اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباط مؤثر و جرأتمندی بر سازگاری اجتماعی دانشجویان

 
تمایلات رفتاری مثبت
تغییر درخودکارآمدی
بهبود توانایی‌های روانی اجتماعی
بهبود فضای کلاس
بهبود رفتارهای دانشگاه
بهبود روابط بین دانشجویان و بهبود روابط دانشجویان واساتید

آثار میان مدت

– بهبود حضور در دانشگاه

بهبود عملکرد تحصیلی
ایجاد تغییرات معنیدار در رفتار سلامت و رفتارهای اجتماعی
آثار بلند مدت – بروز تغییرات معنیدار در رفتار سلامت و رفتارهای اجتماعی

جسمانی تقویتی ـ نگهداری و ابقای تغییرات ایجاد شده در طی زمان

شکل ۲ ـ آثار مختلف آموزش مهارتهای زندگی در طی زمان
۲۲-۲- سازگاری و ناسازگاری
سازگاری یا ناسازگاری امری ساده و به آسانی قابل وصول نیست، چون سازگاری امری است که با ملاک عینی ثابت نداردکه بتوان آن را دقیقاً اندازه گرفت، یک رفتار معین می‏تواند در یک فرهنگ سازگار، همان رفتار در فرهنگ دیگر ناسازگار باشد. رفتار انسان به شدت تابع زمینه‏های فرهنگی است. اساس تعریف ناسازگاری را رفتار شکل می‏دهد. ناسازگار یا کژخو به افرادی گفته می‏شود که معمولاً از هوش عادی و یا حتی هوش بالایی برخوردارند ولی دارای رفتار غیر عادی بوده یا به اصطلاح دچار اختلالات سازگاری هستند.عطاری و همکاران؛(۱۳۸۲).
سازگار شدن با محیط مهم‏ترین منظور و غایت همهی فعالیت‏های ارگانیزم است. در همهی دوران زندگی خود در هر روز و ساعت سرگرم آنیم که خود دگرگون شده و دگرگون نشده را سازگارکنیم. زندگی کردن درحقیقت چیزی جز عمل سازگاری نیست. به نظر مک دالند[۵۰] وقتی می‏گوییم فردی سازگار است که پاسخ‏هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می‏کنند، آموخته باشد. در نتیجه به نحو قابل قبول مانند اعضای جامعهی خود رفتار کند تا احتیاجاتش ارضا شود. زارع پور و ندپور؛(۱۳۸۳).
۲۳-۲- تعاریف در حیطه سازگاری اجتماعی
از نظری لغوی فعل سازگار شدن به معنی متناسب بودن، مربوط بودن و انطباق یا وفق دادن می باشد.درلغت نامه دهخدا سازگاری موافقت درکار- حسن سلوک معنی شده است میرویسی؛ (۱۳۸۵)
سازگاری یک فرآیند پویای روان‏شناسی است که از مراحل به هم پیوسته‏ای تشکیل شده است، افراد برای ایجاد سازگاری باید مراحلی را پشت سر بگذارند. فرایند سازگاری از نیاز یا سائق شروع می‏شود و با ارضای آن تمام می‏شود، به عنوان مثال در صورتی که یک نوجوان احساس طرد شدن کند، به احساس تعلق نیاز پیدا می‏کند که از طریق پذیرفته شدن توسط والدین، معلمان یا گروه همسالان میسر می‏شود. بنابراین می‏توان مراحل سازگاری را خروج از حالت تعادل و رسیدن به حالت تعادل مجدد دانست. بیلدر و رابرت[۵۱]؛(۱۹۹۰)، به نقل از کدیور؛(۱۳۷۱). روان‏شناسان سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده‏اند و ویژگی‏هایی از شخصیت را بهنجار تلقی کرده‏اند که به فرد کمک می‏کنند تا خود را با جهان پیرامون خویش سازگار نماید، یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی برای خود به دست آورد. اتکینسون و هیلگارد[۵۲]؛(۱۹۸۹)به نقل از براهنی و همکاران؛(۱۳۸۲). در این میان، سازگاری اجتماعی انعکاسی از تعامل فرد با دیگران، رضایت از نقش‏های خود و نحوهی عملکرد در نقشهاست که به احتمال زیاد تحت تأثیر شخصیت قبلی، فرهنگ و انتظارات خانواده قرار دارد.
