دانلود پایان نامه

بهرحال به نظر می رسد آن ابعاد تعامل زناشویی که شامل محتوای منفی (مثلاً عیب جویی/ خرده گیری) و تأثیر احساس منفی (مثلاً عصبانیت یا رفتارهای تهدیدآمیز و خشونت) هستند، بیشترین تأثیر را بر کیفیت رابطه زناشویی داشته باشند و مشکلات اقتصادی بیشترین تأثیر را بر آنها می گذرانند. همچنین پژوهش های پیشین نشان می دهند که فشار اقتصادی ممکن است منجر به کناره گیری و عدم توجه مراقبت همسران نسبت به یکدیگر شود. بنابراین هنگامی که زوجین با مشکلات مالی روبرو می شوند تعامل های مثبت بین آنها کاهش می یابد، کاهش گرمی و حمایت کنندگی تعامل های زناشویی نیز بر خوشبختی و رضایتمندی زناشویی تأثیر می گذارد و از این طریق کیفیت زناشویی را کاهش می دهد (گانگ، 2007؛ به نقل از صادقی، 1388) هنگامی که پیوند گرم و صمیمانه زن و شوهر، به دلیل رخ نمودن مشکلات، تبدیل به رابطه سرد و پر تعارض شود، این مسأله بر خصوصی ترین رابطه آنها یعنی رابطه جنسی، تأثیری منفی خواهد گذاشت. در دوره های مختلف و فرهنگ های گوناگون کاهش رابطه جنسی به هنگام بروز تعارض، در بیشتر و شاید همه زوج ها دیده می شود که خود نشان دهنده انتقال این زمینه از تعارض زناشویی است (حسینی، ثنایی.1384).
کانجر و الدر در سال1990 (به نقل از عیسی نژاد،1392) برای تبیین بهتر این موضوع مدلی را پیشنهاد کردند:
خشونت همسر
عدم ثبات زناشویی کیفیت روابط زناشویی فشار اقتصادی مشکلات اقتصادی
محبت و گرمی
همچنین درک همسر به عنوان یکی از عوامل مهم بر موفقیت ازدواج تأثیر می گذارد. به محض اینکه یکی از طرفین احساس کند همسرش از وی برداشتی نادرست داشته؛ اطمینان و اعتمادی که زمینه ساز و لازمه زندگی مشترک است را از دست می دهد و این نقطه شروع اختلافات بزرگ است (پاداش، 1389).
به طور کلی می توان گفت زوج های که به آسانی افکار و احساسات خود را در میان می گذارند و به پذیرش و درک احساسات یکدیگر قادر هستند، رضایت زناشویی بیشتری دارند. زن و شوهر هایی که توانایی برقراری ارتباط مناسب را دارا هستند، روابط زناشویی رضایتمندانه تری دارند. تحقیقات متعدد نشان داده اند تعامل منفی زن و شوهر در ایجاد نگرش منفی و وقوع طلاق یا جدایی، متغییر پیش بینی کننده قوی است و آموزش مهارت های ارتباطی و زناشویی برای کسب رضایت زناشویی موثر است (ذوالفقار پور و همکاران،1383).
2-3-8 نارضایتی در ارتباط زناشویی
نارضایتی از روابط نتیجۀ شکست در دلبسته شدن در رابطه ای است که در آن یکی از زوجین یا هر دو به دنبال تهیۀ تکیه گاهی مطمئن هستند. در رابطۀ زن و شوهر دلبستگی به وسیله روابطی که دو سویه و پر محبت هستند و در آن هر دو نفر احساس صمیمیت و امنیت دارند مشخص می شود (جانسون، مکینن و میلیکین ،2001؛ به نقل از حسن آبادی، مجرد، سلطانی فر، 1390). پیوندهای ایمن به وسیله در دسترس بودن و پاسخگو بودن زوجین نسبت به یکدیگر مشخص می شود. این ارتباط های ایمن به زوجین این امکان را می دهد که از طریق اداره آشفتگی های هیجانی، به یکدیگر کمک کنند (جانسون ، 2004). رویکرد زوج درمانی هیجان مدار معتقد است آشفتگی های زناشویی همراه حالت فراگیر از عاطفه منفی و آسیب های دلبستگی ایجاد می شود و ادامه پیدا می کند (جانسون و گرینبرگ ، 1985 ؛ به نقل از حسن آبادی، مجرد، سلطانی فر، 1390).
