دانلود پایان نامه

5- حضور فرزندان: گرچه حضور کودکان در محیط خانواده باعث نشاط و دلگرمی اعضای خانواده می شود، اما گاه روابط زناشویی زوجین را مختل می کند، به ویژه وقتی والدین علاوه بر وظایف مراقبت از کودکان، مسئولیت های شغلی نیز داشته باشند (نحوی، 1389).
6- اعتقادات مذهبی: طبق تحقیقات موهانی و همکاران (2000) زوجینی که اعتقادات مذهبی بالاتری دارند؛ برخورد کلامی و تعارض کمتر، خشونت فیزیکی کمتر و رضایت زناشویی بیشتری را تجربه می کنند.
7- مسائل مالی: فشارهای اقتصادی از جمله عوامل مهم در بروز تعارضات زناشویی است. چنانچه زوجینی تحت فشار روانی ناشی از فقرِ مالی قرار بگیرند، درگیر مسائل مختلفی می شوند و این عوامل استرس زا؛ تعارضات زناشویی را افزایش و رضایت زناشویی را کاهش می دهد. فشار اقتصادی باعث رفتارهای خصومت آمیز در مردان و افسردگی در زنان می شود (نظری، 1386).
8- روابط جنسی: تحقیقات گریف (2000) ثابت کردند که رضایت زوجین از رابطه جنسی باعث صمیمیت و افزایش رضایت زناشویی می شود (به نقل از نحوی،1389). نظری (1386) معتقد است اگر رفتارهای و معیارهای جنسی زوجین با یکدیگر متفاوت باشد، می تواند مشکلات زیادی را در روابط زناشویی آنان ایجاد کند.
9- خصوصیات فردی: پیشینه خانوادگی، ویژگی های شخصیتی و تجارب شخصی هریک از زوجین در ارتباط زناشویی تأثیرگذار است. همچنین زوجین در روابط زناشویی بیشتر از سبک های والدینی شان استفاده می کنند. بنابراین مثلاً افرادی که در کودکی شاهد پرخاشگری والدین شان بوده اند، احتمال بیشتری دارد که درروابط زناشویی از الگوهای پرخاشگرانه و خصومت آمیز استفاده کنند (هالفورد، 1384، ترجمه تبریزی).
10- بیماری های روحی: وجود بیماری های روحی و روانی در یکی از زوجین می تواند رضایت زناشویی را کاهش دهد. کنی (2002) ثابت کرد که ابتلاء یکی از زوجین به افسردگی منجر به احساس پریشانی و اضطرار در روابط خانوادگی می شود، همچنین محبت و صمیمیت میان اعضای خانواده را کاهش می دهد و این امر باعث می شود خانواده در حل مشکلات از راهبردهای مخرب استفاده کنند (به نقل از نحوی،1389).
11- سبک های دلبستگی: سبک های دلبستگی الگوهای تعمیم یافته از پاسخ به روابط صمیمانه فرد است که تجارب قبلی و روابط صمیمانه را منعکس می کند و در طول زمان ثبات نسبی دارد (هالفورد، 1384، ترجمه تبریزی).
12- همسازی و وظیفه شناسی: برخی از پژوهشگران به برسی رابطه پنج عامل شخصیت و رضایت از روابط پرداخته اند. پژوهش واتسون، فوبارد و وایزر (2000) نشان داد که همسازی و وظیفه شناسی با رضایت از روابط همبستگی مثبت دارد. این پژوهشگران معتقدند میزان بالای عامل همسازی سبب می شود فرد به هنگام تعامل های بین شخصی، هیجان های خود را تنظیم نموده و رفتارهای ملایم تری نشان دهد. همچنین از آنجایی که این دسته از افراد قادرند تضادهای ناشی از روابط را با سهولت بیشتری حل کنند، فراوانی و شدت رفتارهای تعاملی منفی آنها کاهش می یابد.
در پژوهش احدی (1386) رابطه مثبت معنی دار بین همسازی و رضایت زناشویی به دست آمد. این پژوهش نشان داد که همسازی، از متغیرهای پیش بینی کننده قوی رضایت زناشویی است. بسیاری از پژوهشگران عقیده دارند همسازی یک فرایند درون شخصی است که تأثیر مهمی بر کیفیت روابط بین شخصی نزدیک دارد (توبین و همکاران ،2000، واتسون و همکاران،2000؛ به نقل از احدی، 1386).
جنسن – کمپل و گرازیانو (2001) به بررسی نقش تعدیل کنندگی همسانی در تضادهای
بین شخصی پرداختند. این پژوهشگران دریافتند اشخاص با همسازی بالا در مقایسه با دیگران از محبوبیت بیشتری برخوردارند. این مطالعه نشان داد که این دسته از افراد به هنگام تضاد با دیگران از روش های سازنده استفاده می کنند، در حالی که کسانی که همسازی پایین دارند، از شیوه های قهری و یا اعمال قدرت استفاده می کنند (احدی، 1386).
