اختلالات روانشناختی

ب) اختلالات روانی برگشت ناپذیر : این تغییرات روانی با مجموعه علایمی که به نشانگان عمومی مغز معروف است و بلوبر از آن به عنوان نشانگان روانی – عضوی نام برده است، معادل است، که علت آنها را تغییرات ساختمانی و بافتی مغزی دانسته اند. بطور کلی بر حسب تعداد حملات صرعی و بخصوص حالات مداوم صرع بزرگ، تغییرات واضحی در توانایی های ذهنی و شعوری بیمار ایجاد می شود. از بین رفتن بافت های مغزی به مرور باعث زوال توانایی های هوشی و اعمال شعوری عالی می شود. حرکات و جریان فکر بیمار خیلی کند و کم محتوا، قوه انتقاد ازخود ضعیف، قضاوت مختل، تمرکز مداوم بیمار خوب اما تمرکز آنی ضعیف، حافظه کم و بیش مختل (مگر درباره رویدادهایی که با عواطف شدید همراه است)، اختلال در قدرت یادگیری، ادراک غیردقیق (و مثل سایر بیماران عضوی مغزی برای ادراک دقیق به دقت زیادی نیاز دارند) در این
بیماران دیده می شود.
اصطلاح «تغییر شخصیتی صرعی» اشاره داشت به این موضوع که عواطف این بیماران زود برانگیخته می شود، بیشتر در حالت برانگیختگی می ماند و نسبت به افراد سالم، دیرتر توسط عوامل خارجی قطع می شود. این بیماران تحت فشار عواطف خود، زود دچار افکار پارانویید و هذیانی می شوند (این حس که به آنها ظلم شده) ولی این افکار زود گذر بوده و معمولاً تا ملاقات بعدی تصحیح می شوند. در فکر و رفتار آنها نوعی چسبندگی دیده می شود؛ بیمار با دقت بی مورد و تفصیل فراوان حرف می زند و نمی تواند موضوعی را که دربارش صحبت می کند، به آسانی عوض کند. معمولاً برای علایق دیگران اهمیّتی قایل نیستند و به نظرشان انجام هرکاری که مورد علاقه آنهاست صحیح و عادلانه است (دانش، 1367).
برخی محققان اختلالات روانی در صرع را از نظر ارتباط روانی با فعالیت های تشنجی اینگونه طبقه بندی می کنند: تشنج، بعد از تشنج، در حین تشنج. جنون بعد از تشنج یک اختلال است که اشاره دارد به شروع ناگهانی علائم روانی به دنبال یک حمله تشنج و دارای یک ویژگی “خود-محدود شونده” با یک مدت زمان معمول از 16 ساعت تا 18 روز (با میانگین 3 تا 4 روز) می باشد. توهمات پس از تشنج یک عارضه جدی روانی از صرع است، که در تقریباً 6 درصد از بیماران رخ می دهد. این علائم که معروف به جنون پس از تشنج است، عبارتند از هذیان های بدبینی، بزرگ منشی و مذهبی و نیز برخی توهمات با تغییرات عاطفی برجسته و اضطراب. آگاهی درباره پاتوفیزیولوژیِ شرایط اندک است (پولاک و همکاران، 2014).