در راستای بررسی نارضایتی زناشویی، می توان به مفهوم سرخوردگی زناشویی اشاره کرد. سرخوردگی زناشویی کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی است که شامل کاهش توجه به همسر، بیگانگی عاطفی و افزایش یک نوع احساس بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت به همسر است. سرخودگی که به معنای جایگزین شدن عواطف خنثی به جای عواطف مثبت است. در این زمینه معمولاً فرض می شود که مجموعه ای احساسات و عواطف مثبت در شروع رابطه وجود داشته است. مفهوم سرخوردگی به طور خاص به حالت عاطفی ازدواج (احساس علاقه، توجه و عاطفه نسبت به همسر) اشاره می کند، نه به رفتارهای واقعی. زوجین ممکن است در میزان سرخوردگی زناشویی شان متفاوت از یکدیگر باشند؛ در بعضی موارد هردو نفر سرخوردگی را تجربه می کنند، و در موارد دیگر سرخوردگی تنها در مورد یک فرد است و طرف مقابل علاقمند به اوست. در یک ازدواجِ سرخورده، احساسات منفی مانند آسیب و خشم رو به افزایش است، تا اینکه به یک حالت سردی منجر می شود (کانر، 1993؛ به نقل از کوهی، 1388). به نظر می رسد هنگامی که زوجین دچار سرخوردگی می شوند، موارد زیر را می توان در روابط شان مشاهده کرد: 1-افزایش احساس “گسستگی” و دور شدن از همسر (مثل فاصله گرفتن از او، سردی، یا انزجار نسبت به او) 2-حرکت به سمت زندگی کردن به روش خود، همراه با کاهش مشارکت در فعالیت ها، کاهش علائق و کاهش ارتباط با همسر 3- ترس هردو زوج یا یکی از آنها از اینکه تخریب رابطه تا نقطه طلاق یا جدایی پیش برود 4- مشاجره یا ایجاد فاصله ای که در پی شکست زوجین برای برقراری پیوند ارتباطی به وجود آمده است 5- اِشکال در طرح ریزی برای آینده به دلیل بروز بحث یا وجود فاصله در روابط و برنامه ریزی اندک در مورد فعالیت های آتی 6- انتظاراتی از خود، همسر یا روابط که به نتایج منفی همچون محدومیت، ناامیدی، افسردگی، اضطراب و خشم منجر می شود (کیمیایی و باقریان نژاد، 1384؛ به نقل از کوهی، 1388).
سرخوردگی عدم حضور عشق است که معمولاً بعد از تجمع نارضایتی ها در ازدواج اتفاق می افتد. کایرز مسائل مختلف در مراحل تحول ازدواج که بر سرخوردگی موثر هستند را بررسی کرد. مهم ترین رویدادها عبارتند از رفتار کنترل گرانه همسر، عدم مسئولیت پذیری همسر، فقدان حمایت عاطفی، صفات منفی همسر و ناتوانی در حل مشکلات. انباشته شدن سرخوردگی ها و تنش های روزمره سبب فرسایش روانی و سرانجام به دلزدگی منجر می شوند (پاینز، 1381، ترجمه شاداب).
2-3-9 مسائل جنسی میان همسران
سازمان جهانی بهداشت، خانواده را به عنوان عامل اجتماعی اولیه در افزایش سلامت و بهزیستی معرفی کرده است (کمپبل، 2003 ؛ بخشایش، مرتضوی، 1388). مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار می گیرند. رضایت جنسی عامل مؤثری در روابط زناشویی گزارش و بیان شده است (همایی، خیاطان و سلیمی، 1387). در واقع، یکی از عوامل پایدار در زندگی زناشویی، رضایت جنسی زوجین از یک دیگر است، که می تواند در تحکیم روابط صمیمانه همسران بسیار مؤثر باشد. عاملی که می تواند نقش مهمی در حفظ خانواده از آسیب های روانی و افزایش بهداشت روان و سازگاری زوجین ایفاء نماید.
اختلال در ارضاء میل جنسی می تواند بر روند زندگی تأثیر گذار باشد و موجب بروز مشکلات در زندگی مشترک گردد.
افرادی که در رابطه جنسی خود با همسرشان رضایت بالایی داشتند، به گونه قابل ملاحظه ای کیفیت زندگی بهتری را نسبت به آنهایی که رضایت ندارند، گزارش می کنند (عسکری، 2010).
بین ناخشنودی جنسی یکی از زوجین با ناخشنودی جنسی طرف مقابل او، همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد. بدین معنا که با افزایش ناخشنودی جنسی هر کدام از زوجین، ناخشنودی جنسی همسر او نیز افزایش می یابد (علی اکبری، 2010).
