دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تأثیر الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بر رقابت پذیری صنعت تولید …

۱-۱۳-۱)گات [۱]
موافقتنامه عمومی ‌تعرفه و تجارت که درباره تعادل امتیازات تعرفه ای بین کشورهایی که بیش از ۹۵ درصد تجارت جهان به آنها تعلق دارد. گات به صورت یک موافقتنامه فراگیر حاکم بر تجارت بین المللی بوده و حاوی یک رشته مقررات ناظر بر کاهش موانع تجاری تعرفه ای برای سامان بخشی به روابط تجاری و مبادله ای میان کشورهاست ونیز عالیترین مرجع حل وفصل اختلافهای تجاری میان کشورهای عضو به شمار می‌رود.
۱-۱۳-۲) سازمان تجارت جهانی[۲]
سازمان تجارت جهانی نهادی بین المللی است که با قواعد تجاری بین المللی سروکار دارد. هدف این سازمان عبارتست از تسهیل تجارت بین کشورها از طریق ایجاد شرایط منصفانه و عادلانه برای رقابت. (www.wto.org)
۱-۱۳-۳) رقابت پذیری
رقابت پذیری معادل قدرت اقتصادی یک واحد در مقابل رقبایش در بازاری است که به راحتی کالاها، خدمات، مهارت ها و ایده ها فراتر از مرزهای جغرافیایی عرضه می شود. رقابت پذری می تواند به عنوان توانایی در طراحی، تولید، بازاریابی محولات و فروش آنها بیشتر از رقبا تعریف شود.(شورچلد، ۲۰۰۲، ۱۲۴)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر اشاره به این دارد که آیا شرکت های فعال در صنعت تولید ماشین آلات راهسازی کشور، با توجه به منابع داخلی خود، موقعیتشان در بازار و توان خلاقیت و نوآوری موجود در شرکت، پس از الحاق ایران به WTO رقابت پذیر خواهند بود؟
۱-۱۳-۴) منابع داخلی
منابع، واحدهای پایه ای بوده و شامل تمام نهاده های مالی، تکنولوژیکی، انسانی و سازمانی است. هچنین منابع پایه هایی برای شایستگی سازمان فراهم می کنند. در واقع شایستگی های یک صنعت از یک یا ترکیبی از منابع صنعت به وجود می آیند و خود پایه ای برای ایجاد مزیت رقابتی ایجاد می نمایند.(جاتنر و ورلی،۱۹۹۴، ۳۷)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر اشاره به این دارد که آیا شرکت های فعال در صنعت تولید ماشین آلات راهسازی کشور پس از الحاق ایران به WTO از سرمایه سازمانی، سرمایه انسانی و سرمایه مالی خود در جهت رقابت پذیری استفاده خواهند کرد؟
۱-۱۳-۵) موقعیت در بازار
در برگیرنده چهارچوب هایی مانند ساختار صنعت، زنجیره ارزش و استراتژی های عمومی بوده و با استفاده از آن ها، اساسی برای تعریف مزیت رقابتی و طراحی استراتژی ها در خارج از سازمان بوده و تأکید خاصی بر رقابت دارد و چندان توجهی به شرکت و منابع آن نمی کند.(هرلی و همکاران، ۲۰۰۳، ۱۰۱)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر اشاره به این دارد که آیا شرکت های فعال در صنعت تولید ماشین آلات راهسازی کشور پس از الحاق ایران به WTO به نحو احسن از سرمایه مشتری و هوشمندی رقابتی خود در جهت رقابت پذیری استفاده خواهند کرد؟
۱-۱۳-۶) توان خلاقیت
خلاقیت عبارت است از بکارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد فکر یا مفهوم جدید فراگرد ایجاد فکرهای جدید و تبدیل آن فکرها به عمل و کاربردهای سودمند را نوآوری می گویند. مهمترین دلیل نیاز به خلاقیت بروز مشکل است و برای ظهور ذهنیتی خلاق باید تعریف دقیقی از مشکل ارائه کرد.(شهرآرای و مدنی،۱۳۷۵، ۱۱۵)
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر اشاره به این دارد که آیا شرکت های فعال در صنعت تولید ماشین آلات راهسازی کشور پس از الحاق ایران به WTO از سرمایه نوآوری، فناوری اطلاعات ومدیریت دانش در جهت رقابت پذیری استفاده خواهند کرد؟
