دانلود پایان نامه

یکی حرمت، وادلّۀ آن چنین است:
آیه‌ها
وَ الَّذِینَ هُمً لِفُرُوجِهِمً حافِظُونَ. إِلّا عَلی أَزًواجِهِمً أَوً ما مَلَکَتً أَیًمانُهُمً فَإِنَّهُمً غَیًرُ مَلُومِینَ. فَمَنِ ابًتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ (معارج/ 29-31).
از این آیات شریفۀ استفاده می‌شود که مؤمنان باید خود را از غیر محارم خویش حفظ کنند. اگر چه در ذیل آیۀ اوّل، از حضرت صادق (ع) روایت شده که فرموده: «کلّ شیء فی القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنی إلّا هذه الآیه فإنّها من النظر.» (مکارم شیرازی، 1389، ج14، ص438).
زمخشری در کشاف آن را از این ابن زید نقل می‌کند، که او گفت:« کلّ ما فی القرآن من حفظ الفرج فهو عن الزنی إلّا هذا فإنّه أراد به الاستتار»، ولی ظاهر آیۀ شریفه طلاق را می‌رساند (زمخشری، بی‌تا، ج3، ص60)، زیرا متعلق فعل ذکر نشده است. این مطلب، در دو آیه بعد روشن‌تر می‌شود و از قرینۀ استثنا دانسته می‌شود که از مستثنا منه عموم اراده شده است. به همین جهت، در تفاسیر از آیات شریفۀ سورۀ مؤمنون، حرمت استمنا شده است (زحیلی، بی‌تا، المنیر، ج18، ص 15) و به سبب اطلاق آیات، برخی از مفسران مثل قرطبی و زحیلی از آن بر حرمت متعه استفاده کرده‌اند (همان)، ولی چون از نظر شیعۀ امامیه، زوجۀ موقت نیز زوجه محسوب می‌شود، در آیۀ شریفه (کلمۀ أزواج) داخل خواهد بود (روضه، ج5، ص 245).
خلاصۀ مطلب آن است که متعلق «حافظون» عام است و همین عمومیت باعث شده که به آن بر حرمت استمنا استدلال کنند. بنابراین، می‌گوییم: از آیۀ شریفه استفاده می‌کنیم که در مورد زوجه تمام کارها باروری و آبستنی زوجه استفاده می‌شود؛ زیرا مرد نامحرم شوهر نیست و زوج محسوب نمی‌شود.
از مباحث گذشته چند نکته روشن شد:
الف)بارورشدن زن از آب مرد خوش- که محرم او شمرده می‌شود- حلال است؛ که دلایل آن به طور روشن ذکر شد.
ب)آبستنی زن از آب مرد نامحرم و اجنبی حرام است.
ج) از هر دو مسئله بر می‌آید بچّه به که ملحق می‌شود، و ثابت شد که براساس دلیل‌های روشن به پدر ملحق می‌شود، زیرا پیامبر اکرم (ص) فرموده: «الولد للفراش».
د)آنچه بررسی نشد و ادلّۀ آن در جای خود به تفصیل ذکر شده، حرام بودن لمس زن بر اجنبی است؛ لذا تمام فقیهان تصریح کرده‌اند که تلقیح جایز است، ولی باید از مقدمات حرام آن پرهیز کرد و مقدمات حرام عبارت از نگاه کردن اجنبی و لمس کردن اوست.
با این حال، اگر اجنبی لمس و نگاه کرد و با مقدمات حرام تلقیح انجام گرفت، بچّه حلال‌زاده است، و ولد الزنا نیست.
روایت‌ها
محمد بن یعقوب کلینی عن علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن عثمان بن عیسی، عن علی بن سالم، عن أبی عبدالله (ع) قال:
سخت‌ترین عذاب در روز قیامت، برای مردی است که نطفۀ خود را در مهبلی قرار دهد که بر او حرام است (کلینی، 1413ق، ج5، ص 541؛ حرعاملی، 1416ق، ج14، ص 239).
این روایت بر مقصود نویسنده، در مسئله دلالت می‌کند، ولی باید آن را از منظر فقهی بررسی کنیم؛ ابتدا از سند آن شروع می‌کنیم. این روایت در سه کتاب روایی ذکر شده است: کافی، تألیف محمد بن یعقوب کلینی؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، تألیف شیخ محمد بن علی بن بابویه قمّی؛ محاسن، تألیف احمد بن محمدبن خالد برقی.
سند حدیث کلینی با سند صدوق و برقی متفاوت است، ولی تفاوتی در سند آن دو بزرگوار نیست. لذا می‌توان گفت: این روایت که با دو سند در سه کتاب نقل شده، قرینۀ مهمی بر اعتبار روایت و صحت آن در نزد قدمای اصحاب است، زیرا شیخ محمد بن الحسین العاملی البهائی در ابتدای مشرق الشمسین و به پیروی از او محدث بحرانی در مقدمه الحدائق الناضره (ج1، ص14)، و شیخ حرّ عاملی در خاتمه وسائل الشیعه (1408ق، ج20، ص 93)، نقل روایت را به دو سند در دو کتاب، یا یک کتاب، قرینۀ صدور روایت از معصوم دانسته‌اند، و علما بر چنین قرینه‌ای تکیه، و از آن به شهرت روایی تعبیر می‌کنند. بیشتر فقیهان شهرت روایی را، جبران ضعف سند می‌دانند. البته از شهید ثانی و سید محمد عاملی و آیت الله خوئی (بی‌تا، مصباح الأصول، ج2، ص 143) باید یاد کنیم که شهرت را جبران کنندۀ ضعف سند نمی‌دانند.
علاوه برآن، سند کلینی را علّامه محمد باقر مجلسی در کتاب شریف مرآه العقول بنابر قول مشهور ضعیف دانسته است: «ضعیف علی المشهور» (کلینی، 1413ق، ج2، ص 386). علّت آن ثقه بودن راوی اوّل آن، علی بن ابراهیم بن هاشم است.
علّامه محمد بن علی اردبیلی با تتبع در روایات به دست آورده که چند راوی از او روایت کرده‌اند؛ از جمله یونس بن عبدالرحمان که از اصحاب اجماع است، علاوه بر او، وحید بهبهانی در تعلقیه منهج المقال استرآبادی گفته، او همان علی بن ابی حمزه بطائنی بوده که به همین جهت علّامه عبدالله ما مقانی روایت او را جزء روایت‌های قوی شمرده است (تنقیح المقال، ج2، ص 297 به نقل از رضانیا معلم، 1384، ص212).
این حدیث اگر چه از جهت سند بنابر مبنای مشهور ضعیف است، سند آن مختلف است و در سه کتاب روایی نقل شده که شاهد بر صدور روایت از معصوم است. هم‌چنین ملاک حجیت اخبار نزد فقیهان، صدور روایت از معصوم است، هر چند ممکن است در سند اصطلاحا «ضعیف» باشد (میرزا حسن بجنوردی، 1421ق، ج2، ص 211؛ سبزواری، 1417ق، ج2، ص 467). به قول مرحوم آیت‌الله بروجردی اعمال راوی در کتاب‌های علم رجال، دلیل ضعیف نیست (نهایه التقریر، ج2، ص 177 به نقل از رضانیا معلم، 1384، ص216).
امام خمینی (قدس) نیز در ذیل روایتی که در سلسلۀ سند آن علی بن أبی حمزه بطائنی است، فرمود: اگر روایت او بنابر قول مشهور ضعیف است و او را مشهور فقیهان و علمای رجال ضعیف شمرده‌اند، قراینی وجود دارد که این روایت از معصوم (ع) صادر شده است. آن گاه قراینی را ذکر می‌کند (امام خمینی، بی‌تا، ج2، ص 467).
مهم‌ترین لغت مورد بحث در این حدیث، واژۀ «نطفه» است. فیومی می‌نویسد: «النطفخ ماء الرجل و المرأه» و جمع آن «نطف» می‌آید و همین‌طور «نطاف»، مثل «برمه» و «بُرم» و «بِرام». از جنس نطفه که فعلی استعمال نشده است (مصباح المنیر، ص 476؛ به نقل از رضانیا معلم، 1384، ص216).
طریحی نیز می‌نویسد: «و النطفه – بالضمّ- الماء الصافی، قلّ أو کثر.» (طریحی، ج5، ص 125 به نقل از رضانیا معلم، 1384، ص216).
از بررسی‌های لغوی به دست می‌آید که نطفه، فقط منی مرد نیست، بلکه علاوۀ برمنی مرد، تخمک زن را نیز شامل می‌شود؛ یعنی نطفه از دو جزء است: آب مرد و تخمک زن. به عبارت علمی و روشن‌تر، نطفه همان «اوول» و «اسپرم» است؛ یعنی تخمک مرد و تخمک زن. از نظر طبی در این مطلب جای شک نیست که بچّه از دو جزء متولد می‌شود و تکوین او از «اوول» و «اسپرم» است؛ بنابراین نطفه از هر دو پدید می‌آید و شاید در آیۀ شریفه که فرمود: ( من نطفه امشاج (دهر/ 2)) به همین حقیقت اشاره کرده است.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد دربارهمجازات اسلامی
دسته بندی : علمی