امروزه در تحقیقات سعی شده اختلالات روانی (مطابق با طبقه بندی های جدید) در بین مصروع شناسایی شود. در زیر به برخی از مطالعات انجام شده در این زمینه اشاره می شود:
مبتلایان به صرع، اغلب، اختلالات سوء مصرف مواد و اختلالات روانپزشکی بیشتری نسبت به مردم عادی نشان می دهند. در حین اینکه یک ارتباط دو طرفه بین افسردگی و صرع به خوبی وجود دارد، ارتباط با اختلال دو قطبی کمتر واضح است و افزایش خطر اسکیزوفرنیا در مطالعات مختلف متفاوت است (کانر، دسدوفر ، 2012). ارتباط قوی بین صرع و اختلال سوء مصرف مواد و نیز بین اختلالات روانپزشکی و صرع وجود دارد. نسبت قابل توجهی از مردم مبتلا به صرع ( بیش از 1 بر 10) با اختلال سوء مصرف مواد و یا اختلال روانپزشکی شناسایی شدند. همچنین 1 نفر از 100 نفر مصروع هم اختلال روانپزشکی و هم اختلال سوء مصرف مواد را نشان می دهند (اینگر و همکاران،2014). شیوع صرع در میان افراد الکلی حداقل 3 برابر جمعیت عادی است و نیز رواج گرایش به الکل در بین مصروعین بیشتر از افراد سالم است. مشکل است بگوییم مصرف الکل باعث ایجاد صرع می شود اما می توان گفت الکل یکی از عوامل ایجاد کننده حملات ناگهانی است.
در مطالعات انجام گرفته، بروز اختلالات روانشناختی برای کودکان مصروع نسبت به کودکان سالم بالاتر بود و این اختلالات شامل افسردگی و اضطراب بود (تارکی و همکاران، 2008).
در حالی که شیوع اضطراب در طول زندگی در افراد عادی 25 درصد است، این رقم در مصروعین 32 درصد می باشد (هرمان، سیدنبرگ و بل، 2000)؛ حدود یک سوم از افراد مبتلا به حملات کانونی، از اختلالات اضطرابی رنج می برند (خصوصاً ترس از مکان های باز).
اما شایع ترین اختلال مرتبط با صرع، افسردگی است (سوئینکلز و همکاران، 2005). علائم مربوط به خلق و اضطراب از رایج ترین نشانه ها در مبتلایان به صرع به خصوص صرع لوب گیجگاهی است و شایع ترین وضعیت نوعی حالت مزمن افسردگی توأم با تحریک پذیری و بدخلقی است. طبق تحقیقات، یک سوم مصروعین از افسردگی دوره ای رنج می برند و میزان بروز افسردگی در مصروعین 4-5 بار بیشتر از متوسط جامعه است (جونز، 2005). علائم نوروتیک مثل احساس گناه، نشخوار ذهنی، عزت نفس پایین، وسواس، وابستگی و تغییر علاقه جنسی نیز گزارش شده است. وقتی حملات تشنجی زیاد و شدیدند، خستگی نیز اغلب اتفاق می افتد (کرامر ، 1999، به نقل از صالح زاده ابرقویی، 1387). در موارد بسیار شدید، نوسان در علائم دیده می شود که به صورت سرخوشی، حساسیت انفجاری، خشونت، اضطراب، بی رمقی، بیخوابی و یا درد مشاهده می شود، که معمولاً شروع ناگهانی و دوره کوتاه مدتی دارند (کانرونیتو، 1999). در موارد بسیار حاد افسردگی، توهم و هذیان های همخوان با خلق (روبرتسون ، 1992)، حالات پارانوئیدی و توهمات گزند و آسیب، رفتارهای پرخطر، آسیب به خود و مصرف بیش از حد داروها دیده می شود، که البته شیوع زیادی ندارد. ترس از داشتن حمله تشنج در یک مکان عمومی و ترس از آسیب دیدن طی حمله ها از جلوه های بارزی هس
تند که افزایش در میزان این ترس ها با افزایش در سطوح افسردگی بیمار و مشکلات رفتاری و هیجانی همراه است (لامبرت و رابرسون، 1999؛ به نقل از صالح زاده ابرقویی، 1387). افسردگی اغلب تشخیص داده نمی شود و تا حد زیادی درمان نمی شود (اتینگر، رید، کرامر ، 2004). افسردگی منجر به ضربه منفی به کیفیت زندگی (جکسون، تارکینگتون ، 2005، کیمزکیدز و همکاران، 2007)، بهره وری و عملکرد کاری فرد مصروع (بویلن و همکاران، 2004) و استفاده زیاد از مراقبت های درمانی و هزینه ها (کانر، 2006) می شود.
