سود و رضایت مشتری) جریان می یابد. نقطه آغاز بازار، تمرکز فعالیتها بر نیازهای مشتری، ابزار برآوردن نیاز آنان، بازاریـابی منسجم و سودآوری از مجرای رضایت مشتری است. در ایـن رویکـرد، شـرکت کالاها و خدماتی را تولید میکند که مورد خواست مشتریان است و بدین وسیله رضایت مشتریان را تأمین کرده، به سود دست مییابد. امروزه، استراتژی بسیاری از شرکتهای موفق برپایه مشتریگرایی استوار است و مشتریگرایی همانند فرهنگ سازمانی و برنامه ریزی استراتژیک از شرکت جدا نیست (رضایی دولت آبادی، ۱۳۸۴، ۲۹)
۲-۱-۲-۲-۱) سرمایه مشتری
سرمایه مشتری عبارت است از مجموع همه دارایی هایی که روابط شرکت با محیط را ترتیب دهی و مدیریت می کند و این سرمایه شامل ارتباط شرکت با مشتریان و سهامداران و عرضه کنندگان و رقبا است. اگرچه مهمترین قسمت سرمایه مشتری، روابط مشتری است ولی نباید فقط این روابط مورد توجه قرار گیرد. این سرمایه ارتباطی در واقع انعکاس و بازتابی از شرکت است. اندازه گیری سرمایه مشتری با این موضوع که چگونه محیط، شرکت را درک می کند مرتبط است. سرمایه مشتری شامل برندها و مقیاس های وفاداری مشتری و شهرت شرکت و عرضه کنندگان و سیستم بازخورد مشتری و غیره است. (بزبورا، ۲۰۰۴، ۱۰۷)
۲-۱-۲-۲-۲) هوشمندی رقابتی
بطور کلی هوشمندی رقابتی دارای سه جزء است که در ادامه تشریح می شوند(مهرگان، ۱۳۹۱، ۲۴۱):
هوشمندی بازار: سعی دارد که نیازمندی های جاری و آتی مشتریان، فرصت های جدید و خلاقانه موجود در تقسیم بازار و تغییرات عمده ای را نمایان کند که در فرآیندهای بازاریابی و توزیع رخ می دهد.
هوشمندی رقبا: تکامل استراتژی رقابتی طی زمان را با مشاهده تغییرات ساختار رقبا، جایگزینی محصولات جدید و تازه واردان به صنعت، بازنمایی می کند.
هوشمندی تکنولوژیک: با استفاده از فرآیند هزینه فایده، تکنولوژی های موجود و جدید را ارزیابی و وقفه های تکنولوژیکی آتی را پیش بینی می کند.
۲-۱-۲-۳) دیدگاه مبتنی بر توان خلاقیت و نوآوری
دیدگاه سوم، دیدگاه مبتنی بر توان خلاقیت و نوآوری میباشد که دربرگیرنده توان تحقیق و توسعه، تـوان بکارگیری فناوری اطلاعات و مدیریت دانش مـی باشـد ( مـک گاهـان و سیلورمن، ۲۰۰۶،۱۲۳۴).
این دیدگاه را میتوان به نوعی جزء دیدگاه مبتنی برمنابع نیز به حساب آورد. منابع را مـی توان به دو دسته محسوس و نامحسوس طبقه بندی نمود و در این طبقـه بنـدی، تـوان خلاقیت و نوآوری در زمره منابع نامحسوس به شمار می آید ( دس و لامپکین، ۲۰۰۳، ۲۱۵).
توان خلاقیت و نوآوری، ممکن است منسوب به منابع انسانی و یا دارایی هـای سازمانی باشد. توان خلاقیت منابع انسانی، به ایجاد محصولات و خدماتی متمایز در زیبایی و جذابیت ظاهری و نوآوری در دارایی های سازمانی نیز در نهایت میتواند به کاهش هزینه های عملیاتی، کاهش زمان تولید و ارائه محصـول و حتی توسعه محصول و رسوخ در بـازار منجـر گـردد (مهری، ۱۳۸۰، ۸۹).