از آنجا که سازگاری اجتماعی مفهوم عام و گسترده‏ای می‏باشد، تعریفی که مورد اتفاق نظر اکثریت متخصصان باشد وجود ندارد، اما از عمده‏ترین تعاریف سازگاری اجتماعی می‏توان به تعاریف زیر اشاره کرد:
خدایاری فرد؛(۱۳۸۵) معتقدند که سازگاری، تمایل ارگانیزم برای تغییر فعالیت‏های خود در راستای با محیط است که در واقع پاسخی به تغییرات محیط پیرامون می‏باشد. این ویژگی تعامل و سازگاری فرد با دیگر افراد و ساختارهای ارزشی در واقع مهارت اجتماعی است که تعامل پیوندها و مناسبات او با دیگران و جنبه‏های ارزشی جامعه‏ای که در آن زندگی می‏کند را تأمین می‏کند. با توجه به این تعریف باید تمایزی بین سازگاری فیزیولوژیک و سازگاری اجتماعی قائل شد. زیرا اگر ارضای نیازهای فیزیولوژیک زندگی برای موجود غیر ممکن شود بقای موجود زنده به خطر می‏افتد. ولی سازگاری اجتماعی برعکس نیازهای فیزیولوژیک در صورت برآورده نشدن آسیبی به بقای موجود زنده از نظر زیستی نمی‏رساند اما رفتارهای او را غیرانطباقی می‏کند. دبوراه، ترنر و رومانو[۵۳]؛(۱۹۹۳) سازگاری اجتماعی را جریانی می‏دانند که توسط آن روابط میان افراد، گروه‏ها و عناصر فرهنگی در وضع رضایت بخشی برقرار باشد. به عبارت دیگر روابط میان افراد و گروه‏ها طوری برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنهارا فراهم سازد. تیلور، لتیا و شلی[۵۴] سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارتهای اجتماعی می‏دانند، از نظر آنها مهارتهای اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه‏های اجتماعی خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. این مهارتها باید دارای بهره‏ای دوجانبه باشد. به عبارتی دیگر در عین حال که برای شخص مفید است برای دیگران نیز سودمند باشد. خدایاری فرد؛(۱۳۸۵).
از نظراشناینبرگ[۵۵]؛(۱۹۹۲) درجریان سازگاری اجتماعی موضوع ارتباط فرد با افراد دیگر مطرح می‏شود. دراین جریان، برخورد انگیزه‏ها و خواسته‏های فرد با ضروریات سازندگی گروهی نمایان می‏شود. سازگاری اجتماعی به عنوان یک شاخص روان‏شناختی در برگیرندهی قالب‏های اجتماعی، مهارتهای اجتماعی، علایق اجتماعی، روابط خانوادگی، روابط مدرسه‏ای و روابط اجتماعی تعریف می‏شود. فرقدانی؛(۱۳۸۳).
سازگاری فرایند پیوسته‏ای است که در آن تجربیات یادگیری شخص، باعث ایجاد نیازهای روانی می‏گردد و نیز امکان کسب توانایی‏ها و مهارتهایی را فراهم می‏سازد که از طریق آن می‏توان به ارضای آن نیازها پرداخت. نیکتاش؛(۱۳۷۹).
سازگاری اجتماعی به وضعیتی گفته می‏شود که افراد با گروه‏ها، رفتار خود را به تدریج و از روی عمد و غیرعمد تعدیل می‏کنند تا خود را با فرهنگ موجود مانند رعایت عادت‏ها، صرف وتقلید سازگار نمایند. به عبارتی سازگاری اجتماعی آن نوع واکنش‏هایی است که شخص برای رعایت قوانین محیط اجتماعی از خود نشان می‏دهد و آن را به علت هماهنگی با معیارهای اجتماعی و پذیرفته شدن از طرف آنان اساس رفتار خود قرار می‏دهد. کوهسالی؛(۱۳۸۵).
سازگاری اجتماعی معمولاً دراصلاحات نقش‏های اجتماعی، عملکرد نقش، درگیر شدن با دیگران و رضایت با نقش‏های متعدد مفهوم سازی شده است. بیدرمن[۵۶]و همکاران؛(۱۹۹۳).
گاه واژه‏های اجتماعی شدن، جامعه پذیری و رفتار جامعه پسند را مترادف با سازگاری اجتماعی می‏دانند که لازم است این مفاهیم توضیح داده شود. نظیری؛(۱۳۷۳).
