امام علی علیه السلام

1- 3 – سابقه انجام پژوهش
تاکنون درباره ی سیمای علی (ع ) در شعر فارسی تحقیقی به این شیوه و با گستردگی صورت نگرفته است و تنها کاری که انجام یافته است، جمع آوری اشعاری است که در آن ها شاعران به مدح و ستایش آن امام همام پرداخته اند.که در دو کتاب مجزا، یکی تحت عنوان «علی (ع) در شعر و ستایش فارسی» از وجدی جواهری، و دیگر (مناقب علوی در شعر فارسی) از احمد احمدی بیرجندی موجود است، نیز در حد مقاله کارهایی صورت پذیرفته، که نمونه آن ها را در کتاب ( مجموعه مقالات کنگره ولایت و اهل بیت (ع) در گستره ادب فارسی ) می توان یافت و همچنین جهت اطلاع از آثار پیشین در ارتباط با موضوع مذکور، در مورد سیمای حضرت علی (ع)، پژوهشی انجام شده، که برای نمونه به پایان نامه ی، سیمای حضرت علی (ع) در شعر ناصر خسرو و سنایی نوشته ی، احمد روستایی شلمانی، دانشگاه یزد و همچنین بررسی تطبیقی سیمای امام علی (ع) در دو دیوان ابن حسام خوسفی و ناصر خسرو، نوشته عاطفه اقتصادی رودی، دانشگاه بیرجند اشاره کرد.
1-4- اهداف پژوهش
بررسی سیمای حضرت علی، دردو منظومه علی نامه ( ربیعی) و خاوران نا مه ی (ابن حسام خوسفی)، بدین صورت که تمام نکات و جاذبه هایی که مربوط به امام علی و زندگیشان می باشد، دردو منظومه (علی نامه و خاوران نامه) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.اهم ّ این مسائل: 1- عشق به علی (ع) و مدح ایشان 2- شرف و بزرگی حضرت علی (ع) 3- شجاعت و ایثارگری علی (ع) 4- زهد و عبادات علی (ع) 5- کرامات و معجزات علی (ع) 6- علم و آگاهی علی (ع) 7- صبر و حلم علی (ع) 8- کرامت نفس و جوانمردی علی (ع) 9- ثقه به نفس علی (ع).
1- 5- فرضیه های پژوهش
1- تصویر سازی دو شاعر(ربیع و ابن حسام) بر اساس پاره ای از عناصر زیباشناسی سخن در قلمروفصاحت و بلاغت، در نشان دادن سیمای حضرت علی (ع) یکسان است؟
2- مضمون دوکتاب ( علی نامه و خاوران نامه )، تا چه حد توانسته است منا قب حضرت علی (ع) را بیان کند؟
3- باتوجه به هم قرن نبودن ( ابن حسام و ربیع )،این دو شاعر تا چه حد از فردوسی تأثیر پذیر فته‌اند؟
1-6 – روش تحقیق
کتاب خانه ای، بنیادی، توصیفی و تحلیلی می باشد.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه ی پژوهش
2-1- جریان خلافت بعد از نبی اکرم (ص)
2-1-1- رحلت رسول اکرم، جریان سقیفه و موضع امام علی «ع»
رسول گرامی اسلام، تنها دو ماه پس از بازگشت از آخرین سفر حج که به «حجه الوداع» شهرت یافت، رحلت نمود و در جوار حق آرمید و غم انگیز ترین روز امام علی «ع» را رقم زد و اندوه در جان او ریشه دواند. در هنگام ارتحال حبیب خدا، علی علیه السلام در کنار بستر او بود. ایشان در این باره می‌فرماید:
«فرشتگان یاور من بودند و از خانه و پیرامون آن فریادمی کردند. پس چه کسی سزاوارتر است بدو از من، چه در زندگی و چه پس از مردن؟» (حالت، 1371: 197) «امَا علی رغم تلاش های بی وقفه پیامبر اکرم در دوران کوتاه رسالتش، هنوز تعصبات قبیله ای به حدَی بود که در لایه های مستو ر جامعه در کمین بود تا متعصَبانه رخ بنماید. به همین دلیل، گروه بندی های مختلف در جامعه پدیدار شد. در رأس این گروه های قدرتمند و مطرح،قریش و مها جران بودند که در برابر انصار، جبهه واحدی تشکیل داده، خواهان امتیازات اجتماعی بیشتری بودند واز طرفی در داخل قریش هم بنی امیه در برابر بنی هاشم صف‌آرایی کرده بودند. در بین انصار هم قبیله های اوس و خزرج در برابر هم قرار گرفته بودند.» ( ابن اثیر، 1404/1989: ج 1،14) «پس از آنکه روح بلند پیامبر رحمت به ملکوت اعلی پیوست و خبر وفات ایشان منتشر شد، در حالی که علی علیه السلام و بنی هاشم در خانه رسول خدا گرد آمده بودند و طبق سنَت اسلامی به تغسیل و تکفیر و تدفین حبیب خدا مشغول بودند و در فراق او اشک ماتم می ریختند، عدَه ای درسقیفه بنی ساعده جمع شدند تا مسئله ی خلافت و رهبری مسلمانان را به نفع خود و قبیله شان رقم بزنند از یک طرف، انصار در محلَ سقیفه برگرد سعد بن عباده، رئیس بیمار قبیله خزرج، جمع شدند و تصمیم گرفتند که وی را به عنوان جانشین رسول خدا تعیین نمایند» ( ابن اثیر،1404 /1989: ج1،10) و از طرف دیگر، عمر و ابو عبیده جرَاح نیز در مسجد مدینه، برای به دست آوردن خلافت تلاش می کردند و عمر، ابو بکر را برای خلافت در نظر گرفت.
