اثر بخشی آموزش موئلفه های فراشناخت بر اضطراب امتحان ریاضی دانش آموزان- قسمت …

آیا افکاری به ذهن تان خطور کرد که به خودتان آسیب بزنید؟ (اگر این خطر وجود دارد ، سنجش خطر و اقدامات پیشگیرانه در اولویت قرار دارند.)
وقتی که ویژگی های پاسخ های هیجانی و رفتاری کاملاً مشخص شدند . برآورد نرخ های پایه ی این رفتارها و علایم هیجانی اولویت پیدا می کند . مخصوصاً درمانگر باید به کاوش درباره ی فروانی و مدت زمان این عوامل بپردازد . فرایند پرسشگری درباره ی عوامل برانگیزاننده علایم باید به گونه ای پیش بروند که وقایع فعال ساز (A) را نیز در بر گیرد . رویکرد فراشناختی توجه ویژه ای به وقایع فعال ساز درونی دارد :
۲-۲-۴-۵- وقایع فعال ساز درونی (A)
چه موقعیت هایی حال شما را بدتر کرد ؟
در آن لحظه چه افکاری به ذهن تان خطور کرد یا چه احساسی را تجربه می کردید ؟
به آخرین باری که هیجان افسردگی یا اضطراب را تجربه کردید را تجسم کنید . چه چیزی باعث شد شما این احساس را تجربه کنید ؟ اولین فکر یا احساسی که تجربه کردید را به خاطر دارید ؟
آیا در طول این مدت ، گاهی اتفاق افتاد که بیشتر درگیر اندیشیدن به مشکل تان شوید ؟ آخرین بار چه فکری شما را وادار به این کار کرد ؟
درمانگر در فرایند جستجوی واقعه درونی ، به دنبال فکر منفی است که نشانه ی خاصی ندارد و یا توسط احساس ها ، موقعیت ها یا هیجان ها فعال می شود . نکته ی مهم این است که درمانگر باید به دنبال برانگیزاننده ای باشد که قبل از شروع تفکر تکراری ، مقابله با توجه به تهدید ، پدیدار گشته است . وقتی که درمانگر به واقعه ی درونی (مثل اولین فکر در زنجیره ی نگرانی) پی برد ، آنگاه با طرح سوال های خاصی به ماهیت سندرم شناختی – توجهی و فراشناخت واره های مرتبط پی می برد .
۲-۲-۴-۶- سندرم شناختی – توجهی و فراشناخت واره ها (M)
وقتی این تجربه را کردید ، تفکر شما چه تغییری پیدا کرد ؟
آیا نگران بودید یا زیاد به مسایل فکر می کردید ؟ آخرین بار نگرانی یا افراط اندیشی[۵۶] شما چقد طول کشید؟
آیا شما بیشتر به چیزهایی توجه داشتید ، که ناراحت تان می کرد ؟ چطور این کار را می کردید ؟
آیا برای کنترل احساسات تان دست به اقدامی می زدید ؟ چه کار می کردید ؟
آیا برای تغییر افکار خود دست به اقدامی زدید ؟ چه کار کردید ؟
آیا تلاش کرید به مسایل خاصی فکر نکنید یا از فکر کردن به برخی مسایل اجتناب کنید ؟
نگران یا اندیشناکی چه مزایایی دارد ؟ می توانید به مزایای آنها اشاره کنید ؟
معطوف کردن توجه به افکار یا احساس ها چه فوایدی در بردارد ؟ می توانید به فواید آنها اشاره کنید؟
آیا معطوف کردن توجه به تهدید به شما کمک می کند ؟
اگر افکار و هیجان های خود را کنترل نکنید ، چه اتفاقی می افتد ؟
اگر احساس شما (یا تفکر شما) به همین شکل ادامه پیدا کند ، بدترین اتفاق ممکن چیست ؟
چقدر برافکار افسرده ساز و نگران کننده ی خود کنترل دارید ؟
معمولاً این سوال ها برای دستیابی به نمای اولیه ای از سندرم شناختی – توجهی و باورهای فراشناختی مثبت و منفی کفایت می کنند . .با این حال ، لازم است که در برخی موارد سطح عواطف بیمار تعدیل شود تا به اطلاعات ضروری دست پیدا کنیم . برای دستیابی به این هدف ، آزمون های سنجش رفتاری بسیار کمک کننده است .