2-3-5 کیفیت رابطه زناشویی
کیفیت رابطه زناشویی عبارت است از مجموعه ای از عوامل نظیر تعهد، صمیمیت، اعتماد، شور و هیجان جنسی، رضایت و عشق (فلیچر ،2000). کیفیت رابطه زناشویی مفهومی چندبعدی است که محققان مختلف ابعاد گوناگونی را برای آن تعریف کرده اند. به اعتقاد تروکسل (2006) کیفیت رابطه زناشویی شامل ابعاد گوناگون ارتباط زوجین مانند سازگاری، رضایت، شادمانی، انسجام و تعهد است. به اعتقاد فینچام و برادبوری (2000) کیفیت رابطه زناشویی منعکس کننده ارزیابی کلی فرد از رابطه است (کرولی، 2006؛ به نقل از جوکار، 1391). کیفیت رابطه زناشویی یکی از جنبه های مهم مورد بررسی در مطالعات مربوط به خانواده است؛ این اهمیّت ناشی از اهمیّتی است که ازدواج و نتایج فردی و اجتماعی مربوط به آن دارد. کاستر (2009) و لارنس و همکاران (2009) کیفیت رابطه زناشویی را احساسات کلی همسران از شادمانی و رضایت آنها از زندگی مشترک تعریف می کنند. به عبارت دیگر، کیفیت رابطه زناشویی به نگرش ذهنی فرد به رابطه زناشویی (کاستر، 2009) و برآورد همسران از شادمانی آنها در ازدواج (کوهان و برادبوری، 2009) اطلاق می شود (جوکار، 1391).
یکی از افرادی که در زمینه عوامل موثر بر کیفیت زندگی زناشویی کار کرده است، گودمن (1997) است. وی در یکی از تحقیقات خود به این نتیجه رسید که دو عامل بر کیفیت زندگی زناشویی موثر است: عامل “ابزاری” که منعکس کننده خانه شخصی و موقعیت خانوادگی است و عامل “ارتباطی” که کیفیت ارتباطات بین فردی را منعکس می کند. این دو عامل مشابه با نیازهای دوم (نیاز به امنیت) و نیاز سوم (نیاز به تعلق و عشق) هستند (حیدری،1392).
2-3-6 عوامل موثر بر کیفیت رابطه زناشویی
2-3-6-1 عوامل فردی:
1- جنسیت: بین دیدگاه مردان و زنان نسبت به کیفیت زندگی زناشویی تفاوت جنسیتی مشاهده می شود. مثلاً لاکسلی (1980) گزارش کرده است که خانم ها نارضایتی و ناکامی بیشتری در قبال رابطه گزارش می کنند و معتقدند بیش از همسرشان مورد سوءتفاهم واقع می شوند (پاداش، 1389).
2- سلامتی: نقصان در سلامتی با کاهش کیفیت زندگی زناشویی رابطه دارد، که تحت تأثیر عواملی مانند کاهش درآمد، تغییر در بازار کار، فعالیت های مشترک اندک یا رفتار مشکل زا قرار می گیرد (بوث و حانسون، 1994؛ به نقل از پاداش، 1389). همچنین ممکن است اثرات کیفیت زندگی زناشویی برای همسری که سالم است قوی تر باشد و کیفیت زندگی زناشویی زنان ممکن است نسبت به بیماری مزمن همسر حساس تر باشد. حقیقتاً کیفیت زندگی زناشویی به طور مثبتی با سلامت جسمی و روحی مربوط شده است (اومبرسون و همکاران، 2005).
3- نحوه فرزندپروری: فرزندپروری ضعیف می تواند از طریق میانجی گری عوامل دیگر نظیر تعارض زناشویی بر کارکرد رابطه تأثیر گذارد (بلت و آبیدین، 1996؛ به نقل از حیدری،1392). اختلافات زناشویی منجر به کاهش ارتباط والدین با فرزندشان، رفتار خشن، ثبات کمتر و کاهش تمرینات منظم ارتباطی در مقایسه با زوج هایی که ازدواج متعادل تری دارند، می شود (کامینگز و دیویس، 2004). این پژوهش ها بیان می کنند که ارتباط عاطفی که والدین از همسر دریافت می کنند و کیفیت کلی ارتباط زناشویی آنها می تواند بصورت ارتباط والد- فرزندی بیان شود. بنابراین هنگامی که ارتباط زناشویی تحت فشار قرار گیرد، رفتارها و احساس های ایجاد شده در ازدواج می تواند سرایت کند و نیز بر سرپرستی و پرورش کودک تأثیر بگذارد (پاداش، 1389).
4- وضعیت اقتصادی- اجتماعی و اشتغال: احتمالاً شرایط اقتصادی-اجتماعی نسبت به انتظارات و ادراکات مربوط به آن، از اهمیّت کمتری در پیش بینی کیفیت زندگی زناشویی برخوردارند. لذا، رضایت از سبک زندگی و وضعیت شغلی و اقتصادی- اجتماعی می تواند به سطوح بالای رضایت زناشویی بینجامد (لویس و اسپاینر، 1979؛ به نقل از حیدری، 1392). در واقع فشار اقتصادی از طریق افزایش دهی رفتارهای منفی دارای تأثیر منفی و البته غیرمستقیم، بر کیفیت زندگی زناشویی می باشد. رفتارهای منفی مذکور عبارتند از خصومت ورزی و اجتناب از رفتارهای مثبتی همچون حمایت اجتماعی. بنابراین ممکن است شرایط اقتصادی از طریق تعامل اجتماعی همانند تنش و تعارض اِعمال اثر کند و این اثرات به منابع مقابله ای و حمایت اجتماعی بستگی دارد (پاداش، 1389).
2-3-6-2 عوامل ارتباطی:

مطلب مرتبط :   افلاطون
دسته بندی : علمی