فصل دوم
مطالعات نظری
گفتار اول- ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺭﻗﺎﺑﺖﭘﺬﻳﺮﻱ
۲-۱-۱) مقدمه
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻱ ﻣﻮﻓﻖ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻱ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺑﺎﺭﺯ ﺷﺮﻛﺖ ﻫـﺎﻱ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ، ﻋـﺪﻡ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺍﺳﺖ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘذﻳﺮﻱ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﻧﺸأت ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ، ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺤﻴﻂ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﺷﺎﺧﺺ ﻫاﻱ ﺭﻗﺎﺑﺖﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺌﻮﺭﻱ ﻫﺎ ﻭ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ ﻫﺎﻱ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﺍﺯ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﺩﺍﺋﻤﻲ ﻳﺎﺑﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻘﺪﺭ ﮐﺎﻓﻲ ﺟﻬﺖ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﻭ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑﭘﺬﻳﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻔﻬـﻮﻣﻲ ﭼﻨـﺪ ﺑﻌـﺪﻱ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ (ﺁﻣﺒﺎﺷﺘﺎ ﻭ ﻣﻮﻣﺎﻳﺎ،۲۰۰۲، ۵۹)، آﮐﻴﻤﻮﺍ(۲۰۰۰) ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﻌﺪﻱ ﻧﮕﺮﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨد.
ﻃﺒﻖ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﺎﺭﺗﺰ، ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻳﻚ ﻭﺍﺣﺪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺭﻗﺒﺎﻳﺶ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﺣﺘﻲ ﻛﺎﻻﻫﺎ، ﺧﺪﻣﺎﺕ، ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﺯﻫﺎﻱ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺑـﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻛﺮﻳﺴﺘﻨﺴﻦ از ﺩﺍﻧﺸﻜﺪﻩ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﻲ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ، ﺩﺭﺻﻮﺭﺗﻲ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻛﻨﻨﺪ. ﭘﻮﺭﺗﺮ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ یک ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﻛـﻪ ﺩﺭ ﺑـﺎﺯﺍﺭ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺩﻭﻟﺖ. ﻣﻚ ﮔﺎﻫﺎﻥ (۲۰۰۶) ﺩﺭ ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ ﻧﺸﺎﻥ ﻣـﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ۳۶ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺳﻮﺩﺩﻫﻲ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑـﻪ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺩ. ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮﺍﻥ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺭﺗﻠﺖ ﻭ ﻗﻮﺷﺎﻝ (۱۹۸۹) ﻭ ﭘﺮﺍﻫﺎﻟﺪ ﻭ ﻫﻤﻞ (۱۹۹۰) ﻧﻴﺰ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺮ ﺧـﻮﺩ ﺑﻨﮕﺎﻩ ها ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﻫﺎﻳشان ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﻨﺎﺑﻌشان ﺗﻤﺮﻛﺰ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ.
ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﺤﻮﺭﻱ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻱ ﺟﻬﺖ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﺔ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﻳﻚ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪﻩ، ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺑـﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺭﻭﺯﺍﻓﺰﻭﻥ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪﻥ، ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﻣﻬـﻢ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﺳﻄﻮﺡ ﻣﺨﺘﻠﻒ (ﮐﺸﻮﺭ، ﺻﻨﻌﺖ ﻭ ﺷﺮﮐﺖ) ﺩﺭ ﺑﺨﺶﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﻧﻴﺎ ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲﺷﻮﺩ.(شورچه لو، ۲۰۰۲، ۲۱۵)
ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﻠﻲ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ ﺭﺷﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺣﻔﻆ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﻲ (ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺳﺮﺍﻧﻪ ) ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ. ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺎﻻﻫـﺎ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑـﺮﺍﻱ ﺍﺭﺍﻳﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻫـﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻔـﻆ ﻭ ﻳﺎ ﺍﺭﺗﻘـﺎﻱ ﺳـﻄﺢ ﺩﺭﺁﻣـﺪ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﻠﻨﺪﻣﺪﺕ. ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ آنکتاد[۳] ، ﻭﺍﺿﺢ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﮕﺮﺵ ﺑـﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺮ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻛﻼﻥ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﻱ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑـﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ. ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺩﻗﻴﻖ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺵ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻫﻴﺖ (۱۹۹۹) ﻧﻴﺰ، ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻣﻠﻲ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﻳﻚ ﻛﺸﻮﺭ که ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﺪ. ﺿﻤﻦ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﺪﺕ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﻫﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺩﺳﺖ ﻛﻢ ﻣـﺎﻧﻊ ﻛﺎﻫﺶ ﺁﻥ ﺷﻮﺩ. ﻛﻮﻫﻤﻦ (۱۹۸۴) ﻧﻴﺰ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻳﻚ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﻭ ﻳﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ ﻛـﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩ، ﺑﻪ ﺷﺮﻃﻲ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻓﺮﺁﻳﻨـﺪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺑﺨﺸﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﻓﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩﻫﺎ ﺷﻮﺩ.
۲-۱-۲) ﺭﻭﻳﻜﺮﺩﻫﺎﻱ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺭﻗﺎﺑﺖﭘﺬﻳﺮﻱ
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩﻫﺎﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﺑﻨﮕﺎﻩ، ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ‐ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ‐ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﺮﻛﻠﻲ (۲۰۰۱) ﻭ ﻣﻮﻣﺎﻳﺎ (۲۰۰۰) ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ ﺍﺯ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻫﺎ ﻭ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎﺳﺖ. ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻫﺎ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺍﺯ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺟﺬﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺍﻳﺠـﺎﺩ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﺭﻣﻐﺎﻥ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ. ﺑﻌﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﻗـﺎﺑﺘﻲ ﻳﻚ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ، ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎ ﻭ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺁﻥ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮﻛﻠﻲ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻧﺶ (۱۹۸۸) ﭼﺎﺭﭼﻮﺑﻲ ﺭﺍ ﻣﺘﺸﻜﻞ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ، ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﻭ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣـﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﭼﺎﺭﭼﻮﺑﻲ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻴﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ، ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺑﺎ ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ، ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺑـﺎ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺑﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﻓﻮﻕ ﺍﺳﺖ.
ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮﺍﻥ ﻧﻴﺰ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻳـﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ. ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ (ﺑﺎﺭﺗﻠﺖ ﻭ ﻗﻮﺷـﺎﻝ ؛ ۱۹۹۱ ﻭ ۲۰۰۱، ﭘﺘﺮﺍﻑ ؛ ۱۹۹۵، ﺑﺮﻧﻲ ؛ ۱۹۹۰، ﮔﺮﻧﺖ ؛ ۱۹۸۹ ، ﭘﺮﺍﻫﺎﻟﺪ ﻭ ﻫﻤﻞ ؛ ۱۹۹۳، ﺍﻭﻟﺮﻳﭻ ؛ ۱۹۹۳، ﺍﺳﻤﻴﺖ ؛ ۱۹۹۵). ﻫﺪﻑ ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﮑﺮﺩ ﺗﺎﮐﻴﺪ ﺑﺮ ﻣﺰﻳﺖ ﻫـﺎﻱ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻳﻚ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻨﺎﺑﻊ، ﻭﺍﺣﺪﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻪ ﺍﻱ ﻳﻚ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺑـﻮﺩﻩ ﻭ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﻫﺎﻱ ﻣﺎﻟﻲ، ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﻳﮑﻲ، ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺳـﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ، ﭘﺎﻳﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻫﺎﻱ ﻳﮏ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﻳﮏ ﻳﺎ ﺗﺮﮐﻴﺒﻲ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﭘﺎﻳﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻫﺎ، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪﺕ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻫﺎﻱ ﻳﮏ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻧﻘﻄﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﺭﺍ ﺷﮑﻞ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ (ﺟﺎﺗﻨﺮ ﻭ ﻭﺭﻟﻲ، ۱۹۹۴، ۱۷۶). ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﺍﺧﻠـﻲ ﺷـﺮﻛﺖ ﺑـﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻭ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺤـﻴﻂ ﺧـﺎﺭﺟﻲ ﺑـﺮﺍﻱ ﻛﺸﻒ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﺷﻮﻧﺪ. ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻳﻚ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﺮﻛﺖ ﻧﻴﺰ ﺗﻮﺟﻪ ﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﻋﻮﺍﻣـﻞ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻳﻚ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﻗﻮﺕ ﻫﺎ ﻭ ﺿﻌﻒ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﮔﺮﺍﻧﺖ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﻛـﻪ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﭘﺎﻳدﺍﺭ ﻳﻚ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺁﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺷﻮﺩ.
