امام علی (ع)

همی گفت حیدر که من آنکسم
منم آنک از بیم شمشیر من
بحق جهاندار، پروردگار
بشمشیر بگشاذ آن یل بغل
چو دو طاس کرد از خشم چشم
جهان برمعادی او تنگ شد
که با خلق عالم بتنها بسم
مسلمان شذند این سگان برین
که مالش دهمتان بدین ذوالفقار
ببارید بر نا کثینان اجل
( ربیع، 1388: 36 پ )
امام علی (ع) در جنگ ها در خط مقدّم شرکت می کرد و زره می پوشید و خود را به قلب سپاه دشمن می زد و چنان حملات شدیدی انجام می داد که دشمن چون روباه در مقابلش می گریختند. نوشته اند در جریان جنگ با شورشیان بصره چند بارشمشیر امام (ع) خم شد و برای اصلاح به خیمه بر گشت. کسی که این طور خط شکن جبهه هاست و خود را در تمام جنگ ها در قلب سپاه دشمن فرو می برد و طبیعی است که باید زخم های فراوانی بر تن داشته باشد.
امّا دو نکته دربارۀ جراحات بدن مولا علی (ع) وجود داشت:
الف ) همه زخم ها در قسمت جلوی بدن او وجود داشت
ب) زخم ها، فراوان و عمیق بود، این بدان جهت بود که امام به دشمنی پشت نمی کرد و همواره در حالت پیش روی و خط شکنی و دفاع بود. نوشته اند، زره امام تنها قسمت جلوی بدن را می پوشاند، زیرا نیازی نداشت تا پشت سر را حفظ کند.
در جنگ های جمل و صفین و نهروان،آن حضرت شخصاً شرکت داشت و پهلوانان نامدار را از میان بر داشت و با مردان زورمند آنان به جنگ پرداخت. در جنگ جمل هر دو لشگر رو به روی هم ایستادند و نیزه های آنها در قلب یکدیگر می نشست. هر سپاهی که آهنگ رفتن به سوی شتر عایشه را می کرد، کشته می شد. از صدای بر هم خوردن شمشیر ها صدایی همچون پتک به گوش می رسید. چون جنگ به اوج خود رسید، آن حضرت به تنهایی به طرف شتر، که با پارچه ای سبز پوشانده شده بود و مهاجرین و انصار گردش را گرفته و اطراف آن فرزندانش بودند، یورش برد. آن گاه برآنان تاخت و بر قلب لشگریان جمل زد و با آنان در کار نبرد شد، سپس باز گشت و شمشیرش راکه خم شده بود، با زانویش راست کرد. یاران و پسرانش گفتند: ما به تو کمک خواهیم کرد. امام علی هیچ پاسخی به آنان نداد و حتی نگاهی به ایشان نکرد و آن گاه دوباره چون شیری ژیان خروشید و برای بار دوم به خیل دشمن زد. مردان جنگی دشمن از ترس رویارویی با علی (ع) می گریختند و از چپ و راست او عقب می نشستند، تا آنکه زمین از خون گشتگان، رنگین شد، آن حضرت دوباره به میان یاران خود بازگشت و شمشرش را که خم شده بود،راست کرد و به پسرش محمد بن حنیفه فرمود: ای پسر حنیفه ! در میدان نبرد چنین باید جنگ کرد. کسانی که دراطراف آنان بودند، خطاب به امیر المؤمنین عرض کردند ! ای امیر المؤمنین ! چه کسی خواهد توانست کاری را که تو می کنی انجام دهد؟ سراینده با توجّه به نگاه حماسی خود به روایات دینی، صحنۀ شجاعت و رشادت حضرت علی را در خلال جنگ جمل بدین گونه ترسیم نموده است.
چو شد با حمیرا برابر علی
دم صور گفتی برآمد مگر
بنام یکی دادگر کردگار
زبس خون که شد از سنان و حسام
چو تندر بغرید شیر ملی
جهان شد بر اعداء بزیرو زبر
چپ وراست مرزد علی ذوالفقار
هوازردگون شد زمی لعل فام

                                                    .