افزایش سرمایه اجتماعی

مهشید، 35 ساله میگوید:
“بعد طلاق، دوستی پیدا کردم که خیلی کمکم کرد، منو تشویق کرد درس بخونم، خانوادهاش رو آورد به کمک من، برام کار گیر آورد. وسایل خونهام رو اونها آوردن. مدام دنبال خواستگار برام میگردن، تمام کارهایی که خانوادم برام نکردن رو اونا کردن؛ من یک مرده صد در صد بودم اما این افراد مثل فرشتههایی اومدن و من رو نجات دادن … معجزه خدا بود.”
یافتههای این پژوهش نشان میدهند، ‌افرادی که احساسات منفی خود را با دوست، عضوی از خانواده و یا حتی مشاور مطرح نمودهاند، با سهولت بیشتری میتوانند از فشارهای روانی ناشی از طلاق گذر کنند. این مسأله خصوصاً در زنان بیشتر مشاهده میگردد؛ زنان برخلاف مردان، با به اشتراک گذاشتن احساسات خود، بخشی از فشارهای روانی ناشی از طلاقشان را تخفیف میدهند، این در حالی است که غالب مردان حتی با دوستان نزدیکشان نیز این تجارب و احساساتشان را در میان نمیگذارند. محقق در حین مصاحبههای انجام شده خود، بطور مکرر با مردانی مواجه گردید که بازگویی تجارب خود در هنگام مصاحبه را، به عنوان اولین تجربه بازگویی پس از طلاقشان عنوان مینمودند و برخی از آنان نیز این بازگویی را منجر به پدید آمدنِ احساسات مثبتی در خود گزارش میکردند. مردان همچنین برخلاف زنان در موارد بسیار نادری برای تخفیف آسیبهای پس از طلاق به مشاور مراجعه میکنند.
یافتههای تحقیقات دیگر نیز نشان میدهد، هر چه میزان شبکه های حمایتی دوستان و خویشاوندان بیشتر باشد، سازگاری با طلاق با سهولت بیشتری انجام خواهد شد(آسلتین و کسلر، 1993؛ کاتن، 1999؛ دیگارمو و فورگاتچ، 1999؛ گاروین و دیگران، 1993؛ گلدبرگ و دیگران، 1992؛ لاوسن و تامپسون، 1996؛ تابیس، 1997).
4-3-2-2-3. عضویت در شبکههای اجتماعی
شبکه اجتماعی را میتوان مجموعهای از افراد و یا گروههایی دانست که به شکل هدفدار و ساخت یافته با هم داری روابط هستند و این روابط، براساس اشتراکات شکل میگیرد. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که حضور کنشگران در شبکههای اجتماعی میتواند فرایند بازسازی زندگی پس از طلاق آنان را تسهیل نماید.
مهناز، 31 ساله میگوید:
“یه هیئت مذهبی هست که از وقتی اونجا میرم خیلی حال و هوام عوض شده، کما اینکه اونا نمیدونن من طلاق گرفتم ولی ارتباطم باهاشون باعث شده حالم بهتر بشه.”
مجید، 39 ساله نیز میگوید:
“یه اتفاق خوب بعد از طلاقم، دانشجو شدنم بود که واقعاً کمکم کرد؛ رفتم دانشگاه، فضام تغییر کرد (تغییر محیط)، کارهای گروهی داشتیم توی دانشگاه که خیلی به تغییر روحیهام کمک کرد(عضویت در شبکههای اجتماعی = تسهیل بازسازی).”
حضور در شبکههای اجتماعی هم به لحاظ محیط پویای آن و نیز خاصیتِ در جمع بودن، و هم به لحاظ اینکه میتواند منجر به افزایش سرمایه اجتماعی کنشگران گردد، به تسهیل فرآیند بازسازی زندگی پس از طلاق یاری میرساند.