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮﺱ ﻭ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪﻱ ﻣـﻲ ﺷـﻮﻧﺪ . ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺤﺴﻮﺱ ﻳﻚ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ : ﻣﺎﻟﻲ، ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ، ﺗﻜﻨﻮﻟـﻮﮊﻳﻜﻲ ﻭ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻧﻲ. ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻧﻴﺰ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ : ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺷﻬﺮﺕ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﻣﺤـﻴﻂ (ﺩﺱ ﻭ ﻻﻣﭙﻜﻴﻦ، ۲۰۰۳، ۵۷).
ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﺳﻮﻡ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻝ، ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ، ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺸﺘﺮﻱ ﮔﺮﺍ ﻭ ﻳﺎ ﺑﺎﺯﺍﺭﮔﺮﺍ، ﻧﻮﺁﻭﺭ ﻭ ﻛﺎﺭﺁﻓﺮﻳﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﻴﺰ ﮔﺮﺍﻳﺶ ﺑـﻪ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ﺩﺍﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ، ﮔﺮﺍﻳﺶ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻨﺒﻌﻲ ﻣﻬﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﻭ ﺣﺘﻲ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗـﺎﺑﺘﻲ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ. ﺩﺷﭙﺎﻧﺪ ﻭ ﻭﺑﺴﺘﺮ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫـﺎ، ﻣﺆﺳﺴﺎﺕ ﻓﻜﺮﻱ ﻫﺴﺘﻨﺪ (ﻟﻴﻮ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ، ۲۰۰۳، ۱۳۶).
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﭘﻮﺭﺗﺮ با ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﻫﻜﺲ ﻭ ﻭﺍﻳﻠﺪ (۱۹۹۹ ﻭ ۲۰۰۲) ﻣﻄﺮﺡ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﻭ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺻﻠﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻛﻪ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣـﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻮﺿـﻊ ﻳﺎﺑﻲ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺮ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﻗـﺎﺑﺘﻲ ﻳﻚ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﺛﺮ ﺩﺍﺭﺩ . ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺻﻨﻌﺖ، ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺻﻨﻌﺖ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺗﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻬﻴﻢ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺩﺭ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭ، ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ ﻫـﺎﻳﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺻﻨﻌﺖ، ﺯﻧﺠﻴﺮﻩ ﺍﺭﺯﺵ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﭘﺎﻳﻪ ﻭ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﺰﻳﺖ ﺭﻗـﺎﺑﺘﻲ ﻭ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱﻫﺎ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑـﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻭ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺁﻥ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ. ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮐـﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﻮﻉ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻧﺪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨـﺪ ﺍﺯ : ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﻱ، ﺩﺍﺭﺍﻳﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺷﻬﺮﺕ، ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺁﻣﻴـﺰ ﺩﺭ بازار (هولی و همکاران، ۲۰۰۳، ۲۱۱).