2-3-10 روابط با همسر در مصروعین
برای بررسی روابط بین همسران در بین جمعیت مبتلا به صرع، بهتر است ابتدا درباره وضعیت ازدواج و زندگی مشترک در این گروه نکاتی را ذکر کنیم:
طبق یک پژوهش در کره در سال 2010، نرخ ازدواج در بین افراد مبتلا به صرع در سن 20 تا 60 ساله 57 درصد بود، در حالی که در جمعیت عادی 4/80 درصد قابل انتظار است. طلاق در بین مصروعین 20 تا 60 سال؛ 4/11 درصد بود که بیشتر از دو برابر در بین جمعیت عمومی در همان محدوده سنی (1/5 درصد) است. از 38 فرد طلاق گرفته، 8/15 درصد یک ازدواج دوم را تجربه کردند. در سال 2005 مردان مصروع، نسبت به زنان مصروع، به احتمال کمتری ازدواج می کردند. در بین افراد مجرد 34 درصد گزارش کردند که آنها به خاطر صرع ازدواج نکردند و 76 درصد از مصروعین مطلقه اظهار داشتند که صرع علت طلاق آنها بوده است. عوامل موثر در وضعیت تجرد و جدایی در مصروعین شامل جنسیت، شروع زودرس تشنج و تشنج قبل از ازدواج، نا آگاهی همسران از اختلال قبل از ازدواج، و ترس از تبعیض بود.
یک تجزیه وتحلیل رگرسیون لجستیک چند متغیره نشان داد که عوامل بالقوه موثر در وضعیت تجرد در بیماران کره ای عبارت بودند از جنسیت و سن شروع تشنج. مردان نسبت به زنان به احتمال 5/3 برابر و بیماران مصروع با شروع تشنج قبل از 20 سالگی نسبت به شروع تشنج بعد از 20 سالگی به احتمال 6/2 برابر بیشتر مجرد بودند. به طور خاص احتمال مجرد بودن برای مردان با شروع تشنج قبل از بیست سالگی بود 5/5 برابر، نسبت به زنان با شروع تشنج بعد از بیست سالگی بیشتر بود و نیز عوامل بالقوه موثر از وضعیت طلاق در بیماران کره ای بود : شروع زودرس تشنج (96/0 برابر)، شروع تشنج قبل از ازدواج (5/4 برابر)، عدم وجود فرزندان در زندگی زناشویی (4برابر)، سطح پایین تر تحصیلات. بهرحال جنسیت، سن، نوع ازدواج (اجباری یا غیر اجباری)، وضعیت بهبودی صرع و آگاهی همسران قبل از ازدواج بر وضعیت طلاق بیماران کره ای موثر نبود (کیم و همکاران ، 2010).
این پژوهش نشان داد که بدنام سازیِ اجتماعی از صرع در زندگی بیماران جریان دارد و ادامه پیدا می کند و به زندگی زناشویی بیماران مصروع در کره ضربه می زند. صرع، تأثیر جدی و متعارضی روی جنبه های مختلفی از زندگی اجتماعی دارد. این یک توافق عمومی است که مبتلایان به صرع، نسبت به جمعیت عادی، به احتمال کمتری ازدواج می کنند و به احتمال بیشتری طلاق میگیرند (وادا و همکاران، 2001؛ به نقل از کیم و همکاران، 2010). چنین پدیده اجتماعی نامطلوبی که بر بیماران مصروع موثر است، می تواند به طور گسترده ای به بدنام سازی اجتماعی صرع نسبت داده شود. در این میان، ممکن است رفتارهای معمولی از احساسِ ننگ ادراک شده بیماران ناشی شود، مانند اینکه اکثریت آنها به همسرانشان درباره بیماریشان قبل ازدواج اطلاعی نمی دهند و علت آن را ترس از هرگونه اختلالی در فرایند مذاکره ازدواج بیان می کنند (آگاروال و همکاران، 2006). متأسفانه رفتارهای متقلبانه نادرست از ننگ ادراک شده ناشی می شود؛ به عبارت دیگر، ننگ ادراک شده به همسران یک دلیل مشروع برای طلاق را پیشنهاد می کند که یک نتیجه فوق العاده شدید از ننگ تصویب شده برای صرع است (جاکوبای، 2002؛ به نقل از کیم و همکاران ،2010).

مطلب مرتبط :   یورگن هابرماس
دسته بندی : علمی