متأسفانه در کشور ما شبکههای اجتماعی چندانی مختص به افراد طلاقگرفته وجود ندارد؛ در حالی که در بسیاری از کشورها، انواع سازمانهای مردم نهاد، گروههای خودیاری و گروههای حمایتی به کمک افراد پس از طلاق میآیند. این گروهها عموماً با برپایی جلساتی با شرکت افراد طلاق گرفته و مشاوران و نیز تشکیل گروههای درمانی یا به اشتراکگذاری تجارب افراد با یکدیگر، در تخفیف آسیبهای روانی و اجتماعی پس از طلاق آنان را یاری میرسانند (اویگارد، 2004). اَشکال بسیار ابتدایی این گروهها را بصورت نادر میتوان در شبکههای اجتماعی مجازی ایرانی مشاهده نمود. به طور مثال سایتی چون «ایران 20»، با ایجاد گروهی مختص به مردان و زنان مطلقه، امکان تعاملات و بیان تجارب و احساسات را برای افراد مطلقه فراهم میآورد که تا حدی میتواند منجر به تخفیف فشارهای روانی ناشی از طلاق آنان گردد.
در اینجا، نکته حائز اهمیت، این است که برای برخی از کنشگران، شبکههای دوستی و آشنایان نه تنها منجر به نفعرسانی و کسب سرمایه اجتماعی نمیگردد بلکه مانعی بر سر راه بازسازی افراد نیز محسوب میگردد. بسیاری از افراد، بدلیل نگاههای منفی نسبت به طلاق، بازخوردهای منفی از سوی خانواده، فامیل، شبکههای اجتماعی و گروههای دوستان خود دریافت کردهاند که منجر به انزوای آنان از این گروهها و کاهش ارتباطات اجتماعیشان میگردد. شرح این موارد در بخشهای آینده بطور مفصلتری بحث خواهد شد. نکتهی دیگری که شایان توجه است این است که میزان سرمایههای اجتماعی افراد در طول فرایند بازسازی زندگی پس از طلاق، بطور مداوم (چه عامدانه، چه غیرعامدانه) میتواند دستخوش تغییر گردد و نمیتوان از میزان قطعی و از پیش تعیین شدهای از سرمایه اجتماعی بعنوان مقولهای زمینهای یاد کرد. بلکه شرایط ذهنی و عینی کنشگران میتواند تغییر و تحولات بسیاری را در این نوع سرمایه ایجاد نماید و با افزایش آن، منجر به تسهیل بازسازی و با کاهش آن منجر به دشواری آن گردد.
یافتههای تحقیقات دیگر نیز نقش سرمایه اجتماعی در بازسازی زندگی پس از طلاق را تأیید میکنند. کرامری و دیگران(2007) نشان دادهاند که روابط اجتماعی در طول دوره پس از طلاق با سطوح بالاتری از سازگاری مثبت و سطوح پائینتری از عدم سازگاری با طلاق مرتبط است. بویژه، ارتباطات شبکهای
در ارتقاء سازگاری مثبت نسبت به طلاق، نقش مهمی را ایفا میکند، در حالی که روابط شخصیتر برای ممانعت از عدم سازگاری، مهم قلمداد میشوند.
4-3-2-3. متعینهای زمانی
ماهیت بازسازی زندگی پس از طلاق، شدیداً وابسته به زمان است؛ اینکه طلاق افراد در چه سنی اتفاق افتاده است و چه مدت از آن زمان گذشته و یا طول زندگی مشترک افراد چه میزان بوده است، همگی میتوانند در تجربه طلاق و نحوه مواجهه افراد پس از طلاق مؤثر باشند. تمامی این متغیرهای مرتبط با زمان که از کدگذاری دادههای پژوهش حاصل آمده است ذیل مقوله «متعینهای زمانی» در جدول زیر قابل مشاهده است.
جدول 4-15. مقولات فرعی مرتبط با مقوله عمده پنجم
ردیف
مقولات فرعی
مقوله عمده
1
طول دوره ازدواج

                                                    .