۲-۱-۲-۱) دیدگاه مبتنی بر منابع
یکی از رویکردهای مرتبط با رقابتپذیری، رویکرد مبتنی برقابلیت یا منابع اسـت کـه بـر نقش عوامل داخلی سازمانها و صنایع بر توان رقابتی آنها تأکید دارد ( بارتلت و گوشـال،۱۹۸۹، ۲۶۱). این دیدگاه، اساسا عملکرد سـازمانی و موقعیـت بـازار آن را تـابع ویژگـی هـای سازمانی میداند و رابطه بـین مشخصـه هـای سـازمانی و نتایج عملکردی را بررسی می کند. اصل محوری دیدگاه مبتنی بر منابع این است که سازمانها متشکل از مجموعه منـابعی میباشند که از اهمیت بـالایی در کسب مزیت رقابتی برخوردار بـوده و ویژگیها و خصوصیات منابع، چگونگی مزیت و حد پایداری آن را تعیین میکند (گرانت ،۱۹۹۹، ۷۱۲).
هدف اصلی این رویکرد، تاکید بر مزایای رقابتی ناشی از قابلیتهـای منابع یـک شـرکت است. منابع، تمام نهاده های مالی، تکنولوژیک، انسانی و سـازمانی را در برمـیگیـرد. همچنین، منابع پایه ای برای شایستگی فراهم میکنند. در واقع، شایستگیهای یک سازمان یـا صنعت از یک یا ترکیبی از منابع آن به وجود می آیند و خود پایه ای برای مزیت رقـابتی ایجاد مـیکنند. (ورلی و جاتنر،۱۹۹۴، ۴۷).
در پارادایم صنعتی قدیم شرکت ها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل می کردند. اقتصاد کمیابی بدین معناست که منابع و دارایی های تحت سلطه و کنترل شرکت ها، محدود و کمیاب هستند و استفاده بیشتر از آنها، از ارزش آنها می کاهد. ولی در عصر اقتصاد اطلاعاتی و دانشی، این اصول صدق نمی کند. شرکت ها در اقتصاد دانشی تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می کنند اقتصاد فراوانی بدین معناست که منابع و دارایی ها در اختیار شرکت به میزان فراوانی وجود دارد. این نوع دارایی ها از نوع نامشهود هستند و بیشتر در افراد قرار دارند که ما به آنها دستیابی داریم. مثالی از موضوع فراوانی این نوع دارایی ها در اقتصاد دانشی، فراوانی اطلاعات در اینترنت است (سولیوان و همکاران، ۲۰۰۲، ۶۹).
به طور خلاصه در اقتصاد دانشی، مهمترین دارایی ها و عوامل تولید شرکت ها نامشهود هستند که استفاده از آنها، از ارزش آنها کم نمی کند و حتی به ارزش آنها نیز می افزاید. این نوع دارایی های نامشهود شامل دانش، سرمایه فکری و … هستند. اما در اقتصاد صنعتی مهمترین عوامل تولید و دارایی ها مشهود و فیزیکی هستند که استفاده از آنها، از ارزش آنها می کاهد و این دارایی ها شامل زمین، ماشین آلات و سرمایه های پولی و … است. در مدل پیشنهادی عناصر مرتبط با منابع داخل بنگاه عبارتند از سرمایه سازمانی، سرمایه انسانی و سرمایه مالی (مهرگان و همکاران، ۱۳۹۱، ۲۱۰).
۲-۱-۲-۱-۱) سرمایه سازمانی
سرمایه سازمانی به صورت مجموع دارایی هایی تعریف می شود که توانایی خلاقیت سازمان را ممکن می سازد. مأموریت شرکت، چشم انداز، ارزش های اساسی و سیستم های کاری و فرآیندهای درونی یک شرکت می تواند در طبقه با دسته این نوع دارایی ها شمرده شود. سرمایه سازمانی یکی از اصول زیربنایی برای خلق سازمان های یادگیرنده است. حتی اگر کارکنان یک سازمان دارای توانایی ها و قابلیت های کافی و بالایی باشند، اگر ساختار سازمانی از یکسری قوانین و سیستم های ضعیفی تشکیل شده باشد نمی توان از این قابلیت ها و استعدادهای کارکنان برای خلق ارزش و داشتن عملکرد خوب سازمانی استفاده کرد (بونتیس،۱۹۹۸، ۱۷۷).
سرمایه سازمانی آن چیزی است که به هنگام نبودن کارکنان در سازمان، همچنان در آن باقی می ماند و از

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.