امَا آنچه به گواه تاریخ روشن است، اینکه حقَ مسَلم رهبری و خلافت مسلمانان، از آن امام علی علیه‌السلام بود که همان گونه که خود پبامبر صلی الَله علیه و آله فرموده بود: «نزدیک ترین فرد به من مرا غسل خواهد داد.» ( ابن اثیر،1404 :ج1،11) امام علی علیه السلام، هنگام شستن پیکر پاک رسول خدا، در حالی که می گریست، می فرمود: «پدر و مادرم فدای تو باد ! با وفات تو رشته نبوَت و وحی الهی و اخبار آسمان ها که هرگز بامرگ کسی بریده نمی شود، قطع شد. اگر نبود که ما را به شکیبایی در برابر ناگواری دعوت فرمودی، آن چنان در فراق تو اشک می ریختم که سر چشمه اشک را می خشکاندم، ولی حزن و اندوه ما در این راه، پیوسته است و این اندازه در راه تو بسیار اندک است و جز این، چاره ای نیست. پدرومادرم فدای تو باد! ما را در سرای دیگر به یاد آر و در خاطر خود، نگاه دار!» ( حالت،1371: 235 )
در جریان سقیفه، هرچند عدَه ای از انصار و بنی هاشم و بعضی از اصحاب دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار علی علیه السلام قرار داشتند، امَا نتیجه اجتماع سقیفه، قرار گرفتن ابوبکر بر منبر حضرت رسول خدا بود، در حالی که بنا به تصریح ایشان، خلافت، نه حقَ مهاجران بود، نه انصار، زیرا تنها دو ماه پیش از آن در غدیر خم، پیامبر صلی الَله علیه و آله علی علیه السلام را به عنوان جانشین و مولای مسلمانان بعد از خود، معرَفی کرده بودند.
«علی علیه السلام نیز خلافت را حق خود می دانست، امَا حرکت دین و اصل اسلام و اتَحاد و یکپارچگی و وحدت مسلمانان ر ا برتر می دانست و لذا فرمود:«به خدا سوگند، پسر ابی قحافه، خلافت را همچون پیراهن پوشید، در صورتی که جایگاه و مقام مرا در این باره می دانست که برای خلافت،همانند قطب وسط آسیا ست. سیل معارف و علوم، از من سرازیر می شود و هیچ پرواز کننده ای در فضای علم و کمال به من نمی رسد.» (ابن جوزی، 1985/ 1405: ج 2، 124)
«پس چون چنان دیدم، جامعه خلافت را رها ساختم و پهلو از آن تهی ساختم و همچنان در کار خود اندیشه کردم که آیا با دست بریده و بدون یاور، حمله کنم (حق خود را بستانم ) یا بر تاریکی کور ( گمراهی مردم ) صبرکنم، آن تاریکی شدیدی که پیراهن سال خورده را فرتوت کند و خردسالان را پیر نماید و مؤمن در آن رنج برد تا پروردگار خود را ملاقات کند، دیدم که صبرکردن، سزاوارتر و به خرد نزدیک تراست.پس صبر کردم، امَا چه صبری؟ خار در چشمم و استخوان در گلویم بود و میراث خود را می دیدم که به تاراج رفته» (حالت،1371:235 )
امام علی علیه السلام در امور مربوط به انتخاب خلیفه اوَل، هیچ نوع دخا لتی نکرد و برای استوار ماندن پایه های اسلام، سکوت کرد، امَا آنجا که لازم بود، راهنمایی می کرد و اگر مشکلی پیش می آمد، راه حل ارائه می نمود و اگر حکمی به خطا صادر می شد، درست آن را به آنان می نمود. امام علی (ع) برای حفظ اصل اسلام، از خلافت چشم پوشید و از مردم روی برتافت و در گوشه خانه به اندیشه های بلند خود روی آورد و به جمع آوری قرآن، همَت گماشت تا از گزند بد خواهان محفوظ بماند
.
خانه نشینی علی علیه السلام، نه تنها اورا از اجتماع دور نکرد، بلکه منزل او مأمن وفادارن و دلسوزان اسلام و طالبان علوم و معارف اسلام ناب محمَدی شد.همه می دانستند که او داماد پیامبر صلی اللَه علیه و آله، وحی بلافصل و باب علم رسول خداست. ماجرای افتخار آمیز غدیر نیز غیر قابل انکار بود.
ابوبکر و عمر، با آگاهی کامل از حقَ علی علیه السلام و احترام خاصَی که وی در بین گروهی از یاران پیامبر صلی اللَه علیه و آله داشت و ترس از اینکه عکس العمل جدَی ای از طرف او و یارانش صورت گیرد، آنان رابرای بیعت به مسجد فرا می خواندند.

                                                    .