نوآوری را میتوان به نوعی مهمترین سنگ بنای مزیت رقابتی بـه حساب آورد. زیـرا در درازمدت، رقابت به سبب نوآوری ادامه می یابد. اگر چه تمام نوآوری ها موفق نمیگردند ولی آنهائی که موفق میشوند میتوانند به عنوان منبع مهمی برای مزیت رقابتی بـه حیات خود ادامه دهند. دلیل آن، این است که با استفاده از تعریف، یک نوآوری موفق به شرکت چیـزی منحصر به فرد عطا میکند، چیزی که رقبا از داشتن آن محرومند (البته تا زمانی که آن را تقلید نمایند). این منحصر به فرد بودن میتواند شرکت را قادر سازد تا خود را از رقبـایش متمـایز سازد و قیمتی بالاتر برای محصولاتش در نظر بگیرد و یا میتواند شرکت را قادر سازد تا هزینه هر واحد را نسبت به رقبایش بسیار پائین بکشد (سعیدی، ۱۳۸۸، ۲۰).
۲-۱-۲-۳-۱) سرمایه نوآوری
سرمایه نوآوری به ارائه (معرفی) ترکیب جدیدی از عوامل حیاتی و ضروری تولید در درون یک سیستم تولیدی اطلاق می شود. این سرمایه می تواند شامل محصولات جدید، تکنولوژی های جدید، بازار جدید و مواد جدید و ترکیب جدید باشد. با افزایش اهمیت دانش، سرمایه نوآوری به جزء مهمی از سرمایه فکری تبدیل می شود و این سرمایه می تواند به سه جزء موفقیت های نوآوری، مکانیزم های نوآوری و فرهنگ نوآوری تقسیم شود. (چن و همکاران، ۲۰۰۴، ۲۱۶)
در این تحقیق برای بررسی سرمایه نوآوری سه مورد توان تحقیق و توسعه، توان توسعه محصول جدید و میزان ارتباط با نهادهای تحقیقاتی و مشاوره ای مورد ارزیابی قرار می گیرد. (مهرگان، ۱۳۹۱، ۲۵۳)
۲-۱-۲-۳-۲) توان فناوری اطلاعات
زیرساخت فناوری اطلاعات در هر کسب و کار ابتکاری به کار می رود تا قسمت های مختلف بنگاه را به هم متصل کرده و آنها را به تأمین کنندگان، مشتریان و شرکای تجاری پیوند دهد. پورتفوی فناوری اطلاعات سازمان دربرگینده کل سرمایه گذاری شرکت در فناوری رایانه ای و ارتباطی بوده و شامل سخت افزار، نرم افزار، ارتباطات از راه دور، ذخیره الکترونیکی داده ها، وسایل جمع آوری و نمایش داده ها و افرادی که خدمات فناوری اطلاعاتی را ارائه می دهند می شود. این توانمندی زیرساختی ممکن است از داخل سازمان یا خارج سازمان تأمین شود. (ویل، ۲۰۰۱، ۱۸۸)
۲-۱-۲-۳-۳) مدیریت دانش
تفاوت در زنجیره ارزش رقبا، یک منبع کلیدی مزیت رقابتی است. در فرهنگ رقابت، ارزش میزان تمایل مشتری به پرداخت برای خرید محصولات/خدمات شرکت است. ارزش با درآمد کل سنجیده می شود که انعکاسی از قیمت محصول یک شرکت است. یک شرکت زمانی سودمند است که ارزش محصولاتش بیشتر از هزینه خلق و تولید محصولاتش باشد (پورتر، ۱۹۷۵، ۶۱). خلق ارزش برای مشتریان که بیشتر از هزینه خلق آن ارزش باشد، هدف هر استراتژی رقابتی است. در اصل بجای هزینه، شرکت ها باید از ارزش برای تجزیه و تحلیل موقعیت رقابتی استفاده کنند، خصوصا زمانی که هزینه هایشان را به منظور ایجاد تمایز افزایش می دهند. فرآیند مدیریت دانش شامل پنج فعالیت تحصیل دانش، ادغام دانش، نوآوری، حفظ دانش و درنهایت نشر دانش است. (مهرگان، ۱۳۹۱، ۲۶۳)
۲-۱-۳) ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﭘﻴﺸﻴﻦ

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.