۲-۲- ۵-آزمون سنجش رفتاری در اضطراب

اگر سوال های مطرح شده فوق قادر به شناسایی ویژگی های کامل سندرم شناختی – توجهی نباشد ، احتمالاً چارچوب زمانی سوال ها برای دستیابی به هیجان (مثلاً اضطراب) کافی نبوده است . اگر زمان را بیش از دو هفته در نظر بگیریم ، ممکن است مفید واقع شود ، اما این کار باعث می شود بیمار نتواند وقایع را به یاد بیاورد . گاهی اوقات بیمار به خوبی توانسته است با اجتناب خود ، از پس موقعیت های اضطراب برانگیز برآید و به همین دلیل نمی تواند واقعه ی فعال ساز را به یاد بیاورد . در چنین مواردی استفاده از آزمون سنجش رفتاری[۵۷] (BATs) به همراه سوال های از جنس سوال هایی که در بخش قبلی مطرح شدند ، توصیه می شود .
در آزمون سنجش رفتاری ، بیمار را با موقعیت های شبیه به موقعیت های مشکل آفرین روبه رو می کنیم . به عنوان مثال ، می توانیم از بیمار به ترس اجتماعی بخواهیم که با دوست خود به ایفای نقش یک موقعیت بپردازد یا موقعیت های واقعی را تجربه کند که قبلاً از آنها اجتناب می کرده است (مثل ایسادن در صف بانک). می توانیم از بیمار مبتلا به اضطراب سلامتی که درباره سرطان اشتغال ذهنی دارد ، بخواهیم که مقاله ای درباره تشخیص سرطان را مطالعه کند . می توانیم از فرد مبتلا به اختلال اظطراب فراگیر بخواهیم که موقعیت های نگران کننده را شناسایی کرده و آن ها را پیگیری کند . همچنین می توانیم از بیمار مبتلا به اختلال وسواس – اجباری بخواهیم وسواس های ذهنی خود را به یاد بیاورد یا به اشیاء آلوده دست بزند . در اکثر موارد ، صرف پیشنهاد این فعالیت ها ، برای فعال کردن چرخه نگرانی و رفتارهای مقابله ای ناکارآمد کافی است . درمانگر از طریق سوال های زیر می تواند به هدف خود دست یابد :
۲-۲-۵-۱ پیامدهای هیجانی (C)
وقتی که با موقعیت روبه رو شدید ، چه فکری به ذهن تان رسید یا چه احساسی تجربه کردید ؟
چه علایم جسمی در خودتان مشاهده کردید ؟
چه تغییرات رفتاری در خودتان مشاهده کردید ؟
چه تغییراتی در افکارتان به وجود آمد ؟
۲-۲-۵-۲ -واقعه ی درونی فعال ساز (A)
وقتی که بیمناکی شما شروع شد ، ابتدا چه افکاری به ذهن تان خطور کرد ؟
آیا درباره اتفاقات احتمالی ، مشغله فکری داشتید ؟ چه فکری شما را وادار به اشتغال ذهنی کرد ؟
۲-۲-۵-۳- سندرم شناختی – توجهی و فراشناخت واره ها (M)
وقتی این گونه فکر می کنید ، چه اتفاقی برای تفکرتان می افتد ؟
آیا زیاد نگران بودید یا به مسایل زیاد فکر می کردید ؟
آیا توجه شما بیشتر به تهدید معطوف شده بود ؟ چه بلایی بر سر توجه تان آمده بود ؟
آیا برای کنترل احساس خود کاری انجام دادید ؟ چه کار کردید ؟

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir