دانلود پایان نامه

در ارتباط با استقلال فردی گیرنده یا دهندۀ گامت یا رویان، موارد خاص زیر قابل طرح‌اند:
الف) آیا زنان یائسه حق دریافت رویان برای باردار شدن را دارند؟ نشان داده شده است که زنان در اواخر دهۀ پنجم و اوایل دهۀ ششم زندگی می‌توانند با دریافت سلول تخم، به بارداری موفقیت‌آمیزی دست پیدا کنند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که آیا استفادۀ این دسته از زنان از فناوریهای کمک بارروی منافاتی با اصول اخلاقی ندارد؟ مخالفان این حق، با استناد به اصل «ضرر نرسانی» به خطرات بالاتر بارداری در سنین بالا و بر مبنای اصل «سودرسانی» به کودک آینده، به افزایش احتمال از دست دادن مادر در سنین پایین و عدم برخورداری از پشتیبانی و تربیتی که از سوی مادر اعمال می‌شود، و نیز غیر طبیعی نبودن تداوم قابلیت باروری در سنین بعد از یائسگی اشاره می‌کنند (گولد ، 2005، ص27).
در مقابل می‌توان بنابر اصل «عدالت» چنین عنوان نمود که اگر موارد فوق دلایلی برای محروم کردن زنان یائسه از حق انتخاب استفاده از فناوریهای کمک باروری باشند، باید زنان جوان‌تر ولی در معرض خطر نسبتا بالاتر در دوران بارداری، و نیز مردان مسن‌تر و نیز زنان یا مردانی را که به هر علتی امید به زندگی آنها کوتاه است، از باردارشدن بازداشت، حال آنکه این امر به امر به وضوح غیر اخلاقی است؛ پس « عدالت» اقتضا می‌کند که این حق به زنان یائسه نیز تسری داده شود. هر چند که می‌توان در تخصیص بودجه‌ها و کمک‌های دولتی اولویت را به گروه جوان‌تر داد، اما محروم کردن مطلق زنان یائسه از حق باردار شدن، غیر اخلاقی به نظر می‌رسد (کاس، 2001، ص308).
ب) در جوامعی نظیر کشور ما، زندگی در یک خانوادۀ نامتعارف می‌تواند به شدت منافع کودک را مختل کند و امکان یک زندگی معمولی با امکانات برابر را از او سلب نماید. بنابراین به نظر می‌رسد که اصل «سودرسانی» به کودک در اینجا بر اصل «استقلال فردی» والد غلبه می‌یابد و استفادۀ خانواده‌های نامتعارف (تک والدی و غیره) از این فناوری غیر اخلاقی می‌باشد. خصوصا اینکه اگر این فناوریها را درمان «ناباروری» به حساب آوریم، اطلاق «نابارور» به این دسته از افراد نادرست خواهد بود (آرامش، 1385، ص325).
ج)آیا زوجهای فقیر یا بیمار می‌توانند از فناوریهای کمک باروری برای فرزندآوری استفاده کنند؟ در این زمینه نیز استدلالهای موافق و مخالفی مطرح شده‌اند. اما به نظر می‌رسد که در رابطه با این مسئله نیز اصل سودرسانی به فرزند و نیز به کل جامعه، موجب محدود شدن حق «استقلال فردی» والدین بالقوه می‌شود، لذا باید برای ارائه خدمات باروری، سطح خاصی از توان اقتصادی و سلامت (به ویژه روانی) را برای والدین در نظر گرفت.هر چند در این صورت جای این پرسش بنا بر اصل عدالت باقی می‌ماند که آیا بدین ترتیب باید حق فرزند آوری طبیعی را نیز از زوجهای فقیر یا بیمار گرفت؟ و اگر پاسخ منفی است چرا این محدودیت باید برای متقاضیان فناوریهای کمک‌باروری در نظر گرفته شود؟ علی رغم جدی بودن این پرسش، به نظر می‌رسدکه اصل سود رسانی در این مورد آن قدر قابل اعتناست که بگوییم در چنین مواردی باید به سوی کمک‌ مالی به خانواده‌های فقیری که به طور طبیعی فرزنددار می‌شوند، تشویق این خانواده‌ها به استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری، و درمان افراد بیماری که خطر آسیب‌ رساندن به فرزند یا ناتوانی در سرپرستی فرزند خود را دارند و حتی سلب قیمومیت در مواردی که نتوان احتمال جدی آسیب‌رسانی را برطرف نمود، حرکت کرد (همان، ص326).
اما موارد خاصی نیز- علاوه بر مطالب پیش گفته- در ارتباط با دهندۀ گامت قابل بررسی‌اند:
الف) آیا هویت دهندۀ گامت باید برای فرد یا خانوادۀ گیرنده فاش شود؟ گر چه در منابع غربی، حق ناشناخته بودن دهنده طرفدارانی دارد و حتی قوانینی به نفع آنها تصویب شده است اما با توجه به حق کودک آینده در شناخت نسب بیولوژیک خود براساس اصل عدالت و نیز پیشگیری از موارد اتفاقی ازدواج کودک آینده با محارم براساس اصل ضرر نرسانی به نظر می‌رسد که آگاهی از هویت دهنده، یا حداقل ثبت آن برای آگاه‌سازی کودک در زمان مناسب در آینده، اخلاقی به نظر می‌رسد.
ب) آیا می‌توان از دهنده‌های « خاص» استفاده کرد؟ ( نظیر جسد انسان یا جنین سقط شده یا گامت نگهداری شدۀ کودک یا فرد بالغی که ممکن است به علت شیمی‌درمانی یا غیره قابلیت باروری خود را ازدست بدهد، یا گامت نگهداری شدۀ فردی که در گذشته است). در اینجا استفاده از مابقی رویانهای متعدد شکل گرفته در IVF یک بیمار را برای بیماران دیگر به عنوان مورد خاص در نظر گرفته‌ایم و این کار در صورت رعایت سایر اصول اخلاقی، غر اخلاقی به نظر نمی‌رسد (کاس، 2001، ص309). در ارتباط با جسد انسان دچار مرگ مغزی، در موارد تأمل برانگیزی که در کشورهای غربی پیش آمده است، نهایتا نظر رسمی این بوده است که مداخله در جسد انسان بدون دلیل واضح درمانی، نادرست است (پارکر ، 2004، ص387). این قاعده را می‌توان به جنین سقط شده نیز تسری داد. علاوه بر این نباید لطمۀ روانی وارد به فرزند حاصل را وقتی که درمی‌یابد جنین سابقۀ ژنتیک غیر معمولی داشته است دست کم گرفت (کاس، 2001، ص309).
اما در ارتباط با نگهداری گامت کودک یا فرد بالغی که قرار است تحت شیمی درمانی قرار بیگرد با رعایت کامل رضایت آگاهانه (در مورد کودک ابتدا قیم و پس از رسیدن به سن رشد، خود او) و شروطی نظیر تدوین دقیق کدهای اخلاقی این کار، محدود شدن مراکزی که این کار را انجام می‌دهند به چند مرکز خاص، و حضور تیمهای تخصصی، این کار غیر اخلاقی دانسته نشده است (آرامش، 1385، ص326).
ج) آیا اهدای گامت مادر به دختر، پدر به فرزند، یا بین اعضای فامیل اخلاقی است؟ اگر چه در این مورد بحثهای زیادی شده است به نظر می رسد بیشتر مسائلی که در این مورد مطرح می‌شوند از نوع فقهی باشند تا اخلاقی و در صورت فقدان ایراد فقهی، مشکل اخلاقی نیز وجود ندارد. مسئلۀ دیگری که در ارتباط با اصل احترام به استقلال فردی مطرح می‌شود، حق انتخاب خصوصیات فردی گامت یا رویان اهدایی از سوی دریافت‌کنندگان است. در این رابطه، آنچه که به علت امکان‌پذیری نسبی عملی و نیز توجه عمومی، بیشتر مورد بحث قرار گرفته است، حق انتخاب جنسیت جنین می‌باشد (همان، ص327).