لازم به ذکر است که مصروعین وقتی تشخیص افسردگی دریافت می کنند، می توانند از داروهای ضدافسردگی استفاده کنند، ولی باید دو نکته را لحاظ کرد: اول اینکه بعضی از این داروها مانند داروهای ضدافسردگی سه حلقه ای می توانند آستانه تشنج را کاهش و احتمال تشنج را افزایش دهند. دوم اینکه بعضی از داروها نظری داروهای جلوگیری کننده جذب مجدد سروتونین مانند فلوکسیتین بر متابولیسم داروهای ضد تشنج تأثیر می گذارند. بنابراین مصرف داروهای ضدافسردگی در مصروعین باید با احتیاط کامل و با درنظر گرفتن شرایط صورت بگیرد (زارع، نوروزی، صدرعاملی،1390).
در بین افراد مصروع، زمینه بالقوه خود کشی (اُنیل ، 2005) وجود دارد. میزان خودکشی در بین مبتلایان به صرع 4-5 بار بیشتر از جمعیت عادی است (لامبرت و رابرسون، 1999). در زمینه عوامل خطرزای مرتبط با خودکشی در جمعیت بیماران صرعی، عواملی مطرح شده است که عبارتند از: ابتلاء به صرع لوب گیجگاهی، جنسیت مذکر، سن 25-49 سال، عقب ماندگی ذهنی خفیف، اختلالات شخصیت و افسردگی. افرادی که برای خودکشی تلاش می کنند اغلب تلاش های خود را تکرار می کنند (لامبرت و رابرسون، 1999). عوامل روانشناختی که خطر خودکشی را در این گروه از بیماران افزایش می دهد شامل ویژگی های شخصیتی مرزی، افسردگی شدید یا مزمن، رویدادهای روانپریشی، استرس زاهای روانی- اجتماعی شامل احساس برچسب خوردن از سوی اجتماع، بیکاری، حمایت خانوادگی و اجتماعی ضعیف، سوء مصرف الکل و دارو و دسترسی به مقدار زیاد دارو می باشد (داس و مندز ، 1992؛ به نقل از صالح زاده ابرقویی، 1387).
بعضی محققان، نوعی وضعیت خلقی خاص را در بعضی از بیماران صرعی شناسایی کرده اند که به ملال بین حمله ای (IDD) موسوم است. این سندروم شامل 8 نشانه می باشد که برای گرفتن چنین تشخیصی بیمار باید حداقل 3 نشانه را داشته باشد: خلق افسرده (افکار خودکشی)، بی رمقی، درد، بیخوابی، اضطراب، ترس های مرضی (فوبیا)، حساسیت به شکل نوسانی (تا نقطه خشم) و سرخوشی (احساس خوشی بدون بیش فعالی) (قره گزلی، خوشرفتار، امینی، 1386).
صرع از طریق احساس ننگ، احساسات بیماران و درمان های مختلف؛ به طور متفاوت به اعتماد به نفس بیماران ضربه می زند. نوجوانان و بزرگسالان بیان می کنند که در رابطه با اطرافیان احساس شرم (راتی و همکاران، 2007) و احساس گناه می کنند؛ زیرا آنها به اطرافیانشان تحمیل می شوند، موجب ترس و هشدار دیگران شدند و یا موقعیت های اجتماعی شان را خراب می کند (راتی و همکاران، 2009). همچنین آنها درباره نرمال بودن خودشان احساس اعتماد بنفس ندارند (راتی و همکاران، 2007) و احساس نقص و یا «کمتر از دیگران بودن» را تجربه می کنند (ولیساریز، ویلسون، سالینگ ، 2007).
تشنج و نیز گیجی پس از تشنج می تواند از عملکرد صحیح حافظه جلوگیری کند. برخی داروهای ضد تشنج ممکن است در عملکرد حافظه تداخل کند. افرادی که اختلال تشنجی را در سن کمتر و مدت طولانی تر تجربه می کنند؛ بیشتر در معرض اختلال حافطه قرار دارند (خوش رفتار،1390).
اختلال در حافظه به عنوان مهم ترین مشکل همراه با تشنج های عودکننده به شمار می رود، که با توجه به ارتباط میان آسیب حافظه و لوب گیجگاهی و اهمیّت ساختارهای آن در پردازش اطلاعات قابل پیش بینی می باشد. ارتباط میان مشکلات حافظه و صرع لوب گیجگاهی می تواند به ساختارهای عمیق و میانی لوب گیجگاهی مربوط شود که در آن فرایندهای یادیار و مخصوصاً ثبت و بازیابی اطلاعات جدید انجام می گیرد و این در حالی است که تشنج های صرعی اغلب از این مناطق شروع می شود. برای مثال تشنج های موضعی پیچیده که اغلب نیز با دارو کنترل نمی گردند، معمولاً در ساختارهای میانی گیجگاهی که برای حافظه اهمیّت دارند، رخ می دهند. بر این اساس اختلالات حافظه در صرع لوب گیجگاهی مقاوم به درمان، به نظر می رسد منعکس کننده آسیب شدید هیپوکامپ و ساختارهای اطراف آن باشد (لریتز، گرند، بوئر ، 2006).
طبق تحقیقات مبتلایان به صرع عملکرد شناختی ضعیف تر (موتامدیا ، 2003)، هوش پایین تر (ایتنریک ، 2002؛ به نقل از نایینیان، 1383)، زمان واکنش کندتر (بعلت مصرف فنی توئین) (محولاتی،1391) نسبت به افراد بهنجار و همتا را تجربه می کنند.
ناتوانی در نیل به درجات بالای تحصیلی، عدم توفیق در پیدا کردن شغل مناسب، ناکاآمدی از نظر وضع سلامت جسمی، ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب اجتماعی، انزوا گزینی در صحنه های زندگی در همه سنین در این گروه از بیماران دیده می شود، که نتیجه آن مشکلات فردی و اجتماعی است. همچنین در این افراد، اعتماد بنفس و کارآیی اجتماعی پایین تر است (محولاتی، 1391).
بیماران مصروع بدلیل داشتن ادراک خود منفی، تمایل زیادی به انتساب شکست ها به ناکارآمدی خود دارند، ادراک از خود در میزانی که فرد مسئولیت حل مشکلات خویش را ب
ر عهده می گیرد موثر است. صرع؛ باورها و نگرش های زیر بنایی ناکارآمدی را ایجاد می کند که مهارت های سازگاری و توانایی مقابله با مشکلات خاص را تحت تأثیر قرار میدهد. این نگرش ها توسط تجارب منفی مربوط به ابتلاء به صرع تقویت شده و منجر به سطوح بالایی افسردگی و اضطراب مزمن می شود (تدمن ، 1995 ؛ به نقل از صالح زاده ابرقویی،1387).
صرع 6/56 درصد با احساس شرم، ترس، نگرانی و اعتماد بنفس پایین (سالگادو، پدروس دی سوزا ، 2005) و 25 درصد با احساس بر چسب خوردن (بندستورا، کامفیلد، کامفیلد، 2008) در اجتماع ارتباط دارد .
روابط بین فردی ضعیف و سبک های ارتباطی غلط (اغلب پرخاشگر یا منفعل)؛ منجر به طرد شدن از سوی دیگران و افزایش انزوای اجتماعی، خلق منفی و تقویت ادراک خود منفی بیماران است (صالح زاده ابرقویی،1387).
هرمن و ویتمن ٢٩ (١٩٩١) معتقد هستند که در سازگاری کودکان مصروع سه عامل عمده دخالت دارند: ١- عامل زیستی-عصبی (مثل نوع، تکرار، علت و سن شروع حملات صرع) ٢- عامل داروئی (مثل میزان و نوع داروهای ضد تشنج، مدت درمان) 3- عوامل روانی-اجتماعی (مثل ارتباط با خانواده، ترس، اضطراب، حمایت اجتماعی و غیره) (به نقل از مظاهری، 1388).

                                                    .