احساس تنهایی

2
4
12
مرد
5
5
5
3
5
مجموع
6
6
7
7
17
لازم به ذکر است که برخی از پاسخگویان، بدلیل تجارب گوناگون، در بیش از یک دسته جای میگیرند. اما افرادی که در دسته آخر(سرکوب) قرار دارند، کسانی هستند که به هیچ وجه تجربه روابط جنسی را پس از طلاق گزارش نکردهاند و عموماً بدنبال ارضای نیازهای خود در قالب ازدواج دائم و یا یافتنِ روابط پایدار عاطفی هستند.
همانطور که در جدول 4-19 نشان داده شده است، اکثریت زنان مورد مطالعه به سرکوب غریزه جنسی خود پرداختهاند و تعداد بسیار کمی از آنها تجربه ازدواج دائم یا موقت را از سر گذراندهاند. هرچند چهار نفر آنها نیز تجربه دوستی یا همخانگی طولانیمدت را داشتهاند که شرکای جنسی تمامی آنان، پسران مجرد بودهاند. اما در میان مردان، طیفی از تمامی دستههای موجود مشاهده میگردد.
همچنین یافتههای تحقیق حاکی از آن است که اکثریت کنشگران در سالهای آغازین پس از طلاق (زیر دو سال) تمایل به سرکوب یا روابط آزاد و گاهبهگاه را گزارش کردهاند اما هر چه از دوران طلاق آنها بیشتر میگذرد، افرادی که عادتوارهشان، روابط جایگزینِ ازدواج دائم را بپذیرد بیشتر تمایل به برقراری روابط دوستی، همخانگی و ازدواج موقت خواهند داشت و آنانی که تعداد سالهای بیشتری از طلاق را سپری کردهاند (خصوصاً مردان جوان)، با احتمال بیشتری به ازدواج دائم روی میآورند. در این میان بسیاری از زنان مورد مطالعه، بدلیل فرصتهای ازدواج محدود و فشارهای اجتماعی بیشتر در مقایسه با مردان، در تمامی دوران پس از طلاق، با احتمال بیشتری به سمت سرکوب غریزه جنسی میروند. در حالی که غالبِ مردان، ‌تنها در بازههای زمانی کوتاه مدت، سرکوب یا خویشتنداری را به عنوان استراتژی خود در مواجهه با غریزه جنسی انتخاب خواهند کرد. از آن جایی که بیشتر زنان به همراه خانواده خود زندگی میکنند و نیز بدلیل نگاه منفی بیشتری که جامعه در قبال درگیری آنان در روابط خارج از چارچوب ازدواج اتخاذ میکند، آنان از امکان کمتری برای ورود به روابط غیر ازدواجی برخوردارند و آن تعداد اندکی از زنان نیز که تجربه درگیری در روابط دوستی و همخانگی طولانیمدت و یا روابط گاهبهگاهِ آزاد را گزارش کردهاند عمدتاً از دسته افرادی بودند که به همراه خانواده زندگی نمیکردند و یا از عادتوارههای مدرنی برخوردار بودند.
شیرین، 40 ساله که 7 سال از طلاقش گذشته است و در این مدت، سرکوب و خویشتنداری را در پیش گرفته است، اینگونه میگوید:
“من خیلی اذیت میشدم، خیلی گریه میکردم، افسردگی شدید برام ایجاد شده بود، احساس میکردم همه چی رو در خودم کشتم، زندگیم فقط برای بچهام بود برای خودم نبود، وقت مشاوره خانواده گرفتم، پیش روانشناس و روانکاو رفتم، به دکتر مراجعه کردم، تونستم با ایده گرفتن از اونها، خوندن کتاب یا سرگرم کردن خودم به کار و ورزش و مطالعه تا حدی این مسأله (نیاز جنسی) رو کاهش بدم، هر وقت توی فکر فرو میرم یا احساس تنهایی میکنم سعی کردم محیطام رو عوض کنم یا به دوستم یا خواهرم زنگ زدم تا از اون حالت در بیام و بهش فکر نکنم(استراتژیهای سوژه در سرکوب غریزه جنسی)؛ در صورتی که به نظر من هر چیزی یه راه حلی داره، میتونستم از طریق راه حلش(ازدواج موقت)، منطقی و شرعی پیش برم اما خب همونطور که گفتم خانوادم خیلی موافق نبودن. ولی مگه یک آدم چقدر میتونه این نیاز رو کنترل کنه و تو خودش بکشه؟ اگه این نیاز بد بود که تو بدن ما نبود، یا میشد با یه دارو سرکوبش کنی و از بینش ببری.”
یافتههای تحقیق نشان میدهد که برخی از زنانی که در طولانی مدت به سرکوب غریزه خود میپردازند و از سویی امکان ازدواج دائم برایشان چندان مهیا نیست،‌ تمایل به برقراری ازدواج موقت داشتهاند اما بدلیل اینکه این مسأله از سوی خانواده و اطرافیان آنان منع شده است و این کار، آنان را در موضع برچسبزنی قرار میدهد، منجر به ممانعت آنان از ورود به ازدواج موقت گردیده است.

                                                    .