این پرسش را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: اول آنکه آیا افرادی که به علت ناباروری از فناوریهای کمک باروری استفاده می‌کنند حق تعیین خصوصیات فردی فرزند آینده خود را دارند؟ و دیگر اینکه آیا می‌توان به زوجهای دارای قابلیت باروری اجازه داد که برای به دست آوردن فرزندی با ویژگی ها یا جنسیت مورد نظر، از این فناوریها استفاده کنند؟ اصل عدالت اقتضا می‌کند که پاسخ پرسش اول را با توجه به پاسخی که به پرسش دوم خواهیم داد، تعیین کنیم. به طور خلاصه می‌توان گفت که اگر، بر طبق مطالعات توصیفی با روش‌شناسی صحیح، این نتیجه حاصل شد که واگذاری حق انتخاب جنسیت به والدین موجب عدم تعادل جمعیت‌شناختی در نسلهای آینده نمی شود( یعنی موجب غلبۀ معنی‌دار تعداد پسران بر دختران یا بالعکس نمی‌شود)اصل استقلال فردی و خودمختاری وقوع عواقب نامطلوب جمعیت‌شناختی وجود داشته باشد، با توجه به اصل ضرنرسانی بهتر است که حق انتخاب جنسیت را تنها به موارد خاصی نظیر احتمال انتقال بیماری وابسته به جنس یا خانواده‌هایی که فرزندان متعددی از یک جنس دارند، محدود ساخت (آرامش، 1385، ص327).
آخرین موضوعی که در ارتباط با اصل احترام به استقلال فردی بررسی می‌کنیم این است که آیا در صورتی که معلوم شود جنین حاصل دچار ناهنجاری قابل توجهی است، به طوری که پزشک سقط جنین را تجویز کند، آیا والدین می‌توانند خواهان تداوم آن بارداری و به دنیا آوردن آن فرزند شوند؟ در اینجا یک بار دیگر اصل احترام به استقلال فردی در تعارض با اصل ضرر نرسانی قرار می‌گیرد. باید توجه کرد که این ضرر نرسانی معطوف به جامعه است نه آن جنین. زیرا به هر حال نمی‌توان برای آن جنین- هر مشکلی که داشته باشد- به دنیا آودن ضرررسانی تلقی کرد (کاس، 2001، ص309).
حال مسئله اینجاست که آیا می‌توان به نفع جامعه، والدین را مجبور به سقط جنین کرد؟ با توجه به غیر اخلاقی بودن تمامی اشکال اصلاح نژاد پاسخ این پرسش منفی است؛ تنها می‌توان با روشن کردن وضعیت و ارائه مشاوره به والدین از آنها خواست که در این مورد تصمیم‌گیری کنند. اما باید به هر تصمیمی که آنها اتخاذ می‌کنند، احترام گذاشت (آرامش، 1385، ص328).
4-1-2- اصل سودرسانی (beneficence )
از آنجا که والدین همواره به میل خود و برای کسب منافعی مشخص به استفاده از روشهای کمک بارروی روی می‌آورند، این اصل همواره در مورد آنها رعایت می‌شود. فرزندی هم که به دنیا می‌آید، حتی اگر دچار کمبود و ناهنجاریهایی باشد باز هم به واسطۀ کسب حیات، مورد سود رسانی واقع شده است (کاس، 2001، ص310). اما آنچه که جای بحث بیشتری در اینجا دارد، عبارت است از رویانهایی که با هدفی غیر از تبدیل شدن به جنین و به دنیا آمدن شکل داده می شوند؛ اعم از آنکه پس از تشکیل رویانهای متعدد، تعدادی از آنها تخریب وشند و یا اینکه رویانهای تنها به قصد پژوهش تولید شوند و در ضمن کار پژوهشی قابلیت ادامۀ حیات از آنها گرفته شود. در این رابطه می‌توان این پرسش بنیادی را مطرح کرد که آیا اصولا «سود» برای سلول تخم یا رویان قبل از کاشته شدن در رحم، قابل تصور می‌باشد؟ دلایلی قوی علیه تصدیق چنین حقی ارائه شده است. رویان، در مرحله‌ای که تنهاچند سلول است، فاقد دستگاه عصبی، و فاقد هر گونه آگاهی یا احساسی از وجود خود- آن گونه که نزد انسان یا جانوران یافت می‌شود- است و قابلیت سود بردن یا زیان دیدن را به واسطۀ انچه با آن انجام می‌گیرد ندارد (همان).