بدون تردید، اجتماعی بودن دیرینه‏ترین و پایدارترین ویژگی شناخته شده ی انسان است و تقریباً به عنوان یک اصل بدیهی در علوم اجتماعی پذیرفته شده است. این خصیصه بیانگر عدم استقلال فرد از جامعه و ارتباط تنگاتنگ آنها است. رویچ جامعه شناس معاصر می‏گوید: قبل از هر چیز باید بدانیم فرد وجامعه بدون یکدیگر نمی‏توانند وجود داشته باشند و آن دو به شکل غیر قابل تفکیکی دریکدیگرحل شده‏اند. ابراهیمی باغبانان؛(۱۳۸۱).
هرفردی در ارضای نیازهای زیستی و اجتماعی خود با محدودیت‏های قانونی، عرفی، اخلاقی در جامعه مواجه می‏شود. درمحدوده ی این ضوابط آشکار و پنهان اجتماعی است که نیازها درجه بندی و محدود می‏گردد و تحقق می‎‏یابد. بدین لحاظ برای رسیدن به امیال و دستیابی به اهداف مشخص باید رفتار اجتماعی مناسب و شیوهی ارتباط صحیح با دیگران را آموخت و فرد را با جامعه، هماهنگ و سازگار کرد. این امر جز با شناخت و پذیرش آگاهانه یا ناآگاهانه، ارزش‏ها، آداب، اصول و قوانین جامعه ممکن نیست، به این جنبه ازیادگیری فرد، اجتماعی شدن می‏گویند. نقدی دورباطنی؛(۱۳۸۰).
در واقع اجتماعی شدن فرآیندی است که فرد از طریق آن قالب‏ها، ارزش‏ها و رفتارهای مورد نظر فرهنگ و جامعه خود را می‏آموزد. ماسن[۵۷]و همکاران؛(۱۳۸۰).
به گفتهی آرنت[۵۸]؛(۱۹۹۵)سه هدف عمده ی اجتماعی شدن عبارتند از الف) کنترل تکانه‏ها که شامل گسترش وجدان است، ب) آمادگی نقش و عملکرد در برگیرندهی نقش‏های شغلی، نقش‏های جنسی و نقش‏هایی که در مراسمی نظیر ازدواج و پدر و مادر شدن است)پرورش منابع معناداری است که چه چیزی دارای ارزش است و زندگی برای چه چیزی است.
منظور از جامعهپذیری عبارت است از گرایش به ترجیح دادن این که بیشتر با سایر افراد باشیم. جامعه پذیری شامل تمایل به جلب توجه دیگران. تمایل به سهیم شدن در انجام فعالیت‏ها و همراه آنها و تمایل به پاسخدهی و تحریک که جزئی از تمایل اجتماعی نیز هست، می‏شود. جامعه‏پذیر بودن ذاتاً ارج نهادن به فرایند تعامل با سایر افراد است. احمدخانی؛(۱۳۸۸).
رفتارجامعه پسند اصطلاحی است که روان‏شناسان به اعمال اخلاقی که از لحاظ فرهنگی تجویز می‏شود مانند مشارکت با دیگران، کمک به دیگران، همکاری با دیگران، ابراز همدردی اطلاق می‏کنند. چنین رفتاری غالباً باعث می‏شود که فرد بتواند خود را کنترل کند، زیرا مستلزم آن است که او به خاطر منافع دیگران از منافع شخصی چشمپوشی کند. ماسن و همکاران؛(۱۳۸۰).
در تعریف دیگری سازگاری اجتماعی به عنوان مهم‏ترین ملاک اندازه‏گیری رشد اجتماعی فرد، عنوان شده است. رشد اجتماعی، مهم‏ترین جنیهی رشد وجودی هر شخص است. معیار اندازه‏گیری رشد اجتماعی هر کس میزان سازگاری او با دیگران است. این دیگران شامل همهی دوستان، معلمان، افراد خانواده وحتی کسانی که برای اولین بار با آنها ملاقات می‏کنیم، می‏شود. نظیری؛(۱۳۷۳).
اسلامی نسب خصوصیات انسان سازگار یافته را این گونه بیان می‏کند:
– احترام به شخصیت خود و دیگران
– شناسایی محدودیت‏ها در خود و دیگران
– داشتن این رفتار، معلول علتی است.
– شناسایی احتیاجات و محرک‏هایی که سبب ایجاد رفتار و اعمال می‏گردند.
همچنین چند ویژگی را به عنوان اشکال رفتار سازگارانه در سنین مختلف بیان می‏کنند:
– فرد سازگار در تجاربی که متعلق به محدودهی رشد سنی اوست، شرکت می‏کند.
– فرد سازگار قادر به پذیرش تجارب و مسئولیت‏های مربوط به نقش یا موقعیت خویش در زندگی است.
– فرد سازگار با اشتیاق به حل و فصل مشکلاتش می‏پردازد.
– فرد سازگار می‏داند که چگونه و چه وقت کار وتفریح می‏کند.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.