البته می‌توان برا زن و مردی که رویان یا سلول تخم از اسپرم و تخمک آنها شکل گرفته است، حق اظهار نظر دربارۀ سرنوشت آن رویان یا سلول تخم را قائل شد. در مجموع می‌توان گفت که اخلاقی نیست روی مواد ژنتیک افراد، بدون اجازۀ آنها، مداخله یا پژوهش صورت گیرد، اما این الزام اخلاقی ناشی از قائل شدن منافعی برای صاحبان اسپرم و تخمک است، نه برای سلل تخم یا روان چند سلولی (همان).
در اینجا جا دارد که اشاره شود که فتاوی فقهی مراجع شیعه در این زمینه یک دست نیستند، اما غلبه با کسانی است که حق مالکیت سلول تخم یا رویان را با زن و مردی که از تخمک و اسپرم آنها شکل گرفته است، می‌دانند (پژوهشکده ابن سینا، 1382).
اینکه سلول تخم یا رویان چند سلولی به طور « بالقوه» می‌تواند تبدیل به یک انسان شود نیز استدلال قابل قبولی به نظر نمی‌رسد، زیرا این قابلیت را می‌توان به تک‌تک سلولهایی که برای آزمایشهای ژنتیک از رویان جدا می‌شوند و حتی در دیدی وسیع‌تر به تمامی سلولهای انسانها تعمیم داد. بنابراین به نظر می‌رسد که سخن گفتن از سودرسانی به سلول تخم یا رویان پیش از کاشته شدن در رحم منتفی باشد، و نیز، در مورد سایر اعضای شرط رضایت آگاهانه- سودرسانی را الزام‌آور می‌کند. به عنوان نکتۀ آخر در رابطه با این اصل، باید تأکید شود که از نظر اخلاقی پژوهشهایی که در این رابطه به انجام می‌رسند باید با هدف سودرسانی به استفاده‌کنندگان بالقوه باشند.
4-1-3- اصل ضررنرسانی (nonmaleficence )
آیا ارائه دهندگان، خدمات کمک باروری باید از طبیعی بودن گامت یا رویانی که به افراد دریافت‌کننده می‌دهند، تا حد ممکن اطمینان حاصل کنند؟ به تعبیر دیگر آیا دریافت‌کنندگان، نسبت به دریافت گامت یا رویانی که تا حد ممکن از طبیعی بودن آن اطمینان حاصل شده باشد حق دارند؟
در اینجا باید به تفاوت حق انتخاب میان ویژگیهای طبیعی فرزند آینده نظیر جنسیت، نژاد، قابلیتهای ذهنی و جسمانی و غیره که پیش از این مورد بحث قرار گرفت و حق انتخاب میان فرزند طبیعی و ناهنجار توجه داشت. با توجه به این تفاوت، حال می‌توانیم پرسش خود را به دو پرسش ریزتر تفکیک کنیم:
اول آنکه آیا اخلاقی است که مراجع سیاست‌گذار یا قانون‌گذار- اعم از دولت، نهادهای صنفی پزشکی، یا مراکز ارائه دهندۀ خدمات- انتقال گامتها یا رویانهای واجد ناهنجاریهای خاصی را ممنوع اعلام کنند؟ و دوم آنکه آیا اخلاقی است که این حق به فرد دریافت کننده داده شود که از بهنجار گامت یا رویان دریافتی تا حد امکان اطمینان حاصل کند؟
در مورد پرسش اول، پاسخ منفی است. در واقع هر گونه الزام قانونی یا شبه قانونی در جهت توارث ویژگیهای (حتی ناهنجار) ژنتیک، اصلاح نژاد محسبوب می‌شود و غیر اخلاقی می‌باشد (ورتز، 2003). اما در مورد پرسش دوم، این حق برای والدین، طبق اصول احترام به استقلال فردی و ضرر نرسانی قابل شناسایی می‌باشد که از امکان غربالگری (screening) گامت یارویان اهدایی پیش از کاسته شدن در رحم استفاده کنند.
4-1-4- اصل عدالت

مطلب مرتبط :   مشکلات روانشناختی
دسته بندی : علمی